پایان نامه رایگان درباره کتاب مقدس، زنان متأهل

دانلود پایان نامه ارشد

يهودي، يا متعلق به هر طبقة ديگري که محقق بدان علاقه‌مند است) بدانند يا نه؛
* اعتقاد به خدا.
اين موارد معيارهايي را شکل مي‌دهند که با استفاده از آن‌ها در پاسخ به يک سئوال ساده، اطلاعاتي که به دست خواهند داد بيش از يک بله/ خير ساده است. اگر بخواهيم دامنه‌اي از رفتارها و عقايد را به عنوان نمونه مورد بررسي قرار دهيم مشکلاتي پيش‌رو خواهيم داشت؛ منشأ اين مشکلات تنوع رفتارها و عقايدي است که مورد تأييد سنت‌ها و مذاهب ديني مختلف است. به عنوان مثال، مقياس فرانسيس43 در خصوصِ نگرش معطوف به مسيحيت (فرانسيس 1993ب) به نحوي گسترده به عنوان مقياس دين‌داري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين مقياس شامل مواردي مثل نمونه‌هاي زير است:
* من مي‌دانم که عيسي مرا ياري مي‌کند؛
* من معتقد هستم/ نيستم که کتاب مقدس منسوخ است.
پرسيدن اين سئوال‌ها از پيروان ديگر سنت‌هاي ديني مي‌تواند بي‌ربط باشد. به همين ترتيب، ليتل‌وود44 و ليپسج45 (1981، 1998) براي پي‌بردن به ميزان علقة ديني در افرادي که از گروه‌هاي ديني مختلف هستند به انواع متفاوتي از سئوالات نياز داشتند. در اينجا چند نمونه از سئوالاتي که آن‌ها براي مسيحيان و يهوديان نياز داشتند ارائه مي‌شود؛‌ که در ادامة آن، سئوالات ديگري که اخيراً‌ براي پرسيدن از مسلمانان توسط حنيف‌خان طرح شده است (و در حال آماده‌سازي است) براي نمونه آورده مي‌شود:‌

?
پرسشنامة علقة ديني
نمونه سئوال براي مسيحيان:
– آيا معجزات نقل شده در کتاب مقدس واقعيت دارند؟
– آيا شما در ادارة‌ کليساي خود همکاري مي‌کنيد؟
– آيا قبل از تصميم‌گيري‌هاي مهم از کتاب مقدس مشورت مي‌گيريد، يا نيايش مي‌کنيد؟
– آيا براي داشتن زندگي خوب، داشتن باور ديني ضروري است؟
– آيا هرگز يک تجربة ديني شخصي داشته‌ايد؟

نمونه سئوال براي يهوديان:
– آيا در مراسم يوم کيپور به کنيسه مي‌رويد؟
– آيا معمولاً‌ غذاي حلال در منزل مصرف مي‌کنيد؟
– آيا در خانوادة شما زنان متأهل از موي مصنوعي استفاده مي‌کنند؟
ليتل‌وود و ليپسج 1998
پرسشنامة کنش ديني
نمونه سئوال براي مسلمانان:
-آيا نماز‌هاي روزانة پنج‌گانه را ادا مي‌کنيد؟
– آيا احکام پوشش را رعايت مي‌کنيد؟
– آيا در رعايت احکام ديني در خصوص مواد خوراکي مواظب هستيد؟
خان46، در حال آماده‌سازي

?

به منظور غلبه بر اين دشواري ( محدوديت قوانين در سنت‌هاي ديني مختلف)، و براي ايجاد امکان انجام مقايسه بين گروه‌هاي ديني- فرهنگي مختلف، لوونتال و مکلاود47 مقياس کوتاهي را طرح کردند که در اينجا ارائه مي‌شود.
?
پرسشنامة کُنش ديني
چند وقت يکبار به (کليسا، کنيسه، مسجد،‌ محل عبادت) مي‌رويد؟ (دور يک مورد خط بکشيد)
هر روز / هر هفته / هر ماه / گاهي اوقات / هيچ‌وقت
چند وقت يکبار به مطالعة متون ديني مي‌پردازيد؟ (دور يک مورد خط بکشيد)
هر روز / هر هفته / هر ماه / گاهي اوقات / هيچ‌وقت
چند وقت يکبار نيايش مي‌کنيد؟ (دور يک مورد خط بکشيد)
هر روز / هر هفته / هر ماه / گاهي اوقات / هيچ‌وقت
لوونتال،‌مکلاود، و ديگران، 2000
?

اين شاخص کمابيش سودمند بوده است؛ زيرا براي پيروان سنت‌هاي ديني مختلف معني‌دار است. اين مقياس همچنين از روايي و پايايي برخوردار است؛ اين دو مشخصه براي هر مقياس روان‌شناختي حائز اهميت است(لوونتال، 1996؛ جکسون48، 1996).
پس از بحث‌هايي که در مورد پاره‌اي از مشکلات تعريف و اندازه‌گيري مطرح شد و متعاقباً برخي راه‌حل‌هايي که ارائه گرديد، حال انگيزة‌ لازم براي به پايان بردن اين مقدمه وجود دارد. اما پيش از آن اجازه بدهيد سه قوطي کرم را مقابل شما قرار دهم – البته نه کاملاً باز، بلکه تا حدي که بشود نگاهي به درونش انداخت.

تاريخچه‌اي اجمالي از رابطة بي‌ثبات ميان روان‌شناسي و دين
رابطة‌ بين روان‌شناسي و دين در قرن بيستم اکثراً رابطه‌اي ناخوشايند بوده است. نسبت به هر يک از اين حوزه‌ها نگاه انحصاري وجود داشته است:‌ اگر روان‌شناس هستي نبايد دين را جدي بگيري، و اگر فرد دين‌داري هستي نبايد روان‌شناسي را جدي بگيري. اين وضعيت موجب فضايي شده که در آن روان‌شناسي دين در حکم امري تناقض‌آميز، ناممکن يا در بهترين حالت عملي اهانت‌بار قلمداد مي‌شود که به باورهاي ناصحيح منجر خواهد شد. متقابلاً گاهي هم در مقام کاربرد مضحک علم دربارة چيزي محسوب مي‌شود که ارزش توجه علمي را ندارد. من مي‌بايست در آغاز دو مبحث را در توصيف خاستگاه‌هاي اين وضعيت تأسف‌انگيز و مناقشه‌برانگيز بازشناسي کنم.
مبحث اول مسلّماً فرويد49 است. فرويد احتمالاً معروف‌ترين نام در تاريخ روان‌شناسي است، با اين وجود عجيب است که در دوره‌هاي روان‌شناسي در دانشگاه‌هاي بريتانيا به درستي به آن پرداخته نمي‌شود. فرويد مبدع روش گفتار درماني50 – روان‌کاوي51 – بود که به عنوان شيوة معالجة بيماري‌هاي روان‌رنجوري معرفي شده است. نظريه‌هاي فرويد و قضاوت‌هاي باليني‌ او در طي کارهايش تغيير يافت و توسعه پيدا کرد. اين نظريه‌ها بحث‌برانگيز و هميشه جذاب بوده و هستند. فرويد فردي مشتاق و متخصص در جدل بود،‌ و کتا‌ب‌هاي جذاب متعددي براي خوانندگان عمومي، و همچنين مقالات فراواني براي خوانندگان متخصص در زمينه‌هاي پزشکي و علمي تأليف کرد. او در چندين مقاله به مباحث ديني پرداخت،‌ و چهار کتابش (1939،1930،1928،1927) کاملاً به تحليل دين اختصاص يافت؛‌ اين آثار اغلب تا حد زيادي به زيان دين تمام شد. به عنوان مثال توتم و تابو52 خاستگاه دين و آيين‌هاي ديني را تا تک‌گروه‌هاي اوليه و نامشخص تاريخي دنبال مي‌کند. در اين نظريه دسته‌اي جنس مذکر بر سر تصاحب گروهي مؤنث (محتمل) با هم نزاع مي‌کنند، که اين مسئله به تابوي زناي با محارم (ممکن) و توتم‌پرستي منجر مي‌شود؛ اين مسئله تقريباً‌ به‌صورت دسته جمعي بر روي نسل‌هاي بعدي تأثير گذارد يا به آن‌ها منتقل شد(به طور آشفته و کمتر محتمل). فرويد در نقل حکايت‌هاي باورپذير مهارت خوبي داشت و هنگامي که از اين کار فارغ شده بود دين به مثابه مجموعه‌اي از خرافات دست پايين، مناسک روان‌رنجورانه، و توهم کنار گذاشته شده بود؛ تلقي موجود از اين مجموعه اين بود که دين يک زماني تسلي‌بخش بوده، اما در اين دورانِ فارغ از جهل و تعصب ديگر نيازي به آن نيست. فرويد در عبارات معروف و تکان‌دهندة خود دين را نوعي روان‌رنجوري وسواسي معرفي مي‌کند که همچنان پا برجا مانده است؛ زيرا زحمت گسترش روان‌رنجوري را براي افراد آسان مي‌کند. او خدا را به مثابه فرافکن تصوير پدر توصيف مي‌کند، و نظامي از توهمات مشتاقانه به همراه انکار حقيقت، به همان‌شکلي که هيچ جاي ديگر جز در حالت نقص عقلاني يافت نمي‌شود(فرويد، 1907، 1927). هيچ يک از اين مسائل فرويد را نزد نهاد ديني سنتي عزيز نکرد. جرم ديگر فرويد اين بود که تمايل جنسي و سوء استفاده از کودکان را تحت بررسي‌هاي روان‌پزشکي مورد مداقه قرار داد. او بحث سوء استفاده از کودکان را پس از سکوت حيرت‌زده، خشمگنانه و کاملاً ناباورانة نهاد پزشکي حدوداً يک قرن پيش، با عجله پس گرفت. فرويد مي دانست که از حقوق اجتماعي محروم مي‌شود. با اين حال مسئلة تمايل جنسي تا امروز در دستور کار محققان بوده است، و شهرت عمومي فرويد مبتني بر تأکيد او بر بحث تمايل جنسي است. جملات زير از روزنامه‌اي طنزپرداز براي من نقل شده است، و من آن را اينجا بيان مي‌کنم چون شهرت جديد فرويد را به طور خلاصه بيان مي‌کند:‌
چرا جوجه از خيابان عبور کرد؟
بستگي دارد شما از چه کسي اين سئوال را بپرسيد.
جواب فرويد به اينکه چرا جوجه از خيابان عبور کرد چه بود؟
فرويدگفت دليل اينکه شما به چرايي عبور جوجه از خيابان علاقه‌منديد تعارضات جنسي پنهانِ شماست.
ييسائو53 (1998) در ضمن توصيف برخي از تلقي‌هاي مسيحي نسبت به روان‌درماني، به طرح اين مسئله پرداخت که ممکن است در نظر مسيحيان انجيلي54 ديدگاه‌هاي روان‌شناختي فرويد…. خارج از ساحت ايمان باشد. اين نظريات او را ، در کنار داروينيسم55، دشمن ايمان و مؤمنين مي‌پنداشتند. مشاورة معنوي وسيله (ياري) بود … که هر کجا مورد استفاده واقع مي‌شد موجب رستگاري مي‌گرديد … انجيلي‌ها مي‌پنداشتند کساني که دچار مشکلات هيجاني‌اند به جهاتي مرتکب گناه شده‌اند، آن‌ها اين عقيدة خود را مبني بر دفاعشان از ايمان مي‌دانستند … فرد باايمان بايد باايمان مي‌ماند؛ و دشمن مشخص بود.
بنابراين در يک کلام مي‌توان گفت:
* فرويد مساوي‌ است با روان‌شناسي. هرچند روان‌شناسان در تعليم نظريه‌هاي او به اختصار اکتفا مي‌کنند، و بسياري از روان‌شناسان در ارزش علمي نظريه‌هاي او و کارآيي شيوه‌هاي باليني‌اش شک دارند، او همچنان مشهورترين روان‌‌شناس است.
* فرويد بدنام است. او مطالب فراوني دربارة اهميت روان‌پزشکي، پزشکي و علم فهم اميال جنسي نگاشت، لذا به مسائل جنسي علاقه‌مند بود.
* فرويد دين‌ستيز است. او در باب دين واقعاً سخنان هوشمندانه و دقيقي بيان کرد، و حتي بتلهيم56 (1983) گفته‌ است که تمام آثار روان‌کاوانة فرويد يک کار مخاطره‌آميز معنوي بود. اما فرويد سخنان زشت، ولو شوخ‌طبعانه و باورپذير، بسيار زيادي را مناسب با وضعيت بسياري از مؤمنان بيان کرد، و کاملاً واقع‌بينانه است که بگوييم هستة کلي آثار او حاکي از همدردي با دين نبود.
شايد بتوانيم بگوييم که فرويد مهمترين نيرو در ايجاد شکاف بين روان‌شناسي و دين بود، و مسبب مخاطراتي در روان‌شناسي دين شد که براي دين موهن و مخرب به نظر مي‌رسد.
با اين حال همچنين ممکن است بگوييم که فرويد با اين کار روح زمانة خود را بازگو مي‌کرد و به آن واکنش نشان مي‌داد. در فضاي روشنفکري نيمة اول قرن بيستم، تصور بر اين بود که علم به امور قابل مشاهده، و دين به امور غيرقابل مشاهده مي‌پردازد.
از اين رو دومين مضمون درتاريخچة رابطة بين روان‌شناسي و دين، ديدگاهي است که براساس آن روان‌شناسي علمي، و دين را نمي‌توان با هم آشتي داد. اين موضوع زواياي متعددي دارد. ساده‌ترين آن‌ها اين است که تجربتاً دين را (به لحاظ علمي) به منزلة پديده‌اي محوشدني توصيف مي‌کردند، که در نتيجه ارزش بررسي نداشت. در کتاب‌هاي روان‌شناسي به ندرت به آن مي‌پرداختند (هنوز هم تا حدودي اين‌گونه است) (مراجعه کنيد به شکل 1.1 ). رفتار ديني و تأثيراتي که دين بر رفتار مي‌گذارد موضوعات در خور توجه علمي به شمار نمي‌آمد. بيشتر کتاب‌هاي درسي روان‌شناسي مطلقاً دين را جزء فهرست خود قرار نمي‌دهند. روان‌پزشکي و دين به جهت ناسازگاري با هم داراي سرگذشت مشابهي هستند(فاسکت57، 1996).
به خاطر دارم که در دروة تحصيلم در مقطع کارشناسي تنها يک بحث کوتاه دربارة دين ارائه شد. تحصيلات دانشگاهي من به سال‌هاي بسيار دور، اوايل دهة 1960، برمي‌گردد. در آن هنگام روان‌شناسي اسکينري58 کمابيش حائز اهميت بود. به ياد دارم که کلاس‌هاي زيادي دربارة اين موضوع داشتيم. در نخستين درس، استاد به دقت به تشريح اين موضوع پرداخت که مي‌توان يک موش گرسنه را در وسيله‌اي به نام “جعبة اسکينر”59 (اسم مخترعش بي.اف. اسکينر60 را روي آن گذارده بودند) قرار داد. اين جعبه محيطي سرد و بي‌روح داشت، ديوارهاي فلزي‌اش يکدست بود، و (به طورمعمول) تنها يک اهرم و يک قوطي غذا بود که از خشکي فضاي آن مي‌کاست. جعبة اسکينري‌ هيجان‌انگيز ممکن بود دو ميله داشته باشد، يا حتي شوک‌هاي الکتريکيِ دردناکي در کف خود ايجاد کند، اما به‌طور معمول سرگرمي درون جعبه به يک ميله و يک قوطي غذا محدود مي‌شد. وقتي موش ميله را فشار مي‌داد تکه‌اي از غذا ظاهر مي‌شد. استاد در توضيح اين مطلب مي‌گفت وقتي که رفتار کنشگرانه (فشار ميله) به طور منظم و پشت سر هم (تقويت مستمر) تقويت شد (با دادن غذا) موش ميله را نسبتاً با سرعت کمتري فشار مي‌دهد. با اين‌وجود اگر تقويت به‌طور تصادفي و اتفاقي صورت بگيرد، موش ميله را به سرعت، مشتاقانه، و حتي بي‌اختيار مي‌فشارد. به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره زنان مسلمان، رفتار انسان Next Entries پایان نامه رایگان درباره بهداشت روان، عزت نفس