پایان نامه رایگان درباره پدرسالاری، همسرآزاری، یادگیری اجتماعی، کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

تضادهای میان سازمانهای اجتماعی را نمایش دهد اما تنها راه کار فورمیستی یا بی اثر را برای مقابله ارائه دهد. امکان سوم این است که نتایج بررسی ها بی رحمانه، بی نظمی های یک نظام را نشان دهد.
اما از آنجا که امکانات اجرایی سیاسی، برای دگرگونی ندارد نتایج بررسی ناشنیده باقی می ماند. حالت چهارم این است که نتیجه بررسی ها شرایط نامناسب موجود در یک جامعه را تجزیه وتحلیل کند و همزمان دلیل هایی برای از میان بردن این شرایط ارائه دهد. با آنکه فمنیست ها علاقه دارند از امکان چهارم استفاده کنند در جوامع محافظه کار و پدرسالار از نتایج بررسی های آنها استقبال نمی شود و در نتیجه تحقیق در حالت سوم برای آنها امکان پذیر میگردد و تنها امکان انتقاد و نمایش راه چاره بوجود می آید.128

بند دوم: نظریه فمنیستی روانکاوانه
فمنیست های روانکاو معاصر می کوشند با کاربرد نظریه های فروید وارثان فکری اش پدر سالاری را تبیین کنند فمنیست های روانکاو با الگوی خاصی از پدرسالاری کار می کنند. آنها نیز مانند نظریه پردازان دیگر، ستمگری جنسی پدرسالاری را نظامی می انگارند که در آن مردان، زنان را تحت انقیاد خود در می آورند و به عنوان یک نظام جهانی و یک سازمان اجتماعی فراگیر در همه زمان ها و مکان ها ماندگار بوده و با وجود مخالفت های گهگاهی پیروزمندانه ابقا شده است.129
بند سوم : فمنیست رادیکال
اساسی ترین موضوع فمنیست رادیکال، قایل شدن ارزش بسیار مثبت برای زنان و ابراز گلایه و خشم عمیق بابت ستمگری در مورد آنان است. فمنیست های رادیکال ارزش ویژه زن را درمقابله با نظام جهانی که به او کم بها می دهد، تایید می کنند. آنها با ارائه فهرست مفصل و تکان دهنده ای از بدرفتاریهایی که در سراسر جهان با زنها می شود خشم شان را از ستم به زنان ابراز می دارند. فمنیست های رادیکال با چنین آمیزه پرشوری از عشق و خشم انسان را به یاد شیوه های مبارزه جویانه تر گروههای نژادی و قومی مانند داعیه (سیاه زیبا است) سیاهپوستان آمریکا می اندازند، فمنیست های رادیکال شاخص سراسری جامعه را ستمگری می دانند. هر نهادی از جامعه نظامی است که با آن برخی از انسانها انسانهای دیگر را تحت سلطه در می آورند. در بنیادی ترین ساختارهای جامعه و در الگوهای هم گروهی، گروهها یا رده های گسترده مردم الگوی پیوسته ای از تسلط و انقیاد را می توان تشخیص داد. در میان همه این نظام های تسلط و انقیاد بنیادی ترین ساختار ستمگری به جنسیت تعلق دارد که همان نظام پدر سالاری است.130

بندچهارم: نظریه فمنیسم سوسیالیستی
فمنیسم سوسیالیستی این هدف رسمی را برای خود تعیین کرده است که همه نظریه های فمنیستی موجود را در هم ادغام کند و هم گامی جلوتر از آنها بردارد. آنها بیشتر از همه در صدد آنند تا آنچه که خود گسترده ترین و باارزش ترین سنت فمنیستی می خوانند، یعنی اندیشه فمنیستی مارکسیستی و تفکر فمنیسم رادیکال را در یکدیگر ادغام کند.131

گفتار دوم: سایر نظریه ها
پس از تشریح نظریه های فمنیستی اکنون به توصیف برخی نظریه های دیگر می پردازیم.

بند اول: نظریه خشونت ذاتي
یکی از قدیمی ترین تبیین های نظری در باب خشونت نظریه خشونت ذاتی است که رویکرد غریزی به خشونت دارد و تاکید می کند موجودات انسانی برای بروز رفتارهای خشن از پیش بطور ذاتی برنامه ریزی شده اند. از جمله حامیان این نظریه زیگموند فروید است، مطابق این تئوری نحوه ی انگیزش نیروهای درونی توسط «خود» شکل می گیرد. تاکید بر« خود » از آن جهت می باشد که « خود »اولین سازو کار کنترل در مقابل ظهور انگیزه ها و رفتارهای خشونت آمیز است.132
گونداو لورنس دیدگاهی شبیه خشونت ذاتی دارد که منشاء بروز خشونت انسانی را غریزه جنگ طلبی انسان می داند. به اعتقاد او این غریزه در طی دوره تکامل انسانی توسعه می یابد و علت این امر سودمندی خشونت برای بقای انسان می باشد. در نظریه هایی که خشونت را ناشی از تمایلات و خواسته های درونی می دانند امکان پیشگیری خشونت انسانی وجود ندارد لذا نفی و نابودی چنین خشونتی امکانپذیر نیست و صرفاً این خشونت را می توان کانالیزه نمود تا آسیب کمتری به دیگران وارد شود.133

بند دوم: نظریه محرومیت – تهاجم
مطابق این نظریه خشونت از انگیزه های بیرونی مانند ناکامی و محرومیت برای آسیب رسانی به دیگران نشات می گیرد. طبق این دیدگاه ناکامی منجر به برانگیختگی یک سائقه در فرد می شود که هدف اصلی آن صدمه به شخص یا اشیاء است. این نظریه بیان می دارد که اعمال منتهی به ایجاد محرومیت همچون محرکی برای ایجاد خشونت عمل میکند و انگیزه فرد را برای خشونت بالا می برد. همچنین در این نظریه بیان می شود که چنانچه در پی جلوگیری از خشونت ناشی از محرومیت باشید فقط محل بروز آن تغییر میکند مثلاًمتوجه زن یا فرزند می شود و مجال ظهور می یابد مگر آنکه محرومیت رفع شود.134
دالارد نیز که از حامیان این نظریه می باشد بیان می کند ناکامی همواره به نوعی خشونت منجر می شود. اما برخی معتقدند اگر ناکامی قوی باشد و فرد ناکام محرومیت خود را نامشروع تلقی کند احتمالا ناکامی منجر به خشونت می شود و اگر چنین نباشد و فرد ناکام تا حدی ناکامی خود را مشروع بداند ناکامی تاثیر اندکی بر خشونت دارد. دالارد بیان می کند فرد ناکام به هر شیء یا انسانی که در نظر او علت ناکامی های او باشد حمله کرده و رفتار خشن نثار او می کند و اگر نتواند آسیب جسمی به او بزند او را آماج آسیبهای روحی می کند .135

بند سوم: نظریه کنترل اجتماعی
زمانی که کنترلهای اجتماعی اعم از رسمی و قانونی یا غیر رسمی کاهش یابد میزان وقوع تخلفات رفتاری مانند خشونت افزایش می یابد، بطور نمونه زمانی که حمایت ونظارت اجتماعی اعضای خانواده زن کاهش می یابد در واقع کنترل اجتماعی غیر رسمی کاهش یافته و فرد آزادی بیشتري جهت انجام رفتار خشونت آمیز خواهد داشت ویا در حالتی که جامعه کنترل چندانی بر رفتار اعضای جامعه (بطور مثال بر رفتار خشونت آمیز مردان) اعمال نمی کنند،احتمال وقوع این نوع رفتار ها افزایش می یابد.136
نظریه نظارت اجتماعی بر وجود جرم و رفتار خشونت آمیز در انسان، چه دارای انگیزه درونی باشد و چه از طریق عوامل محیطی بوجود آید تاکید می ورزد. آنچه در این نظریه مد نظر است این اصل است که افراد برای رسیدن به هدفی یا دست یابی به اقتدار در برابر دیگران، به استفاده از زور و قدرت تمایل دارند. اصل دوم این است که نظارت اجتماعی به مثابه مانعی در سر راه اقتدار و خشونت قرار می گیرد زیرا از آنجا که انسان بدون وجود محدودیتهای اجتماعی به جرم و جنایت و رفتار نابهنجار تمایل دارد جامعه باید ساز و کار (مکانیسم) نظارت بر آنها را بوجود آورد.137

بندچهارم: نظریه انتقال بین نسلها
نظریه انتقال بین نسلها یکی دیگراز نظریات مربوط به همسرآزاری است که بر پایه نظریه یادگیری اجتماعی استوار است. بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی مردان سوء استفاده گراز تجارب کودکی خود در خانواده یاد می گیرند که خشم خود رااز راه های خشونت آمیز بیان کنند.
بر اساس نظریه انتقال بین نسل هاافرادی که در کودکی در خانه خشونت را تجربه می کنند یا شاهدآن هستند در بزرگسالی به احتمال زیاد در خانه خود از خشونت استفاده خواهند کرد. به عبارت دیگر مردانی که بوسیله پدرانشان مورد سوء استفاده قرار گرفته اند یا شاهد مورد سوء استفاده قرار گرفتن مادرانشان بوسیله پدرانشان بوده اند به احتمال زیاد همسر یا فرزند خود را مورد سوء استفاده قرار خواهند داد.138
نظریه انتقال بین نسلها اعتقاد دارد که سوء رفتار از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.از نتیجه آنهایی که متعلق به خانواده هایی هستند که در آنها خشونت یک وسیله ي پذیرفته شده برای حل مشکلات است احتمال بیشتری دارد که در حل مسائل در خانواده ای که تشکیل خواهند داد از خشونت استفاده کنند و این خشونت را به نسل های بعد انتقال دهند. پس متوقف ساختن سوء رفتار مستلزم پیشگیری از تنبیه فیزیکی و روانی کودک و همسر و پیشگیری از خشونت بین فردی است.139

بندپنجم: نظریه کارکردگرایی
نظر کارکردگرایان در مورد خشونت خانوادگي توجیه کننده خشونت است. آنها خانواده را گروهی در نظر می گیرند که درآن افرادی با جنسیت ها و گروههای سنی متفاوت مدتی طولانیی درارتباط نزدیک با هم قرار می گیرند برخلاف سایر گروه ها دراین گروه سلسله مراتب بر اساس تخصص یا صلاحیت و لیاقت صورت نمی گیرد، بلکه براساس جنیست، سن و قدرت اقتصادی می باشد. وجود علایق متفاوت در این گروه ناهمگون سبب بوجودآمدن تضادهای آشکار و پنهان می شود. این تضادهاويژگي هاوكاركردهاي مناسب خانوادگي راازبين مي بردودرنتيجه بايد آنهاراازسرراه برداشت.رفع تضادهاي خانوادگی با استفاده از وسایل قدرت و در مواردی از راه خشونت امکان پذیر می گردد. در این حالت خشونت سبب طبیعی شدن جریان زندگی روزمره می شود و خانواده به کارکردهای اساسی خود می پردازد که در آن مسئولیت زنان انجام دادن وظایف خانوادگی مسئولیت اصلی مردان برقراری ارتباط با جهان خارج و نان آوری است.
پارسونز بر تفکیک نقشهای جنسیتی تاکید می کند و پدر را رئیس و مادر را مدیر داخلی خانواده می داند. در این مفهوم خشونت برای بقای خانواده کارکرد پیدا می کند. زیرا برای مثال مردی که در محیط شغلی اعتماد به نفس و ارزش لازم را کسب نمی کند، در صورت وجود تعارض در خانواده به خشونت متعادل دست می زند و از این طریق شخصیت خود را تایید می کند و به احتمال زیاد در اثر رفتار خشونت آمیز او تضاد خانوادگی به پایان می رسد. مرد موقعیت خود را در خانواده حفظ می کند و می تواند دیگران را تحت سلطه خود قرار دهد.140

بندششم: نظریه اقتدار و سلطه
از زمانی که پدرسالاری در حدود چهار تا پنج هزار سال پیش تحکیم یافت و مردان دولتها را بوجود آوردند یکی از اولین اقدامات آنها این بود که زن را از طریق جنس او توصیف کرده واوراازاین لحاظ در تنگنا قرار دهند. آنها کاری با علایق و خواسته های زنان نداشتند و فقط خواسته های خودشان مورد نظر بود. همچنین سعی داشتند بر قدرت باروری زن کنترل کافی اعمال نمایند. اولین قدم مردها پس ازاوج پدرسالاری این بود که فرزندان را وابسته به دودمان پدری کنند و این رسم قدیمی که فرزندان باید نام والد شناخته شده مادر را بگیرند برانداخته شد. پی بردن به نسبت کودکان از طریق دودمان پدری به مردان این بهانه را داد تا زنان را از سنین جوانی وادار به ازدواج و مراقبت از کودکان کنند.
در بعضی از جوامع اولیه اگر زنی رابطه نامشروع داشت حتی اگر مورد تجاوز قرار می گرفت او را می کشتند یا برده می کردند، به او حق طلاق یا نگهداری از بچه را نداده و در صورت سقط جنین او را به قتل می رساندند.141

بندهفتم: نظریه فرهنگ خشونت
نظریه فرهنگ خشونت از دیگر نظریه های مربوط به همسرآزاری است. این نظر به بیان میکند که اساس انواع گوناگون رفتارهای سوء مانند همسرآزاری، کودک آزاری، سالمندآزاری را پذیرش خشونت بوسیله جامعه تشکیل می دهد. بعنوان نمونه جامعه استفاده از خشونت را نوعی ابزار برای حل تضادها، در سطوح شخصی، ملی و جهانی شناخته اند.
بر اساس این نظریه در تمام سطوح جامعه خشونت به عنوان وسیله ای قانونی و مشروع و منطقی برای حل مشکلات پذیرفته شده است. پس این احتمال وجود دارد که مرد برای حل مشکلات در خانه از خشونت استفاده کرده و همسر خود را مورد آزار قرار دهد. از اینرو برای متوقف ساختن همسرآزاری در متغيرهاي فرهنگی جامعه که مشوق خشونت است تجدید ساختار ضروری است.142

فصل دوم: عوامل موثر در خشونت علیه زنان
دیدگاههای نظری مختلفی در این باب به وجود آمده است که در چند سطح به آن توجه نشان می دهد: در سطح فردی (یعنی دخیل دانستن عوامل فردی مانند مصرف مواد مخدر یا الکل چه در عامل خشونت و چه در قربانی، تعداد فرزندان، تعارضات میان زن و شوهر در اثر دخالت دیگران، تاثیرپذیری از خانواده) در سطح اجتماع ( مانند وجود تنش در زندگی،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره کتابهای درسی، آداب و رسوم، خشونت علیه زنان، صاحب نظران Next Entries پایان نامه رایگان درباره خشونت علیه زنان، دوران کودکی، تستوسترون، کودکان و نوجوان