پایان نامه رایگان درباره پیامبر اسلام(ص)، وجود خداوند، موازین شرع، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

(بقره: 52)
«آن گاه شما را پس از چنين كار زشت بخشيديم، شايد سپاسگزار شويد.» (الهی قمشه‌ای)
«مِنْ بَعْدِ ذلِكَ» یعنی پس از «اتخاذكم إياه إلهاً» و پس از « اتخاذكم العجل إلها » (گوساله پرستی). (طبرسی،1372: ج‏1/234 )
به تأیید اکثر تفاسیر «ذلک» به «اتخاذ العجل الهاً»( بعد از گوساله پرستی) ذکر شده در آیات قبل اشاره دارد. به غرض توجّه کامل یا کمال عنایت و تمییز مشارٌ الیه، با استفاده از صیغة دور با وجود نزدیکی آن به اعجاب و عظمت عفو و بخشش خداوند پس از آن گناه بزرگ اشاره دارد. کاف خطاب که برای مفرد کاربرد دارد نیز به خاطر آن است که فردیت غلبه دارد.
«ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِين‏ » (بقره: 64)
«بعد از آن همه عهد و پيمان (از خدا) روى گردانيديد؛ و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نمى‏شد البته در شمار زيانكاران بوديد. » (الهی قمشه‌ای)
در تفسیر این آیه، که به لحاظ اعراب مانند آیة قبل است، اکثر تفاسیر «ذلک» را اشاره به عهد و میثاق محکم و عظیم و وفای به آن دانستهاند.(بیضاوی،1418:ج1/85) و بعضی دیگر، بر طرف شدن خطر کوهِ طور(ابیاری،1405:ج9/87) که در همة حالات، به موضوعی اشاره دارد که در قبل توصیف آن ذکر شده است و اسم اشاره به قصد ایجاز و تأکید دلالت بر آن داشته و جایگزین آن شده است.
آیة 74 سورة بقره «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً … » با همین ترکیب و به تأیید اکثر تفاسیر «ذلِکَ» اشاره به زنده کردن مُرده و یا تمام معجزات حضرت موسی و آیات مذکورِ گذشته است و اظهار تعجّب از قساوت قلب مخاطبین و نوعی تنبیه است.
آیة 178 بقره «… فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيم‏ » با همین اعراب «ذلِکَ» اشاره به عمل بخشش قاتل یا ستاندن دیه است. پس غرض، تأکید و یادآوری آن چیزی است که قبلاً در بارة قصاص ذکر گردیده است.
آیة 82 آل عمران «فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون‏ » با همین ترکیب به وسیلة «ذلِکَ» به آن عهد و میثاق سنگین، محکم، مهم و مذکور در قبل اشاره شده است؛ در موضوع ایمان به پیامبر(ص) و یاری وی و آن تأکیدات و اقرارها و آن گواه گرفتنها، از اسم اشاره به دور به منظور تفخیم و عظمت آن عهد و پیمان استفاده شده است .
آیة 89 آل عمران «إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيم‏» نیز با همین اعراب «ذلکَ» ـ‌ به غرض تأکید امر مذکورـ به آن ارتداد و و کفر و ظلم عظیم و مطرود شدن توبه کنندگان مرتد از دین اشاره دارد.
در آیات قبل از 94 آل عمران «فَمَنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏» نیزتصریح گردیده است که همة خوارکیها بر بنی‌اسرائیل حلال بود تا زمانی که یعقوب بنا به دلایلی برخی از خوراکیها مانند گوشت شتر را حرام نموده است. آنگاه خدای متعال این موضوع را بیان نموده و تأکید دارد که تحریم نه از زمان ابراهیم(ع) نه در تورات و نه از جانب ربّ جلیل بوده است. به همین دلیل به یهود میگوید اگر این تحریم در تورات ذکر شده آن را بخوانید و نشان دهید. سپس با «ذلک» به قصد ایجاز و تأکید، با خطابی توبیخی به این استدلال و احتجاج اشاره نموده است. «کاف خطاب» پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده است. پس از آن بیان احتجاجاتی که هدایت را از گمراهی و حق را از باطل جدا نموده است سیاق آیه توبیخ و تهدیدی برای کاذبین است.
در آیة 12 مائده «…فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ‏» سخن از عهد و پیمان خداوند بر انجام احکام دینی و برانگیختن دوازده نفر از نقیبان و بزرگان بنی‌اسرائیل است. سپس دروغ بستن به خداوند را پس از آن عهد و پیمان ظلم و ستم می‌داند. پس مشابه اسلوب آیة قبل، به قصد تأکید، به آن شرط مؤکّد یعنی مأموریت نقباء و گرفتن پیمان مذکور در قبل اشاره دارد.
در آیة 94 مائده «… فَمَنِ اعْتَدى‏ بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ‏» نیز به این روش، به قصد تأکید، با «ذلک» به آزمایش و امتحان یا بیان حکم تحریم صید در حرم، مذکور در قبل اشاره شده است.
در آیة 27 توبه «ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم‏»، « ذلك » به طورى كه از سياق کلام برمى‏آيد اشاره به مضمون دو آیة قبل است، و آن اين بود كه بعضی از مسلمين در جنگ بدر به غير خدا تکیه و اعتماد نموده و با فرار كردن و پشت نمودن به مبارزه، خدا را معصيت كردند. امّا مسلمانان در جنگ پیروز شدند. با این وجود خداوند به خاطر آنکه آمرزنده و مهربان است توبة آنان را می‌پذیرد. پس در اینجا نیز با اشاره به آن فعل و عمل ذکر شده در قبل به وسیلة «ذلِکَ» آن را تأکید نموده است.
«قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُون»‏ (بقره: 68) . «گفتند: از خدايت بخواه كه خصوصيت گاو را براى ما معيّن كند. موسى گفت: خدا مى‏فرمايد: گاوى نه پير از كار افتاده و نه جوان كار نكرده، بلكه ميانه اين دو حال باشد، حال انجام دهيد آنچه مأموريد. » (الهی قمشه‌ای)
«بَيْنَ ذلِكَ»: مانند آن است که عرب میگوید:«لا كذا و لا كذا و لكن بينَ ذلك»؛ پس این آیه مجازاً صفتی بین دو وصف را مورد نظر دارد. و به همین منظور میگوید: «بين ذلك»(معمربن مثنی،1381: ج‏1/43 )
آیة فوق ادامة داستان دستور حضرت موسی(ع) به قومش در خصوص ذبح گاو و سؤال آنان از ویژگیهای آن گاو است. پس آن حضرت سن گاو را نه پیر و نه بسیار جوان بلکه حالتی میان آن دو صفت اعلام می‌دارد. اضافه شدن «بَین» معمولاً به مثنی میباشد امّا در این ترکیب «ذلِکَ » مبهم بوده و اشاره به مُجمل دارد و یا اینکه دلالت به (ما ذُکر) یا صفتی بین دو صفت به عنوان یک حالت دارد. اشاره به حالتی بینابین دارد یعنی نه خیلی کوچک و نه خیلی بزرگ و مسن، بلکه میان‌سال که بهترین نوع گاوها و چهارپایان است. این، به نوعی تخصیص و تعیین یک گاو به عنوان مصداق واحد بین دو چیز است.
«مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاء … » (نساء: 143)
«دو دل و مردّد باشند، نه به سوى مؤمنان يك‏دل مى‏روند و نه به جانب كافران. … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز به حالتی بین کفر و ایمان مذکور در قبل یا حالت سرگردانی و عدم انتساب به کافران یا مؤمنین اشاره دارد. مشارٌ الیه صفت منافقین یعنی حالتی بین کفر و ایمان است، تأکید و تعیین وضعیت حیرانی میان دو اسم اشاره «هؤلاء» مذکور در ادامة آیه را بیان میدارد.
در آیه 150سورة نساء«… وَ یُریدوُنَ أن یَتَّخِذوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا » نیز با همین نقش، خداوند کافرانی را توصیف میکند که میخواهند بین خدا و رسولش جدایی انداخته، به بعضی از دستورات الهی ایمان داشته و برخی دیگر را کافر شوند. که خداوند این عمل را تفرقه انداختن میان خود و پیامبرش میداند و با «ذلک» به راه میانه بین کفر و ایمان یعنی تفکّر التقاطی اشاره دارد. بنا بر این اسم اشاره به قصد تعیین و تأکید حالت مذکور به کار رفته است. این اسم اشاره که کاربردش برای مفرد است در معنا و جایگاه مثنّی به کار رفته است.
«…لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِك‏ …» (بقره: 233)
«… نه مادر بايد در نگهبانى فرزند به زحمت و زيان افتد و نه پدر بيش از حدّ متعارف براى كودك متضرر شود. و اگر كودك را پدر نبود وارث بايد در نگهدارى او به حد متعارف قيام كند… » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به وظایفی مانند نفقه و شیر ( اجرت شیردهی) دارد که طبق حکم شرع بر پدر واجب است و در بیانات گذشته ذکر شده است. سپس به وسیلة «ذلِکَ» به آن وظیفه اشاره نموده که پس از مرگ پدر و بدون آزار و اذیت بر گردن وارث است. با «ذلک» اشاره به مذکور ماقبل و تأکید آن دارد.
«وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ‏ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِين …» (نساء: 24)
«…و نكاح زنان شوهردار نيز (براى شما حرام شد) مگر آن زنانى كه (در جنگهاى با كفّار، به حكم خدا) متصرّف شده‏ايد. اين حكم خدا بر شماست، و هر زنى غير آنچه ذكر شد شما را حلال است كه به مال خود به طريق زناشويى بگيريد نه آنكه زنا كنيد.» (الهی قمشه‌ای)
خداوند متعال در آیات قبل ممنوعیت و تحریم ازدواج مرد با محارم را برشمرده و ادامة آن را در ابتدای این آیه بیان فرموده است آنگاه با «ذلکُم » به «ما ذُکر» (موضوع نکاح با محارم) اشاره نموده و نکاحِ غیر آنان را با رعایت سایر موازین شرعی مورد تأکید قرار داده و مُجاز دانسته است.
«إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظِيما»( نساء: 48) «محققاً خدا گناه شرك را نخواهد بخشيد و سواى شرك را براى هر كه خواهد مى‏بخشد، و هر كس كه شرك به خدا آورد به دروغى كه بافته گناهى بزرگ مرتكب شده است. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه خداوند عدم آمرزش شرک به خود را بیان فرموده آنگاه با «ذلِکَ» به آن عمل نابخشودنی که همان شرک باشد اشاره نموده و آمرزش غیر آن را از روی فضل وعده میدهد. اشاره به دور به قصد بیانِ قبح و زشتی بی‌نهایتِ شرک می‌باشد؛ همچنین اثبات این امر است که خداوند جز شرک همة گناهان را میبخشد.
در آیة 116 سورة نساء که تکرار آیة بخش مورد نظر در آیة فوق است با همین ترکیب با «ذلک» به «شرک» با قصد دور و زشت نمایاندن آن عمل اشاره شده است. با این تأویل که تکرار آن به قصد تأکید امر و تقبیح فراوان شرک است. و بیان بزرگی گناه زشت مشاجره و دشمنی با پیامبر(ص) بوده و یا اتمام حکایت مورد بحث آیات قبل است.
«…قالَ يا وَيْلَتى‏ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُراب‏ …» (مائده: 31)
«… (قابيل) گفت: واى (بر من) آيا من از آن عاجزترم كه مانند اين كلاغ باشم…» (الهی قمشه‌ای)
« هذا » اسم اشاره مضافٌ الیه و محلّاً مجرور است. با «هذا » به کلاغِ ناقص الادراک، با جسمی کوچک و با حالتی تحقیر آمیز اشاره نموده و تعجّب از عجز خود در تشابه به عمل آن حیوان را بیان نموده است.
«مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً …» (مائده: 32) «بدين سبب بر بنى اسرائيل حكم نموديم كه هر كس نفسى را بدون حق و يا بى‏آنكه فساد و فتنه‏اى در زمين كرده، بكشد مثل آن باشد كه همه مردم را كشته … » (الهی قمشه‌ای)
« ذلِکَ » مضافٌ الیه، محلّاً مجرور است و به حادثة فجیع قتل یکی از پسران حضرت آدم به دست پسر دیگرش و جنایاتی از این قبیل که در آیات قبل مذکور است اشاره دارد. غرض از اشاره به دور، بزرگی این گناه و زشتی فراوان آن و با غرض استیعاب(معیوب دانستن)، استبعاد(دور از پذیرش) و دوری از ذهن از یک سو و از سوی دیگر استفاده از اسم اشاره به جای ضمیر به قصد تأکید، تمییز و محسوس نمایاندن آن عمل است.
«وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِين‏»( مائده: 43)
«و چگونه آنها به حكم تو سر فرود آرند در صورتى كه تورات نزد آنها است و حكم خدا در آن است و با اين حال از آن روى مى‏گردانند؟ (پس چنانچه تو نيز از تورات حكم كنى بدان راضى نشوند) چه آنكه اينان به خدا ايمان ندارند. » (الهی قمشه‌ای)
« ذلِکَ » مضافٌ الیه و محلّاً مجرور است. در این آیه خداوند از حَکَم قرار دادن پیامبر اسلام(ص) با وجود احکام الهی در تورات توسط

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره اغراض بلاغی، قرآن کریم، مقتضای حال Next Entries پایان نامه رایگان درباره اغراض بلاغی، طلاق رجعی، سوره بقره