پایان نامه رایگان درمورد بیمارستان، قانونگذاری

دانلود پایان نامه ارشد

ردن حرف سایرین بود، دانشآموزان بسیاری خواهان صحبت کردن بعد از این نظر بودند.
ت: خب، یه کم وایستید. الآن مثالها رو بررسی میکنیم. کی پایبندتر به قانو::::نهههه.؟ مانی شما چرا مخالفی؟
مانی: مخالفم برای اینکه نداریمههه. من به خاطر این مخالفم با حرف سید که نمیشه حتماً یه چیزی ضرری نداشته باشه. اگه یه چیزی واسه یه کسی ضرر داشته باشه واسه یه کس یا چیز دیگهای که به این کار ربطی نداره حتماً مفیدههه، یا مثلاً کسی که یه چیزی واسش حتماً مفیدهههه واسه یکی دیگه حتماً مضره.
ت: بچهها موافقید با حرفش؟ کی نکتهای که گفت رو شنیده؟ بگو شایان
* مانی با بخشی از ایدههای 3 و 6 مخالفت و مسئلهای طرح میکند که نیاز به بررسی بیشتر دارد. لذا تسهیلگر برای حفظ ارتباط و انسجام بحث و جلب توجه همه مشارکت‌کنندگان برای پیگیری مطالب تلاش میکند.
شایان: خانو::م گفتش که ههه نفهمیدم ̊چی شد̊.
ت: مهم نیست. تو بگو((با دست به مهرداد اشاره می‌کند))
مهرداد: گفتههه اگه واسه کسی ضررهه نداشته باشه شاید برای یه نفر دیگه مفید [باشه
آرش: [خانوم گفتش که ممکنه یه کاری برای ما:::ا مفید باشه، برای دیگرا:::ان مضر باشه.
ت: همین رو گفتی مانی؟
مانی: آره .(0.5) من اینجوری گفتم استدلال سید حتماً نمیشه. بهخاطر اینکهههه هرجا که یه ضرری [هست
سید: [خب؟
مانی: واسه یه مخالفش، واسه یه کس دیگه مفیده. یعنی یه چیزی که برای یه کسی مفیده حتماً برای یه کس دیگه [مضره.
امیرعلی: [ این همون حرف منه دیگه.
((همهمه کوتاه (0.7)))
ت: دست بالا برای مخالفت و موافقت. مهرداد بگو
مهرداد: منظور سید این بود کهههه من میخوام شفافش کنم. منظور سید اینه کههه() حرف مانی درسته. منظور سید اینه که واسه اونایی که مضره، واسه اونای دیگه مفیده. واسه همشون ضرری نداشته باشه یعنی همون حرفی که مانی [هم گفت.
مانی: [ ̊حرف من رو عوضی گفت̊. من گفتم نمیشه برای همه ضرری نداشته باشه. قطعاً برای بعضیها ضرر داره.
مهرداد: قطعاً::::ان. خب؟ منظور سید این بود که واسه همونایی که ضرر داره هم مفید باشه.
(0.8)
ت: سید تو چی گفتی؟
سید: خانوم، مانی برگشت گفت که نمیشه برای کسی ضرری نداشته باشهه ضرری نداشته باشه. حتماً اون کار برای کسی ضرر دارهه اون موقعهه یکی میاد میره کار می‌کن::::ه‌هههه پول درمیاره میر::::ره یه ماشین بنز میخره. این برا خودش تصمیم گرفته. کاری کرده برای هیچ کس هم ضرر نداشته.
ت: خُ:::ب. یه مثال زد از یه کاری که به نظر شخص درسته ولی برای کسی ضرر نداره. رضا بگو ببینم
رضا: خانو:::وم. من با نظر آقایِ::::ی سید مخالفم، با نظر اینم((اشاره با دست به مانی)) مخالفیمهههه خانوم مثلاً یه آدم خودش میتونه مثلاً بگه چه تصمیمی درسته خانوم می‌تونه اصن اون تصمیم رو نکنه یا اون کار رو نکنه. اما مثلاً برای تموم دنیا به نظر من چیز نیستههه مثلاً درست یا غلط نیست، مثلاً یه نفر داره هِی::ی نماز میخونه ب::بعد میگن برای آدم دیگه ضرری داره. باید این رو رد کنیم. نمازخواندن باید بخوانیم واجب هم هست. (0.6)خانوم نمیشه اون رو رد کرد برای کسی ضرری ندارد.
* رضا برای ایده قبلی مثال نقض می‌زند؛ کار درستی که برای سایرین ضرر ندارد.
ت: بگو امیرعلی
امیرعلی: خانوم مثلاً این مثال نمازی که رضا ز::د. مثلاً یکی مریضه، برای نماز خوندن جون تو تنش نیست که نماز بخونهههه ولی نماز میخونه که واسش یه ثوابی داشته باشه که بتونه خدا شفاش بده=اونوقت وقتی بخواد بره بیمارستان چیزشه، وقتی میخواد بره پول بیمارستان رو بده، بعد نمیره پرستار پولش رو بده، برای اونا ضرر داره.
ت: آیا مثال مرتبط بود؟
عاطف: من با حرف سید مخالفم. چون سید میگه بریم ماشین بنز بخریمههه چون خارجی::یه بر دولت ما اثر [میگذاره.
آرش: [راست میگه خانوم
امیرعلی: [خانوم اگه ()
ت: برای اینکه قانون کلاس را زیر پا گذاشتین دو دور محروماید. بدون اجازه حرف زدن!
* این قانون در جلسات آغازین به توافق جمع رسیده است. در اینجا، تسهیلگر سؤال جدیدی میپرسد تا بحث رو به جلو باشد و دانشآموزان به ابعاد دیگر این قضیه فکر کنند.
ت: بچهها، حالا که به این جنبههای مختلف فکر کردین، به نظرتون بهتر نیست یه گروهی در جامعه بشینند تصمیم بگیرند چه کاری درسته و چه کاری غلطه؟(0.5)̊ بهتر اینه که یه گروهی تصمیم بگیرند چی درسته؟̊ امیرحسین بگو
امیرحسین: بله. همه باید دست به دست هم بدیم، با هم مشورت کنیم، حرف بزنیم [کهههه
ت: [همه نگفتیم، گفتیم یه گروهی برای همه تصمیم بگیرند؟(0.5) مانی بگو
مانی: ببخشید سؤال رو با سؤال جواب میدمهه یعنی که ممکنه مثل شما نباشند که برای شما تصمیم [میگیرند؟
ماهان: [یه شورایی باشه
ت: آهان. همین. فکرکن یه شورایی باشه که مردم تعیین کردند و برای همه تصمیم بگیرند که یک کار درسته یا نه؟
مانی: در صورتی خوبه که اون شورا منصف باشه.
ت: چه‌جوری بفهمیم؟ عاطف بگو ̊ببینم̊
عاطف: باید علاوه بر اینکه منصف باشههه اینکهههه مردم انتخابش کرده باشند [بعدهه از نمایندگی مردم یه کاری را بکند.
* بعد از روشن شدن یک مصداق مشخص از کلیت سؤال، ایده اول در روند صحبتهای چندتن از دانش‌آموزان شکل میگیرد.
سید: [خانوم ما با نظر عاطف()
((سید دست بلند میکند))
ت: نه سید تو دو دور محرومی با اینکه مشتاقی نمیشهههه، بگو رضا.
رضا: خانوم ما با بعضی از حرفهای ()، یعنی با نظرات عاطف[(مخالفیم).
ت: [خیلی خوب، میخوایم ببینیم دلیل مخالفتش کجاست؟
رضا: خانوم اون شورا مثلاً اگه خودشون بیان که کامل همه چی رو به خوبی خودشون میگن اما اگه از نظر مردم انتخاب شده و منصف هم باشند امکان دارهههه همه چیز روههه بر چیز مردم گرفته باشندهههه مث:::لاً همه چیز بر اساس مردم باشه. باید یه قانونایی باشه که کمی هم به ضررشون [باشه.
ت: [کسی حرف رضا رو فهمیده شفاف کنه؟
((علامت منفی سر تکان دادن))
ت: رضا یه بار دیگه بگو میخوایم ببینیم کجاشه که مخالفی تا اینجا که به نظرم رسید موافقی.
رضا: خانوم مردم چیز شدندهههه انتخاب کردند. قانونگذاریهه خانوم نمیشه که قانون رو همش به منصفی و() و تصمیم مردم باشه باید یه ضرر کمی همههه برای مردم داشته باشه و اگر اونا خیلی برای مردم منصف باشند. دیگه نمیشه(0.3)
ت: یعنی اونایی که گروهاند، ممکنه کارهایی هم تصویب کنند یه چیزایی بگند درسته. که ضرر هم برای مردم داشته باشه ولی بازم بهتره یه گروه تصمیم بگیرند؟
رضا: وقتی اونا مثلاً قانون رو میگذارند. خا::انوم نمیشه که همش برخوبی مردم. به مراد مردم باشه، اینجوری دیگه زندگی دیگه خیلی راحت میشه. مثلاً خانوم یه قانونایی هست که میشه به ضرر مردم هم باشه.(0.6)
ت: مهرداد بگو
مهرداد: من یه نظر جدید دارم. این یه قانونایی میذارند. خب؟ شاید چند نفر باشند که از این قانونا ناراضی باشند.
ت: خب. اونوقت اون کار نادرست میشه؟! اون قانونا؟ سؤال اصلی‌مون یادتون نره، نگفتین کی تصمیم بگیره چی درسته چی نادرسته؟ مانی بگو
مانی: من میگ:::گم حرفی که مهرداد زد ببخشید اصلاً یه چیز کاملاً نامرتبطه، بعدشم رضا میگه، یعنی میخوایم زندگی پیشرفت نکنه. پسرفت کنه؟ سختتر بشه؟ برگردیم به دوران اولیه. در صورتی که باید قانونایی درست کنیم که() ولی وقتی ما میگیم منصف.آ:::ادمیه که به مردم ضرر نرسونه. نه به دولت ضرر برسونه نه به مردم. منصف یعنی این.
* صحبت مانی، نشان از گوش دادن فعالانه او به نظرات سایرین است. وی با ذکر دلیل، با نظرات قبلی مخالفت می‌کند و در ضمن این مخالفت، تلاشی برای شفاف ساختن مفهوم «منصف» نیز دارد.
ت: آرش بگو
آرش: خانوم به نظرم کسی که میتونه تصمیم بگیره(که چی درسته)، که یه نفر عادل باشه. منصف [باشه.
ت: [گروهه؟
آرش: منصف باش::شند. عادل باشند.
ت: میخوای رو تفاوت اینا تأکید کنی؟ با هم فرق دارند منصف باشند و عادل باشند؟
آرش: نه یکی‌اند.
ت: ((با اشاره به)) امیرعلی یعنی چی؟
امیرعلی: خانوم من یه نظر دیگه[دارم
ت: [ این نظر رو میخوایم تکمیل کنیم. منصف و عادل باشند. این رو کی میخواد تکمیل کنه؟ [شایان
امیرحسین: [خانوم منصف و عادل آخه:::ه با هم فرق نداره.(0.2)
شایان ر: خانوم منصف و عادلانه با هم فرق دارند.
((همهمه کوتاه))
شایان ر: خانوم یه مثال میتونم بزنم. مثلاً هههه حضرت علی دست ستمگر رو از بیتالمال کوتاه می‌کرد تا عدالت رو [برقرار کنه.
امیرعلی: [ این همون انصاف میشه دیگه
ت: امیرعلی، باز که بیاجازه حرف زدی. من میخوام تو رو انتخاب کنم ه:::هی بیاجازه حرف می‌زنی، نمیشه. یه کم صبور باش. شایان ادامه بده.
شایان: منصف کاریه که انجام شدهههه و به نفع همه است اما عادلانه کاریه که انجام نشده. [عادلانه
ت: [حالا تو موافقی باهاش با آرش؟ که یه گروهی تصمیم بگیرند چی درسته، چی نادرسته که منصف و عادل باشند؟
شایان ر: خانوم به نظر من منصف و عادل با هم خیلی فرق می‌کنه. این که یه گروهی باشند. درسته. (0.3) یک گروهی باشند ولی منصف وعادلههه چیزیه که باید دربارهاش یه موضوعی رو اون گروه میشینه یه موضوعی رو فکر میکنه. منصف و عادل همینطور که گفتم ههه منصف یعنی کاریه که انجام شده و مثبته ولی عادل. ما باید تو این موضوع عادل را کار داشته باشیم نه منصف رو. عادلههه عادل یعنی همون عدالت داشته باشه.
ت: خب امیر‌علی بگو
امیرعلی: خانوم من اول با حرف عاطف مخالفم. هم با حرف آرش. خانو::وم منصف مثلاً این که همه چی نصف، نصف =مثلاً یکی از یکی یه پولی کلاه برداری کرده. نصف رو ههه به اون بدن نصف رو به اون یکی.
ت: خب، معلومه که ما تعریف واحد و یکیای از عادل و منصف نداریم. ما اومدیم از عدالت شروع کنیم به اینجا [رسیدیم.
* دانشآموزان هر کدام ایده خود را درباره منصف و عادل بیان کردند و از جریان این صحبتها دریافتیم که در اینجا، تعریف واحدی از مفهوم «عدالت» و «انصاف» وجود ندارند.
امیرعلی: [خانوم. اصلاً نمیشه منصف. میشه عادل و دادگر باشه و اینکههه درهه پی حقیقت باشه=پی حقیقت بگرده. خانوم الآن هم اینجوری هست. مثلاً مجلس، رئیس جمهور، دولت دارن واسه ما تصمیمهای خوب میگیرن که (چی درسته). خانوم ولی اگه. خانوم من با عا::اطف هم مخالفم که میگه ما اونا رو انتخاب کنیم. ما میتوانیم انتخاب کنیم. ولی نمیتوانیم صلاحیتشون رو تأیید کنیم. مثلاً اولین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب، بنی‌صدر. خانوم همه همه به اون رأی داد:::دن، هیچکس نمیدونست میخواد چه کاری درست کنه.
ت: یعنی ممکنه ما اشتباه کنیم تو [انتخابمون.
سید: [خانوم ما میخواستیم قبل از حرف امیرعلی این رو اصلاح کنیم که امیرعلی نتونه این مثال نقض رو بهش بزنه.
ت: خب. حالا بگو چی میخواستی بگی.
سید: یعنی میخواستیم اصلاح کنیم قبل از حرف امیرعلی. امیرعلی الآن با این، میتونه یه مثال نقض بزنهههه ولی من کاملترش میکنم که نتونه. من نظرم همون نظر عاطفِ که گفتش عا::ادل و منصف باشند و مردم انتخابش کرده باشند و ممکنه اون گروه. گروهی که مردم انتخاب کرده باشند. فقط ظاهرسازی کرده باشند و بعداً تو زرد از آب دربیاندههه برای همینم باید این رو ̊اشاره کنیم̊ که گروههه اگه اون گروه بیان یه اشتباهی بکنند، مردم بتونند بیایند اشتباهشون رو بهشون بگن و ازشون بخوان این اشتباه را اصلا:::اح کنند اگرم اشتباه را اصلاح نکردند و به حرف مردم گوش ندادند، مردم حق داشته باشند از اونها انتقاد کنند.(0.8)
* رفتار خودتصحیحانه دانشآموزان باعث میشود گفتوگو رو به جلو باشد و ایدههای اولیهشان بهبود یابد. این نمونهای از بحث بازاندیشانه است که کل گروه، انتقاد منصفانه را میپذیرند، ایدهها را خلاقانه به یکدیگر پیوند میزنند و مراقبت از روند بحث برایشان مهمتر از حفظ نظر«خودشان» است.
ت: خیلی خوب، این سؤالی بود که منم میخواستم الآن ازتون بپرسم که. آیا اگر این گروه یا کل جامعه تصمیمی بگیرند که این کار درسته، فرد. م:::من ̊حق دارم باهاش مخالفت کنم̊ چرا؟ ((اشاره به شهراد))
شهراد: حق داریم مخالفت کنیم. انتقاد کنیم اگر عادلانهههه[باشه
ت: [اگه عادلانه باشه؟
شهراد: نه ببخشید اگه نا::اعادلانه باشه
شایان ح: اگه بقیه مردمههه، اگه بقیه مردمههه باهاش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد بگیره، میتونه، خانوم، واسه Next Entries پایان نامه رایگان درمورد خودتصحیحی، فراشناختی، نهاد اجتماعی، تعاملات اجتماعی