پایان نامه رایگان درمورد آموزش مهارت، شبیه سازی، راهبردهای شناختی، طراحی آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

شاهد بیرونی نباشد كه نشان دهد این دانش غلط است یا اگر هیچ كس نباشد كه بگوید این دانش نادرست ، لزوماً اصلاح دانش را شامل نمی شود. این امر زمانی رخ می دهد كه روابط علت و معلولی به نحو ناقصی تعریف شده باشد. باردیگر گفتگوهای آموزشی روشن می سازد كه مسائل نمونه باید به نحوی طراحی گردند كه سبب پیشرفت دانش شوند. علاوه بر این، گفتگوها نشان می دهد كه دانش از طریق استدلال و با استفاده  از یك چهارچوب كلی مانند ً چرخه ی حیات گیاهً   كسب می شود. مهارت كاشت برنج تمرین نمی شود.
پیش بینی  و دنیای اكتشاف
برای درك تعامل بین كسب دانش و یادگری یك مهارت بعضی وقت ها می توان از شبیه سازی یا دنیای اكتشاف استفاده كرد. فرض كنید رویدادها در یك مدار الكتریكی در یك برنامه ی كامپیوتری شبیه سازی شده است كه به پیش بینی های دانش آموز بازخورد می دهد. هر اتفاقی كه در مدار رخ بدهد، بر اساس دانش علمی یا نظری پیش بینی می شود. این دانش طبقه بندی هایی مانند  شارژ، اتم ها ، نوترون ها، الكترون ها، و روابط متغیر های مربوط به منبع انرژی و عناصر مدار از قبیل مقاومت و هدایت ، ولتاژ و آمپر را در بر می گیرد.
مهارت های مرتبط با این دانش عبارت است از شناسایی موارد و جنبه های آن ها و پیش بینی رویداد های آتی. این پیش بینی ها از طریق محاسبات مبتنی بر روابط  قانون مند در نظام ، كه به صورت عملكرد های ریاضی توصیف شده است، صورت می گیرند. اساس اكتساب دانش صورت بندی و آزمودن فرضیه ها است. این كار از طریق آزمایش ، انجام دادن مشاهدات و یافته های تجربی انجام می شود به نحوی كه دانش به طور نظام یافته ساختار پیدا كند، و برای مثال ، با تغییر دادن یك متغیر تاثیر آن روشن می گردد. دنیاهای به اصطلاح اكتشافی ، كه دانش آموز را قادر می سازد پیش بینی ها و استنباط هایی انجام دهد. امتیازهای دیگری نیز دارند.
یك شبیه ساز می تواند به خصوص در تربیت اپراتور فرصت های آنی برای تمرین مهارت های لازم، كه معمولاً در ابتدا با خطا توأم است، فراهم سازد. این مهارت ها را در موقعیت  ً حقیقی ً یا به خاطر نادر بودنشان و یا این كه ممكن است اعمال خطا به پی آمدهای خطر ناك منجر شوند، به دشواری می توان تمرین كرد.
عنوان ً دانش علی  ً ، هم برای جمله های شرطی و دو شرطی برای توصیف رشته رویدادها و هم برای ( فرآورده ) فرآیند ها به كار می رود. مسائل آموزشی ، تا آن جا كه مقدور است، باید به نحوی طراحی شود كه هم توسعه ی دانش و هم تمرین مهارت را مشخص سازند. عنوان به معنی این نیست كه به منظور تاثیر گذاری خاصی همیشه به اقدام انسانی یا مكانیكی نیاز است و از آن برای تفسیر تغییر موارد تجربی ، برای مثال،  ً كاهش دما سبب می شود كه برگ ها بریزند  ً نیز استفاده می شود.

2-11-فرادانش
فرادانش اطلاعات مربوط به نحوه ی طرح ریزی و تدوین راهبرد ها برای پرداختن به یك مسئله ، نحوه ی تمرین یك مهارت و چگونگی مرور ذهنی دانش را شامل می شود. این نوع دانش، كه به چگونگی طرح ریزی مربوط می شود، هم رویكرد كلی و هم رویكرد مشخصی نسبت به حل یك مسئله را در بر می گیرد و نحوه ی عرضه ی طرح را نیز شامل می شود. مهارت های فرا شناختی مهارت های خود نظم دهی مانند صرف كردن وقت برای تمرین مهارت معین و نظارت بر پیشرفت خود را شامل می شود. ً كمپیون  ً و ً  براون  ً عمدتاً مهارت های خود نظم دهی فرا شناختی را مسئول تفاوت  ها در یادگیری و انتقال نتایج تلقی می كنند. بدین ترتیب ، این فعالیت های نظارتی باید در آموزش به طور روشن بیان گردند.
ارائه ی مسائل به دانش آموزان، دو هدف را دنبال می كند :  دانش آموز مجبور است برای حل مسائل فعال باشد. به علاوه، دانش آموز فرصتی خواهد داشت اكتساب دانش را با توسعه ی تدریجی مهارت های مربوط هماهنگ سازد. طبقه بندی كردن و ازشیابی خطاهای پیش بینی ، سبب پیشرفت اصلاح دانش می شود. اولین مرحله ی فرایند یادگیری ، یعنی مرحله ی بیانی و اخباری وقت گیر است. اگر دانش آموز گام یا عملیاتی را جا بیندازد، بلافاصله باید به او كمك كرد. وقتی كه شیوه ی عمل آموخته شد، جا افتاد و به طور خود كار اجرا گردید، می توان دانش جامع را، كه از طریق همان شیوه های حل مسئله تدارك دیده شده است، ارائه داد. اینك دانش آموز می تواند بدون حل مسائل مربوط ، دانش ( اطلاعات ) را بخواند. در صورتی كه دانش به همان حیطه تعلق نداشته باشد، بایدمسائل جدید ارائه شود. به دنبال آن ، بار دیگر ساختن دانش جدید و آموزش مهارت ها برای كاربرد این دانش جدید صورت می گیرد. از آن جا كه پس از ارائه ی مسائل ، دانش آموز ً چیز های ً جدیدی مانند اسامی موارد ، ویژگی های آن ها و روابط قانون مند بین امور می یابد یا كشف می كند، درحالت زنجیره های علی و فرایند سعی می كند نظم بندی ها را توصیف كند و تفسیری را تدارك ببیند.
حل مسائل و كشف  ً امور  ً برای دانش آموز همان فرآیندی نیست كه دانشمند برای انجام دادن آزمایش ها به كار می برد. در آموزش ، مسائل به نحو یافته طراحی می شود تا دانش آموز بتواند دانش لازم را بسازد و در حیطه ی درس ، شیوه ی عملی برای حل مسئله اتخاذ كند. در علم ، آزمایش گر بر اساس  فرضیه ی پیش بینی می كند كه از قبل به عنوان دانش  ً جدید  ً ساخته است. به هر حال، فرآیند كشف برای یادگیری مهم است. دانش آموز پیش بینی می كند كه یك مورد به كدام مقوله تعلق دارد، رابطه ی بین امور چیست ، یك مورد چگونه تغییر خواهد كرد و پس از گذشت زمان معینی چه اتفاقی خواهد افتاد. این فرایند نه فقط دانشی هم سو با واقعیت می سازدو فرض های نادرست را اصلاح می كند، بلكه آموزش مهارت های مناسب را نیز شامل می شود. وقتی مهارتی به شیوه ی عمل در آید، احتمالاً بهتر به خاطر سپرده می شود، زیرا با دانش رابطه ی مستقیم تری پیدا می كند. این دانش همراه با توسعه ی یك مهارت، به سبب این كه خود دانش آموز از واقعیت حاصل كرده ، معنا دار است و این دانش شرایطی را برای منطبق ساختن شیوه ی حل مسئله با ویژگی های موقعیت مسئله فراهم می سازد. اكنون روشن می شود كه یادگیری دانش و مهارت ها ترجیحاً باید با هم صورت گیرند و مرحله ی ً یافتن ً  در كسب هر دوی آن ها مهم است. اگر دانش ساخته شود و مهارت به شیوه ی عمل در آید، در این صورت می توان آن ها را به كار بست. این  ً سطح كاربرد  ً از آن   ً مریل  ً است.  مسائلی كه از یافتن واقعیت ، مقوله بندی امور، تعیین روابط یا تفسیر یك رخ داد برخوردارند، شیوه های عمل خاص خود را برا ی حل كردن دارند……. شخص می تواند در به كار بستن شیوه ی عمل معینی مهارت پیدا كند. آموزش یك مهارت بدون توجه به مسئله و دانش مربوط به معنی این است كه آن مهارت را طوطی وار آموخته می شود. اگر مسئله بیش از حد تعریف مجدد یا تغییر داده شود، دیگر نمی توان آن را حل كرد. تا این جا تحلیل دانش برای طراحان آموزشی بدین معنی است كه برای انواع متفاوت دانش و مهارت ها باید مدل های طراحی آموزشی تهیه شود كه از مقوله ی ً  مسئله  ً برخوردارند. علاوه بر آن ، مورد یا هستی و عملیات تعریف شده در آن باید بر جسته باشد. فرض بر این است كه هر مسئله را می توان به ساختار بسیار كوچكی كاهش داد. این ساختار باید به دانش آموزان ارائه گردد. پس از آن دانش آموزان قادر خواهند بود دانش خود را بسازند و مهارت های مرتبط با این دانش را تمرین كنند.(آقازاده ،1391).
فراشناخت از چنان اهميتي در يادگيري برخوردار است كه برخي از متخصصين تعليم و تربيت، يادگيري موفقيت آميز را در قالب دستيابي به دانش فراشناخت تعريف مي كنند ( بوكيرتز، 1999).
در اوايل دهة 1970 توسط جان فلاول( 2004). بر پاية اصطلاح فراحافظه اصطلاح فراشناخت كه قبلاً توسط گئورگياس مطرح گرديد فراشناخت به دانش فرددرباره نظام شناختي خود او بيان شده بود، از نظر لغوي، پيشوند “فرا” به معني ارتقاء و بالارفتن و خود، و چگونگي كنترل آن گفته ميشود.
فراشناخت به معني اطلاع و تسلط بر شناخت، و دانش در سطحي بالاتر است. بنابراين فراشناخت ،شناختي است، وراي شناخت و تفكر عادي، و به آگاهي فرد از شناخت ، يادگيري و نحوه تفكر خود اطلاق ميشود (روشنايي، 1384).
فراشناخت به معني فكركردن دربارة افكار خود است. فكركردن ميتواند در بارة آنچه شخص ميداند، ميتواند دربارة آنچه شخص درحال انجام دادن آن است باشد (مهارتهاي باشد (دانش فراشناخت ، برای ،
يا ميتواند دربارة حالت شناختي و احساس شخصي باشد (تجربه فراشناختي فراشناختي اينكه بتوانيم بين افكار فراشناختي و افكار ديگر تمايز قايل شويم، لازم است كه منبع افكار فراشناختي را بررسي كنيم. افكار فراشناختي از واقعيت خارجي نشأت نميگيرد و منبع آن به بازنماييهاي ذهني شخص از آن واقعيت مربوط ميشود؛ كه ميتواند شامل آنچه باشد كه شخص ميداند، اينكه چطور كار ميكند، و احساسي كه شخص درباره انجام تكليف دارد. بنابـراين، فـراشناخـت به تفـكر دربـارة افـكار،.( شنـاخت شناخت، يا دانش و شناخت دربارة پديده شناخت توصيف شده است ( فلاول،1979)
زيمرمن (1998) نيز فراشناخت را عبارت از نظارت فعال بر شناخت و استراتژيهايي دانسته كه از 5 طريق آنها از شناخت استفادة بهينه به عمل ميآيد. افكار فراشناختي عمدي، با برنامه و هدفمند هستند و به رفتارهاي ذهني آينده نگر تمايل دارند كه ميتوانند براي انجام يافتن تكاليف شناختي به كار روند (فلاول، 1971).

همينطور بايد توجه داشت كه فراشناخت، يك سازة كلي است كه مستقل از توانايي هوشي ميباشد
(سوانسون، 1990؛ به نقل از وينمن و اسپانس،2005). و ميتوان مفهوم فراشناخت را فقط شامل فعاليتهاي فكري هوشيارانه دانست.
به فعاليت فكري كه زماني آگاهانه بوده ولي اكنون به صورت خودكار درآمده است، نميتوان نسبت فراشناختي داد. طبيعت خودكار اين فعاليتها با ويژگيهاي فراشناخت، يعني آگاهي از خود به عنوان عمل
كننده در محيط و ذخيره كننده و بازيابنده عمدي اطلاعات تناقض دارد (بوركوفسكي، موتوكريشنا،1992؛ بريسول، 1983؛ كار، الكساندر و فولدز-بنت، 1994؛ ديويدسون، ديوشر و اشترنبرگ، 1994؛ پاريس و وينوگراد، 1990؛ به نقل ازروشنايي، 1384).
ميل به دانستن و تلاش براي دانستن و فهميدن از ويژگي هاي جدايي ناپذير وجود آدمي است. از اين رو، ذهن انسان همواره درگير انبوهي از پرسش ها بوده است. در اين ميان،‌ اين پرسش اساسي كه فرد درباره دانستن چه مي داند، ‌و چگونه و تا چه حد مي داند جايگاه خاص خود را داشته است. پرسش هايي از اين گونه ما را به سمت مفهومي هدايت مي كند كه امروزه در روان شناسي يادگيري، فراشناخت ناميده مي شود. اصطلاح فراشناخت را اولین بار فلاول در سال 1976 مورد استفاده قرار داد تا با آن دانش شخص را در مورد فرآیندها و تولیدات شناختی یا هر چیز مربوط به آن توصیف کند. از فراشناخت تعاریف گوناگونی ارائه شده است: آگاهی شخص از فرآیندها و راهبردهای شناختی(مسترز11، 1981؛ به نقل از فلاول، 1985)؛ تفکر دربارۀ تفکر(براون، 1984؛ به نقل از گلاور12 و برونینگ13، 1990)؛ دانش و کنترلی که در مورد تفکر و فعالیت های یادگیری اعمال می شود(کراس14 و پاریس15، 1988)؛ دانش درباره ی دانستن(میلر،2002؛ به نقل از عطارخامه، 1388) و دانش فرد دربارۀ چگونگی یادگیری خودش (اسلاوین،2006؛ به نقل از سیف، 1386). فراشناخت کلیدی است برای توانایی شناختی، که به افراد اجازه می دهد تا افکارشان را کنترل و بازسازی کنند و نقش اساسی در یادگیری ایفا می کند(گاس و ویلی، 2007؛ به نقل از عطارخامه، 1388).
همچنین فراشناخت را می توان به معنی آگاهی فرد از فرآیند تفکر خود و توانایی اش برای کنترل این فرآیند دانست(کاکیروگلو16،2007؛ دیسوت و ازسوی17،2009؛ هاکر و دونلوسکی18،2003). فراشناخت یک مدل شناختی است که در یک سطح بالاتر فعالیت می کند و بر پایه نظارت و کنترل قرار دارد (افکلیدز19،2001).
واترمن پی تر20(1982 به نقل از لرنا21، 1992) بیان می کند که افراد موفق کسانی هستند که خوب برنامه ریزی می کنند، اهداف ویژه را تشخیص می دهند و معرفی می نمایند و راهبردها را طرح ریزی می کنند. مهمترین امتیاز دانش فراشناختی این است که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد طراحی آموزشی، الگوهای طراحی، آذربایجان غربی، برداشت های ذهنی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد فراشناختی، فرآیندهای شناختی، راهبردهای یادگیری، توانایی ها