پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، تقسیمات کشوری، توسعه پاید، توسعه پایدار

دانلود پایان نامه ارشد

به سوی تهیه طرح هایی با هدف شناسایی و سپس افزایش توانمندیهای مناطق محروم سوق یافت که نمونه های بارز آن را می توان در تعیین منطقه بندی کشور در قالب مناطق محروم ومناطق خدمات رسانی مشاهده کرد.استفاده از شاخص هایی چون ضریب محرومیت به عنوان یک شاخص اقتصادی گویای این امر می باشد که اهداف اقتصادی جمهوری اسلامی برای مناطق عقب مانده از توسعه در قالب رعایت عدالت اجتماعی همراه با توسعه ورفاه دنبال می شد .
مشاهده کردیم جاماب واهلرز به اقتضای آنچه هدف خود نامیدند تنها با اتکا به شرایط طبیعی مناطق،طبقه بندی خود را ارائه کردند .
در تقسیمات کشوری نیز به رغم تلاشهای صورت گرفته برای جامعیت تقسیمات واستفاده از معیارهایی گسترده ،آنچه حتی مورد تایید مسئولین امر می باشد این است که مرزبندی های موجود با در نظرگیری ملاحظات سیاسی-امنیتی خاص صورت گرفته و این گرایشات سیاسی است که به عنوان مهمترین عامل در تعیین خطوط جداکننده مناطق ایفای نقش می کند .به طوریکه این ملاحظات حتی ایجاب کرده که برخی از این مرزها به گونه ای کشیده شود که خطوط قومی را درهم نوردد و هر یک از واحدهای سیاسی جدید را با ترکیب قومیت های گوناگون شکل دهد .
بنا به گفته “طرح جامع تقسیمات کشوری” از مهمترین اهداف تقسیمات کشوریست که چالشهای قومی راکاهش داده و وفاق ،یکپارچگی وهمبستگی ملی را تشویق نماید به این منظور این نظام باید بتواند شکاف های قومی وبه تبع آن انگیزه تجزیه واستقلال را در بین گروه های قومی کاهش دهد .از نظرگاه امنیت ملی نیز منطقه بندی کشور زمانی کار ساز است که روان وکارآمد بوده کمترین تنش وبیشترین همکاری وهماهنگی متقابل را در درون منطقه بین مناطق همجوار بوجود آورد .100 اما تجربه ناآرامی های سیاسی به خصوص در استان های قومی ومناطق حساس کشور گویای این امر است که آنچه در عمل اتفاق افتاده در راستای آرمان مطلوب نظام تقسیمات کشوری ایران نبوده است .نتیجه اینکه : تقسیمات کشوری سازماندهی سیاسی فضاست که به لحاظ سیاسی- امنیتی جایگاه خاص خود را در اداره امور کشوری به دست حکومتها داراست اما هرگز ظرف مناسبی برای نظام برنامه ریزی کشور نبوده است .
بنابراین در یک ارزیابی کلان این نکته قابل توجه است که برای تعادل بخشی به شبکه سکونتگاهی کشور آنگونه که هدف اصلی برنامه ریزی منطقه ای معرفی می شود گرایش به سمت ایجاد مناطق پایدار ضروریست.اما برای برون رفت از این ناهمگونی های محیطی واین تفاوت های فرهنگی – اجتماعی چگونه منطقه بندی مناسب است که بتواند پهنه های پایداری را به گونه ای مطلوب و یکپارچه سامان دهی کند .
در دهه های پایانی قرن بیستم رشد فزاینده نگرانیهای زیست محیطی وبروز بحران های اکولوژیک به صورت ناپایداری های محیطی وهمزمان با آن شکست مکاتب برنامه ریزی در نیل به وعده های آرمانی خود منجر طرح مفهوم نوینی از توسعه تحت عنوان “توسعه پایدار” به عنوان جایگزین رویکردهای حاکم شد .نظریه زیست منطقه گرایی ،حاصل بحث های محیط زیست گرایان وبرآمده از تفکرات توسعه پایدار می باشد.که در پی ناکامی های دیدگاههای رایج توسعه در دهه های اخیر لزوم بازگشت به طبیعت وسیستم های پشتیبان حیات را یادآور می شود.
به نظر می رسد آنچه تاکنون در اکثر این منطقه بندیها نادیده گرفته شده است رابطه ناپایدار انسان با نظام های طبیعی پیرامون و پیوندهای عاطفی مردمان با قلمروسرزمینی خود می باشد پیوندی که در آن احساس یگانگی و وابستگی به سرزمین مادری ورای مرزهای سیاسی و برنامه ریزی موجود خواهد بود . توجه به اینکه عوامل طبیعی وتاریخی بنیادهای شکل گیری مناطق را درایران تشکیل داده اند سبب می شود تا در توسعه ای بوم محور مولفه های دیگری رامدنظر قرار دهیم.بنابراین چنانچه آغاز توسعه را فرایندی مردمی – محلی بینگاریم تعیین واحدها یا پهنه های گفته شده مبنای متفاوتی برای یکپارچگی خواهد داشت که هدف عمده آن توسعه اجتماعات محلی در همیاری منطقه ایست.به این معنا که توسعه ای مبتنی بر ظرفیت سازی ویکپارچگی این اجتماعات مدنظر قرارخواهدگرفت .
اکنون همه باور داریم که در بسترهای ناپایدار موجود ، هرگونه تقسیمات منطقه ای مبتنی بر هر آرمان و در پی هرگونه توسعه، بدون توجه به ظرفیت سازی ویکپارچگی اجتماعات محلی و بی اعتنا به بحث توسعه با الویت پایداری هرگز نخواهد توانست پاسخگوی یک منطقه بندی مطلوب وپایدار باشد .
در چارچوب این نظریه جدید نگرشی ارائه می شود که مبتنی بر آن می توان سازمان دهی فضای سرزمین را بر مبنای متفاوتی نسبت به آنچه تا کنون بنا به رویکردهای رایج دنبال می شده است استوار ساخت. رویکردی که هدف اصلی از طرح آن تغییرتفکری است که منجر به ارائه منطقه بندی های کنونی شده است .
2-5. چارچوب نظری پژوهش
بنا بر آنچه در مباحث نظری پژوهش حاضر عنوان شده است واژه منطقه همواره در مفاهیمی کاملا متفاوت به کار گرفته می شود و بنابر این تعاریف متفاوت، مناطق گوناگونی نیز تعیین شده که مبنای عمل سیاستمداران آنچنان که مناطق رسمی-اداری اقتضا می کنند و ملاک عمل برنامه ریزان آنچنان که مناطق برنامه ریزی تعریف می شوند قرار می گیرند. از سویی در تقسیمات سرزمینی همیشه تقسیم سرزمین به مناطق همگن وعملکردی مورد توجه قرار گرفته وبا استفاده از یک یا چند مورد از روشهای منطقه بندی گفته شده صورت می پذیرد .
اما برمبنای آنچه در طرح مسئله اصلی این پژوهش عنوان شده است و در راستای پاسخ به اصلی ترین سوالات مطرح شده، تئوری زیست منطقه گرایی به عنوان مبنای نظری این مطالعه و راهنمای ما به سوی تعیین زیست منطقه خواهد بود .زیست منطقه مورد نظر در چارچوب نظریه زیست منطقه گرایی وبا توجه به مجموع داده های در دسترس تعیین خواهد شد. از بعد تئوریک و عملی معیارهای در نظر گرفته شده با توجه به تاکید این نظریه بر مفاهیم طبیعت، تاریخ منطقه،فرهنگ و اقتصاد ( به معنای رابطه اجتماع با محیط طبیعی) ملاک تعیین مناطق مورد نظر خواهند بود. نظریه توسعه پایدار نیز به عنوان بستر اولیه ای که زیست منطقه گرایی برخاسته از اشارات آن برای پایداری است یکی از مهمترین نظریاتی است که بنیان نظری مطالعه حاضر را تشکیل می دهد .
در این میان از مجموع نظریات زیست منطقه گرایانی چون داگ ابرلی که تاکیدبر عملیاتی بودن زیست منطقه گرایی داشت، پیتر برگ که نقش عوامل طبیعی را در تعیین سرنوشت اجتماعات زیستی تعیین کننده می دانست و مک گینس به عنوان یکی از صاحبنظران اخیر زیست منطقه گرایی که با نفی خطوط تحمیلی دولت ملت ها درصدد برقراری ارتباط دوباره بین انسانها و محیط طبیعی پیرامونشان بود بهره خواهیم برد.
با قبول اهمیت تمام مناطقی که تا کنون از آنها نام برده شد آنچه به نظر می رسد در تمام این تعاریف نادیده گرفته شده عامل تاکیدی ما برای تعریف دیگری از واژه منطقه می باشد. منطقه پیش از آنکه برمبنای شاخص هایی همگن باشد یا براساس ملاک هایی کارکردی، مکانی است برای زندگی که نه تنها جوامع انسانی که سایر انواعی را که ما زمین را با آنان سهیم هستیم شامل می شود. سایر انواعی که در خطوط ترسیمی مناطق قرادادی وعملکردی هرگز دیده نخواهند شد .
واضح به نظر می رسد که تعیین زیست منطقه در قالب تاکید بر معیارهای موردنظر در تئوری زیست منطقه گرایی هرگز به معنای نفی دیگر مناطق مانند مناطق همگن ،عملکردی، برنامه ریزی، کانونی وغیره نخواهد بود زیرا هرکدام از این مناطق در پاسخ به حل مشکلی مطرح شده ودر بسیاری مواقع راهگشای برنامه ریزان وسیاستمداران در اجرای برنامه ها بوده اند. در پی آن هستیم تا با حفظ نکات مثبت مناطق تعریف شده قبلی به تعریفی نو از منطقه دست پیدا کنیم که ضمن تاکید بر معیارهای عملکردی تغییر معنای منطقه به یک واحد زیستی را نیز همراه داشته باشد.
تجلی فضایی تئوری زیست منطقه گرایی زیست منطقه ایست که در آن ارتباط جوامع انسانی با محیط پیرامون دور از تقسیمات غیرارگانیک وخطوط ترسیم شده قراردادی بر چشم انداز سرزمین که حقیقت طبیعت زمین را غیرقابل مشاهده ساخته است تعریفی دوباره خواهد یافت در این ارتباط زیست منطقه در پی تعریف دوباره ای از مناطق برای پاسخ به مسئله ناپایداری کنونی در جوامع خواهد بود ناپایداری که آغاز آن با تغییر در رابطه انسان با طبیعت حامی حیات همراه شد. در این ارتباط نه مفهوم اداری-رسمی منطقه را برای درک آن کافی می دانیم و نه منطقه رابرمبنای اهداف کاربردی متفاوتی آنچنان که مورد نیاز سازمان های گوناگون بوده تعریف می کنیم . منطقه مکانی خواهد بود برای زندگی که علاوه بربعد مکانی مفهوم تعلق منطقه ای را در پیوند با تاریخ منطقه همراه خود خواهد داشت. به عبارتی زیست منطقه را برآیند مناطق همگن وعملکردی می دانیم به این معنا که عملکردهای منحصر به فرد هر منطقه برخاسته از طبیعت،فرهنگی است که همگنی منطقه را سبب شده و وجه تمایز آن از سایر مناطق پیرامون خواهد بود .

2-6 . مدل نظری پژوهش

2-7 . مدل تحلیلی پژوهش

فصل سوم- روش شناسی پژوهش

3. متدولوژی و روش شناسی پژوهش
3-1 .انواع روش های تعیین مناطق
با توجه به گستردگی مناطق و اهداف مختلف از تقسیم بندی آنها همواره روشهای مختلفی نیز برای به منظور تعیین حد ومرز آن مورد استفاده قرار گرفته است .«فرضا در منطقه بندی کاربردی همبستگی وروابط متقابل اجزای متشکل آن مورد نیاز است .یا در منطقه بندی قراردادی ملاک شاخص های عددی وروش تحلیل جریانها وروش تحلیل جاذبه هاست .»(زیاری،78:1385)
«روشهای تعیین مناطق قراردادی با روشهای تعیین محدوده کاربردی متفاوت است .در تکامل و شناخت منطقه وروشهای تعیین محدوده آن دو دوره متفاوت را می توان تشخیص داد .به عبارت دیگر روش های شناخت وتعیین منطقه در دودوره متفاوت تکامل یافته است .این دو دوره بازتابی از تحول اقتصادی،از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی است .دردوره اول یعنی دوره اقتصاد کشاورزی ،منطقه ،محدوده ای قراردادی تلقی می شد که محدوده آن برحسب یکنواختی وهمگنی اجزای متشکله ان تعیین می گردید .در دوره دوم منطقه به محدوده ای کاربردی مبدل شد ومبنای تعیین آن همبستگی متقابل وروابط دوسویه اجزای متشکله آن گردید .»(آسایش،53:1388) درادامه بحث سعی داریم تا به مهمترین روشهایی که تاکنون برای منطقه بندی به طور کلی مطرح شده است بپردازیم .
«تعیین حدود مناطق شکلی یعنی در یک گروه جای دادن واحدهای محلی که براساس برخی شاخص های دقیقا تعریف شده خصوصیات مشترک دارند وبرمبنای همان شاخص ها با واحد های خارج از منطقه اختلاف های معنی دارنشان می دهند.مناطق شکلی به دست آمده هرگز متجانس نخواهندبود اما باید درمحدوده ی تقریبا تعریف شده ای متجانس باشند.اگرشاخص ها ساده وایستا باشند مثل زمین مرتفع تر از1000متر،تشخیص نسبتا ساده خواهد بود اما اگر شاخص ها متنوع باشند مثلا نرخ بیکاری ،نرخ فعالیت ،روندهای مهاجرت،وبسیاری شاخص های پویا ومرتبا در حال تغییردیگر، کارقدری مشکل تر خواهد شد .»(گلسن،9:1980)

3-1-1 . تعیین محدوده مناطق قراردادی
3-1-1-1 . روش شاخص های وزن دار101
«بودویل به ساده ترین شکل ،این روش را توضیح داده است ودیگران آن را توسعه داده وبه روشهای پیچیده ای مثل تحلیل انباشتگی وتحلیل نواحی اجتماعی رسیده اند. شکل یک مثال بسیار ساده شده از این روش را نشان می دهد .منطقه مورد مطالعه شامل نه ناحیه است که از نظر نرخ بیکاری وسطخ درآمد سرانه بایکدیگر تفاوت نشان می دهند .به دلایل مربوط به سیاست گذاری،ضروری است که منطقه اصلی مشکل دار را از بقیه تفکیک کنیم (ناحیه بیمار از نظر اقتصادی).با توجه به شاخص ها به طور انفرادی تفکیک منطقه مشکل دار کار بسیار دشواری خواهد بود اما با در نظر گرفتن همه شاخص ها ووزن دادن به یک یک آنها منطقه ب را می توان تمیز داد .
دراین روش محدوده مورد مطالعه به بخش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، تقسیمات کشوری، مرزهای سیاسی، توسعه پایدار Next Entries پایان نامه رایگان درباره حوزه نفوذ، مدل جاذبه، تحلیل جریان ها، تحلیل عوامل