پایان نامه رایگان درباره مالکیت فکری، حقوق مالکیت، حقوق مالکیت فکری، ماهیت حقوقی

دانلود پایان نامه ارشد

محدودیت حمایت
مالکیتهای فکری با محددیتها و قیود خاص خود همراه است که این قیود ناشی از اقتضا و ویژگیهای اموال و مالکیتهای فکری هستند. مهمترین محدودیتها بر حقوق مالکیت فکری، محدودیت زمان و محدودیت مکان است. یکی از ویژگیهای مهم حقوق مالکیت فکری ، چنانچه بعدها بدان خواهیم پرداخت محدودیت زمانی یا موقتی بودن بهرهمندی مالی و اقتصادی از نتایج تلاشهای فکری میباشد. به عبارت دیگر اصولا حقوقی که در خصوص اموال فکری برای صاحبان آن به صورت انحصاری ایجاد می‌شود، محدود به زمان خاصی است و پدید آورندهی اثر فکری در مدت زمان محدودی میتواند از منافع مادی اثر بهرهمند شود.15 به طور مثال حق بهره برداری از اختراع یا مدت زمان حمایت از اختراع 20 سال میباشد.
وجود چنین خصیصهای بدان جهت است که در واقع جامعه میخواهد با شکستن حق انحصاری پدیدآورندهی اثر، زمینهی انتقال دانش، هنر و تکنولوژی و دیگر فرآیندهای فکری را تسریع نماید.
همچنین اموال فکری صرفا در سرزمینها و قلمرو جغرافیایی خاصی مورد حمایت قرار میگیرد.16 به عنوان نمونه اختراع تنها در کشورهایی که به ثبت رسیده است، حمایت میشود.
بنابراین از حیث زمانی و مکانی پدیدههای فکری از حمایت محدودی برخوردارند. تحمیل محدودیتهای مکانی هم پیش از هر چیزی به ملاحظات حاکمیتی کشورها باز میگردد. به بیان دیگر دولتها نمیخواهند با اعطای حق انحصاری به پدید آورندههای متبوع کشورهای دیگر، در داخل کشورشان خود را از آثار علمی و فرهنگی آنها محروم نمایند؛ البته امروزه تصویب معاهدات دوجانبه و چندجانبه مانند کنوانسیون پاریس، برن، موافقتنامه تریپس و کنوانسیون اروپایی اختراع، موجب کمرنگ شدن خصیصهی محدودیت مکانی شده و زمینه را برای حمایت فرامرزی از آثار فکری ایجاد نموده است.
البته این محدودیت زمانی و مکانی در خصوص تمامی مصادیق حقوق مالکیت فکری صدق نخواهد کرد، چرا که چنین محدودیتی در خصوص اطلاعات افشا نشده (دانش فنی و اسرار تجاری) وجود ندارد. یعنی، حمایت از آنها مقید به زمان و مکان خاصی نیست.
همچنین باید اشاره نمود که، حقوق مالکیت فکری به دو شاخه کلی تقسیم میگردد: 1- مالکیت صنعتی و تجاری 2- مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط
1- حقوق مالکیت صنعتی و تجاری
مالکیت صنعتی شاخهای از مالکیت فکری است که به خلاقیتهای ذهنی و فکری بشر در زمینههای صنعتی مربوط میگردد. مهترین این خلاقیتها عبارت است از: حق ثبت اختراع، نامهای تجارتی، طرحهای صنعتی، علائم تجارتی و خدماتی، نشانهی جغرافیایی، نشانه مبدا کالا و جلوگیری از رقابت تجاری مکارانه است. به طور کلی مالکیت صنعتی مجموعه حقوقی را تشکیل میدهد که هدف از آن این است که اشخاص بتواند با اطمینان خاطر مانع تعرض دیگران شده و به امر تجارت و صنعت خود بپردازند، در حالیکه که از هرگونه تجاوزی از ناحیه اشخاص ثالث مصون هستند.17
2- حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط
آثاری که تحت حمایت این شاخه از حقوق آفرینشهای فکری قرار میگیرد، بسیار متنوع بوده و با توجه به سطح توسعهیافتگی کشورها مختلف بوده است. با این وجود این آثار و مصادیق پراکنده را میتوان به چند دستهی کلی تقسیم نمود:
1- آثار ادبی و علمی مکتوب و غیر مکتوب، شامل کتب، مقالات، آثار هنری، آثار تزئینی و نمایشی، آثار رایانهای و پایگاههای اطلاعاتی جای داد.
2- حقوق تولیدکنندگان صفحات صوتی
3- حقوق سازمانهای پخش رادیویی و تلویزیونی
گفتار دوم: ماهیت (جایگاه) اموال فکری
بند اول: تقسیمات مال
الف: تقسیمات مال در فقه
در فقه امامیه مال به اقسام زیر تقسیم میشود:18
1- عین که عبارت از اشیای مادی مستقل که دارای وجود فیزیکی ملموس و خارجی است. مانند خانه و زمین
2- منفعت که عبارت است از نفع عین، خواه مادی باشد (مانند استفاده از میوه درخت)، خواه غیرمادی و تدریجی الحصول (مانند استفاده از منفعت خانه) بدون آنکه از عین مال به گونهای محسوس بکاهد.
3- حق مالی و آن عبارت است از سلطه و اقتداری برای کسی در انجام یا عدم انجام امری.
4- دین و “آن عبارت از چیزی است که در عهدهی کسی که ملتزم به ایفای آن شده است و آن را مافیالذمه نیز میگویند و به اعتبار طلبکار طلب مینامند.”
ب: تقسیمات مال در حقوق
اگر چه اموال و حقوق از جهات مختلفی تقسیم شدهاند، اما آنچه مربوط به بحث ماست، تقسیمبندی اموال به اموال مادی و اموال غیرمادی یا معنوی است.
1- اموال مادی
اموال مادی اموالی هستند که دارای پایگاه مادی و عینیت ملموس خارجی هستند. به عبارت دیگر این دسته از اموال شیء خارجی بوده که از طریق حواس ظاهر و انسان درک میشوند.19 مانند زمین، اتومبیل و….
2- اموال غیرمادی یا معنوی
اموال غیرمادی یا معنوی اموالیاند که دارای، صورت مادی و وجود خارجی جسمانی نبوده و قابل درک توسط حواس ظاهره نیستند. مانند دیون، حق ارتفاق و حق مخترع. ولیکن جامعه وجود آن را اعتبار نموده و قانون آن را میشناسد.20

2-1- اقسام حق
از آنجایی که حقوقدانان دایره اموال غیرمادی را گسترش داده و هر نوع حق مالی را شامل آن دانستهاند، به همین جهت در اینجا گریزی به بحث حق زده و اقسام آن را بیان مینمایم تا معلوم شود که کدام دسته از این حقوق، جزء اموال غیرمادی یا معنوی محسوب میشود.
حق در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته تقسیم می شود.
2-1-1- حق غیرمالی
“حق غیرمالی امتیازی است که هدف از آن رفع نیازهای عاطفی و اخلاقی انسان است. موضوع این حق روابط غیرمالی اشخاص است که ارزش دادوستد نداشته و قابل ارزیابی به پول و مبادله با آن نیست. مانند حق زوجیت، ابوت، بنوت، حق ولایت یا حقی که پدیدآورندهی اثر ادبی یا هنری در انتشار اثر دارد.”21
2-1-2- حق مالی
“حق مالی امتیازی است که حقوق هر کشور به منظور تأمین نیازهای مادی اشخاص به آنها میدهد. هدف از ایجاد حق مالی تنظیم روابطی است که به لحاظ استفاده از اشیاء بین اشخاص وجود دارد و موضوع مستقیم آن تأمین حمایت از نفع مادی و با ارزش است. این دسته از حقوق برخلاف گروه نخست، قابل مبادله و تقویم به پول است. مانند حق مالکیت، حق انتفاع و حق مطالبهی مبلغی پول یا انجام دادن کار”22
بند دوم: ماهیت حقوقی مالکیت فکری
با توجه به مطالب گفته شده در خصوص تقسیم مال باید گفت، حقوق مالکیت فکری در زمرهی حقوق مالی قرار میگیرد، چرا که این دسته از حقوق نیز همانند هر حق مالی دیگری قابل مبادله و تقویم به پول است، البته باید خاطرنشان نمود که منظور از اموال فکری بعد مالی حقوق مالکیت فکری است که به جهت مالیت داشتن در تقسیم بندی اموال قرار میگیرد و از آن به عنوان حق مالی یاد میشود. بنابراین در تقسیمبندی حقوق به مالی و غیرمالی، بعد معنوی حقوق مالکیت فکری جزء حقوق غیرمالی محسوب شده، چرا که این دسته از حقوق وابسته به شخصیتاند و همانند هر حق غیرمالی دیگری قابل مبادله و تقویم به پول نیست.
همانطور که میدانیم حقوق مالی در قالب سنتی خود به دو دستهی حقوق عینی و حقوق دینی تقسیم میشود.
اکنون با توجه به آنکه حقوق مالی پدیدآورندگان آثار فکری را، در دستهی حقوق مالی، قرار دادیم، این سؤال مطرح میشودکه در تقسیمبندی حقوق مالی به حقوق عینی و حقوق عینی، جایگاه این حقوق کجاست؟ به عبارت دیگر باید بیان نماییم که ماهیت حقوقی مالکیت فکری چیست؟ آیا همان طوری که از آن تعبیر به مالکیت فکری میشود، حق مالی صاحب اثر نسبت به خود اثر را باید حق عینی بدانیم یا باید آن را در دستهی حقوق دینی قرار دهیم و یا آنکه اساسا بایستی ماهیت حقوقی مستقلی را برای این دسته از حقوق قرارداد؟
“روشن نبودن ماهیت این دسته از حقوق، بدان جهت است که این مقولهی حقوقی از هیاتی واحد و یکپارچه برخوردار نیست. از یک سو پدیدآورنده، حق مادی در کف دارد که بر اساس آن دارای حق مالکیتی بر نسخهی اصلی اثر است که بیگمان مالکیت بر عین به شمار آمده و موجد نتایج مالی است و باز هم او حقی انحصاری در اختیار دارد که هرگاه بخواهد، میتواند اثر را نشر و عرضه نموده یا به معرض نمایش گذارد و از آن بهرهی مادی بجوید. روی دیگر این تاسیس حقوقی، حق معنوی است که نمایانگر شخصیت آفرینشگر است و او با استناد به این حق مانع از تجاوز دیگران به اثر پدیدآمده میگردد… .”23 به عبارت دیگر حقوق مالکیت فکری “ماهیتی مختلط از حق مالی با ارزش و حق غیرمالی و مربوط به شخصیت است. این اختلاط بویژه در فرضی که مولف حق انتشار اثر خود را به دیگران واگذار میکند، دیده میشود، زیرا آنچه انتقال یافته چهرهی مالی حق تالیف و بهره برداری از انتشار اثر است ولی حق شخصی او دربارهی دفاع از اثر خود و تجدید نظر در خصوص آن همچنان باقی است و مانند سایر حقوق غیرمالی به دیگران منتقل میگردد.”24
اکنون به بررسی نظریات مطروحه در تبیین ماهیت حقوقی این دسته از حقوق خواهیم پرداخت. البته باید گفت از آنجا که حقوقدان در مورد ماهیت حق معنوی کمتر اختلاف نظر دارند، آنچه در ماهیت حقوقی مطرح میشود، بیشتر بحث ماهیت حق مادی و نحوهی پیوند و ارتباط آن با حق معنوی است.

الف: نظریهی حق دینی
حق دینی یا شخصی، حقی است که شخصی نسبت به دیگری پیدا نموده و به موجب آن میتواند، انتقال مال یا انجام دادن کار و یا خودداری از امری را بخواهد صاحب چنین حقی را دائن یا طلبکار و کسی که ملزم است را مدیون یا بدهکار واصل حق را نیز به اعتبار صاحب آن طلب و به لحاظ مدیون دین یا تعهد گویند.25
بر اساس این تعریف روشن است که ماهیت حقوق مالکیت فکری، حقی دینی محسوب نمیشود، زیرا صاحب اثر فکری به مجرد خلق و آفرینش اثر، طلبکار یا دائن به حساب نمیآید. به عبارت دیگر جامعه یا دولت را نمیتوان به مجرد خلق یک پدیدهی فکری بدهکار یا مدیون خالق آن، به حساب آورد.26 البته به جهت گستردگی قلمرو حقوق مالکیت معنوی، گاه با شاخههایی رو به رو هستیم که مبنای حمایت، وجود یک تعهد قراردادی است که همانا موجد یک حق دینی است. مثلا عمده حمایت از صاحبان اسرار و اطلاعات محرمانه در برابر متجاوزین، بر اساس قرارداد یا تعهد قراردادی صاحبان اسرار محرمانه به عدم افشا و بهره برداری از این دسته از اسرار و اطلاعات است، اگر چه گاه تعهد این دسته از افراد نیز متکی به قرارداد نمیباشد.
ب: نظریهی حق عینی
حق عینی، حقی است که شخص، به طور مستقیم و بی واسطه، نسبت به چیزی پیدا می نماید و میتواند از آن استفاده کند. کاملترین نوع حق عینی، مالکیت است که به موجب آن مالک، حق همه گونه انتفاع و تصرف را در ملک خود خواهد داشت. حق انتفاع و ارتفاق هم از اجزاء و شاخههای این حق محسوب شده و صاحب آن به طور محدود میتواند در عین مال تصرف نماید.
مطابق با این تعریف، عدهای از حقوقدانان حق بر آثار فکری را از نوع حق عینی و همانند حق بر اعیان و اشیاء محسوس مادی قلمداد مینمایند. این دسته از حقوقدانان، به ایراد عمدهی مخالفان، در خصوص غیرمادی بودن موضوع حقوق مالکیت فکری، اینگونه پاسخ میدهند، که در حقوق ما، مالکیت، صرفا ناظر بر اعیان خارجی نبوده و شامل اعیان کلی نیز میگردد؛ در حالیکه این دسته از اعیان امری محسوس و مادی محسوب نمیگردد. همچنین شخص میتواند مالک مافیالذمه خود گردد؛ حالآنکه، آنچه در اینجا بر عهدهی دیگری یا خود فرد قرار میگیرد، امری غیرمادی است. بنابراین حقوق مالکیت فکری هم میتوانند متعلق حق مالکیت قرار گیرد.27 در واقع این دسته از حقوقدانان با گسترش معنای عین و عدم تاکید بر محسوس یا مادی بودن به عنوان شرط عینیت28 به دلایل گفته شده، اثر فکری را از مصادیق عین دانسته و حق بر آن را حق عینی قلمداد میکنند.
در میان قائلین به نظر عینی بودن حقوق مالکیت فکری، اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای آن را مصداق حق انتفاع دانسته و در مقابل عدهای دیگر آن را مصداق بر حق مالکیت میداند.

1- حقوق مالکیت فکری مصداق حق انتفاع
سهنوری حقوقدان مصری، رابطهی بین پدیدآورنده فکری را از نوع حق انتفاع میداند. وی در بحث از ماهیت حقوق فکری به جهت مدت دار بودن و موقت بودن چنین حقوقی، استفاه از عنوان مالکیت برای آن را صحیح ندانسته و بیان میدارد، این حقوق به حق انتفاع نزدیکتر است تا به حق مالکیت، با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره مالکیت فکری، قواعد عمومی، حقوق مالکیت فکری، حقوق مالکیت Next Entries پایان نامه رایگان درباره حق مالکیت، حقوق مالکیت، مالکیت فکری، حقوق مالکیت فکری