پایان نامه رایگان درباره کوچ اجباری، اسماعیلیان، قرون وسطی، شهرستان کاشمر

دانلود پایان نامه ارشد

ساله خود نامها واسامی گوناگونی را به خود گرفته است .که با توجه هدف اصلی تحقیق به معروف ترین آنها اشاره خواهیم کرد :
کشمر : این نام که به صورت های «کیشمر،کشمر،کشمار و کاشمر» نیز ذکر شده ،قدیمیترین نامی است که از بخشی از ناحیه ی مورد بحث ما،در متون قدیم به چشم می خورد .جایگاه تاریخی این شهر،با موقعیت جغرافیایی روستایی که هم اکنون با همین نام ،با برج رفیعی به قدمت حدود نه قرن،در حدود ده کیلومتری شرق شهرستان بردسکن قرار دارد ،مطابقت می کند.نام باستانی واصلی شهر بی تردید کشمر است .»(سعادتمند،1387،10)
پشت : «اما پشت که به تعریب بشت هم نوشته شده است .ظاهرا به کل سرزمینی اطلاق می شده است که در ماورای ارضی نیشابور یا سبزوار واقع می شده است.»(بارتولد1358،138) یاقوت حموی میگوید : بشت به ضم، شهری است از نواحی نیشابور .وگفته شده است وجه تسمیه آن برای این است که بشت مثل پشت است برای نیشابور .اعتقاد براین است که به اعتبار وضعیت اقتصادی اجتماعی منطقه ترشیز انبار غله ی بوده است برای جنوب نیشابور .اما چنین به نظر می رسد که بست نامی باشد بسیار قدیمی ومثلا بعد از کشمر،شهر یا ناحیه را به این نام می خوانده اند .»(خسروی1370،19)
ترشیز : متداول ترین نامی است که در متون تاریخی به کار رفته است .پیرامون وجه تسمیه ترشیز نیز،نظرات مختلفی ابراز شده است .بعضی از محققان آن را به فتح«ت»، به معنای آبنوس آورده اند .
گروهی دیگر معتقدند بدان سبب که زرتشت از زادگاه خود – شیز در آذربایجان – به این ناحیه آمد ودر اینجا درخت سروی بهشتی کاشت وآتشکده بنیاد نهاد،آن را ترشیز- به معنی «شیزنو»- نام نهادند .
اما دکتر پاریزی را نظر دیگری است. وی احتمال می دهد با توجه به آبی که در گذشته به سمت ترشیز می آمده ودر مقسمی به شش قسمت تقسیم می شده است ،نام این شهر را نخست «شش تراز» وبعد «ترازشش» گذاشته اند ،سپس با تغییراتی به شکل «ترشیز» درآمده است .
سلطانیه ترشیز : در پی یورش تیمور لنگ وتخریب ترشیز کهن در سال 784 ه.ق محل اصلی وقدیمی ترشیز که گمان می رود در محدوده روستاهای فیروزآباد وعبدل آباد شهرآباد کنونی واقع در شهرستان بردسکن باشد ،رها شد وساکنان آن یا تبعید شدند یا به روستا هاوشهرهای همجوار کوچ کردند .از جمله جماعتی از آنان به ناحیه ی «سوسفد » ترشیز واقع در ضلع شرقی شهر کاشمر فعلی مهاجرت کردند. بخشی ازاین قصبه که بعدها به همت شاه اسماعیل صفوی آباد گردید، به “سلطانیه یا سلطان آباد ترشیز” تغییر نام داد .
بارتولد می نویسد : در آن دوره ،کلمه ی ترشیز به تمام بلوک اطلاق می شد وخودشهر گاهی سلطان آباد نامیده می شد. نکته حائز اهمیت این است که از حدود یکصد واندی سال پیش وبه ویژه با گسترش این شهر به سمت جنوب وشکل گیری محله نو، به تدریج واژه ی سلطانیه منحصر به بخش قدیم شهر شد وبخش تازه ساز آن، ترشیز نامیده شد .
کاشمر : در تاریخ8/5/1313 ه.ش نام شهر،از ترشیز به کاشمر تغییر یافت .از آن پس،این شهر مدتی درحوزه تقسیمات گناباد قرار گرفت. سپس در سال 1322 جزوشهرستان تربت حیدریه شد. بالاخره در سال 1325ه.ش به شهرستان ارتقا یافت .
شهرستان کاشمر تا پیش از جدایی شهرستان های بردسکن وخلیل آباد از آن، به صورت یک ناحیه بزرگ مشتمل بر بلوک سابق ترشیز بوده است .لیکن پس از آن،محدود به قسمتی از مناطق ترشیز کهن شده وبخش اصلی ونام بردار ترشیز – یعنی مرکزیت ترشیز باستان وآبادی مشهور کشمر- در قلمرو شهرستان بردسکن واقع شده است.
با توجه به مطالب بالا می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که کاشمر واژه ای نیست که مخلوق عصر پهلوی یا حتی قرون معاصر باشد ، بلکه نامی است که حداقل نهصد سال پیش توسط معزی _ شاعرمعروف اواخر قرن پنجم واوایل قرن ششم هجری _ مورداستفاده قرار گرفته است .از این رو به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی تغییر نام این شهر از ترشیز به کاشمر در عصر رضاخان ،تاکید وی بر پیشینه کهن واحیای هویت ملی وبومی منطقه ،با یادآوری سرو معروف کشمر بوده است .
در انتهای این بحث می توان اینگونه نتیجه گیری گرد که برمبنی تحقیقات انجام شده ،تاریخ وتمدن ترشیز بسیار کهن تر از آن است که در کتاب های تاریخی، ثبت وضبط گردیده است مع الوصف، پیشینه تاریخ مضبوط ما به کشمر برمی گردد که با افول آن شهر، ترشیز کهن در محدوده روستاهای فیروزآباد وعبدل آباد کنونی(درحدود 30 کیلومتری جنوب بردسکن) رونق یافت آنگاه پس از تخریب های مکرر که آخرین آن به دست تیمور صورت گرفت، شهر ترشیز رها شده، ده ها سال بعد، سلطان آباد- واقع در حدود 50 کیلومتری شهرقدیم ترشیز-رونق گرفت وبه یاد شهر قدیم ترشیز،بدین نام نامیده شد. نام این شهر در 1313ه.ش به کاشمر تغییر یافت. درحدود شش دهه بعد، یعنی در سال 1374 ه.ش بخشی از آن تحت عنوان شهرستان بردسکن استقلال یافت و در سال1382 ه.ش نیز بخش دیگری با نام شهرستان خلیل آباد از آن جدا شد.112
منطقه ترشیز را به هر نامی که بخوانیم ،به هرحال سرزمینی است که هزاران سال را پشت سر نهاده وسوانح بسیاری را به خود دیده است .
4-4-3 . موقعیت جغرافیایی ترشیز
مطابق معلومات محققان مناطق ترشیز ونیشابور در عهد پارت ها(240ق.م-224م)از نواحی حاصل خیز ایران به شمار می رفته اند. از آنجا که فرمانروایی پارتی (اشکانی) نسبت به حاکمان پیش از خود یعنی سلوکیان،اهمیت به مراتب بیشتری برای دین زرتشت قائل بودند .سروکشمر وآتشگاه آن را که یادگار زرتشت محسوب می شدند،مورد توجه قرار دادند. به استناد کتیبه پایکلی ،در عهد ساسانیان نیز کشمر جزو محدوده خراسان به شمار می رفت.
همانطور که گفتیم در عصرپارت ها ترشیز و نیشابور در زمره ایالت پارت محسوب می شدند. ودر عهد ساسانیان کشمر جزو محدوده خراسان محسوب می شده است .در توضیح واژه ی بست به عنوان یکی از نام های تاریخی منطقه نیز یادآور شدیم که از منطقه ترشیز همواره به عنوان یکی از مناطق پشتیبان نیشابور یاد می شده است .
درمورد جایگاه جغرافیایی منطقه در سده های نخستین اسلامی باید گفت بر مبنای نوشتار جغرافیدانان بزرگ این سده همچون مقدسی واصطخری، منطقه مورد مطالعه ما که بانام ترشیز شناخته می شود، در گذشته های دور جزو ولایت خراسان بزرگ بوده است. اما پس از اینکه قهستان به عنوان استان بزرگ جنوب شرق ایران به معنای امروزی، مشتمل بر کلان شهرهایی همچون نیشابور تشکیل شد، ترشیز نیز در قامت شهری صاحب نام در قلمرو آن ولایت قرار گرفت .
شواهد تاریخی چنین می نماید که حدود جغرافیایی شهر ترشیز قرون وسطی با ترشیز قرون معاصرهمخوانی ندارد.زیرا ترشیز کهن که جغرافیدانان چندی همچون اصطخری جایگاهش را در یک منزلی باختر(غرب)کندر مشخص کرده اند .با ترشیز معاصر که در خاور(شرق) کندر واقع است ،مطابقت ندارد. ترشیز که پیش از سیطره ی بی چون وچرای اسماعیلیان ،از مناطق تابع نیشابور محسوب می شد، با توسعه قدرت اسماعیلیان در قهستان ونواحی همجوار، درتقسیم بندی های بعدی، از توابع قهستان محسوب گردید .113
لسترنج نیز که حدود یکصدوسی سال پیش از این – در حد فاصل سالهای 1877 تا1880 میلادی – از این مناطق دیدن کرده است ،در کتاب خود به نام «جغرافیای تاریخی سرزمین های شرقی» می نویسد :«امروز ولایتی به نام ترشیز وجود دارد،ولی شهری به این اسم نیست .نام شهر کوچک کندر هنوز در نقشه دیده می شود وبا استناد به گفته اصطخری که شهر ترشیز را در یک منزلی باختر کندر دانسته،باید محل ترشیز در همان خرابه های نزدیک دهکده کنونی عبدل آباد باشد .به هرحال شهر ترشیز قرون وسطی با سلطان آبادامروزی که کرسی ولایت ترشیز است .مطابق نیست.زیراسلطان آباد، در خاور کندر است .»(لسترنج 1346،379)
«پس از آنکه خراسان به تصرف اعراب درآمد، تازمانی که سلسله های ایرانی درتاریخ بعد از اسلام ظاهر می شوند،سرداران سپاه مسلمانان همچنان خراسان را دراختیار دارند وآنگاه که نوبت به طاهریان وصفاریان وسامانیان می رسد بخصوص، خراسان در قلمرو امیران ایرانی قرارمی گیرد . ترشیز نیز جزء خراسان و در طول دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری دست به دست می گشته است.
طبق نقشه ی موجود در سرزمین های خلافت شرقی از قهستان وخراسان، ترشیز در جنوب غربی کندر قرار گرفته است، جاییکه اکنون تقریبا “فیروز آباد” درهمان جا واقع شده است .شاید دائره المعارف مصاحب هم که نوشته است : این شهر که خرابه های احتمالا نزدیک آبادی فیروزآباد قراردارد درقدیم مرکز ناحیه بشت از ولایت نیشابور در ناحیه قهستان بود .به همین نقشه استان قهستان نظرداشته است.» (خسروی1376،29و30)
مورخ وجغرافی نویس به نام سالهای آغازین قرن هشتم یعنی حمدالله مستوفی در باب شانزدهم کتاب خود نزهت القلوب که درآن به ذکر بلاد قهستان ونیمروز وزوالستان پرداخته است می گوید قهستان راشانزده ولایت است که ترشیز از آنهاست وترشیز ازاقلیم چهارم است طولش از جزایر خالدات صب[92] وعرض آن از خط استوا ،له[35] است .(مستوفی1376،143)
درجغرافیای حافظ ابرو نیز که از آثار معروف نیمه اول قرن نهم است ولایت ترشیز در شمار ولایات تابع هرات ذکرشده است واین البته مربوط به دوره ای از تاریخ است که شاهرخ تیموری این شهر را دارلسلطنه خراسان قرارداده بود.114(حافظ ابرو1370،31)
کمی بعدتر معین الدین اسفزازی هم ترشیز را از ولایات هرات به حساب آورده است. (خسروی1376،42)
اصطخری همچنین در مسافت های خراسان بار دیگر می نویسد «و از نیشابور تا ترشیز چهارمرحله واز ترشیز تا کندر یک روز راه واز کندر تا ینابذ دوروز ….و در بیان حدومرز نیشابورآورده است که :حدود واسعه ورساتیق عامره ولهامدن منهاالبوزجان ومالین المعروف به کواخزر وجایمند وسلومک وسنگان و زوزن وکندر وترشیز…115»
بدین ترتیب در نیمه اول قرن چهارم ترشیز ازشهرهای تابع نیشابور به حساب می آمده است .
«بنا به شواهد تاریخی، پس از ویرانی های مکرر ترشیز(کهن) توسط مهاجمین،تاریخ این مرز وبوم دچار تحولات اساسی گردید .به ویژه، پس از تصرف آن توسط تیمور لنگ –درسال783هجری- وکوچ اجباری سکنه اش به نواحی مرزی ترکستان تا کاشغر وانتقال اقوام جدیدی همچون ایل های هزاره وخورشاهی از افغانستان به ترشیز،این شهر در تب وتاب آشوب ناامنی گرفتار آمد .در چنین وضعیتی ،به تدریج محل قدیمی وباستانی ترشیز رها شده وبا کوچ اجباری ساکنانش به مناطق اطراف ،نام این شهر موقتا از نقشه های جغرافیایی محو شد.تا اینکه در حدود یک صددواندی سال بعد ،صفویان با عنایت ویژه ای که نسبت به آبادی سوسفد- در حدود پنجاه کیلومتری شرق ترشیز قدیم از خود نشان دادند،بررونق وعمران وآبادانی آن افزودند. شاه اسماعیل صفوی که خود را از نسل امام موسی بن جعفر از نوادگان سیدحمزه می شمرد،در سال929 ه.ق دستور حفرقنات سوسفد ،رادر نزدیکی این امام زاده صادر کرد وباغچه ای گرداگرد سوسفد به سلطانیه یا سلطان آباد ترشیز تغییرنام یافت. به موازات آن قلعه ی دیگری درجنوب سلطانیه احداث گردید.قلعه ی مذکور،به یادبود شهرباستانی ترشیز – که چندی پیش ازآن ،توسط تیمور به ویرانه ای بدل شده بود – ترشیز نامیده شد.»(سعادتمند1387،62و63) .
«هم زمان با تشکیل دولت صفوی ،ترشیز،جزئی از ایالت خراسان بود وخراسان به معنی وسیع کلمه (ایالت شرقی)،به چهار بیگلربیگی تقسیم می شد که عبارت بودند از : هرات، مشهد، قندهار ومرو. ایالت مشهد مشتمل بر نواحی شمالی خراسان امروزی شامل: سرخس، نیشابور، سبزوار، اسفراین، آزادوار تربت حیدریه وترشیز می شد.»(همان،65)
«در رابطه با جایگاه منطقه در دوران معاصر نیز بایدگفت در سال 1316ه.ش از سوی استان دار خراسان ،گناباد به عنوان مرکزفرمانداری انتخاب شد و کاشمر، زیرمجموعه این فرمان داری قرار گرفت.در سال 1322 این شهرستان در حوزه تربت حیدریه قرار می گیرد ودر سال 1325 به عنوان شهرستان شناخته می شود.

4-4-4 . زیرساخت های محیط طبیعی کاشمر116
4-4-4-1 . وضعیت طبیعی و توپوگرافی شهرستان
شهرستان کاشمر بین کوههای کوه سرخ در سمت شمال وکوههای فغان درسمت جنوب واقع گردیده واز سمت شرق وغرب به سرزمین های

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره استان خراسان، خراسان رضوی، محدودیت ها، پوشش اراضی Next Entries پایان نامه رایگان درباره شهرستان کاشمر، ژئومورفولوژیک، ژئومورفولوژی، آسیای مرکزی