پایان نامه رایگان درباره محدودیت ها، ادبیات فارسی، نادر نادرپور، فرهنگ نامه ها

دانلود پایان نامه ارشد

افتادگي او، كيفيت منبع ازلحاظ جوهر شعري – كه براي بررسي در حد قابل قبولي باشد- و جنسيت شاعر– با وجود دشواري انتخاب- هشت شاعر انتخاب شد.
در ميانة راه – پس از اشراف بيشتر بر موضوع- از بررسي شعر برخي از نامداران ادبيات فارسي از جمله هوشنگ ابتهاج و شادروان نادر نادرپور با وجود اينكه بخشي از آثار خويش را دور از وطن خلق كرده بودند به دلايل متعدد صرف نظر شد. از جمله اينكه منابعي كه از ايشان در دست بود بيشتر، شعرهاي در وطن سرودة آنها را در بر مي گرفت و در شعرهاي اندكي هم كه از سروده هاي دوراز وطن ايشان به دست آمد، خصيصة متمايزي نسبت به آنچه در وطن سروده بودند ملاحظه نشد. البته همان طور كه در ادامه خواهد آمد بخشي از شعر برون مرزي ايران را شعر اين نامداران و هم قطارانشان تشكيل مي دهد، به همين منظور و به دو دليل عمده ، شعر محمود كيانوش و شادروان ژالة اصفهاني را براي بررسي، جايگزين كرديم. نخست اينكه : عمر به غربت افتادگي اين دو به خصوص ژاله اصفهاني طولاني تر بود و ديگر : اشعار بيشتري از سروده هاي دور از وطن اين دو به دست آمد.
گفتن يك نكتة ديگر نيز ضروري است كه منابع موجود از شاعران منتخب ، شامل همة آثاري كه دور از وطن خلق كرده اند نيست و به اجبار گاهي حتي به يك منبع استناد شده است؛ درنتيجه هيچ كدام از نتايج به دست آمده در اين تحقيق، قطعي نمي باشد و همه به استناد منابع در دسترس اينجانب است نه همة آثار شاعر. به اين ترتيب ، نتيجة نهايي نيز كه در فصل پاياني اين تحقيق ارائه مي شود ، تنها نماياندن سايه اي از شعر برون مرزي است و نه همة حقيقت آن ، روشن است كه دست يابي بدين هدف ، سال ها تحقيق و تفحص در اشعار برون مرزي، از جوانب مختلف نقد؛ از جمله : نقد تاريخي، روان شناسي ، جامعه شناسي و … را مي طلبد و به هيچ عنوان در چنين مجال اندكي نمي گنجد.
اميد است كه تحقيق حاضر راه گشاي محققين وارسته اي باشد كه دغدغة ملي و فرهنگي آنان، پاسبان هميشة زبان فارسي است .

الهام باقري
بهمن 1388 شمسي
دانشگاه قم

فصل اول: كليات

1-1 مهاجرت و تبعید
مهاجرت به عنوان یک پدیده سیاسی – اجتماعی در فرهنگ نامه ها به طور کلی چنين تعريف مي شود:”ترک کردن دوستان و خویشان و خارج شدن از نزد ایشان یا فرار از ولایتی به ولایت دیگر ، بریده شدن از جایی به دوستی جای دیگر، ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن.” و همچنين تبعید :” نفی بلد کردن ، اخراج بلد کردن ،کسی را جلای مکان یا وطن فرمودن ، نوعی مجازات چنانچه کسی را بنا به دستور محاکم دادگستری و یا سایر مراجع صلاحیت دار از شهر یا ناحیه ای اخراج کردن و یا شخص محکوم را مجبور ساختن که در محل خاصی در مدت محدودی سکونت اختیار کند.”1
مهاجرت (غالبا”) امری شخصی و ارادی به نظر مي رسد چرا که مهاجر معمولا” زمانی تصمیم به مهاجرت می گیرد که نخواهد یا نتواند با محیط خود کنار بیاید و در جستجوی شرایطی بهتر و مناسب تر برای زندگی و کار می کوشد. بنابراین او این امکان را دارد که خود را با محیط، هماهنگ سازد و یا نسازد اما تبعید امری بیرونی و کاملا” اجباری و خارج از اراده شخصی است و معمولا” توسط مقام ديگري صورت می گیرد. در عمل، مفهوم تبعید و مهاجرت به ویژه به دلیل سیاسی – اجتماعی در بسیاری موارد آنچنان درهم می آمیزد و هم ترازمی گردد که به دشواری می توان تفاوتی بین آن دو یافت.2
به هر روی چه مهاجرت و چه تبعید هر دو مایة جدایی اند و نفی کنندة ارتباط و آدمی را در گذشت زمان از اصل و سرچشمه اش دور و دورتر می کنند.

1-2 سابقة مهاجرت
سرزمين ها و فرهنگ هاي مختلف در طول تاريخ بشري بارها و بارها شاهد پديدة مهاجرت نويسندگان و شعرا به دلايل مختلف بوده و هستند.ابعاد و كيفيت اين مهاجرت ها نيز در دوره هاي مختلف ، يكسان نبوده است. گاه در دوره اي تني چند و زماني بخش قابل توجهي از اهل قلم و انديشه را دربر مي گرفته است. ولي به هر روي ، مهاجرت و تبعيد چه انفرادي باشد و چه گروهي ، چه اختياري باشد و چه اجباري همواره و از ديرباز وجود داشته است. طبق آمار سال 2000 از هر 35 نفر يك نفر مهاجرت مي كند و اگر همة مهاجرين را در يك كشور جا دهيم پنجمين كشور بزرگ دنياست”.3
سرزمين ما نيز با اين پديده، بيگانه نبوده است. اگر بخواهیم افق ادبيات مهاجرت را ببينيم مي توانيم با مرور چهار دوره مهاجرت اهل انديشه ، فرهنگ و ادبيات در تاريخ ايران به تصويري از آن برسيم. چهار دورة مورد نظر به ترتيب: مهاجرت ايرانيان ، پس از حملة اعراب، بعد از حملة مغول ، پس از مشروطه و پس از انقلاب اسلامي است. هند و تركيه ، منزل اول مهاجرت ادبيات ايران و پس از آن ، كشور هاي اروپايي و آمريكايي هستند4

1-3 علل مهاجرت
چنانچه بخواهیم نحوة شکل گیری ادبیات مهاجرت را به دقت بررسی کنیم ناگزیر باید نکته هایی را مد نظر قرار دهیم از جمله : علل یا ضرورت مهاجرت و تبعید كه در سرزمین ها و دوره های مختلف متفاوت بوده است. تنها در این صورت است که می توان دربارة شکل گیری ادبیات مهاجرت و تفاوت های آن با ادبيات جاري در وطن به نتايج درستي رسيد.
عده ای از منتقدین ادبی با تکیه بر اینکه در بسیاری از کشورها ضرورت مهاجرت شاعران، بر پایه گریز از محدودیت ها و یا فرار از تعقیب می باشد ، این مسئله را برای خود تبدیل به یک اصل کرده اند که : تمامی شاعران خارج شده از یک کشور با حکومت خویش برخورد رو در رو داشته اند. البته ناگفته نماند كه گاه برخي از شاعران مهاجر، نیز با تبعیدی خواندن خویش بر این اصل صحه می گذارند و خود را سیاسی معرفی می کنند؛ در حالی که چنین نیست و دست کم، این موضوع در مورد همه صدق نمی کند و نمی توان این را به عنوان یک اصل کلی پذیرفت.
گذشته از عده ای كه به جهت کار و به دست آوردن موقعیت شغلی بهتر یا تحصیل و یا حتی فشارهای خانواده مهاجرت می کنند، علت هاي ديگري نيز مي توان براي اين امر يافت از جمله برخورداري از فضای الهام بخش. به بياني ديگر درمیان شاعراني که معمولا”از تمکن مالی برخوردار بوده اند گاهی پيش مي آيد كه عده ای برای خلق آثار یا حتي اثری به گوشه ای که نسبت به وطنشان فضای متفاوتي دارد مهاجرت می کنند.5 براي اين منظور،شايد يدالله رويايي نمونة خوبي باشد.
در میان ادباي کشور ما، متاسفانه بسیار معدودند کسانی که به منظور يافتن فضايي الهام بخش، مهاجرت کنند؛البته روشن است که ادبیات مهاجرت فارسی زمانی می تواند رشد کند و در مسیر بالندگی قرار بگیرد که ضرورت مهاجرت در پی کسب فضایی متفاوت، برای تفکر و نوشتن باشد. در چنین شرایطی است که نتیجه مهاجرت ، ذهنی باز و خلاق و دیدی فرا وطنی خواهد بود. تنها در این صورت است که شاعر می تواند بن مایه های ملی خویش را با دریافت های جدید از فضاي تازه ، درآمیزد و بدون اینکه نسبت به چیزی تعصب بیجا داشته باشد و یا اینکه اصل و نسب خویش را به کلی فراموش کند و دچار بحران هویت شود، اثری متفاوت بیافریند که حتی در ادبیات فارسی تحولی نو ایجاد کند و سبب غنای زبان فارسی گردد آنگونه كه در گذشتة تاريخ ادبي ايران بارها اين اتفاق افتاده است و در ادامه به آن خواهيم پرداخت .
با توجه به دسته بندی های اولیة مهاجرت و همچنین ضرورت آن ، دیدگاه های متفاوتی نسبت به این پدیده به وجود مي آيد. در نگاه اول، شاید عده اي آن را برای شاعر،آسیبی ادبی بدانند ؛ چرا که بیشتر شاعران در اوج شکوفایی خویش دست به مهاجرت می زنند و مشكلات غربت مانند نوستالژی وطن و ياد کودکی ، ناسازگاری با محیط ، شرایط معیشتی سخت و از همه مهم تر کمبود مخاطب و محدودیت های چاپ و نشر سبب تنزل و گاهی توقف کار آنها می شود. اما با نگاهی فرهنگی به قضیه، شاعر با فضایی متفاوت روبرو می شود که می تواند چندان هم سیاه نباشد بلكه افق های روشنی را پیش روي او بگستراند.

1-4 ادبیات مهاجرت6 و تبعید
1-4-1 تعريف
ادبيات مهاجرت و تبعيد ،‌يكي از شاخه هاي ادبي است كه منتقدين ادبي در تعريف دقيق و درست آن اختلاف نظر دارند. دانشنامه ها و فرهنگ هاي تخصصي ادبي نيز تعاريف متفاوتي از ادبيات مهاجرت و تبعيد ارائه داده اند كه برخي از آنها در نگاه اول درست به نظر مي رسند اما دقيق و جامع نيستند . در اينجا به پاره اي از اين تعاريف اشاره مي كنيم:
_ ” ادبیات مهاجرت و تبعید ، همة آثاری را دربر می گیرد که به دلیل بنیادگرایی سیاسی حاکم بر جامعه، اجازه انتشار درداخل کشور را نداشته و در خارج از آن منتشرشده اند.”
_ ” آثاری از نویسندگانی که سرزمین مادریشان را به دلایل سیاسی (به اختیار یا به اجبار) ترک کرده اند.”
_ ” مجموعة آثار ادبی که در جریان تبعید یا مهاجرت اجباری یا اختیاری ( که غالبا” به دلایل سیاسی و مذهبی پیداشده) پدید آمده اند .”7
چنانکه می بینیم در هر کدام از تعریفهای مذكور بر یک محور اصلی تاکید شده است. در تعریف نخست بر مکان نشر اثر تکیه می شود. در حالی که در تعریف دوم ،پديدآورنده در مرکز توجه قرار دارد، بی آنکه اشاره ای به مکان نشر اثرش داشته باشد. در تعریف سوم ، زمان ( و مکان) خلق اثر نقش عمده ایفا می کند.
با اينكه به دست دادن تعريفي دقيق ، قطعي و جامع از ادبيات مهاجرت و تبعيد كار آساني نيست ولي گفتة مجيد روشنگر درست به نظر مي رسد كه :هر اثري را كه صرفا” در خارج از كشور منتشر مي شود نمي توان ادبيات مهاجرت و تبعيد ناميد و همچنين نمي توان آثاري را كه پديد آورندگانشان تن به مهاجرت نداده اند اما – به دلايل سياسي – اجتماعي- در خارج از كشور نشر يافته اند در زمرة ادبيات مهاجرت يا تبعيد دانست، بلكه تغيير موقعيت جغرافيايي نويسنده و شرايط خلق اثر، تعيين كننده اند. درواقع اگر بخواهيم تعريفي براي ادبيات مهاجرت ارائه دهيم بايد بگوييم: ادبيات مهاجرت زماني شكل مي گيرد كه پديدآور به دلخواه يا ناگزير، سرزمین مادری خویش را ترک می کند و در سرزميني بيگانه جاي مي گيرد، به مساحت جدیدی از رفتار، نگاه، ذهنیت، اندیشه و زبان راه می یابد که می تواند در تضاد یا تخالف با فرهنگ و ذهنیت اصلی او باشد. به تعبیر دیگر ، وي در شرايطي ميان دو فرهنگ قرار مي گيرد: فرهنگ كشور ميزبان كه با ذهنيت، زبان و الفاظ آن در تماس مدام است و ديگر فرهنگ كشورمادري كه ريشه در اعماق وجود او دارد و با فرهنگ سرزمين ميزبان در تقابل است ولي سرانجام در تداخل با آن و راه یافتن ناگزیر زبان بیگانه در زبان مادری ، ابزار و دست مایه های نویی برای نویسنده فراهم می شود که امکان آفرینش ادبیات ویژه ای را دربرابر او قرار می دهد. ادبیاتی مستقل و تازه که درظاهر، پیوندی با هیچ یک از سنت های فرهنگی شرق و غرب ندارد اما از درون ، مایه گرفته از هر دوی آنها است.8

1-4-2 ادبيات مهاجرت يا تبعيد؟
نویسندگان در میان گروه مهاجران، جایگاه خاصی دارند و در تمامی کشورهای جهان از احترام و منزلت ویژه ای برخوردارند. پيش از اين نيز گفتيم كه نویسندگان و هنرمندان مهاجر و تبعیدی هر سرزمین، در روند فعالیت های ادبی و هنری خود به عنوان نمایندگان فرهنگی و سیاسی گروه های مهاجر در کشورهای میزبان ، غالبا” نوعی ادبیات ویژه باگونه ها و ویژگی های خاص خود پدیدآورده اند و می آورند که چه در محتوا و چه در سبک و سیاق ادبی معمولا” با ادبیات داخل آن کشور متفاوت است. این نوع ادبیات را “ادبیات دیاسپورا9 ” ناميده اند که یکی از مطرح ترین و متحول ترین جریان های ادبی- به ویژه در غرب – است.
“دیاسپورا در ریشه به مهاجرت و پراکندگی اولیه قوم یهود دلالت دارد و بعدها به کلیت ادبیاتی اطلاق شد که به دورافتادگی از مأمن و زاد و بوم می پردازد . ادبیات مهاجرت و ادبیات تبعید از شاخه های مهم ادبیات دیاسپورا هستند.” 10
از آنجا كه واژه های “ادبیات مهاجرت”

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ادبیات فارسی، شاعران معاصر، انواع ادبی، نمایشنامه Next Entries پایان نامه رایگان درباره ادبیات مدرن، قرن نوزدهم، صادق هدایت، ادبیات فارسی