پایان نامه رایگان درباره هوش هیجانی، تفکر استراتژیک، شناسایی و تشخیص، آگاهی اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ل مشکلات به دست می آید.
– تعریف عملیاتی آگاهی اجتماعی شامل نمره ای که از 6 سؤال در زمینه تقدیر از افرادی که لیاقت دارند، عدم راحتی با افراد هیجانی، عدم شناسایی مسئله در زمان ناراحتی، احساس بد نسبت به خود به دلیل ارتباط با برخی از افراد، عدم برخورد سرد و بی تفاوت بودن با افرادی که کاملا نمی شناسیم، تلاش برای انجام کارها به دلیل برآورده کردن انتظار دیگران به دست می آید.
– تعریف عملیاتی مدیریت روابط شامل نمره ای که از 6 سؤال در زمینه عدم احساس راحتی در زمان نشان دادن احساسات، غیر طبیعی به نظر رسیدن از دست دادن و بغل کردن کسانی که نزدیکان نیستند، عصبی شده در زمان برخورد با کسی که عصبی است، مشکل بودن برای ادای کلمه دوستت دارم، خطور کردن راه حل های زیاد در زمان مواجه با مشکلات دیگران و اعتماد به توانایی خود به دست می‌آید.
– تعریف عملیاتی تفکر استراتژیک شامل: 12 سؤال در زمینه تصویر روشن از سازمان، داشتن چشم انداز و… از اهداف سازمان، حمایت از همکاران و اقدامات سازمان، ارتباط روشن بین کار و اهداف سازمان، حمایت از اهداف سازمان، درک روش از نقش و مسئولیت های سازمان، تناسب کاربا اهداف کلی سازمان، متعهد بودن در زمینه ارزش ها و مأموریت های سازمان، اشاره مدیران به ارزش ها و چگونگی ارتباط آن با سازمان، سازگاری عمل مدیران با ارزش‌های سازمان، درک ارزش‌های سازمان توسط کارکنان، وجود مشارکت وانرژی مثبت در سازمان به دست می‌آید.

فصل دوم :‌ مبانی نظری و پیشینه

2-1)مقدمه
در 25 سال گذشته، مطالعات ضعف تفكراستراتژيك را در ميان مديران عالي به عنوان يك عامل عمده در عملكرد سازمان شناسايي كردند (گلدمن9،2012 :1). براي يك مدير، فهم فضاي حاكم بر كسب و كار مهم و حياتي است. بصيرت مدير در فهم اين فضا تنها در درك عوامل موثر بر اين فضا محدود نمي شود، بلكه كشف شهودي زواياي ناشناخته اين فضا و خلق ايده هايي براي بهره برداري از آن ها نيز مهم است. تفكراستراتژيك رويكردي است كه زمينه شكل گيري و توسعه اين بصيرت را فراهم مي سازد و مديران را به سوي يادگيري سريع از محيط كسب و كار و بكارگيري خلاقيت براي خلق ارز شهاي جديد آماده مي‌كند (حسینی و حاجی حسینی،1387:1).براي رهبراني كه مي خواهند آينده خود و محيطشان را تغيير دهند، تسلط بر تفكر استراتژيك بسيار مهم است. تفكراستراتژيك، نقطه آغازين ايجاد چشم‌انداز است. رهبران موفق به گونه‌اي عمل مي‌كنند كه گويي اكنون در آينده هستند. بنابراين تفكر استراتژيك فرصت هاي خلاقيت را براي آنها نمايان ساخته و به اين صورت آنها می توانند بر آينده اثرگذار باشند10. از طرفي، مديراني كه داراي بهره هوشي بالايي هستند، لزوماً مديران موفقي نيستند. هر چند بهره هوشي بالا يكي از عوامل موثر در مديريت كارامد و اثربخش محسوب می‌شود، اما عوامل ديگر نيز تاثيرگذارهستند كه “هوش هيجاني” يكي از آن هاست. هوش هيجاني مدل رفتاري جديدي است، زيرا اصول آن راه جديدي را براي شناخت و ارزيابي رفتار افراد، سبك مديريت، گرايش ها و مهارت هاي بين فردي پيش پاي ما مي گذارد (رهنورد، جویبار، 1387: 4).
توانايي تفسير رخدادها و وقايع غير مرتبط و برنامه ريزي نشده بزرگترين نشان موفقيت مديران موفق سازمانهاي كنوني است. كه اين تواناييها در واقع همان تفكراستراتژيك در يك سازمان مي باشد كه خود مبين يك كمبود اساسي براي رساندن يك سازمان به تعالي و توانمندسازي مي باشد (پساپیا و همکاران11،2009). داشتن مديراني با قدرت تفكراستراتژيك امروزه از نيازهاي اساسي سازمانهايي است كه در ميدان رقابت در تلاش براي متمايز ماندن و پيشرفت هستند. همين نياز مارا به سمتي سوق مي دهد كه از خود بپرسيم چگونه مي توان چنين مديران مناسبي را كه داراي ذهني باز و واگرا و داراي مهارت تفكراستراتژيك هستند، را شناسايي كرد و در رأس امور گذاشت تا سازمان ها را در قرار گرفتن در مسيري درست و روبه رشد و همراه با موفقيت ياري رسانند (ایران زاده و صادقی، 1387).
از طرفي، امروزه بسياري از سازمان ها دستخوش تغييرند و هرگونه تغيير، نيازمند كاركناني و مديراني است كه انطباق پذير بوده و با تغييرات سازگارشوند. در اين ميان تعامل اجتماعي به شيوه اي شايسته و ثمربخش براي بيشتر مديران و رهبران به عنوان عنصر كليدي در مديريت تغييرات سازماني اهميت فزايند هاي دارد. بررسي ها نشان داده است كه گوي رقابت آينده را مديراني خواهند برد كه بتوانند به طور اثربخش و نتيجه بخش با منابع انساني خود ارتباط برقرار كنند. در اين زمينه هوش هيجاني يكي از مولفه هايي است كه مي تواند به ميزان زيادي در روابط مديران با اعضاي سازمان نقش مهمي ايفا كند و به گفته گلمن (1998)شرط حتمي و اجتناب ناپذير در سازمان به حساب مي آيد. اخيراً برخي دانشمندان نيز دريافته اند كه هوش هيجاني با اهميت تر از بهره هوشي براي موفقيت سازمان است. امروزه هوش هيجاني به سرعت مورد توجه شركت ها و سازمان ها قرار گرفته است و اهميت آن از تواناييهاي شناختي و دانش هاي تكنيكي بيشتر شده است و دليل اين امر آن است كه، مديران دريافته اند كه از اين طريق، پيوستگي دروني و تعادل شخصي و سازماني افزايش پيدا خواهد كرد(بیات مختاری و همکاران،1391). برخي از نظريه هاي رهبري، بر اهميت هوش هيجاني و اجتماعي براي رهبران و مديران تاكيد كرده اند، چرا كه پيچيدگي هاي رفتاري و شناختي و همچنين انعطاف پذيري از ويژگي هاي مهم رهبران شايسته است(رضائیان و کشته گر،1387).
باتوجه به مطالب ذكر شده و اهميت وجود رهبران و كاركناني شايسته با مهارت برنامه‌ریزی استراتژيك و هوش هيجاني براي گذر سازمان از چالش هاي پيشرو، محقق را برآن داشت كه تأثیر هوش هيجاني بر برنامه‌ریزی استراتژیک را در شرکت صنعتی مهندسی فهامه بررسي كنند. هدف پژوهش حاضر”بررسي تأثیر هوش هیجانی بر برنامه‌ریزی استراتژيك و ” است. پژوهش حاضر از آن نظر حائز اهميت است كه اولين تحقيقي كمي است كه به بررسي تأثیر هوش هیجانی بر برنامه‌ریزی استراتژيك در شرکت صنعتی مهندسی فهامه مي پردازد. لذا پيشنهادها و راهكارهايي كه اين پژوهش ارائه مي دهد مي تواند به مديران در راستاي ايجاد فضايي بهتر، بمنظور افزايش ظرفيت برنامه ریزی و تفكراستراتژيك در سازمان و تعالي سازمان كمك نمايد. این تحقیق 3 بخش دارد. بخش اول مربوط به ادبیاتی در زمینه مؤلفه هوش هیجانی و برنامه‌ریزی استراتژیک می‌باشد، بخش دوم خلاصه‌ای از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج در زمینه هوش هیجانی و تفکر استراتژیک و در نهایت بخش آخر تحقیق چارچوب نظری و مطالب در زمینه تاریخچه و فعالیت های جامعه مورد بررسی ارائه مي‌دهد.
2-2) مفهوم هوش هیجانی
هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده ای از مهارت ها و خصوصیات فردی را در برگرفته و معمولاً به آن دسته مهارت های درون فردی و بین فردی اطلاق می‌گردد که فراتر از حوزه‌ی مشخصی از دانش های پیشین، چون هوش بهر و مهارت های فنی یا حرفه ای است. در خصوص هوش هیجانی، این نکته مورد توجه است که مدیران و دست اندرکاران سازمانی لازم است به توانایی و قابلیت هایی چون هوش هیجانی بیش از پیش مسلط گردند.
این عقیده با نظریه معتبری که بیان می دارد، برای موفقیت در کار به چیزی بیشتر از مغز (هوش بهر) احتیاج است، مطابقت دارد (سبحانی نژاد،1387 :10).
توجه به هيجان‌ها و كاربرد مناسب آنها در روابط انساني، درك هيجان هاي خود و ديگران و مديريت آنها، همدلي با ديگران و استفاده مثبت از احساسا ت، موضوعي است كه در دهه گذشته با عنوان هوش هيجاني، احساسي يا عاطفي معرفي شده و پيشينه آن ر ا می توان در ايده هاي وكسلر به هنگام تبيين جنبه‌هاي غيرشناختي هوش عمومي جستجو كرد كه معتقد بود علاوه بر عامل هوشي، عوامل غير هوشي ويژه‌اي نيز وجود دارد كه مي‌تواند رفتار هوشمندانه را مشخص كند (جلالی،1381).
هوش هيجاني از نظر مايرو سالووي تنها يك ويژگي مثبت نيست بلكه مجمو عه اي از توانايي هاي استدلالي و هيجاني متمايز است و نسبت به هوش اجتماعي توجهي بيشتر به مسائل اساسي هيجاني و فرونشاندن مشكلات شخصي و اجتماعي افراد دارد. افراد داراي هوش هيجاني بالا در داشتن رضايت بيشتر از زندگي، بهره مندي از محيط خانوادگي و شريك شدن در احساسات اطرافيان نسبت به ديگران متفاوتند و معمولاً افرادي منظم، خونگرم، موفق، با انگيزه و خوش بين هستند (مایر12،2000 ، به نقل از سالاسكي و گاتهرايت13، 2003).
هوش هیجانی به توانایی شناسایی و تشخیص مفاهیم و معانی هیجان ها، روابط بین آنها، استدلال کردن و حل مسأله اشاره دارد (مایر وهمکاران14،2000). افراد با هوش هیجانی بالا در مواجهه با وقایع استرس آمیز از توان مقابله مؤثرتر برخوردارند ، زیرا هیجانات خود را دقیق تر درك و ارزیابی می کنند؛ می دانند چه موقع و به چه نحوي احساساتشان را بروز دهند و می توانند به طور مؤثري حالات خلقی خود را تنظیم نمایند(سالووی و همکاران15، 2002).
منظور از هوش هيجاني، توانايي فرد در بازنگري احساسات و هيجانهاي خود و ديگران، تميز قائل شدن ميان هيجان ها و استفاده از اطلاعات هيجاني به صورت سالم در حل مسأله و نظم بخشي رفتار است (سالووی و مایر16،1990).
2-2-1)تاریخچه هوش هیجانی
براي صدها سال، تصور بر اين بود كه آدمي موجودي خردگرا است و آن چه را بايد، انجام دهد مشخص ساخته و مفهومي تحت عنوان انگيزش و هيجان ضرورت نداشت. فلاسفه تا قرن 17 و 18 از مفهوم خردگرايي دور نشده اند و ديدگاه بد بينانه اي در مورد هيجان حاكم بود تا جايي كه بسياري از افراد و مكاتب به نفي عواطف مي پرداختند. در همين راستا، ديويد هيوم، فيلسوف تجربه گراي انگليسي در اوايل قرن 18 قضيه ي برتري عقل و خرد بر هيجان را به چالش كشيد(سبحاني نژاد،1387،ص15) .
لئونل 17 اولين بار مفهوم هوش هيجاني (هوش عاطفي ) را به زبان آلماني در سال 1966 به كار برد. نتايج تحقيقات او در مورد خانم هايي كه به خوبي نمي توانستند از عهده نقش ها و وظايف اجتماعي خود برآيند حاكي از اين بود كه اين خانم ها در سنين كودكي جدا از مادران خود زندگي مي كردند. او براي درمان افرادي كه از سطح پايين هوش هیجانی برخوردار بودند داروي LSD را تجویز کرد (این موضوع مربوط به دهه 1960 بود) اولين استفاده تحصيلي از هوش هیجانی در سال1989 توسط يكي از دانشجويان دانشكده علوم انساني در آمريكا به نام واين پاين 18 در رساله تحصيلي به كار برده شد ولي در سال 1990 ماير و سالووي معناي آن را توسعه دادند . در مقاله اي كه اين دو محقق در سال1990 با نام هوش هیجانی چاپ كردند ، آنان هوش هیجانی را به عنوان توانايي شناسايي احساسات خود و ديگران ، توانايي تمايز آنها و توان استفاده از اين اطلاعات براي هدايت افكار و هيجان خود تعريف كردند . با توجه به مطالعات انجام شده توسط سرانديك19 و هوش درون و بين فردي معرفي شده توسط گاردنر20 همين هوش هیجانی باز كرد است. گاردنر در سال 1983 با چاپ كتاب (چارچوب هاي ذهن ) عنوان مي كند كه براي رسيدن به موفقيت و كاميابي به شمار گسترده‌اي از قابليت ها نياز داريم كه مي توان آنها را در هفت ويژگي خلاصه كرد .
اين فهرست هفت گانه عبارتند از : دو نوع قابليت علمي شامل مهارت زباني(هوش کلامی) و توانايي منطقي – رياضي، (هوش منطقی-ریاضی) قدرت تجسم(هوش فضائی) ، نبوغ در تحرك و جنبش (هوش جسمانی- حرکتی)، استعداد موسیقی (هوش موسیقیایی)، مهارت بین فردی(هوش بین فردی) ، مهارت دورن فردی (هوش درون فردی) ، که دو ویژگی آخر را هوش فردی می نامند.
به نظر گاردنر، هوش هیجانی متشكل از دو مؤلفه است: هوش درون فردي و هوش ميان فردي. هوش درون فردي، مبين آگاهي فرد از احساسات و عواطف خويش، ابراز باورها و احساسات شخصي و احترام به خويشتن و تشخيص استعداد هاي ذاتي، استقلال عمل در انجام كارهاي مورد نظر و در مجموع ميزان كنترل شخص بر هيجان و احساسات خود است.
هوش ميان فردي، به توانايي درك و فهم ديگران اشاره دارد و مي‌خواهد بداند چه چيزهايي انسان ها را بر مي‌انگيزد، چگونه فعاليت مي كنند و چگونه مي‌توان با آنها همكاري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره رگرسیون، هوش هیجانی، رگرسیون خطی، برنامه ریزی استراتژیک Next Entries پایان نامه رایگان درباره تفکر استراتژیک، هوش هیجانی، اجرای استراتژی، اجرای برنامه