پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، رشد اقتصادی، توسعه اقتصادی، برنامه ریزی منطقه ای

دانلود پایان نامه ارشد

(Sale,1986)
«مفهوم زیست منطقه گرایی در طی سه دهه گذشته دوباره مطرح شده است. این نظریه به قدمت فرهنگ بشری است .این نظریه مسیر را معرفی می کند. از زمانی که فرهنگ ما جهت صحیحش را گم کرد، ما اکنون برای دنبال کردن آن به چارچوبی مفهومی وتئوریک نیاز داریم، که زیست منطقه گرایی می تواند از عهده انجام آن برآید .» (Shapiro,1993)
زیست منطقه گرایی را نگاهی دیگر به جهان می دانیم که با مناطق آغاز می شود و تاکید بر توسعه در ظرفی مشخص وجه تمایز آن از سایر نظریات محیط زیست گرایی17 است.
نظریه مورد بحث تلاش می کند تا بر پایه ارزشهای مساوات طلبانه به گونه ای متفاوت با گذشته عمل کند. «درک مفهوم زیست منطقه گرایی می تواند در 3 نکته خلاصه شود: اولین نکته برخورداری تمام انسانها از تساوی زیست محیطی می باشد. نکته دوم درک مقیاس18 می باشد که از تاکید بر سطح جهانی به تاکید برسطح منطقه ای تغییر مقیاس داده است. سومین عامل مهم برقرای ارتباط مجدد بین انسان و طبیعت است. تمرکز زیست منطقه گرایی بر برقراری ارتباط بین تئوری وعمل می باشد به طوریکه موجودات انسانی بار دیگر در تعامل با طبیعت نه در تقابل با آن قرارگیرند.» (Aberley,2006:18)
پس بر این اساس«زیست منطقه گرایی تعلیمی است که به مردم کمک می کند تا هم زیست منطقه ای را که درآن زندگی می کنند بهتر بشناسند و هم مبتنی بر قابلیت های طبیعی آن منطقه زندگی کنند تا بدین ترتیب از حیات بر مبنایی پایدار در راستای قوانین اکولوژیکی پشتیبانی کنند.»(Aberley,1985:145)
2-1-5 . زیست منطقه
اگرچه از زمانی که اصطلاح زیست منطقه وارد ادبیات برنامه ریزی شهری،منطقه ای شد سالها می گذرد اما هنوز تعریفی از این مفهوم که مورد اتفاق عموم باشد وجود که این امر با توجه به ماهیت این دسته از مناطق کاملا طبیعی به نظر می رسد، زیست مناطق به عنوان محدوده های از هر سرزمین تابع شرایط خاص اقلیمی و بومی همان منطقه هستند که این امر به همراه تنوع پارامترهایی که برای تعریف و تعیین حدود آنها مد نظر است خصوصیات منحصر به فردی را برای هر منطقه زیستی ایجاب می کند که ارائه تعریفی یکسان به گونه ای که در مورد تمام زیست منطقه ها مصداق داشته باشدرا دشوار ساخته است.
ریشه لغوی زیست منطقه از واژه یونایی“Region” به معنای منطقه و واژه فرانسوی “Bios” به معنای زندگی می باشد که خود منطقه برگرفته از واژه لاتین “Regia” به معنای قلمرو ویا پیشتر به واژه “Regere” به معنای قانون یا حکومت اشاره دارد. . (Dodge,1981:6)
«یک زیست منطقه می تواند به عنوان مجموعه فضایی متجانسی از اکوسیستم های طبیعی مشابه که با هویت مردمان محلی همراه است تعریف شود .»(Brunckhorst,2000:58)
Thayer در 2003 زیست منطقه را اینگونه تعریف کرده است : «اجتماعات متمایز زیستی،شامل موجودات انسانی وغیر انسانی،که در آن شرایط تلویحی هم آوایی های اکولوژیکی ویژه ای را مطرح می سازند.» (Thayer,2003:152)
زیست منطقه ها بستر عملی قابل اجرایی را که وظایف و احتیاجات جامعه و اجتماعات زیستی را با عملکردها،خدمات و فرآیندهای اکولوژیکی تطبیق می دهند فراهم می سازد .» (Brunckhorst,2000:31)
پیتر برگ در 2002 تعریف زیر را برای زیست منطقه پیشنهاد می دهد : او زیست منطقه را برحسب الگوی کلی منحصر به فردی از خصایص طبیعی که در مکانی ویژه یافت می شوند تعریف می کند.مردم جزئی جدایی ناپذیر از زندگی در یک مکان هستند ،همانطور که این امر در فرهنگ های به لحاظ اکولوژیکی سازگار ساکنان اولیه وبومی این مکان ها مشاهده می شود ،ودر فعالیت های حال حاضر ساکنان منطقه، کسانی که تلاش می کنند تا به گونه ای پایدار با مکانی که در آن زندگی می کنند هماهنگ شوند.»(Berg ,2002)
میلر این تعریف از زیست منطقه را ارائه می دهد او «زیست منطقه را به عنوان فضای جغرافیایی می داند که شامل یک یا چندین اکوسیستم پیچیده و مختلط می باشد که از طریق اشکال زمین، پوشش گیاهی، تاریخ و فرهنگ انسانی از یکدیگر مشخص شده و به وسیله اجتماعات زیستی، دولت ها و دانشمندان تعریف می شود.» (Miller,1996)
19 IUCNزیست منطقه را قلمرویی از سرزمین تعریف می کند، محدوده هایی که نه تنها توسط مرزهای سیاسی بلکه به وسیله مرزهای جغرافیایی اجتماعات انسانی و سیستم های اکولوژیکی تعریف می شود .(IUCN,1991)
2-2 . مبانی نظری پژوهش
. توسعه و فضا1-2-2
) است. نخستین نظریه پردازان توسعه پس از Envelope) به معنی خروج از لفاف (De-velop) «واژه جنگ جهانی دوم که بعدها نظریشان به نام نظریه نوسازی20 مشهور شد برآن بودند که این لفاف همان جامعه سنتی و فرهنگ وارزشهای این جامعه است .از این رو در مفاهیم اولیه ،توسعه مترادف نوسازی تلقی می شد.» (تودارو 36:1364)
«معنای فراگیرتوسعه تادهه 1960 مترادف ایجاد وتداوم رشد اقتصادی بود که اغلب با رشد تولید ناخالص ملی 21 ودرآمدسرانه کشورها سنجیده می شد.» (همان :133) در این میان گروهی توسعه اقتصادی را عام تر از رشد اقتصادی می دانند وعده ای رشد مداوم وپایدار را توسعه اقتصادی تلقی می کنند . برخی صاحبنظران معتقدند توسعه ،تحولی است اقتصادی اجتماعی که در عالم واقع رخ داده وهرتعریفی باید مبتنی بر ویژگی های همان رخداد معین باشد.صاحبان یک نظریه ، توسعه را نوعی نوسازی در سطح اجتماعی قلمداد می کنند ومعتقدند توسعه نوعی تغییراجتماعی است که طی آن ،ایده های جدید به یک نظام اجتماعی عرضه می شود تا با به کارگرفتن روش های نوین تولید ونهاده های پیشرفته اجتماعی ،درآمد سرانه وسطح زندگی افراد بالارود.اما در هرتعریفی از توسعه نمی توان از کنار جنبه ارزشی نهفته در تعریف ها بی تفاوت گذشت .هرچند این تعریف ها عینی باشند 22
مروری بر تحول مفهوم توسعه در طی سالها نشان می دهد که نظریه پردازان اولیه عدم توسعه یافتگی برخی از کشورهارا صرفا به دلایل اقتصادی نسبت می دادند.از این رو در ابتدا توسعه مترادف با رشد اقتصادی تلقی می شد.«چنین درک محدود وتک سویه ای با مشاهده ناکامی های اجتماعی – زیست محیطی وحتی در برخی موارد ،اقتصادی مورد انتقاد وبازنگری واقع شد .لیکن در میان پژوهشگران دانشگاهی نقددادلی سیرز23،رئیس وقت انستیتوی تحقیقات توسعه در دانشگاه ساسکس24 انگلستان، نقطه چرخشگاه نظری در باور متداول توسعه محسوب می شود.سیرز پرسش های بنیانی درباره مفهوم توسعه پیش کشید ومعیار رشد اقتصادی آنهم با سنجش رشد تولید ناخالص ملی راناکافی شمرد ومعیارهای دیگری مانند : توزیع درآمد،اشتغال وفقر را لازم دانست.اوبه صراحت بیان کرد که اگر درآمد سرانه کشوری دوبرابر شود ولی یکی از معیارهای گفته بدتر شود، نمی توان آنچه را دست یافته اند توسعه نامید.» (صرافی 1379،35-34)
مایکل تودارو25 در جلد اول کتاب توسعه اقتصادی در جهان سوم می نویسد: « توسعه مفهومی چند بعدی است که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی،طرز تلقی عامه مردم ونهادهای ملی ونیز تسریع رشد اقتصادی ،کاهش نابرابری وریشه کن کردن فقرمطلق است .توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی وخواسته های افراد وگروهای اجتماعی در داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده وبه سوی وضع وحالتی از زندگی که از نظر مادی، معنوی بهتر است سوق می یابد .» (تودارو،135:1364) «حتی اقتصاددانان توسعه ،که در هرحال موضوع مطالعات توسعه را قلمرو اقتصاد در نظر می گیرند اذعان دارند که توسعه پدیده ای صرفا اقتصادی نیست .علاوه بر بهبود وضع درآمدها وتولید ،آشکارامتضمن تغییرات بنیادی در ساختمان نهادهای اجتماعی واداری ونیز طرز تلقی عامه ودر بیشتر موارد حتی آداب و رسوم واعتقادات است.» (همان : 158)
تعاریف زیر از توسعه به اهداف ما در این پژوهش نزدیکتر است. «توسعه واقعی از هرنیرنگی بری است .از جایی واردنشده وبا علاقه خالصانه نسبت به ارزشهای انسانی دنبال می شود.توسعه یعنی تحول جامعه از حالتی به حالت دیگر، به نحوی که جامعه موردنظر ادراک بهتری از محیط خویش به دست آورد . توسعه یعنی مجموعه شرایطی که دربرابر شکوفایی کامل تواناییهای ذاتی انسان مانعی ایجاد نکند وبدون هیچ ادعایی به اوامکان دهد که هدفهای سه گانه حقیقت ،خوبی وزیبایی را دنبال کند.»( میسرا ،1366)
«سودای توسعه کشور رادرسر داشتن جز از طریق تشکیلات اجتماعی وکار با مردم میسر نخواهد بود .به توان مادی ومعنوی کشور اندیشیدن ،جز از طریق بسیج توانهای خفته مردم وتقویت وتحریک روحیه ابتکار وخلاقیت آنان ممکن نخواهدبود .باتوجه به آنچه درگذشته رخ داده است ،برنامه ریزی وبرنامه ریزان گریزی ندارند که به تفکر توسعه درون زا وهمگنی با محیط ،روی آورند ، برنامه ریزی کشور چاره ای ندارد مگرآنکه خود را از تمرکز ومعطوف داشتن همه اقدامات توسعه ای ،به مرکز رها سازد.»(حبیبی،1377)
1. مفهوم فضا-1-2-2
«فضا موضوعی است که در علومی همچون: ریاضیات، نجوم، فیزیک، شیمی، اقتصاد، جامعه شناسی، معماری، شهرسازی، برنامه ریزی شهری وجغرافیا و….به کارگرفته می شوند و هریک از این علوم تعبیرهای گوناگونی از آن دارند.»(افروغ،1377)«فضای جغرافیایی فضایی است که به وسیله انسان ها ودرارتباط با نظام های فکری وبراساس نیازمندی های آنها به شدت ادراک می شود.»(دلفوس،73:1369)فضای جغرافیایی فضایی است متمایز وهر عنصر از فضا وهرشکلی از مناظر براساس محلی که اشغال می کنند و برحسب مولفه هایی که برتحول این مناظر، نظارت خود را اعمال می دارند، نمودی یگانه است که هرگز، نه در هیچ زمانی دیگر، ونه به وضعی مشابه در مکانی دیگر، یافت می شود.26
«شاید بتوان فرانسوا پرو27 اقتصاددان فرانسوی را اولین معرف فضا در حیطه مباحث توسعه اقتصادی – اجتماعی در دهه 1950 دانست.که معتقد بود به تعداد روابط تجریدی که معرف یک موضوع باشند فضا وجود دارد مانند فضای اقتصادی، فضای سازمانی، فضای جغرافیایی وغیره.» (کلانتری،31:1388)
اما منظور از مفهوم فضا در مطالعات شهری – منطقه ای چیست؟ درچارچوب برنامه ریزی منطقه ای بعد فضا دارای اهمیت فراوان است، عینیتی که حاصل از نقش پذیری واثرگذاری افراد وگروههای انسانی درمکان ویا به سخن دیگر، پیامد عملکردهای متعامل محیط های اقتصادی،اجتماعی واکولوژیک است. پس فضا را می توان تولید اجتماعی در مکان به شمار آورد. فضا متشکل ازاجزاست از این رو میتوان آن را یک از یک سیستم نامید وچون این سیستم واقعیتی فضایی مکانی است می توان از یک نظام مکانی – فضایی سخن گفت28.
فلوریان زنانیکی29 جامعه شناس لهستانی در سال 1938 مفهومی عالی از فضا را به دست داد که حتی امروز هم باید برنامه ریزی منطقه ای را به کار آید .زنانیکی می گوید : «……انسانها هیچ گاه فضایی عام، عینی، نامشخص، نامحدود وبی نهایت تقسیم پذیر را، که در آن تمام اشیاء، از جمله خود آنها موجود ودر حرکت باشند تجربه نمی کنند.آنها فضاهای بی شماری را تجربه می کنند، با کیفیت های متفاوت، محدود، تقسیم ناپذیر ،تغییرناپذیر، ودر مورد ارزشیابی مثبت یا منفی.پس اصطلاح” فضا” باید در علوم انسانی تنها به مفهوم عام آن به کار رود تا تمام این فضاهای معین ومنفرد را دربرگیرد.شاید بهتر باشد که اصطلاح کلی جدیدی را ابداع کنیم ،مثلا بگوییم” قدر فضایی”30 . چنین فضاها یا “مقادیر فضایی ” مکان های اشغال شده یا خالی، درونها ودر عین حال برون ها. آبادیها، مناطق، مراکز، مرزها، زمینهای نقشه برداری شده، گستره های بی انتها،”جهت ها”(راست،چپ،بالا،پایین،جلو،عقب)،چشم اندازها، جاده ها، جاهای بدون راه، وغیره وغیره. هیچ یک از این مقادیر فضایی، به تنهایی مورد تجربه انسان قرار نمی گیرند، به طوریکه بتوان آنها راجدا کرد وابعاد آنها را درارتباط با مقادیر فضایی دیگر در یک رابطه کلی هندسی تعییین کرد .هرکدام جزئی است از یک نظام تصاویر غیرفضایی که در ارتباط با آن محتوا واهمیت ویژه ای دارد؛ و آن می تواند یک نظام مذهبی ،زیبایی شناختی ،تکنولوژیک، تولیدی، اقتصادی یا اجتماعی باشد ».(زنانیکی،1938)
میسرا فضای مورد توجه برنامه ریزی منطقه ای را فضایی خنثی وبی حرکت نمی داند. بلکه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره منطقه گرایی، منابع طبیعی، استان گیلان، توسعه منطقه ای Next Entries پایان نامه رایگان درباره توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه فضایی، محیط زیست