پایان نامه رایگان درباره قرن نوزدهم، تعدد زوجات، عامل قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

ي خود هرگز هيچ اختياري نداشتند و مردان مي توانستند با ربايش، يا به اسارت گرفتن و يا از طريق خريدن، صاحب زنان شوند.” 25
پذيرش اين طرز تفكر در قبال زن از جانب مسيحيت كه قطع به يقين نخستين ديني است كه زن را در محوريت اعتقادي خود و به عبارت ديگر اصل اعتقادي خود دارد بسيار گران و مايه شگفتي و تاسف است.
زن در آراي اسلامي
در نگاهي به آيات و روايات اسلامي مواضع اسلام در باب زنان تبيين و توسط بسياري کسان در طول مدت ها و سال هاي متمادي مورد تفسير و بررسي قرار گرفته است وجود نام زنان بزرگي، چون مريم، آسيه، ملکه صبا و ديگران؛ تقبيح به جا در خصوص زن در پاره اي آيات و بيش از آن بزرگداشت مقام زن در کتاب آسماني مسلمانان،” قرآن ” همه حاکي از پذيرش زن در نظام تصميم گيري و اثرگذاري دارد. پذيرش نيرويي که نيمي از اجتماع بشري را تشکيل مي دهد. ” قرآن جايگاه رفيعي به زن اختصاص داده است. زيرا سورهي نساء – سوره چهارم قرآن – به طور کامل به وي اختصاص داده شده است. در سوره هاي ديگر زنان مورد تأييد پيغمبر هستند.
نخستين فکري که در سورهي نساء مطرح است مساوات ميان مرد و زن از بدو خلقت مي باشد. نخستين ايدهي مساوات در آفرينش آمده است: “اي مردمان از پروردگارتان، که شما را از يک تن آفريد و همسر او را از او آفريد و از آن ها مردان بسيار و زنان بسيار پديد آورد، بترسيد”.( سورهي نساء آيه 16 ) .”26
وجود مفاهيمي چون تعدد زوجات در صورت وجود شرايط لازم که در نص صريح آيات بدان اشاره شده و در جاي خود بدان خواهيم پرداخت؛ با امعان نظر به حفظ حقوق زن در نظام خانواده – و نيز تهيه پوشاک، خوراک و حتي هديه، مفاهيمي در خصوص ارث و محارم زن، دراين آيات و آيات ديگر سور مبارکهي قرآن کريم و نيز احاديث معصومين عليهما سلام دال بر توجه اسلام به زن به عنوان عنصري پر اهميت مي باشد.
” قرآن در حرکتي بديع… شخصيت زن را به رسميّت شناخت و به او حق مالکيت اموالش را تفويض نمود.”27
ذکر اين نکته نيز خالي از لطف نيست که زنان در اسلام حق رأي داشتند و در مواقع لزوم اين حق رأي که با عنوان بيعت شناخته مي شد توسط حضرت رسول به اجرا در مي آمد. در مباحثي که پس از اين بدان خواهيم پرداخت باز هم به نظرات اسلام در باب زن رجوع خواهيم کرد.

ظهور زن پس از يک دورهي تاريخي سخت
آرام آرام پس از تحمل سخت ترين شدائد نوع مونث بر آن مي شود تا از حقوق خويش به عنوان انسان و نه موجود ديگر يا جنس ديگر يا جنس دوم دفاع كند و آهسته آهسته به استيفاي حقوق از دست رفته خود بپردازد و در پاره اي موارد داعيه ي برتري نسبت به مرد را هم سر دهد آن هم با استدلالاتي نه چندان متقن، چه اينكه ” مدافعان زن در جواب [ اين اهانت ها ] مي كوشند كه برتري او را نشان دهند. قسمتي از دلايل و براهيني كه ستايشگران جنس ضعيف تا قرن هفدهم از آن ها استفاده مي كنند اين گونه است: بايد دانست كه زن برتر از مرد است، از لحاظ مادي؛ براي اينكه آدم از گل آفريده شده است و زن از دنده آدم. از نظر مكاني؛ براي اينكه آدم در خارج از بهشت آفريده شده است و حوا در بهشت. از لحاظ بارداري؛ براي اينكه زن، خداوندگار را حمل كرده است و اين كاري بوده كه مرد نتوانسته. از لحاظ ظهور: براي اينكه مسيح پس از مرگ، بر يك زن كه اسمش مادلن است، آشكار شده. از لحاظ تجليل؛ براي اينكه زني برتر از گروه فرشتگان مورد تجليل قرار گرفته و او هم مريم است…” 28 با اين استدلالات رفته رفته زنان خود را وارد عرصه اجتماع مي كنند و حضور خود را رسما به دنياي مردان اعلام مي كنند ” بنيانگذار واقعي فمينيسم، لئون ريشيه است كه در سال 1769 ” حقوق زن ” را ايجاد مي كند و ” كنگره بين المللي حقوق زن ” را كه در سال 1878 تشكيل مي شود سازمان مي دهد. در اين زمان به موضوع حق رأي هنوز پرداخته نمي شود؛ زن ها به مطالعه حقوق مدني اكتفا مي كنند.” 29 و اين خود آغاز آشنايي و آگاهي زنان نسبت به قانون جامعه اي است كه در آن زندگي مي كنند. في الواقع با تصويب اين امر يعني مطالعه قانون براي زنان به نوعي به زن اجازه داده شد كه آگاهي كسب كند كما اين كه تا پيش از اين از حق آگاهي نسبت به امور پيرامون خويش محروم و مهجور بود و جز انجام وظايف قرار داده شده بر دوش او از سوي جامعهي مردانه چيز ديگري از حيات نمي دانست حال سوال اينجاست ” آيا ميان اطمينان سرسختانه و مبتكرانه اي كه تا قرن هجدهم حاكم بود و طنز يا تمكين سرگرم كننده اي كه امروزه رايج است ( فمينيسم ) پيوستگي نگران كننده اي وجود ندارد؟”30 به ديگر سخن اينكه آيا فمينيسم امروز پاسخگوي آن چيزي هست كه زن به شكل فطري و ذاتي و انساني بدان نيازمند است؟ باز نگاهي به تاريخ بيفكنيم ” در ساختار شمالي – خاص جنوب فرانسه و جنوب اروپا و مرز و بوم قبيلي ( Kabyli ) و كوه اطلس و يونان باستان، يعني به طور كلي سراسر دنياي متمدن يا برّ قديم – ” مناسبات با زن ” چگونه بوده است؟ جامعه سياسي اقوامي كه خود را متمدن مي خوانند، بر حسب سنت، جامعه اي بدون زن است، و آن جامعه براي توجيه اين امر شگرف، يعني طرد نيمي از بشريت، دليل شگفت انگيزي مي آورد كه تا قرن نوزدهم هنوز اعتبار و رونق داشت و آن اينكه توليد مثل منحصراً كار مرد است. پنج قرن پيش از مسيح اُورست ( Oreste ) كه در تراژدي اي به همين نام اورپيد ( Euripide )، مادرش كليتمنستر ( Clytemnestre ) را كشته، به پدر بزرگ مادريش كه از اين كار ملامتش مي كند، سخناني قريب به اين مضمون مي گويد: من به خاطر سنت، پاس تو را نگاه مي دارم، اما همه چيز را به پدرم مديونم كه والد من است. پس پدر است كه مولّد فرزند است و مادر، فقط دايه است و بس. در اين جامعه جاي زن در حرم و اندروني است و به مناسبت شايان ذكر است كه حرم داري، از ابتكارات دنياي اسلام نيست، بلكه سنت ديرين مديترانه است.”31
از اين نمونه و صدها نمونه ديگر چون اين مي توان به عمق محروميت زن از هر لحاظ در جامعه غربي پي برد. گرچه مي توان نمونه هايي در اقصا نقاط كره زمين آورد كه روشنگر استضعاف زن در قبال حق طبيعي و انساني او مي باشد. استضعافي كه شدت و ضعف آن بنا به مذهب و سنت حاكم بر هر قوم و قبيله اي متفاوت است.
” پدر سالاري در همه جا به اين شكل اساسي [ شکلي که در برّ قديم رايج بود ] استقرار نيافته است. در بابل قوانين حمورابي بعضي حقوق را براي زن به رسميت شناخته اند. زن، سهمي از ارث پدري را دريافت مي دارد و زماني كه ازدواج مي كند، پدرش جهيزي برايش در نظرمي گيرد.در پارس چند همسري امري رايج است زن در قبال شوهري كه پدر به محض رسيدن دختر به سن بلوغ برايش در نظر مي گيرد، به اطاعت محض مي پردازد؛ ولي زن پارسي بيش از اغلب زن هاي شرقي محترم شمرده مي شود.”32 در جاي ديگر و به فراخور، بيش تر در مورد زن پارسي سخن خواهيم گفت. اما همچنان كه در سطور بالا اشاره شد مذاهب و سنن حاكم بر اجتماع بنيان فكري و فرهنگي آن جامعه را در بر مي گيرد و مورد سيطره خود قرار مي دهد وقتي مباني فكري نشأت گرفته از مذهب نهادينه مي شود نويسندگان و نظريه پردازان نيز، هم بر آن مبنا قلم مي زنند ” در سال 1953 سيمون دوبووار در كتاب ” جنس دوم ” نوشت: مرد از اين مزيت برخوردار است كه خداوند از قانون وضع شده به دست او پشتيباني مي كند، و چون مرد بر زن حكومت مي كند، جاي خوشوقتي است كه اين اقتدار و حكومت از طرف حضرت باري تعالي به او تفويض شده است.” 33 اذعان به اين امر يعني صحه گذاردن بر امري لايتغير كه چون از جانب حضرت الوهيت تفويض شده چون و چرا در آن راه ندارد. اين در حالي است كه شخص سيمون دوبووار نويسنده اي معروف در مذهب اصالت زن است كه كتاب وي از جمله مهمترين كتب به جاي مانده در مكتب فمينيسم است و انديشه هاي موجود در كتاب برآيند ديگري غير از اين نظر ياد شده از وي را دارد.

جنس دوم آري يا خير؟
” امروزه بحث درباره برابري زنان و مردان بسيار است. اما آن چه كه زنان بايد خواستار باشند، امكانات برابر و يا در واقع برخورداري از امكانات برابر است كه طي قرنها از آن ها دريغ شده است.” 34 اين خواسته في الواقع آن نكته اي است كه اگر تحقق يابد زنان من بعد بايد اين گونه بگويند كه:” ما به عنوان زن سختي هايي را كشيده ايم فراموش نخواهيم كرد ولي با دنيايي كه زن را جنس دوم مي پندارد مبارزه خواهيم نمود. دنيا ما را جنس دوم و ضعيف نگه داشته تا بتواند ما را كنترل كند. اما ما به اين نيرنگ قديمي تن در نخواهيم داد اين تصوير بايد دگرگون شود!” 35 و آن چه كه باعث اين دگرگوني خواهد بود همان تغيير در نوع نگرش هاي تربيتي است كه پيش تر بدان پرداختيم تشكيك درموجوديت انساني زن عمده ترين مشكلي بوده است كه موجبات پيدايش استضعاف هاي پس از آن را فراهم آورده حال اين که ” هر گونه پرسشي كه در باب شخصيت و پيچيدگي وجود زن مطرح مي شود در حقيقت پرسشي است كه در مورد انسان و ذات او مطرح شده است؛ با زير سوال بردن شخصيت زن و همچنين شيوه و حوزه عملكردش در دنياي مردان، در حقيقت انسان و انسانيت به معناي عام و يا لااقل آن بخش كه ممكن است جنبه نا شناخته و شايد شيطاني داشته باشد – البته از ديد مردان – زير سوال مي رود؛”36 چه اين كه هر خصيصه مستحسن و يا رذيله اي كه در وجود انسان به ما هو انسان وجود دارد زن و مرد نمي شناسد و هر دو نوع يا جنس را تحت الشعاع قرار مي دهد چرا كه ذات انساني واحد است و متاثر از خلقيات مختص آفريده شده براي انسان، پس در اين جا بايد گفت خالق يكتا در امر آفرينش گزينش روا نداشته و جنسي را فراتر يا فروتر از جنس ديگر خلق نكرده، لذا تشكيك در انسانيت هر يك از دو جنس تشكيك در منزه بودن ذات باري تعالي است.

عشق در باور مرد و زن
امروزه ” به هر كجا كه نگاه مي كنيم، متوجه مي شويم كه زنان، بازيچه مردانند و مردان بازيچه زنان – اين نماد عشق كنوني است! اين طرز تلقي، دليل بي عشقي است! عشق واقعي اين گونه نيست.” 37 عشق واقعي ايجاد تملك نمي كند و انحصار نمي آفريند بلكه احترام متقابل نياز است تا مهر دو سويه درك شود رفتار هاي امروز مردان و زنان مدعي عشق متاسفانه در بسياري موارد تداعي كننده همان بازيچه شدن هر دو طرف است ” اجازه دهيد واژه مردان را بسان عاملان قدرت و زنان را بسان حامي به دور اندازيم و جايش تصويري بسازيم كه در آن زنان و مردان هر دو عامل قدرت، حامي و مكمل يكديگر باشند.” 38 اين گونه شايد بتوان تعريف دقيق تري از عشق به دست داد كه به گمان نگارنده، منوط به درك وجود زن به طور دقيق از سوي مردان است. وجودي كه آفرينش او قرار و سكون را به عالم بشريت هبه كرد ” زن آفريده شده تا قلب دنيا را در دست هاي خود نگه دارد، مشعل دار آتش درون، عشق و شفقت باشد.” 39 بايد به حال آن دسته افراد تأسف خورد كه نمي توانند يا نمي خواهند به اين جنبه از آفرينش دقت نظر كافي و وافي داشته باشند در وجود زن قدرت ذات باري تعالي نهفته است و مصداق جمال الهي است در لطافت و مهرورزي، گرچه اين خصايص را مي توان در هر دو نوع انساني زن و مرد سراغ گرفت كه هر دو محصول كارگاه الهي و ربوبي اند و از يك جنس در وجود آمده اند ” توصيف سونيا جانسون از برابري زن ومرد تحسين بر انگيز است او مي گويد: طرفداري از زن، ريشه در فرهنگ قديم و بسيار گذشته دارد و فلسفه اي است كه پايه هاي آن بر اساس ارزش هايي كه مرد سالاري به آن ها عنوان صفات ويژه زنان ( مخصوصا وقار، غمخواري، حجب و حيا ) داده است استوار مي باشد؛ در حالي كه اين ارزش ها مورد نياز كل بشريت است از ميان اصول و ارزش هاي نهضت طرفداري از زنان كه كاملا از اصول مرد سالاري متفاوت است، برابري جهاني، حل مسائل از طريق صلح آميز، همزيستي مسالمت آميز با طبيعت، با يكديگر و انواع ديگر را مي توان نام برد.” 40
اما افسوس كه اين نگرش زيبا كه برآيند آن زندگي عاشقانه و جهاني پر از مودت است چندان تحقق نپذيرفته و هنوز ريشه هاي ظلم و استضعاف در جهان باقي است ” فرو دستي، كم ارزشي يا بردگي زنان، هنوز در بيش تر كشور هاي جهان اصلي كلامي، بداهتي علمي و سنتي مقدس باقي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره حقوق زنان، عقده حقارت، سرچشمه ها، حق تصرف Next Entries پایان نامه رایگان درباره روزنامه نگاران، اعراب مسلمان، ظلم و ستم