پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، منابع طبیعی، استان گیلان، توسعه منطقه ای

دانلود پایان نامه ارشد

تمامی تقسیمات صورت گرفته برقراری سطحی از یکپارچگی در کشور به منظور پیاده کردن اهداف موردنظر و در راستای اداره هرچه بهتر سرزمین بوده است.
تجارب مختلفی از تقسیمات سرزمینی را منطقه بندی های صورت گرفته تا کنون در ایران ارائه داده اند و نتیجه معمولا این بوده است که تقسیمات متعدد همواره منجر به تغییرات مداوم در کالبد سرزمین از قبیل مرزها و محیط فیزیکی مناطق شده است تغییراتی که عمدتا بدون توجه به تعلقات سرزمینی مردمانش وبه گونه ای غیرارگانیک انجام گرفته است.
حرکت به سوی برقراری نظام پایدار توسعه منطقه ای نیازمند تغییر در تفکری است که به شکل گیری منطقه بندی های کنونی انجامیده است بنابراین ضرورت، در رویکردی نه انسان محور چنان که هدف برنامه ریزی ها ومنطقه بندی های اقتصادی بوده است بلکه بوم محور به معنای برقرای دوباره رابطه انسان با محیط که در جریان روابط نوین جهانی ازهم گسیخته شده است نگرش نوینی را مبنای تعیین پهنه های مورد نظر قرار خواهیم داد که مبتنی برآن معیارهای موردنظر نیز حول هدف مشترک توسعه پایدار شکل می گیرند. پرکردن خلا های فضایی در کشور و حفظ رابطه منطقی بین انسان وطبیعت نیازمند توجه ویژه به مفهوم “پایداری” به عنوان یک مفهوم هنجاری است که این تغییر مهم قطعا نیازمند تغییر در نگرش و رفتار خواهد بود به گونه ای متفاوت با آنچه تا کنون شاهد آن بوده ایم و بی شک بی توجهی به بسیاری از این نکات بود که سبب شد بسیاری از این منطقه بندی ها بی ثمر بماند .

1-4. اهداف مبنای پژوهش
1-4- 1. اهداف اصلی پژوهش
مهمترین هدف این پژوهش یافتن پهنه های فضایی است که مناسب ترین قلمرو یکپارچگی اجتماعات انسانی ومحیط زندگی آنهاست .
1-4-2 . اهداف کاربردی پژوهش
شناخت و معرفی نظریه زیست منطقه گرایی به عنوان تئوری اصلی راهنمای پژوهش
بررسی مفهوم منطقه در نظام تقسیماتی و منطقه بندی کشور
بررسی امکان کاربرد زیست منطقه گرایی به لحاظ تئوریک و عملی در ایران
1- 5 . سوالات پژوهش
1. در پرتو دیدگاههای نوین توسعه منطقه ای آیا کاربرد نظریه زیست منطقه گرایی در ایران امکان پذیر است ؟
2. در صورت امکان کاربرد، آیا در اجرا آنچنانکه در ادبیات این نظریه ادعا می شود تحدید حدود زیست منطقه ها به عنوان یک واحد فضایی امکان پذیر است ؟
3. آیا امکان نمایش زیست منطقه در غرب خراسان رضوی به عنوان منطقه مورد مطالعه وجود دارد؟

شکل 1-1 : نمایش ساختار مطالعاتی پژوهش

ماخذ : مطالعات پژوهش
1- 6 . پیشینه تجربی زیست منطقه گرایی
ذکر نمونه هایی از تجربه های تعیین مناطق در قالب نظریه زیست منطقه گرایی به ما در شناخت بهتر این دستهاز مناطق زیستی یاری خواهد رساند .به این منظور ابتدا از ایران آغاز خواهیم کرد و سپس مهمترین تجربه های جهانی را در این امر مرور می کنیم .

1-6-1 . پیشینه تحقیقات داخلی
تجربه مطالعه زیست منطقه گرایی در ایران
تنها مطالعه ای که به تعیین مناطق برمبنای نظریه زیست منطقه گرایی در ایران پرداخته است، مطالعه ای است که دکتر شریف مطوف در سال 1376 پس از معرفی این نظریه درمورد استان گیلان انجام داده است. وی در مقدمه دگرگونیهای واقع شده در کشور از جمله تغییر نظام سیاسی واجتماعی پس از انقلاب اسلامی و کاهش شدید درآمد حاصل از فروش نفت واحساس شدید به ضرورت مشارکت دادن مردم محلی در برنامه ریز توسعه منطقه ای را مهمترین دلایلی می داند که به بازنگری در روش های مطالعه و سروسامان دادن به مطالعات منطقه ای در کشور ضرورت عینی داده است .
سپس استفاده از این روش را در راستای نگرش های نوین مطرح شده وجهت بهره برداری بهینه از منابع برای توسعه منطقه ای پیشنهاد کرده وخواستار استفاده از آن در امر برنامه ریزی کشور شده است . در این بررسی همانطور که ذکر شد استان گیلان به عنوان منطقه مورد مطالعه انتخاب شده است و فرض شده است که باتوجه به اینکه این استان از نظر جغرافیایی و اقلیمی دارای تنوع ناحیه ای است براساس این نظریه می توان آن را به چند ناحیه زیستی همگن تقسیم کرد . به این معنا که براساس تنوع جغرافیایی واقلیمی می توان استان گیلان را به چهار منطقه زیستی مشخص تفکیک کرد .
در نتیجه تنوع زیستی وطبیعی،تنوع اقتصادی اجتماعی نیز در طی تاریخ پدیدار گشته است. منطقه بندی پیشنهادی بر مبنای این نظریه به شرح زیر است :
1.منطقه نوار ساحلی خزر : این منطقه به عرض متفاوت از 5 تا 15 کیلومتر می شود که از آستارا در شمال تاچابکسر در شمال شرقی امتداد دارد .
2.منطقه جلگه ای :این منطقه پرتوان ترین وپرتراکم ترین مناطق استان است. و در کل از شمال به منطقه نوار ساحلی واز جنوب به منطقه کوهپایه جنوبی محدود می شود .
3.منطقه کوهپایه : این منطقه شامل کوهپایه هایی است که عمدتا در حوزه آبریز سفیدرود قرار دارند .
4ومنطقه کوهستانی طالش والبرز(جنگلی) : این منطقه شامل کلیه نواحی کوهستانی غربی وجنوبی استان می شود که عمدتا شیب تندی دارند واین استان را از استان های همجوار جدا می سازند .
سپس برای هریک از این مناطق با توجه به ویژگی ها وتوانمندیهای خاص هرکدام برنامه توسعه ارائه شده است .ناگفته پیداست این مطالعه درشرایط عدم دسترسی مناسب به داده ها واطلاعات کافی از منابع آب،خاک ،اقلیم استان وبا کم توجهی به عوامل فرهنگی وتاریخی صورت گرفته است .5

شکل 1-2 : تعیین زیست- منطقه های استان گیلان

ماخذ : مطوف (1376)

1-6-2 . پیشینه تحقیقات خارجی
در فصل های آینده می خوانیم که زیست منطقه گرایی ریشه در جریان های فکری دارد که برای نخستین بار در امریکای شمالی ظاهر شدند. بر این اساس ایالات متحده امریکا یکی از نخستین کشورهایی است که با توجه به وسعت و تنوع سرزمینی اقدام به تعیین زیست منطقه ها مخصوصا در ایالاتی که از نظر محیطی پیچیده تر و حساس تر هستند مانند کالیفرنیا کرده است.
استرالیا کشور دیگری است که تعیین زیست منطقه ها را یکی از مهمترین اقداماتی که باید به منظور حفظ تنوع زیستی کشور وحفظ پایداری منطقه ای انجام شود در دستور کار خود قرار داده است .
ظهور دیدگاه زیست منطقه گرایی در استرالیا
به منظور حفاظت از منابع طبیعی در استرالیا این گرایش مهم وجود داشت تا استراتژی های در سطح ملی منطقه ای اتخاذ شود که پاسخ گوی مشکلات موجود باشد. باتوجه به حساسیت محیط زیست استرالیا راهبردهای پیشنهادی باید هم در برگیرنده خصایص ویژه گروه های زیستی باشند که در مناطق مختلف ساکن هستند وهم در برگیرنده تنوع جغرافیای طبیعی منطقه .
قبل از اینکه دولت استرالیا تصمیم به وضع قانون در ارتباط با حفظ منابع با ارزش طبیعی داشته باشد این نیاز به تغییر در سطح محلی ودر بین آنان که در ارتباط نزدیک تری با طبیعت قرار داشتند به وجود آمده بود .«در استرالیا تغییر در نگرش های اجتماعات زیستی بدون چشمداشتی نسبت به دولت مرکزی که حفاظت از ذخایر منابع طبیعی را از طریق قانون گذاری مدیریت خواهد کرد وجود داشته است . این حرکت به سوی دربرگیری مشارکت بیشتر اجتماعات زیستی در اداره منابع طبیعی بدون این که به وسیله مرزی از پیش تعریف شده محدود شده باشد همرا با پذیرش مبانی توسعه پایدار اکولوژیکی بوده است.» (Thackway and Cresswell,1997)
بر این اساس «اولین بار چارچوب زیست منطقه گرایی در قالب گزارش منطقه بندی زیست جغرافیایی موقتی استرالیا خود رانشان داد.» (Thachway and Cresswell,1995) «این چارچوب مبتنی بر سلسله مراتبی از داده های زیست محیطی بود که بطور خاص برای یک ایالت یا قلمرو ویژه در نظر گرفته شده بوند. به این ترتیب استرالیا به 80 منطقه طبیعی تقسیم شده بود که هریک از آنها مجموعه ای قابل شناسایی از ویژگی های منطقه شامل شکل زمین،اقلیم ،زمین شناسی و گیاهان وحیوانات بومی را منعکس می کرد.» (Ball,1999,55) اگرچه این منطقه بندی به نظر می رسد تا حدودی شبیه منطقه بندی براساس نظریات زیست منطقه گرایی باشد اما هنوز فاقد عناصر تاریخی،اجتماعی وفرهنگی است.
اما با این همه این نخستین گام دولت استرالیا نشان می داد اهمیت اقدام در چارچوبی زیستی از طرف دولت مرکزی به خوبی احساس شده بود . «این اقدام، حرکتی مثبت است زیرا پارکهای ملی اغلب قادر به انعکاس نیازها ونگرش های اجتماعات محلی منطقه ای ،که برای موفقیت هر طرحی اهمیت دارند، نیستند. آنچه در هدف گذاری برای تعیین یک چارچوب زیست منطقه ای تعیین کننده است نه تنها متاثر از محیط طبیعی است بلکه بر همین مبنا این گزارش باید بازتابی از ویژگی های جامعه انسانی باشد که در این مناطق زندگی میکنند.» (Batiss,1982)
«این پیشگامی زمینه مناسبی را برای ابتکار عمل در برنامه ریزی زیست منطقه ای استرالیا فراهم کرده است.اما به رغم موفقیت طرح های مذکور هنوز نقص هایی در سیستم ملی حفاظت از منابع طبیعی وجود داشت که هنوز نیازمند انعطاف پذیری بیشتری بود .نتیجه ،پیشنهادی بود که در سطح پارلمانی ارائه شد و برنامه ریزی زیست منطقه ای را برای کمک به از بین بردن شکاف ها ویکپارچه کردن همکاری ها پیشنهاد می کرد. هدف مطرح شده در یک چارچوب زیست منطقه ای نه تنها انعکاسی از محیط طبیعی به روش 6IBRA بلکه انعکاس جامعه ای است که مردم در آن زندگی می کنند.» (Thackway,1997)
«فرایند وضع وتدوین چارچوب زیست منطقه ای با گزارش پارلمان استرالیا در سال1933 شروع شد وهنوز در حال اجراست .حقیقتی که در پرتو این وظیفه دشوار تعجب آور نیست .
در طول این فرایند 3 نکته کلیدی به عنوان آنچه برای وحدت شایسته اجتماعات محلی درارتباط با برنامه ریزی زیست منطقه ای مورد نیاز است معرفی شد .
Cresswellو Thackway در سال 1997 این سه نکته را شرح زیر بیان کردند .
ایجاد پروژه های الگو در برنامه ریزی منطقه ای در یک مقیاس مناسب .
ابتکار آموزشی و برنامه ارتباطات عمومی .
تدوین برنامه ای برای همکاری مردم بومی تاخودشان زمین هایشان را به نحوی سازگار با طبیعت مدیریت کنند .
واضح است که دولت استرالیا مفهوم زیست منطقه گرایی را درک کرده و مبانی آن را به صورت عملی وبر مبنای تفکری پیش رو بکار برده است .باید زمان بیشتری بگذرد تا بتوان در مورد موفقیت واقعی طرح تصمیم گرفت. مانع اصلی در این راه کوته نگری در بسیاری از نظام های برنامه ریزی وشیوه های رایج مدیریتی بوده است. بین سیستم های مدیریت وبرنامه ریزی تقسیم بندی های مرکز – پیرامونی وجود دارد که بر مدیریت اکوسیستمی، مدیریت آبخیزها، مدیریت حیات وحش، پروژه های اجتماعی و توسعه روستایی مبتنی هستند.»(Ball,1999.56)

نقشه شماره 1- 1 : زیست منطقه های استرالیا

IBRA (2012) ماخذ :

زیست منطقه گرایی در امریکا- ایالت کالیفرنیا
مثالی دیگر از برنامه ریزی در چارچوب دیدگاه زیست منطقه گرایی را می توان در امریکا ، خاستگاه این نظریه مشاهده کرد .
«در سال 1991 شورای تنوع زیستی کالیفرنیا موسوم به CBC 7 به منظور تسهیل همکاری بین
سازمان هایی که علاقه مند به امر مدیریت منابع طبیعی وحفاظت زیست محیطی بودند شکل گرفت.»
(CBC,1999)
برخلاف آنچه در مورد استرالیا خواندیم ،در امریکا این شورا طرح پیشنهادهایی را به منظور کمک به ایجاد استراتژی ها و تکمیل سیاست هایی برای حفظ تنوع زیستی در دستور کارخود قرارداده بود .
«تصمیم گرفته شده بود که باتوجه به این امر که درک و مدیریت محیط زیست کالیفرنیا به عنوان یک کلیت منفرد بسیار پیچیده بود، بنابراین به روشی برای تقسیم آن به واحدهایی که بهتر بتوان آنها را اداره کرد احساس نیازمی شد. علاوه بر این نیاز به سیستمی بود که بتواند مجموعه های مهمی از اکوسیستم ها ،چشم اندازها ومردمی که در آن زندگی می کنند را به طور یکپارچه در نظربگیرد.» (Ball,1999:58)
«در سال1988 اعضای کمیته 8INACC نقشه زیست منطقه ای را طراحی کردند که کالیفرنیا را به 10 زیست منطقه تقسیم کرده بود این منطقه بندی در شکل 1-2مشخص است.» (Wheeler,1996)
«یکی از نخستین قدم ها دراین فرایند به منظور به رسمیت شناختن دیدگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره تقسیمات کشوری، منطقه گرایی، توسعه منطقه، توسعه منطقه ای Next Entries پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، رشد اقتصادی، توسعه اقتصادی، برنامه ریزی منطقه ای