پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، محیط زیست، زیست محیطی، ناحیه بندی

دانلود پایان نامه ارشد

ساخته ،درمورد اینکه مقصود از منطقه چیست ،ونیز بدون برداشتی از هدف های توسعه دولت وابزارهای سیاستی که دولت در اختیار دارد ، موفق نخواهد شد.»(همان،87)
جدول 2-1 انواع منطقه بندی
هدف

برنامه ریزی
تجزیه وتحلیل

منطقه برنامه ریزی
منطقه قطبی شده
وابستگی متقابل

ضابطه
ناحیه طرح ریزی
ناحیه همگن
تشابه

ماخذ : هیلهورست،1371
«جان ارچارد : مناسب ترین منطقه بندی برای برنامه ریزی اجتماعی واقتصادی باید دارای فضایی به عنوان یک کانون متحد سازنده باشد.گلیه سرزمین های تابع را پوشش دهد وعدم تجانس وتضاد وتنوع اجزاء نظام منطقه بندی در آن چشمگیر نباشد.
مارشال ای.دیماک: «منطقه بندی ،اجتماعی از عوامل محیطی ،اقتصادی،اجتماعی ومسکونی دروسعتی است مجزا از کل سرزمین که در آن آگاهی آشکار نسبت به نیاز به برنامه ریزی مستقل وتجلی ویژگی های فرهنگی ومیل به داشتن استقلال اداری وجود داشته ودر نظریه شناخته شده باشد ودرعمل به اجرا درآید.»(اشکوری،42:1385)
«بنابراین تقسیم یک کشور به نواحی همگن وعملکردی کار اصلی در ناحیه بندی است واین نوع ناحیه بندی باید براساس اصول ومعیارهای خاصی انجام گیرد ناحیه بندی را می توان به دوطریق انجام داد؛ 1)روش استقرایی یا تقسیمی.در این روش قلمرو ملی براساس ویژگی ها یا روابط مشترک خاصی به واحد های کوچکتر تقسیم می شوند ؛2)روش قیاسی یا تراکمی .درآن واحدهای فضایی کوچکتر براساس ویژگی ها یا روابط مشترک خاصی تجمع یافته وواحدهای بزرگتر را به وجود می آورند.»(حسین زاده دلیر،135:1382)
«میسرا، ساندرامو پراکاسارائو نوعی طبقه بندی ویژه نواحی برنامه ریزی را ارائه کرده اند که چنین محدودیتی را ندارد.آنها سه نظام برنامه ریزی نواحی راازهم متمایزمی کنند که سرانچام باید در یک نظام کلی ترکیب شوند:
1.نواحی اقتصادی که براساس منابع بالقوه مشخص شده اند .
2.نواحی اجتماعی،که با انواع تفاوت های اجتماعی مشخص می شوند وبه ویژه بر درجه وخصوصیت دوگانگی دردرون ناحیه ای تاکید می شود .
3.نواحی محیطی ،که براساس درجات متفاوت آسیب پذیری محیط-که به وسیله عواملی چون فرسایش ،آلودگی وپیشروی کویر نشان داده می شوند – تعیین می شوند.»((DHV,1979
«تقسیم یک سرزمین به مناطقی با مرزهای معین را منطقه بندی سرزمینی گویند .اهم معیارهای منطقه بندی سرزمین را به شرح زیر می توان برشمرد :منطقه بندی در واقع استفاده منطقی ونظام پذیر از توان های سرزمین در آینده بلند مدت است ودر آن میزان بهره گیری توانهای داخلی هر یک از مناطق مورد نظر است .
منطقه بندی روشی است که درآن ،برنامه ریزی فیزیکی،کاربری زمین را جهت منافع عمومی نظام می بخشد وهدف اصلی آن، اختصاص دادن زمین به مصارف عمده در توسعه آینده سرزمین است .
عمده ترین معیارهاییکه برا یمنطقه بندی سرزمین ها بیان شده است عبارت اند از :
1- شرایط طبیعی :مانندکوه،دریا ،دشت،جنگل وبراین اساس سرزمین ها به مناطق ساحلی ،کوهستانی وجنگلی منطقه بندی می شوند.
2- وسعت کشور : بعلت وسعت زیاد ،کشورهای بزرگ باید به مناطق کوچکتر تقسیم بندی شود .
3-درجه همگنی جامعه :اختلافات فرهنگی بارز ،مثل اختلافات نژادی،زبانی و …..
4- شاخص های توسعه اقتصادی : بعبارت دیگر مناطق توسعه یافته ودر حال توسعه ومناطق محروم ویا مناطق کم درآمد وپردرآمد .
5- تحرک عوامل تولید : منظور عواملی که در تولید دخالت دارند .مانند نیروی انسانی و سرمایه وغیره ….
6 – تحرک کالاها : منظور تجارت وبازار کالا می باشد که در بین مناطق مختلف انجام می گیرد .
7 – مرزهای سیاسی – اداری
در نتیجه می توان گفت منطقه بندی هر سرزمین به مختصات هرمنطقه توجه می نماید ،وبا کمک گرفتن از شاخص های مختلفی چون جغرافیایی ،سیاسی،مذهبی،قومی ،نژادی زبانی،اقتصادی،اداری و….می توان هر سرزمین را به مناطق گوناگون تقسیم بندی نمود .»(آسایش،55:1388)
بنابراین می توان گفت ملا ک ها وضوابط منطقه بندی در کشورهای مختلف متفاوت بوده وبه شرایط خاص هر منطقه بستگی دارد .شرایطی که به مناطق به عنوان مجموعه های مستقل،شخصیت ویژه ای می بخشد وآن را از سایر نواحی متمایز وبرجسته می کند . در نهایت اینکه منطقه بندی مقدمه ای بر مطالعات منطقه ای محسوب می شود و از اهمیت زیادی در برنامه ریزی های ملی – منطقه ای برخوردار است .

2-2-8 . زیست منطقه گرایی59
«گاهی اوقات در گرداب زندگی، هرکدام از ما با این پرسش ها مواجه می شویم : “من چه کسی هستم؟” ،”متعلق به کجا هستم؟” و “قصد دارم چه کاری را انجام دهم ؟”، ما اغلب به نخستین پرسش توجه می کنیم گویی که پاسخ به این پرسش راه حل اصلی مسئله هستی شناسی ماست.انگار اهمیت دانستن اینکه ما چه کسی هستیم می تواند ما را بی نیاز از پاسخ به دو پرسش دیگر کند.سوالات مرتبط با هستی شناسی وکنش ما نه از یکدیگر ونه از مکانی که ما درآن زندگی می کنیم جدا نیستند ،اما این “مکان”60 است که در اکثر مواقع ما آن را نادیده می گیریم.» (Thayer,2003:1) زیست منطقه گرایی می تواند پاسخی به پرسش دوم باشد :
“من متعلق به کجا هستم؟”
برای اکثر انسان های این سیاره خاکی لازم به یادآوری است که باید راه برقراری دوباره ارتباط با طبیعت ومردمانی که درهمسایگی آنان زندگی می کنند را آموخت و باور داشت که راهی جز این برای حفظ بقایشان نیست واین مهمترین دلیل پیدایش ایده هایی چون نظریه اخیر است . تاکید دوباره زیست منطقه گرایان بر مکان،محیط زیست و مردمان قدیمی ساکن منطقه در پی از هم پاشیده شدن فرهنگ های بومی، از بین رفتن تعلقات منطقه ای، فراموشی تاریخ مناطق و افول منابع زیست محیطی یک منطقه بوده است وطرح این نظریه به معنای تلاش برای برقراری مجدد رابطه انسان و طبیعت است که قرن ها در هم آوایی کامل به سر می بردند اما در نتیجه روابط جدید جهانی این تعامل قدیمی به فراموشی سپرده شده است، به نظر می رسد این مسئله ریشه معماهای زیست محیطی دوران ما باشد.«زیست منطقه گرایی نه تنها ایده ی جدیدی نیست بلکه می تواند به ساکنان اولیه قدیمی وبومی یک منطقه برگردد(نسبت داده شود). مدتها قبل از آنکه زیست منطقه گرایی به صورت واژه ای علمی مصطلح شود مردمان بومی به بسیاری از انگاره های آن عمل کردند.» (Durnning,1992)
«به طور روزافزون ،اما،فناوریهای نوین ورشد جمعیت، مرزهای قراردادی دولت- ملت ها، الگوهای اقتصاد جهانی، تنزل فرهنگی وافول منابع طبیعی از توانایی اجتماعات محلی بومی و غیربومی برای حفظ سنت های سازگار با گذشته شان می کاهند.» (McGinnis 2006:3)
زیست منطقه گرایی را نگاهی دیگر به جهان می دانیم که با مناطق آغاز می شود و تاکید بر توسعه در ظرفی مشخص وجه تمایز آن از سایر نظریات محیط زیست گرایی61 است. بسیاری، زیست منطقه گرایی را همان محیط زیست گرایی و زیست منطقه راهمان بوم – منطقه62 می خوانند که این امر تلقی نادرستی را می رساند که در نتیجه شناخت ناکافی ازاین نظریه مطرح شده وتفسیری ساده لوحانه به دست می دهد که این نظریه را تنها به صورت شاخه ای ازبوم گرایی افراطی معرفی می کند. به منظور تفکیک تئوریک این نظریه از سایر نظرات مشابهی که در این زمینه بیان شده است بخش بعد به مرور خاستگاهای نظری زیست منطقه گرایی اختصاص داده شده است و البته در پی تبیین این امر هستیم که اگر چه این نظریه وام دار سنت های تئوریک گذشته است اما هویت مستقلی رابرای خود داراست. در توضیح تمایز تئوریک زیست منطقه گرایی از سایر نظریات محیط گرایان می توان تاکید آن بر بعد” مکان” را مورد توجه قرارداده و وجه متمایز دیگر این نظریه از سایر سیاست های مکانی را می شود تاکید بر”سیستم های طبیعی پشتیبان حیات” دانست .
در این ارتباط پیتر برگ63 از پیشگامان زیست منطقه گرا وبنیان گزار”Planet Drum Foundation”64 در مصاحبه ای با مرکز نظارت زیست محیطی ژاپن در 1998 در مورد تفاوت زیست منطقه گرایی با محیط زیست گرایی می گوید : زیست منطقه گرایی یک اقدام بازدارنده است. این نظریه مفهوم مکان زندگی65 را با خود به همراه دارد که اشاره ای به فعالیت ها واهداف جامعه بشری است. در محیط زیست گرایی از یک سو تلاش بر حفظ نواحی بکر طبیعی به دلایل خاص محیطی و ازسوی دیگر تلاش برای پاکیزه نگه داشتن آب وهوا به دلایلی صرفا انسانی صورت می گیرد اما زیست منطقه گرایی از هردو اینها فراتر رفته است .در یک زیست منطقه نواحی مختلفی از ارتباط انسان با سیستم های طبیعی وجود دارد که به صورت نواحی شهری،روستایی، حومه های شهری و مناطق بکر طبیعی دیده می شود. پیتربرگ معتقد است زیست منطقه گرایی موجودات انسانی را به عنوان موجوداتی در ارتباط متقابل با ویژگی های طبیعی پیرامونشان درنظر می گیرد. این نظریه نگرشی را ترویج می کند که از طریق آن انسانها به گونه ای مناسب خودشان را با ویژگی های طبیعی زیست – منطقه ای که در آن زندگی می کنند مطابقت دهند .66
محیط زیست گرایی به تنهایی نمی تواند پاسخ گوی نیازهای قرن بیست و یکم باشد. از نظر برگ این مکتب راهی برای حفظ منافع مادی وفرایندهاو تولیدات جامعه صنعتی می باشد، که تنها اثرات مضر محصولات تولیدی و فرایندهای صنعتی را کاهش می دهد. آب وهوای پاکیزه، خلاصه ی جنبش زیست محیطی بود. این در حالیست که ما رودخانه هایی داشته ایم که آتش گرفتند و هواییکه موجب سرطان شده است.پیتر برگ محیط زیست گرایی را جنبشی تک رویکردی می داند که به عقیده او دورانش به سرآمده و بعد از این مورخان در موردش خواهند نوشت .67
نظریه مورد بحث تلاش می کند تا بر پایه ارزشهای مساوات طلبانه به گونه ای متفاوت با گذشته عمل کند. «درک مفهوم زیست منطقه گرایی می تواند در 3 نکته خلاصه شود: اولین نکته برخورداری تمام انسانها از تساوی زیست محیطی می باشد. نکته دوم درک مقیاس68 می باشد که از تاکید بر سطح جهانی به تاکید برسطح منطقه ای تغییر مقیاس داده است. سومین عامل مهم برقرای ارتباط مجدد بین انسان و طبیعت است. تمرکز زیست منطقه گرایی بر برقراری ارتباط بین تئوری وعمل می باشد به طوریکه موجودات انسانی بار دیگر در تعامل با طبیعت نه در تقابل با آن قرارگیرند.» (Aberley,2006:18)
«زیست منطقه گرایی معتقد است که زمین می تواند به بهترین شکل ازطریق جلوه های گوناگون منطقه ای که داراست شناخته شود : زمین خودش را نه تنها در برخی سیستم های متحدالشکل زندگی در سرتاسر
جهان بلکه در یک تمامیت منطقه ای،یعنی زیست منطقه ها، ابراز می دارد.» (Barry,1988:86)
بنابراین نمی توان زیست منطقه گرایی را به تنهایی جنبشی در جهت حفظ محیط های طبیعی دانست. از مهمترین واژه هایی که در این نظریه از آنها یاد می شود واژه احیاء69 و اسکان مجدد70 است که هردوآنها به این مفهوم دلالت می کنند که آنچه در این نظریه اهمیت دارد این است که زیست منطقه گرایان به دنبال بهترین مکان برای توسعه می باشند و مقیاسی را برای پایداری در نظر دارند که در قالب زیست منطقه ها متجلی می شود و مهمترین دلیلی است که این نظریه را در سطح منطقه ای قابل دفاع می دانیم. «زیست منطقه گرایی مجموعه ای از تفکر وعمل مرتبط با آن است که در پاسخ به چالش برقراری مجدد ارتباط فرهنگ های اجتماعی بشر به گونه ای پایدار در اکوسیستم هایی منطقه- مقیاس که دربرگیرنده فرهنگ های انسانی هستند ایجاد شده است.» (Abereley,2006:13)
عبارتی که در ادامه در توضیح مفهوم اسکان مجدد می آید یکی از پرکاربردترین عباراتی است که در متون زیست منطقه ای توسط پیتر برگ و ریموند داسمن در اوایل ظهور این جنبش مطرح شد :
«اسکان دوباره چگونه زندگی کردن درمکان هایی را می آموزد که ازطریق بهره برداری های بی رویه گذشته از هم گسیخته شده وآسیب دیده اند .این واژه بومی شدن در محل را مورد توجه قرار می دهد این امر از طریق آگاه شدن درمورد ارتباطات اکولوژیکی ویژه ای که در داخل منطقه و حول آن عمل می کنند صورت می گیرد. و این به معنای درک فعالیت ها و تحول رفتار اجتماعی است که زندگی در آن مکان را غنی، سیستم های پشتیبان حیات منطقه را احیا و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه ریزی منطقه ای، توسعه منطقه، وابستگی متقابل، معیارهای اقتصادی Next Entries پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، ایالات متحده، زیست محیطی، تعادل منطقه ای