پایان نامه رایگان درباره پرخاشگری، خشونت علیه زنان، خشونت جنسی، روابط جنسی

دانلود پایان نامه ارشد

با رجوع به تجربه زندگی خویش، چنین وضعیتی را می یابند.
آنچه تعرض جنسی را به پرخاشگری جنسی مبدل می کند، نبود عشق در رابطه طرفین است که ربطی به جنس آنها ندارد. بر همین سياق شخصیت مردانی که از سوی همجنس خود مورد تعرض جنسی واقع شده اند بیش از زنان از تعرض جنسی آسیب می بینند و چنین وضعیتی نیز به پرخاشگری های دیگر می کشد. قربانیان تعرض عموما خود را آسیب دیده تلقی می کنند و جلوه های روانی – جسمانی جایگزینی برای آن می یابند و حتی تا خودآزاری و بویژه خودکشی و دیگر کشی نیز پیش می روند و در همه اين موارد ، احساس اضطراب جزء لاینفک رفتار آنان به حساب می آید.
شناخت مسائل قربانیان تعرض جنسی، به منظور پیشگیری از این وضعیت در چهارچوب فرهنگ معنا پیدا می کند . در فرهنگی که می گوید، زنان خود به تعرض جنسی خویش جان می بخشند ودر واقع محرک آن هستند یا مدعی است همه زنان دوست دارند به آنها تجاوز شود یا تاکید دارد اگر زنی نخواهد، نمی توان به او تجاوز کرد و یا اصرار دارد که وقتی زنی میگوید نه، منظورش بله است، قاعدتاً زمینه هایی برای توجیه تعرض جنسی خصوصاً از سوی مردان فراهم می آید. پذیرش این افکار همراه با جامعه پذیری نقش های کلیشه ای جنسیتی و نیز ضعف حمایت های قانونی از زنان به تشدید تعارض یاری می رساند. مردان حتی در این چهارچوب، سکوت و بی طرفی زن در قبال تعرضات جنسی به عنوان نشانه ای از تمایل جنسی او میگیرند و از این توجیه، انگیزه ای گسترده تر برای تعرض جنسی می یابند.
چون قدرت کنترل در دست مردان است و زنان بیشتر به نحو وابسته به مردان تعریف می شوند؛در این صورت ابزار و گزارش و ثبت تعرضات جنسی نیز خدشه می پذیرد. این وضعیت تا آنجا اهمیت دارد که بسیاری از مردان متعرض تصور می کنند اگر به قربانی پول بپردازند او به تعرض رضایت می دهد و در غیر این صورت می توان با او به خشونت آویخت. در این قالب مردان حتی می آموزند برای تغییرتعریف تعرض جنسی، ابتدا با قربانی طرح دوستی بریزند. به این ترتیب نه تنها بر این پایه از خود سلب مسئولیت نمایند؛ بلکه زن را نیز از آسیب های روانی – جسمانی دور سازند. به همین جهت بسیاری از گزارش ها ناظر به تعرض جنسی نزدیکان و دوستان می شود.
اعتیاد با افزایش تعرض جنسی همايندي دارد. مع هذا احکام دادگاه ها در این عرصه دوگانه است، یعنی از یک سو اعتیاد مرد متعرض را باعث سلب مسئولیت او می داند، اما اعتیاد زن قربانی را عامل تحریک تعرض می انگارد. تصور عمومی بر این است که زن و مرد معتاد در کنار یکدیگر به روابط دیگر نیز تن می دهند که این خشونت نیز از سوی ناظرین به آنها وارد می شودو کسانی که بیشتر قربانی تعرض جنسی می شوند؛ کمتر خود را قربانی می انگارند و حساب خود را از قربانیان تعرض جنسی جدا می کنند. این در حالی است که مردان به تجاوزگری، افتخار می کنند و به بازگو کردن آن می پردازند؛ اما زنان آن را پوشانده و بیشتر به ذکر روابط جنسی خود با شوهرانشان دست می زنند.
بیان این نکته ضرورت دارد که پرخاشگری جنسی تابع نابرابری توزیع قدرت اجتماعی است، از این حیث مردان می توانند با اتکای تعرض جنسی، مردانگی خود را به اثبات برسانند و قدرت جنسی را نابرابر نگاه دارند. پس تلاش برای برابری جنسی است که به کاهش و حذف پرخاشگری جنسی حکم می دهد و فرهنگ پیشگیری را بر نگاه مجرمانه به تعرض جنسی غلبه می بخشد.74
مواد 113 و 122 سندپکن روسپیگری تحمیلی (تجاوز تحمیلی) را از مصادیق خشونت علیه زنان ذکر و محکوم شده است که این مورد از موارد تعرض دیدگاه اسلام با این سند می باشدكه با مطالعه تفضیلی سندپکن آشکار میگردد، بدلیل تفکر حاکم بر این سند که آزادی انسانها را فقط محدود به رعایت آزادی دیگران می نماید، این سند در فحشاء بر اساس خواست و اراده طرفین، نه تنها منع قانونی نمی یابد بلکه مجازات چنین روسپی هایی را مصداق خشونت علیه زنان به حساب می آورد، چرا که اساساً خشونت را « محرومیت از آزادی در اجتماع یا زندگی خصوصی» تعریف می کنند.
این نکته در راهنمای آموزشی « اقدام محلی تغییر جهانی» که توسط سازمان یونیسف در کشورهای مختلف در راستایی اهداف کنوانسیون تدریس می گردد ، وضوح بیشتری می یابد آنجا که عنوان می شود « زنان به انواع گوناگون خشونت در بیرون از خانه دچارند از جمله قتل روسپیان» .
سندپکن نیز در ماده 124 عنوان می نماید: « دولت ها باید چنین اقداماتی را اتخاذ نمایند: خودداری از استناد به … ملاحظه دینی به منظور پرهیز از وظایفی که به شرح مصرحه در اعلامیه امحای خشونت علیه زنان، در مورد امحای این خشونت به عهده دارند.»
مطابق این ماده، آن نوع نگرش دینی کهافراد زناکار را مجرم دانسته و برای آنان مجازات قائل شده است محکوم می باشد و دولتها از استناد به نصوص دینی که این نگرش را مطرح می کند باید خودداری ورزند. در متن آموزشی « اقدام محلی، تغییر جهانی» در بحث « حق انسانی زنان در مورد رهایی از خشونت» نیز بیان شده: « زنان نه تنها در مراحل مختلف زندگی، طعم خشونت را می چشند بلکه خشونت را بنابر طبقه، شغل، نژاد ، دین یا سایر موقعیت هایشان به شکل های گوناگون تجربه می کنند مثلاً روسپیان به سبب موقع و مقامی نازل که در جامعه دارند همه روزه درمعرض خشونت اند. پر واضح است که در قوانین اسلامی روابط جنسی خارج از ازدواج و لو با رضایت طرفین، زنا محسوب شده ، غیر قانونی است و مجازات دارد. این امر به آن جهت است که زنا تضییع حقوق افراد متعدد بوده و با کرامت انسانی در تعارض است. زنا علاوه بر تعدی به حق شوهر تجاوز نسبت به « حدود الله» نیز بوده و حق سلامت نسل را از فرزند محصول زنا می گیرد لذا به لحاظ حقوقی نیازی به شاکی خصوصی ندارد.لذا روابط جنسی بدون عقد مشروع جزو گناهان کبیره است و مجازات دارد و خداوند در قرآن می فرماید: و لا تقربوا الزنی انه فاحشه رساءسبیلا: به زنا نزدیک نشوید که همانا زشتی آشکار است و بد مسیری می باشد.75
پژوهش هایی در خصوص میزان خشونت جنسی در 28 استان کشور صورت گرفت که نشان داده که وقوع خشونت های جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقایسه با خشونت های دیگر، کمتر گزارش شده است. این نوع از خشونت ها به دلیل فرهنگ ایرانی و نزاکت و حجب و حیای زنانه دچار خودسانسوری از سوی آنها می شود و قطعاً این مسئله بررسی و تحقیق دقیق تر خشونت های جنسی را دچار مشکل می سازد.

يكي ازموارد خشونت جنسي قاچاق زنان با هدف اجبار به فاحشگی مي باشدكه در ذيل به شرح آن مي پردازيم:
1. استخدام، انتقال، حمل ونقل و پناه دادن اشخاص بوسیله تهدید یا زور و یا تقلب به منظور بهره کشی از اشخاص، اسم جدید این جرم (قاچاق زنان) بردگی نوین می باشد.
2. تمامی اعمال، استخدام و یا انتقال یک زن در سراسر مرزهای بین المللی برای کار یا خدمت بی حرمتی یا تهدید به بی حرمتی، سوء استفاده، بیکاری، فریب و یا به صورت اشکال زورگویی را در بر می گیرد.
3. اخذ کار و خدمات از هر زنی یا تصاحب هویت قانونی و یا شخصی هر زنی توسط عوامل خشونت، سوء استفاده یا وضعیت سلطه گر، بیکاری، فریب و دیگر اشکال زورگویی می باشد.
4. خارج کردن یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیر مجاز یا افراد مرزهای کشور با میل یا اجبار و اکراه با تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد باشد، به قصد فحشاء یا برداشت اعضاء و جوارح ، بردگی و ازدواج.
5. تحویل گرفتن یا انتقال دادن یا مخفی نمودن یا فراهم ساختن موجبات اخفاء فرد یا افراد موضوع روسپیگری پس از عبور از مرز با همان مقصود.76
نمونه ای از خشونت جنسی قاچاق زنان با هدف اجبار به فاحشگی می باشد که در واقع این ظلم بزرگی است که به زن در فرهنگ غرب شده است و برداشت غلطی که زن در آثار فرهنگ و ادبیات غرب وجود دارد در تمامی دوران تاریخ بی سابقه است. زن را وسیله التذاد مرد معرفی کرده اند و اسمش را گذاشته اند آزادی زن، در حالیکه این در واقع آزادی مردان هرزه برای تمتع از زن است آنها زن را بعنوان یک موجود مصرف کننده ای دست و دلباز و کارگر کم توقع و کم طلب ارزان تلقی می کنند. استفاده از زنان همواره مورد توجه اشخاص هوسران بوده و با لطایف الحیل و دسیسه های گوناگون، قبح فحشاء را از بین برده و به منظور استیلاء بر جوامع و یا مردم تمام تلاش خود را در ترویج هنجارشکنی ها و انحطاط اخلاقی به کار می گیرند.
تشکیل محافل عیش و عشرت در کاخهای شیوخ و سوء استفاده از وجود زنان و دختران، پرداخت پاداش کلان به دختران باکره در مقابل ارائه بکارت توسط هر کدام از شیوخ سبب بوجود آمدن باندها و شبکه هایی سازمان یافته جهت نشان و جذب دختران و زنان شده تا با استفاده از روشهای گوناگون آنان را از کشورهای هدف به کاخ حکام انتقال و پس از تمتع شیوخ بوالهوس پاداش وجوه نقدی پرداختی را تصاحب و مبلغی را از وجوه موصوف در اختیار زنان اغفال شده قرار گیرد.
عواملی مانند سادگی، ناآگاهی، کنجکاوی و برتری جویی نسبت به همسالان در میان دختران، کمبودها و عقده های روانی، مشکلات مالی و خانوادگی و دوستان ناباب در زنان از عواملی هستند که عامل سوق دادن آنها به دامهای فساد شده است. که معمولاً پس از شروع فعالیتهای مفسده برانگیز، یک حالتی در اینگونه دختران و زنان عمومیت پیدا می کند که آن نوعی بحران هویت و بی تفاوتی است که ممکن است دست به هر کاری بزنند. از اینرو علاوه بر ارتباط نامشروع مواردی نظیر صرف مشروبات الکلی، استعمال مواد مخدر، به دام کشیدن سایر اعضاء خانواده و بی تفاوتی در میان آنان مشاهده شده است.77
برای مقابله با این خشونت جنسی علیه زنان وجود قاعده و ضابطه ای که این عمل را غیر قانونی قلمداد کند واجب می باشد که در ایران در قوانین فعلی، تعریف روشنی از واژه های کلیدی مثل « قاچاق انسان» «روسپیگري» ارائه نشده است و در مواجهه با چنین جرائمی از موارد قانونی مشابه و تفسیر قوانین جزائی استفاده می گردد قوانین حاضر در ذیل اشاره می گردد:
1- ماده 621 ق. م .ت وب.در باب آدم ربایی با توسل به زور و عنف.78
هر کس به قصد مطالبه وجه یا مال يا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر شخصاً یا توسط دیگری شخصی را برباید یا مخفی کند به حبس از 5 تا 15 سال محکوم خواهد شد در صورتی که سن مجني علیه کمتر از پانزده سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام بپذیرد یا به مجني علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود مرتکب به حداکثر مجازات تعیین شده محکوم خواهد شد و در صورت ارتکاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محکوم می گردد.

2- ماده 242 و 243 ق.م.ا. در باب قوادی79
ماده 242: قوادی عبارت است از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط.
ماده 243: قوادی با دو بار اقرار ثابت می شود به شرط آنکه اقرار کننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد.

3- ماده 639 ق. م.ت وب. در باب دایر کنندگان مراکز فساد و فحشاء
افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم می شوند و در مورد بند « الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوط به طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد.
الف- کسی که مرکز فساد و یا فحشا دایر یا اداره کند.
ب- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آنرا فراهم نماید.
ماده 34 و 35 قانون گذرنامه در خصوص عابرین غیر مجاز و متجاوزین مرزی80
ماده 34: هر ایرانی که بدون گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه از کشورخارج شود. به حبس از یک تا دو سال یا پرداخت جزای نقدی از یکصد هزار ریال تا پانزده هزار ریال محکوم خواهد شد.
ماده 35: هر ایرانی کهاز نقاط غیر مجاز وارد کشور شد یااز کشور خارج شود به مدت 2 ماه تا یکسال حبس و یا جریمه نقدی از یکصد هزار ریال تا پانصد هزار ریال محکوم می گردد.
ماده 35 مکرر: هر ایرانی که بدون داشتن گذرنامه یا اسناد در حکم گذر نامه بخواهد از مرز غیر مجاز خارج شود و به هنگام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره خشونت جنسی، سقط جنین، سازمان ملل، ضرب و جرح Next Entries پایان نامه رایگان درباره خشونت علیه زنان، خشونت جنسی، خشونت خانگی، زنان و دختران