پایان نامه رایگان درباره کیفیت زندگی، بوم شناسی، جامعه شناسی، رضایتمندی

دانلود پایان نامه ارشد

دانان این است که در سراسر جهان با حذف نابرابری های شدید اجتماعی و اقتصادی همه خانواده ها بتوانند به شغل دائمی، مسکن سالم، بهداشت، درمان، آموزش و امنیت (همان منبع:156) و بطور کلی به یک حد رضایت بخشی از زندگی دست یابد. جانسون در واقع پا را فراتر از مرحله شناسایی و درک وضعیت کیفیت زندگی انسان ها گذاشته و به دنبال دستیابی به علت ها و عوامل دخیل در کیفیت زندگی می گردد تا با دخالت در آنها بتوان وضعیت را تغییر داد. در واقع می توان چنین عنوان کرد که در هر مطالعه جغرافیایی اساس کار بررسی کیفیت زندگی مردم می باشد (همان منبع:110). در علم جغرافیا، کیفیت زندگی شامل مفهوم رفاه فردی است، اما تمرکز بیشتر در مکان های زندگی افراد است (Apparicio & et al, 2008: 357). می توان گفت جغرافیا یکی از رشته های مهمی است که از کهن تا کنون به پیچیدگی روابط انسان و محیط می پردازد و تلاش در ساده کردن و بهینه ساختن پیوستگی بین انسان و محیط است. بنابراین جغرافیا رشته علمی است که هم به شاخص های عینی و هم به شاخص های ذهنی کیفیت زندگی می پردازد.
با توجه به بررسی های هر کدام از رشته های علمی و شاخص مورد پژوهش، به نوعی به کیفیت زندگی فردی و اجتماعی مربوط می شود که هدف نهایی آنها بالا بردن سطح کیفیت زندگی می باشد؛ چون فلسفه سلامت روح و سعادت معنوی بشر را بررسی می نماید و رویکرد اجتماعی که بیشترین مباحث کیفیت زندگی را به خود اختصاص داده اند؛ مانند امنیت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، توانی های مالی و روابط اجتماعی. همچنین از دیدگاه بوم شناسان نیز توزیع فعالیتهای اجتماعی در فضا و زمان بررسی می گردد که این رویکرد بیشتر به علم جغرافیا نزدیک می باشد، چرا که جغرافیا به روابط متقابل انسان و محیط در چهارچوب زمان، فضا و مکان به چالش های محیطی و فضایی می پردازد و به تمام ابعاد زندگی توجه نشان می دهد.

2-5-2-3- رویکرد فلسفی
ریشه تفکر مدرن در مورد سعادت بشر و رابطه آن با چگونگی زندگی اش را، جز تا زمان پیدایش خط نمی توان با قاطعیت دنبال کرد. از نظر تاریخی تامل در مورد عوامل تشکیل دهنده سلامت و سعادت بشر بیشتر در کارهای فیلسوفان و عالمان دینی مشاهده می گردد (Oliver & et al,2005:12). نگاهی به تاریخ فلسفه نشان می دهد بهزیستی احساسی، که معرف زندگی خوب است، همواره از جانب متفکران سرشناسی چون اپیکور، هابز، استوارت میل، آکویناس و بنتهام مورد تاکید قرار داشته است علاقه مندی به بررسی عوامل موثر برخشنودی و رفاه انسان پیشینه ای طولانی در تاریخ زندگی بشر دارد. در واقع اینکه چگونه باید و می توان زیست که بهترین منفعت را از زندگی کسب کرد، شاید به قدمت قابلیت آدمی برای اندیشه درمورد آینده و عبرت گرفتن از گذشته باشد(بهمنی،1380: 36). در بیشتر تمدن های جهان دو دیدگاه اصلی نسبت به سعادت بشری قابل مشاهده است. در یک دیدگاه، تاکید بر توجه به پرورش صفات نیک و ویژگی های برجسته اخلاقی معطوف است و در دیگری تاکید بر کسب حداکثر لذت ممکن و اجتناب از هرگونه درد مورد توجه است. ارسطو و اپیکور سعادت بشری را در کسب بیشتر فضیلت از راه رعایت اصول اخلاقی و التزام های حفظ سلامت جسمانی حتی به قیمت صرف نظر کردن از لذت، میسر می دانست. در حالی که اپیکور معتقد بود که کسب بیشر لذت و دوری از هرگونه رنج، راز رسیدن به سعادت بشری است. اگرچه بسیاری از پژوهشگران بر این باور هستند که فضای کنونی حاکم بر فلسفه غرب متاثر از جریان فکری دوم است. اما مایه هایی از هر دو تفکر را می توان درتلاش های رایج برای مفهوم سازی و قابل اندازه گیری کردن چگونگی زندگی افراد مشاهده کرد. جان راولز فیلسوف علم اخلاق در زمینه عدالت(مؤلفه کیفیت زندگی) می گوید: عدالت اساس اولیه نهادهای اجتماعی است. می توان منافع جامعه را به نحوی تخصیص داد که حداقل وضعیت سلامتی قابل قبول جامعه برای نیازمندان تضمین شود(Rawls,1971: 941-973). با توجه به منابع محدود باید حداقل خدمات را به افراد جامعه ارایه داد. می توان پیوستگی این رویکرد را با کیفیت زندگی چنین بیان کرد: عدالت اجتماعی، سلامتی روح و روان، سعادت و رضایت از زندگی و …
2-5-2-4- رویکرد اجتماعی
رویکرد جدیدی نسبت به روش زندگی که به عنوان نمونه توسط بوردیو (1982) در فرانسه و یا لوتک (1989) درآلمان ارائه شد، به سنت قدیمی جامعه شناختی جورج زیمل و ماکس وبر، بر می گردند. در پژوهش مفصلی که توسط کميته بحران جمعيت در يکصد شهر بزرگ جهان با این عنوان انجام شده است، تأکيد اصلی بر شاخصهای اجتماعی سنجش سطح زندگی در شهرهای بزرگ جهان، زندگی و امنيت و بعدهای تازه آن بوده است. شاخصهای کميته در اين بررسی عبارت بوده است از: امنيت عمومی، هزينه های خوراکی، فضای مسکونی، ارتباطات، آموزش عمومی، بهداشت همگانی، آرامش، عمومی، حمل ونقل شهری و هوای مساعد (آسايش، 1380: 1). رويكرد اجتماعی در سال 1997 در بيانيه آمستردام از سوی 74 نفر از متخصصین حوزه هاي سياست گذاری اجتماعی، جامعه شناسی، علوم سياسی حقوق و اقتصاد مطرح گرديد و به سرعت توسعه يافت (Philips, 2006: 176). امروزه شايد به لحاظ تئوريك و عملياتي مهمترين عنصر كيفيت زندگي اجتماعي باشد. اين رويكرد را مي توان به عنوان يك بازنگري انساني در مطلوبيت گرايي و ارزيابي كيفيت زندگي بر اساس درآمد و ثروت به شمار آورد كه درون مايه اصلي آن امكانات و توانايي هاي مالي و روابط اجتماعي است در اين چارچوب كيفيت زندگي عبارت است از دامنه اي كه شهروندان قادر به مشاركت در زندگي اجتماعي و اقتصادي جامعه شان، تحت شرايطي هستند كه بهزيستي و توانايي بالقوه آنها بهبود مي يابد. كيفيت اجتماعي كه از سوي شهروندان تجربه مي شود مبتني بر شرايط زير است: (فيتر پتريك، 1385: 46).
الف: تأمين اجتماعي – اقتصادي: دامنه اي است كه در آن افراد از منابع كافي بر خوردارند كه اين امر به دستاوردهاي اقدامات حمايتي جامعه، نظام ها و مؤسسات اجتماعي به عنوان زمينه اي براي اجراي فرايند خود-تحققي افراد بستگي دارد.
ب: ادغام اجتماعي: دامنه اي است كه افراد می توانند به نهادها و روابط اجتماعي دسترسي داشته باشند. ادغام اجتماعي با اصول برابري و انصاف و علل ساختاري آنها ارتباط دارد و دغدغه اصلي آن در واقع عنصر شهروندي است كه در حوزه هاي حقوق شهروندي، بازار كار، خدمات خصوصي و عمومي و شبكه هاي اجتماعي مشاركت داوطلبانه دارد.
پ: همبستگي اجتماعي: نيز ويژگي ايست مبتني بر هويت ها، ارزش ها و هنجارهاي مشترك كه از يك سو با انسجام به عنوان پايه اي براي هويت هاي جمعي ارتباط دارد و از سوي ديگر با فرايندي كه شبكه هاي اجتماعي و زير ساخت هاي اجتماعي اين شبكه ها را ايجاد و پشتيباني مي كند، در ارتباط است. همبستگي اجتماعي حوزه هايي همچون اعتماد، ارزش ها و هنجارهاي همگاني، شبكه هاي اجتماعي و هويت را در بر مي گيرد.
ت: توانمندی اجتماعی: به عنوان عامل چهارم محدوده اي است كه در آن قابليتهاي شخصي افراد توانايي فعاليت آنها از طريق روابط اجتماعي ارتقاء مي یابد. توانمندي اجتماعي در واقع عبارت است از تحقق فعاليت ها و شايستگي هاي انسان در خصوص مشاركت كامل در فرآيندهاي اجتماعي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي. تاكنون سه نوع توانمندي شناسايي شده است:
1- توانمندسازي شخصي: شامل دانش مهارت و تجربه هایي كه منجر به عزت نفس و خود شكوفايي فرد مي گردد.
2- توانمند سازي اجتماعي: كه روابط شخصي، واسطه اي و رسمي را در بر مي گيرد.
3- توانمندسازي سياسي: كه دستيابي به فرآيند هاي تصميم گيري و اطلاعات و منابع مربوط مي شود.
رويكرد كيفيت اجتماعي نسبت به ساير رويكردها واقع بينانه تر است و حتي اگر ساختار آن را هم ناديده بگيريم كنار هم آمدن امنيت اجتماعي- اقتصادي ادغام اجتماعي، همبستگي اجتماعي و توانمندسازي به عنوان مراحلي در توانمند ساختن شهروندان براي مشاركت، تحت شرايطي كه منجر به ارتقاء سطح رفاه و توانايي آنها مي شود نوعي اعتماد در رابطه با فهم عمومي از كيفيت زندگي را هم برای افراد و هم براي جوامع به همراه خواهد داشت (philips,2006 :184).

2-5-2-5- رویکرد اقتصادی
کمپل و دیگران (1976) مقایسه ای را در مورد شرایط زندگی مردم قبل و بعد از جنگ جهانی دوم ارایه کردند. با در نظر گرفتن دشواری های قبل و حین جنگ جهانی دوم و سال های پس از آن شاهد افزایش چشم گیر در میانگین استاندارد زندگی مردم بود. با این وجود در همان زمان مردم آمریکا شاهد کاهش امنیت فردی، قوام خانوادگی و افزایش سوء مصرف مواد، قتل و بی ثباتی سیاسی بودند. که اتکاء محض به اندازه گیری های پولی- اقتصادی به تنهایی نمی تواند بازگو کننده مناسب سطح کیفیت زندگی و یا سطح رضایتمندی مردم باشد. آگاهی از نبود یک رابطه کامل مستقیم بین شاخص های اقتصادی و میزان رضایتمندی از زندگی، پژوهشگران را برای جستجوی سایر اندازه های غیر پولی که بتوانند برآورده کننده بهتر میزان رضایتمندی عمومی جمعیت باشد، تشویق نمود (Campbell & et al,1976: 49). در میان نظریه پردازان این رشته لیو (1976) فردی است که تلاش کرده است مفهوم زندگی را در چارچوب کلی نظریه تولید وارد تحلیل های اقتصاد خرد کند تلاش های دیگری که به تفصیل درحوزه نظریه های اقتصادی بر کیفیت زندگی صورت گرفته است مربوط می شود، کارجاستر و همکارانش(1981)که به دنبال پل زدن میان شکاف در شیوه تفکر اقتصاد دانان درباره احساس بهزیستی مادی و شیوه تفکر دیگر عالمان اجتماعی نسبت به این امر بوده اند (schuessler & Fisher,1985 :49-129).
2-5-2-6- رویکرد بوم شناسی
واژه بوم از ریشه لاتین (oikos) به معنی خانه یا محل زندگی گرفته شده است. بوم شناسی نیز به معنای مطالعه موجود زنده در محل زندگی یا محیط اطرافش. در واقع علم بوم شناسی امروزی پیشرفت خود را مدیون تلاش های طبیعت دانان سده 18 و 19 می داند و گیاهان و جانوران دنیا را به گروههای اصلی چون اجتماعات زیستی و … که بر حسب شرایط اقلیمی محل زندگی شان به وجود آمده اند، نامیده اند و ویژگی هایی چون رقابت، کنام (رقابت مسالمت آمیز)، توالی، تجمع، تحرکات و قلمروگرایی (فضای داخلی و…) و… را داراست. بوم شناسان بر این باور هستند که نوسانات یک جمعیت بیش از اینکه تحت تاثیر عوامل داخلی جمعیت باشد، تحت تاثیر عوامل موثر در کل بوم سازندگان قرار دارند. تغییرات تراکم گونه ها با ایجاد تغییر در زنجیره های غذایی همراه بوده و نهایتا در گردش مواد غذایی موثر است. شولتز (1969) فرضیه نوسان جمعیت، تحت اثر تغییرات مواد غذایی در توندرا ارایه داد (امبرین،1377: 219-233). جامعه شناسی آمریکایی در سالهای پایانی سده 19در دانشگاه شیکاگو در حال شکل گرفتن بود. درواقع گشایش این دانشگاه در سال1892 با کمک های قابل توجهی از جانب خانواده راکفلر انجام گرفت. این زمانی مناسب برای توسعه جامعه شناسی به عنوان یک رشته مستقل بود. برخلاف دانشگاه های شرق آمریکا که تابع سنت های خاصی بودند این دانشگاه جدید می توانست بخش های گوناگونی از جمله جامعه شناسی را بدون هیچ مانعی از نظر بودجه و یا قوانین تاسیس کند. جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو با تأکید بر بوم شناسی شکل گرفت. بوم شناسی هم به طور کلی بر نحوه توزیع فعالیت های اجتماعی(کیفیت زندگی) در فضا و زمان تاکید دارد. با استفاده از دیدگاه بوم شناسان دو موضوع توزیع فعالیتها در فضا و زمان و نحوه توزیع که چگونه بر تجربه اجتماعی افرادی که در معرض آن قرار دارند تأثیر می گذارد، دارای اهمیت می باشد. پارک به عنوان پایه گذار مکتب بوم شناسی کوشش کرد تا تشبیهی میان محیط طبیعی و محیط اجتماعی برقرار سازد. مفاهیم اصلی بوم شناسان: همزیستی، رقابت، تعادل طبیعی، انطباق با محیط زیست و… می باشد. پارسنز از بوم شناسان دیگر در زمینه محیط اجتماعی بیان می دارد که کنش های اجتماعی در محیط شکل می گیرد. نخستین محیط، محیط فیزیکی است. محیط فیزیکی واقعیت عینی و برون ذهنی است که انسان ها از طریق آن با محیط فیزیکی در ارتباط هستند (Parsons,1951: 431). مکتب تضاد کیفیت زندگی را حاصل ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره کیفیت زندگی، کیفیت محیط، زندگی شهری، کیفیت زندگی شهری Next Entries پایان نامه رایگان درباره کیفیت زندگی، شاخص های عینی، عینی و ذهنی، رضایت از زندگی