پایان نامه رایگان درباره پرخاشگری، دوران کودکی، اختلال شخصیت، خشونت خانگی

دانلود پایان نامه ارشد

باعث فرار از خانه و مدرسه و متواری شدن او می گردد بلکه تاثیرات جسمی و روانی نیز بر روی کودک و نوجوان داشته که بر اثر این تاثیرات روانی کودک و نوجوانان در آینده به شخصی خشن مبدل گشته که باابراز خشونت خود در درون خانواده و جامعه عقده های سرکوب شده ناشی از رفتار بد پدر یا مادررا پاسخ می دهد.152

د- فرار از خانه
این نتیجه خشونت خانگی به ویژه ازآن جهت که بر امنیت اجتماعی وافزایش بزهکاری تاثیر می گذارد قابل تامل است . محیط ناامن و پرخشونت خانه، فرزندان خانواده را از خود بیزار می کند و سبب می شود آنان در پی یافتن محیطی آرامتر یا صرفاً به خاطر دور شدن از آزار و اذیت والدین، خانه را ترک کنند. در این هنگام یا به خانه دوستان، اقوام و آشنایان پناه می برند که در این صورت (و اگر پناه دهندگان افراد صالحی باشند) احتمال انحراف کودک یا نوجوانان فراری کمتر خواهد بود و می توان انتظار داشت که با بهبود شرایط مجدداً به خانه و زندگی اجتماعی عادی خود بازگردد. اما اگر چنین نشود یعنی قربانی خشونت خانگی در کوچه و خیابان سرگردان و در نهایت گرفتار افراد ناصالح و گروههای بزهکاری بسیار زیاد خواهد بود. واقع امر این است که گروههای بزهکاری غالباً منتظر چنین فرصتهایی برای جلب اعضای جدید هستند. بیشتر فعالیتهای غیر قانونی که قربانیان خشونت خانگی پس از فرار از خانه بدان دست می یابند عبارتند از کف زنی، سرقت اتومبیل، سرقت از فروشگاهها، کیف قاپی، سرقت منازل، جرایم مرتبط با مواد مخدر (نقل و انتقال، فروش، توزیع و …) جرایم جنسی، تکدی، ولگردی و شمار زیادی از آنان نیز در دام گروههای کوچک و بزرگ تبهکاری بین المللی که در زمینه تجارت اعضای بدن، تجارت زنان و کودکان و قاچاق مواد مخدر فعالیت دارند، گرفتار می شوند. متاسفانه در جامعه کنونی ما فرار از خانه به ویژه در بین دختران رو به فزونی گذارده است.

ر- فرار از مدرسه
ممکن از در نظر اول فرار کودکان و نوجوانان از مدرسه با خشونت والدین بی ارتباط به نظر آید اما مطالعات و گفتگوهای شخصی نگارنده با مرتکبین چنین کاری، وجود این ارتباط را تایید می کند. محیط ناآرام خانه مانع از آن می شود که فرزند حواس و فکر خود را به طور شایسه متوجه درس نماید. در واقع، اضطراب و نگرانی ناشی از بدرفتاری و خشونت والدین به فرزندان اجازه چنین کاری را نمی دهند. در نتیجه این کودکان و نوجوانان دچار افت تحصیلی می شوند. در محیط مدرسه برخی معلمان و مربیان به علت عدم آشنایی با این شیوه برخورد صحیح با این دانش آموزان آنان را مورد سرزنش یا حتی تنبیه قرار می دهند.

این رفتار به ویژه اگر با تمسخر و سوء رفتار همسالان نیز همراه شود سبب خواهد شد که قربانی خشونت خانگی از مدرسه نیز گریزان گردد.
مواردی دیده شده است که کودک یا نوجوان یکی از معلمان خود را به جای پدر و مادر خود فرض می کنددر دل به او عشق می ورزد. در اصل آنچه را که در محیط خشن خانه و رفتار خشونت آمیز پدر ومادر واقعی اش مانع از ابرازش شد، نثار معلم خود می نماید، اما با افت تحصیلی او معلم مورد علاقه اش رفتار نامناسبی با او پیش میگیرد و او را سرزنش یا تنبیه می کند بی آنکه از احوالش خبر داشته باشد. در این هنگام قربانی خشونت خانگی بار دیگر همه آنچه را که در ذهن ساخته، ویرانه می بیند و در می یابد که باز آن کسی که صمیمانه دوستش دارد و شاید می خواهد همه آنچه را در خانه بر او می گذرد برایش بازگو کند، با او با خشونت رفتار میکند. آنگاه به تدریج از رفتن به مدرسه و بودن در چنین محیطی خسته و دلسرد می شود و با خیال رها شدن، از مدرسه فرار می کند. اینجاست که اهمیت نقش معلمان و مسئولان مدرسه در برخورد با چنین دانش آموزانی بیش از پیش معلوم می گردد. چرا که عواقب فرار از مدرسه همانند فرار از خانه برای فرد و جامعه بسیار خطرناک است.
ز- خشونت خیابانی
این مورد بیشتر در پسران به چشم می خورد که مثلاً به هنگام تعطیل شدن مدارس می توان پسر بچه های بین 8 تا 15 سال را مشاهده کرد که به شوخی یا جدی به جان هم افتاده و یکدیگر را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند. برخی از آنان در این هنگام خشونتی را که از والدین دیده اند بر روی دیگر بچه ها پیاده می نمایند.

تاثیرات جسمی – روانی:
اختلالات در خوردن غذا و خوابیدن، آثار خشونت جسمی در روی بدنشان، افسردگی، مطیع بودن بیش از حد، گوشه گیری، انزوا، گاز گرفتن انگشت یا ناخن، لکنت زبان، خیال پردازی درباره خودکشی، خشونت کلامی ، احساس اضطراب و ترس.153

و- بی توجهی به تربیت کودکان
بی توجهی به تربیت کودکان نیز یکی از عوامل بروز خشونت می باشد، وقتی والدین بدون توجه به حضور فرزندان با یکدیگر پرخاش نموده و نیاز نیست که والدین به خود کودک پرخاشگری نمایند. چنانچه او شاهد رفتارهای خشونت بار پدر و مادر یا افراد دیگر نیز باشند این گونه رفتار را فرا می گیرند. پس کودکان از طریق مشاهده، رفتارهای والدین را می آموزند.
گاهی نیز کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و این قربانی شدن باعث می شود که خود آنها نیز عامل خشونت شوند مانند وقتی که کودک توسط دانش آموزان دیگر مورد تمسخر قرار گیرد یا از کودک دیگری کتک بخورد و قادر به دفاع خود نباشد.
مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی نیز باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و از این کار نیز توسط والدین بی توجه منع نمی شوند به احتمال زیاد به تقلید آنچه می بینند می پردازند.
تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازیهای ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می دهد که بعضاً والدین برای سرگرم نمودن کودکان وانجام کارهای روزمره کودکان را با بازیهای ویدیویی سرگرم نموده در حالیکه از عوارض منفی آن غافل می باشند.
پس والدین، مدرسه، صدا و سیما و جامعه با بی توجهی خود در تربیت کودکان و نوجوانان می توانند عامل بروز و ایجاد نطفه خشونت در آنها گردند چرا که الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان (مدرسه، منزل، تلویزیون، دوستان، همکلاسان) می بینند.154
نظریه یادگیری اجتماعی بر تاثیرات متقابل بین رفتار و محیط تاکید دارد، و بر الگوهایی از رفتار متمرکز می شود که فرد آنها را برای کنار آمدن با محیط در خود پرورش می دهد. الگوهایی که از راه تجربه مستقیم پاسخ های محیط فرد، یا مشاهده پاسخهای دیگران کسب می شود.155
این نظریه بیان می کند، شیوه رفتاری که ما به نمایش می گذاریم در دوره کودکی آموخته می شود،خشونت یادگرفتی است.انسان ذاتاً پرخاشگرنیست واین شیوه رفتاری مخصوصاً دردوران کودکی از سوی والدین، برادر، خواهر، دوست آموخته می شود.تعدادزیادی از مطالعات فرضیه چرخه خشونت را تایید کرده اند بدین معنی که تجاوزو خشونت بزرگسالان نتیجه رفتارهای خشونت آمیزی است که آنها در دوران کودکی قربانی یا شاهد آن بوده اند.156
در دهه 1990 نیز، آلبرت بندورا بیان کرد که غالب رفتارهای انسان از طریق مشاهده و در طول فرآیند الگوسازی آموخته می شود.157

گفتار دوم: عوامل روانی و اکتسابی
عوامل روانی و ناپختگی و تزلزل شخصیت می تواند عاملی در بروز خشونت باشد. اینگونه افراد، ناپایداری در روابط میان فردی، رفتار، خلق و خودانگاره رااز خود نشان می دهند که یکی از پیامدهای آن بی ثباتی و ناتوانی در کنترل خشم است. و نیز عوامل اکتسابی مانند مصرف الکل و مواد مخدر مهار رفتار را در فرد کاهش می دهد. همین مسئله، زمینه ي بروز خشونت مرد به همسر را فراهم میکند. اطرافیان افراد معتاد به سبب ویژگی های شخصیتی و رفتاريی که پیدا می کنند،ایشان را طرد می کنند و تحمل آنان برایشان مشکل و غیر ممکن می شود.در نتیجه، فرد معتاد، اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و علیه خانواده و به ویژه همسرش به خشونت دست می زند.158

بند اول: عوامل و بیماریهای روانی
عوامل و بیماریهای روانی می تواند سبب پاسخ های متفاوتی در انسان شود، که یکی از آنها خشم و پرخاشگری است.
برخی افراد به دلیل کمبود عزت نفس به خشونت دست می زنند.این افراد به قدرت و غلبه جویی نیاز دارند که با ابراز خشونت در واقع می خواهند به آن دست یابند.
افسردگی نیز عامل مهم روحی و روانی است که باعث ایجاد خشونت بر علیه زن توسط مرد می شود. کسانی که نیز شخصیت ضداجتماعی دارند یا به سادگی دست به خشونت می زنند و از آزار و اذیت دیگران احساس گناه نمی کنند از خشونت علیه دیگران پشیمان نمی شوند.
برخی افراد نیز خود بیمار انگارند، یعنی از وضع بدنی خود ناخوشایند و تنها به نفع خود برآوردن نیازهایشان می اندیشند، خشونت گرا می باشند و اینگونه افراد لجباز، بدبین و خود شیفته اند.
از دیگر عوامل و بیماریهای روانی وسواس می باشد که شخص در مورد رفتار همسر خود وسواس دارد که گاهی با نوعی سوء ظن همراه است، که باعث بروز خشونت مردعلیه زن می شود و نیز تامین نشدن نیازهای عاطفی فرد و ناکامی او در خانواده، عامل مهمی در بروز خشونت است. برای مثال، اگر زن به نیازهای جنسی مرد بی اعتنا باشد، مرد به ناکامی جنسی دچار می شود و همین ناکامی، زمینه ي روانی خشونت علیه زن را به بار می آورد.159

اکنون برای اطلاع بیشتر مخاطبین به تفصیل به دو نوع از بیماریهای روانی در ذیل می پردازیم.
الف- ناهنجاریهای شخصیتی
اختلال یا ناهنجاری شخصیتی نوعی بیماری روانی است و مشکلاتی را در درک موقعیت ها و افراد بوجود می آورد. داشتن اختلال شخصیت یعنی شما دارای افکار سخت و ناسالم هستید و بدون توجه به موقعیت، رفتاری نادرست را انجام می دهید.
در واقع شخصی که دارای اختلال شخصیتی می باشد فاقد سلامت روانی است و سلامت روانی به معنی کمال و کامل و جامع، که نشان دهنده مقوله های تندرستی فرد کامل،تمامیت و صحت و آسایش اوست. براساس تعریف سازمان جهان بهداشت، سلامتی نه فقط فقدان بیماری و نقص عضواست.بلکه حالت رفاه کامل جسمانی،روانی و اجتماعی را نیزدر بر میگیرد.سلامت روان طبق این تعریف،مفهوم گسترده تر و فراتری از عدم بیماری دارد و نیز سلامتی موضوعی چند بعدی در نظر گرفته شده است که با سه بعد روانی، جسمانی و اجتماعی سروکار دارد.160
اختلال شخصیتی باعث بوجود آمدن مشکلات اساسی در روابط خانگی، برخوردهای اجتماعی، کار و تحصیل می گردد. البته ممکن است شخص متوجه این اختلال در خود نباشد، زیرا به نظر خودش، تفکر و رفتارش طبیعی می باشد و دیگران را به خاطر رفتار بدشان سرزنش می کند.
و آنها ظاهراً احساس توجه و نگرانی نسبت به دیگران را درک نمی کند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت گاهی دست به خشونت های فیزیکی فرزند و یا همسر زده و یا گاهی مرتکب قتلهای آنچنانی می شوند ولی احساس پشیمانی را حتی در صورت ورود آسیب زیاد به دیگران احساس نمی کنند.161
احتمال گرایش به خشونت و احتمال بروز ناهنجاریهای شخصیتی از بزرگسالانی که در دوره کودکی مورد بدررفتاری و سوء استفاده قرار گرفته اند بیشتر است،افراط در تنبیه کودکان توسط والدین خشن عاملی است که به این ناهنجاری دامن می زند.
عواملی مانند سابقه خانوادگی، وضعیت پایین اقتصادی – اجتماعی، در دوران کودکی دچار سوء استفاده کلامی – جسمی و جنسی باشند، مورد توجه نبودن در دوران کودکی، ناپایداری زندگی خانوادگی در دوران کودکی، اختلال رفتار در کودکی، از دست دادن یکی از والدین در دوران کودکی باعث تشدید اختلال شخصیت می شوند که از دوران کودکی شروع شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.162

ب- استرس
فشار روانی می تواند سبب پاسخ های متفاوتی در انسان شود، که یکی از آنها خشم پرخاشگری است، نظریه پردازانی چون فروید می گوید که پرخاشگری یک غریزه زیستی (بیالوژیک)است. به عقیده او، نیروی نهفته ای در انسان تحت عنوان غریزه مرگ انباشته می

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره خشونت علیه زنان، دوران کودکی، تستوسترون، کودکان و نوجوان Next Entries پایان نامه رایگان درباره مواد مخدر، پرخاشگری، مصرف مواد، خشونت علیه زنان