پایان نامه رایگان درباره کنوانسیون منع شکنجه، حقوق بشر، سازمان ملل، آسیب دیدگان

دانلود پایان نامه ارشد

المللی حقوق مدنی و سیاسی هیچ تعریفی از شکنجه یا دیگر اشکال بدرفتاری ارائه نکرده اند.شکنجه فقط در سه سند جهانی تعریف شده است:
• بند (1) و (2) ماده 1، اعلامیه حمایت از تمامی اشخاص در مقابل شکنجه و سایر رفتارها یا مجازات های ظالمانه201
• بند (1) و (2) ماده 1، کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات های بی رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز202
• بند (2) ماده 7، اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی203
بند دوم: اسناد منطقه ای
اسناد منطقه ای نیز همچون اسناد جهانی توجه بیشتر خود را به ممنوعیت شکنجه معطوف کرده اند.در میان اسناد منطقه ای، تنها یک سند به تعریف شکنجه پرداخته و آن ماده 2204 کنوانسیون آمریکایی پیشگیری و
مجازات شکنجه می باشد.
مبحث دوم: ارکان و مصادیق شکنجه
اکنون که به ذکر تعریف شکنجه پرداختیم، شایسته است که بدانیم ارکان و مصادیق تحقق شکنجه کدام اند.
گفتار اول: ارکان و عناصر شکنجه
بر مبنای تعریفی که کنوانسیون منع شکنجه 1984 ارائه نموده است، ارکان و عناصر شکنجه را می توان به شرح زیر بیان نمود:
به طور کلی برای این که عملی را شکنجه بدانیم باید یک رکن مادی تحقق پیدا کرده باشد.در عنصر مادی، فعل یا عمل مادی که سازنده این جرم است، مورد توجه می باشد.این عمل دارای خصوصیاتی است.
نکته اول این که عمل شکنجه، اصولا یک عمل فیزیکی مثبت است یعنی ایراد عمدی هرگونه درد یا رنج شدید بدنی یا روحی و در این که فعل مادی مثبت برای تحقق شکنجه کفایت می کند، تردیدی نیست.
نکته دوم این است که آیا ترک فعل هم می تواند رکن مادی شکنجه باشد؟ باید گفت که ترک فعل یا فعل مادی منفی هم می تواند مصداق این رکن از شکنجه محسوب شود.به طور مثال خودداری مأموران از دادن آب و غذا به متهم یا زمانی که متهم نیازمند کسب اطلاع از وضعیت خانواده خود است اما مأمور به علت آزار روحی او از این کار خودداری می کند، مصادیقی از این مورد هستند.
به این نکته که ارتکاب جرم شکنجه می تواند به وسیله انجام عمل یا ترک عمل صورت گیرد، دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق در قضیه دلالیک تصریح نموده است.205
علاوه بر رکن مادی، برای تحقق جرم شکنجه عنصر دیگری با عنوان رکن معنوی نیز باید وجود داشته باشد.منظور از عنصر معنوی یا رکن روانی شکنجه، قصد شکنجه گر به ارتکاب عامدانه عمل شکنجه نسبت به فردی است که مورد شکنجه قرار می گیرد.بنابراین در انجام این عمل حتما باید قصد عامدانه صورت پذیرفته باشد.
علاوه بر ارکان ذکر شده، تحقق یک رکن دیگر الزامی است و آن مأمور رسمی دولت بودن عامل شکنجه
می باشد.
رکن مادی و معنوی شکنجه باید همراه با مباشرت مأمور رسمی دولت، با نظارت، رضایت، سکوت و یا اجبار او به فرد عادی جهت شکنجه نمودن دیگری صورت پذیرد.بنابراین اعمالی که توسط افراد عادی نسبت به یکدیگر صورت می گیرد، بدون آن که عامل دولتی در ایجاد آن ها نقشی داشته باشد، نمی توان مشمول تعریف شکنجه دانست.در ضمن مأمور دولت باید شکنجه را به مناسبت وظیفه و شغل خود انجام دهد، در این صورت است که عمل انجام گرفته شکنجه محسوب می شود.
در رأی شماره 2 سپتامبر 1998 شعبه اول دادرسی بدوی دیوان کیفری رواندا علیه جین پائول آکی سو بر دخالت مأمور رسمی دولت در شکنجه تصریح شد.
آخرین رکن تحقق شکنجه این است که درد و رنج شدیدی را بر شکنجه دیده وارد نماید.در واقع این رکن نقش اصلی و عمده ای در تحقق شکنجه ایفا می کند.این درد و رنج می تواند اعم از جسمی یا روحی باشد.206
آنتونیو کاسسه در کتاب «حکومت های غیرانسانی» خود که یادداشت های مربوط به دوران مأموریت وی در کمیته اروپایی برای جلوگیری از شکنجه و رفتار یا مجازات غیرانسانی یا ترذیلی می باشد، در تعریفی که از شکنجه به عمل می آورد، ویژگی شدید بودن درد یا رنج وارده را از جمله عناصر اساسی آن تلقی می کند.207
گفتار دوم: اقسام و مصادیق شکنجه
مطالعه تاریخ تحول شکنجه نشان می دهد این پدیده از همان دوران اولیه به اشکال مختلف معمول بود و چهره های مختلف آن به تازگی ظهور نیافته بلکه قدمتی کهن مانند سایر پدیده های ضد اجتماعی دارد.به طور کلی شکنجه را می توان به دو قسم مهم یعنی شکنجه جسمی و روحی تقسیم کرد.هرچند در مباحث قبل اجمالا به این دو قسم اشاره شد اما در این قسمت به صورت جداگانه به توضیح آن ها می پردازیم.
بند اول: شکنجه جسمی
با مطالعه و بررسی اسناد بر جای مانده می توان فهمید که بیشتر این اسناد حکایت از رواج شکنجه های
جسمی دارند.در واقع ویژگی بارز شکنجه جسمی تحمیل درد و رنج شدید بر جسم یک شخص است که غالبا آثار فیزیکی و ظاهری بر جای می گذارد.به طور مثال در پرونده ای دادگاه ضربات شکنجه را که به صورت جای مشت بر روی بدن و صورت متهم و همچنین سوزاندن سیگار روی پاهایش بود، تشخیص داد.208
زمانی که صدمات شدید بدنی نسبت به شخص متهم، توسط مأمور رسمی دولت یا فردی در سمت دولتی انجام می گیرد، این را شکنجه جسمی مستقیم گویند.این نوعی از اشکال بارز شکنجه است و کنوانسیون منع شکنجه نیز به آن اشاره دارد.
اما هنگامی که اعمال صدمات شدید بدنی نسبت به وابستگان و اطرافیان متهم یا مجرم توسط مأمور رسمی دولت است تا از این طریق به اهداف موردنظر از جمله اخذ اقرار از متهم دست یابند، این نوع از شکنجه، شکنجه غیر مستقیم تلقی می شود.به کارگیری این نوع شکنجه نیز در اسناد تاریخی به کرات قابل ملاحظه است.
بند دوم: شکنجه روحی
گرچه واژه شکنجه غالبا معنای آسیب های جسمی را تداعی می کند، اما قطعا آسیب های روحی را نیز شامل می شود.شکنجه روحی نیز همچون شکنجه جسمی هم بر خود متهم و هم بر خانواده او ممکن است اعمال شود.
از جمله مصادیق شکنجه روحی می توان به محرومیت از ملاقات با وکیل و خانواده، استفاده از داروهای موثر بر روان متهم، کاربرد الفاظ و گفتار توهین آمیز و قرار دادن قربانی در معرض فحاشی و توهین و غیره اشاره کرد.209
با الهام از رویه سازمان ملل، بسیاری از دولت ها در جهت نفی شکنجه روحی و انسانی ساختن شیوه رفتار با متهمین اقدامات موثری نموده اند.از آن جا که متهم و زندانی به عنوان یک انسان محتاج، به توجه و حمایت حقوقی نیازمند است تا بهتر به تحصیل اهداف اصلاحی کیفر و رجوع به فطرت انسانی کمک نماید لازم است در کنار مجازات و برخورد قانونی، احترام به کرامت بشری و حقوق معنوی او نیز مدنظر قرار گیرد.
مبحث سوم: اعمال شکنجه نسبت به افراد در بازداشت
همانطور که در مباحث اولیه توضیح داده شد بزرگ ترین و مهم ترین خطر شکنجه و دیگر اشکال بدرفتاری نسبت به اشخاص در اولین مرحله یعنی دستگیری و بازداشت آنان است، قبل از این که آن ها به وکیل یا دادگاه دسترسی داشته باشند.این خطر ممکن است تا زمان رسیدگی و تحقیق ادامه یابد، قطع نظر از جایی که اشخاص در آن جا نگه داشته می شوند.در این بین هرکس می تواند قربانی شکنجه باشد و تفاوتی بین افراد پیر و جوان، زن و مرد و کودک وجود ندارد.البته متهمان جرایم مهم و خطرناک ممکن است به منظور کسب اطلاعات، بیشتر در معرض شکنجه قرار گیرند.210
همانطور که می دانیم مهم ترین قرارداد در زمینه شکنجه کنوانسیون منع شکنجه است که اعمال شکنجه و هرگونه رنج و آزار متهمان را به هنگام بازداشت منع می کند و در دفاع و حمایت از افراد در برابر تعدیات کارگزاران حکومتی تکالیفی را به عهده دولت ها نهاده است.211 علاوه بر مسئولیت دولت به طور متقارن، شکنجه موجب مسئولیت کیفری افراد نیز می شود.بنابراین طبق نظام حقوق بین الملل دولت ها باید با قانون گذاری مناسب به اتهامات مرتکبین شکنجه رسیدگی کنند.مواد 4212 و 45 کنوانسیون منع شکنجه به این موضوع اطلاق دارند.
یک روزنامه آمریکایی در گزارشی تکان دهنده به وضعیت زنان در بازداشتگاه ها و زندان ها اشاره کرده است و بیان نموده که دستبندهای زنان حتی در هنگام زایمان نیز گشوده نمی شود.لازم به ذکر است که در سال 2006 کمیته حقوق بشر سازمان ملل در مورد دستبند زدن به زنان باردار طی وضع حمل اظهار نگرانی کرده و به توقف این عمل توصیه نموده بود، زیرا این عمل علاوه بر مغایرت با میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، نقض کنوانسیون منع شکنجه نیز می باشد که شکنجه را به عنوان هر عملی که به واسطه آن
تعمدا درد و رنجی شدید خواه جسمی یا روحی بر فرد اعمال می شود، تعریف کرده است.213
دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز بازداشتی را که منجر به آثار زیان بار و آسیب رساندن به سلامتی زندانی شود را نقض شدید ماده 3 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر تلقی می نماید.214
در برخی کشورها شکنجه همراه با نگه داشتن متهمین به صورت مخفی در خانه های شخصی، اردوگاه های نظامی و یا محل های دیگری است.در این راستا یک اقدام حمایتی علیه شکنجه منع این کار و نگه داشتن افراد در مکان های قانونی می باشد.215 کمیسیون اروپایی نیز جدایی کامل احساسی به همراه جدایی کامل اجتماعی را یک رفتار غیرانسانی و ناموجه محسوب نموده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل هم اعلام کرد ادعاهایی را مبنی بر بدرفتاری و مجازات های بدنی در نهادهای بازداشت و زندان ها دریافت کرده است.به طور مثال استفاده از جریان برق سال ها وسیله مورد علاقه شکنجه گران بوده و هنوز هم انواع قدیمی آن نظیر وصل کردن سیم برق به بدن متهم در بعضی کشورها معمول است.اخیرا سازمان های حقوق بشر متوجه شده اند که شکنجه گران از انواعی از ابزار برقی که با تکنولوژی پیشرفته ای ساخته شده اند، استفاده می کنند.در یک مورد مأموران امنیتی در زندان یک باتوم سیاه رنگ کوتاه الکتریکی را زیر حلقوم فرد متهم قرار دادند و آنقدر فشردند که او از شدت درد نقش زمین شد و وقتی به هوش آمد خود را غرق در خون دید.
برایان وود که از سوی سازمان عفو بین الملل مأمور تحقیق در این زمینه هاست، می گوید:
«به نظر می رسد که شکنجه گران متوجه شده اند، سلاح های بی حس کننده و ابزار الکتریکی شکنجه برای اهداف اهریمنی آن ها بسیار مناسب اند زیرا هم استفاده از آن ها آسان است و هم ردیابی این ابزار و استفاده کنندگان از آن کاری است مشکل».
یکی از مراکزی که می تواند نقش حمایتی نسبت به آسیب دیدگان شکنجه داشته باشد، «مرکز قربانیان شکنجه»216 است که به منظور التیام بخشیدن به صدماتی که در اثر شکنجه به افراد به ویژه متهمین و همچنین آسیب دیدگان جسمی و روحی از جنگ وارد می آید، به وجود آمده است و با هدف متوقف ساختن شکنجه در سرتاسر جهان فعالیت می کند.5
مبحث چهارم: ممنوعیت شکنجه و سایر سوء رفتارها
همانطور که ذکر شد شکنجه بیشتر به قصد تنبیه و مجازات متهم با تجاوز از حدود عرفی و قانونی و اخذ اقرار و کسب اطلاع از متهم انجام می گیرد.در طی قرون وسطی شکنجه در اروپا امری معمول بود اما به تدریج و با اوج گیری رنسانس مبارزه علیه شکنجه گسترش یافت و تلاش ها برای ممنوعیت شکنجه در اسناد جهانی متبلور شد.در واقع شکنجه رفتار غیرانسانی و وحشیانه ای است که هتک کرامت و شأن انسانی را در پی دارد و به استناد اسناد بین المللی ممنوع شده است.
ممنوعیت شکنجه یکی از مهم ترین ارزش های اساسی جوامع دموکراتیک به شمار می آید.به این امر در آرا مختلف تصریح شده است.217 مهم ترین واکنش بین المللی در مورد شکنجه در اعلامیه جهانی حقوق بشر متبلور شده، این موضع ناشی از حیثیت و کرامتی است که این اعلامیه برای انسان به رسمیت شناخته است.
سوال: آیا شکنجه می تواند در موارد استثنائی توجیه شود؟
در پاسخ باید گفت که ممنوعیت شکنجه مطلق است و برای برقراری حداقل عدالت باید حق مصونیت از شکنجه را به طور مطلق به رسمیت شناخت.اساسا منع مطلق شکنجه مبنی بر قاعده عرفی بین المللی است لذا تبعیت از آن برای همه دولت ها الزامی می باشد.این ممنوعیت در هر شرایطی حتی در وضعیت های اضطراری نیز برقرار است و تحت هیچ شرایطی نمی تواند توجیه پذیر باشد، همچنین هیچ امری نمی تواند موجب مجاز شدن آن گردد.218 این ممنوعیت غیر قابل عدول است به گونه ای که حتی دستور مافوق و همچنین انجام آن به موجب قانون نمی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره رفتار انسان، حقوق بین الملل، حقوق بین الملل بشر، حقوق بشردوستانه Next Entries پایان نامه رایگان درباره حقوق بشر، اسناد حقوق بشر، حقوق بشری، کنوانسیون ژنو