پایان نامه رایگان درباره قرآن کریم، پیامبران الهی، پیامبر اسلام(ص)، صراط مستقیم

دانلود پایان نامه ارشد

و در تعبيرات فارسى نيز نظير آن را داريم فى‌المثل در حضور افراد بزرگ مى‏گویيم: «اگر آن سرور اجازه دهند چنين كار را مى‏كنيم». در حالى كه بايد اين سرور گفته شود، اين تنها براى بيان عظمت و بلندى مقام است.» (مکارم شیرازی،1374: ج‏1 / 66)
« تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ‏ » (بقره: 252)
« اين آيات خداست كه به راستى بر تو مى‏خوانيم و همانا تو از جمله پيغمبران مرسل هستى .» (الهی قمشه‌ای)
اين آيه با «تِلکَ» به داستانهاى متعدّدى كه در آيات گذشته در بارة بنى‌اسرائيل آمده است اشاره کرده و به قصد تعظیم آن حوادث مىفرماید: هر كدام نشانه‏اى از قدرت و عظمت پروردگار (پاك از هر گونه خرافه و افسانه) میباشند که از سوى خداوند بر پيامبر(ص) نازل گرديده است، و اين خود يكى از نشانه‏هاى صدق گفتار و نبوّت اوست. با توجّه به این مطالب اسم اشارة «تِلکَ» برای بیان علوّ شأن و بُعد منزلت مشارٌ الیه در عظمت و بزرگی به کار رفته است.
« تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ‏ » (آل عمران: 108)
« اينها آيات الهى است كه براى تو به راستى مى‏خوانيم، و خداوند هرگز اراده ستم به هيچ كس از مردم عالم نخواهد كرد. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند متعال در آیات قبل سرگذشت اهل کتاب و موضوعاتی همچون ایمان، کفر، مژدهها، بیم‌ها، امور مربوط به آخرت، پاداش نیکوکاران، تعذیب کفّار و برخی از احکام دیگر را بیان فرموده است. سپس به قصد تعظیم، موارد مذکور در آیات قبل را با « تِلکَ » مورد اشاره قرار داده و آنها را آیات الهی و به حق دانسته که بر پیامبر اسلام(ص) نازل شدهاند. برخی ازمفسّرین مشارٌ الیه «تِلکَ» در این آیه را کل قرآن می دانند. اشاره به دور، بُعدِ منزلت، علوّ شأن و جایگاه رفیع مشارٌ الیه در شرف را نشان میدهد. در این آیه مخاطب پیامبر اکرم(ص) است و آنگونه که از سیاق آیه برمیآید تحذیری است برای کسانی که از عواقب سوء گناهان غافلند.
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُس‏ … » (بقره:253)
اين پيغمبران را برخى بر بعضى برترى و فضيلت داديم، بعضى را خدا با او سخن گفته و بعضى را رفعت مقام داده، و عيسى پسر مريم را معجزات آشكار داديم و او را به روح القدس نيرو بخشيديم، … » (الهی قمشه‌ای)
در آیات قبل داستانهایی دربارة عظمت قدرت و نشانههای خداوند در امور مربوط به پیامبران الهی آمده است. سپس در این آیه به پیامبران الهی به قصد تعظیم و تکریم با « تِلکَ » اشاره شده و از فضیلتها و شیوههای برتری دادن ایشان با معجزات خداوند بر سایرین سخن به میان آمده است. با این اوصاف از اشاره به دور برای بُعدِ منزلت و جایگاه، موقعیّت و مقام بلند و فخامتِ امر رسالت استفاده شده است. با این بیان که موقعیت و جایگاه پیامبران از حیث ابعاد روحی و علمی به قدری بالا است که گویی از دسترس دور است.
«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ‏ » (آل عمران: 138)
«اين آيات حجّت و بيانى است براى (عموم) مردم، و راهنما و پندى براى پرهيزكاران. » (الهی قمشه‌ای)
( خداوند در این آیه بیانات قبل را برای عموم مردم روشنگر میداند، و هدایت و موعظه را مختصّ متّقین دانسته است، و این تقسیم، به اعتبار تأثیر است.) (طباطبایی،1417ق، ج‏4 / 22 )
بسیاری از مفسّرین مشارٌالیه «هذا» را قرآن(طبرسی،1372:ج2/842) و برخی دیگر آن را اوامر و نواهی، وعد و وعید و آیات قرآن میدانند.(فخر رازی،1420:ج9/370) همچنین عدّهای دیگر از مفسّرین آن را آیاتِ قابل رؤیت و استماع حاضر به شمار میآورند.(بلاغی نجفی، 1420:ج1/345)
امّا آنچه مسلّم است در این آیه، کلّ قرآن، آیات اخیر یا آیات خاصی از قرآن کریم با « هذا » به قصد تعظیم مورد اشاره قرار گرفته و از آن به عنوان روشنگری برای همة مردم و راهنما و پند برای پرهیزگاران یاد شده است.
« ذلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ عَلِيماً » (نساء: 70)
«اين موهبتی از ناحيه خداست، و کافی است که او(از حال بندگان،ونيّات و اعمالشان)آگاه است.» (مکارم)
در این آیه «ذلِکَ» مبتدا و در موضع مسندٌ الیه قرار دارد، استعمال این اسمِ اشاره به دور و آمدن «ال» برسرِ خبر، اشاره به تفخیم، تعظیم، اهمّیّت و علوّ مقام امر الهی دارد.(طباطبایی،1417:ج4/407) گویی که این فضل همة فضل و اشارهای است به آنچه که از توصیفِ ثواب اعمال ذکر شده است. افزون بر آن، همراهی خبر با « ال» افادة حصر ادّعایی و مبالغه در بزرگی فضل مینماید.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلِيم‏»(مائده: 54)
«اى گروهى كه ايمان آورده‏ايد، هر كه از شما از دين خود مُرتَد شود به زودى خدا قومى را كه بسيار دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافكنده و فروتن و به كافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگيزد كه در راه خدا جهاد كنند و (در راه دين) از نكوهش و ملامت احدى باك ندارند. اين است فضل خدا، به هر كه خواهد عطا كند و خدا را رحمت وسيع بى‏منتهاست و (به احوال همه) دانا است. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه، خداوند مؤمنان را از بیم به واسطة خروج گروهی از دین منع نموده و به آمدن گروهی که دارای صفات پسندیدهای هستند ـ مانند محبّت خداوند، فروتنی با مؤمنان، سختگیری با کفار و مجاهدت در راه خدا بدون ترس از سرزنش کنندگان ـ بشارت میدهد. سپس با «ذلِکَ» به آن نصرت و توفیقات الهی به قصد تعظیم اشاره کرده و این موهبت الهی را متمایز نموده و با اشاره به دور، بُعد منزلتش در فضل را بیان می‌دارد.
«قالَ اللَّهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏ » (مائده: 119)
«خدا گويد: اين روزى است كه صادقان از راستى خود بهره‏مند مى‏شوند، براى آنها بهشتهايى است كه از زير درختانش نهرها جارى است و در آن به نعمت ابدى متنعّمند؛ خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند. اين است فيروزى و سعادت بزرگ. » (الهی قمشه‌ای)
بنا بر سیاق آیات قبل و این آیه، مشارٌ الیه « هذا » روز قیامت است که به قصد تعظیم مورد اشاره قرار گرفته است. زیرا در این روز همة اسرار، فاش شده، حقایق آشکار گشته و انسانهای صادق از پاداش صدق خود بهرهمند میشوند. در آن روز دیگر کسی نمیتواند دروغ بگوید.
« … رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‏ » (مائده: 119)
« … خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند. اين است فيروزى و سعادت بزرگ. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز « ذلِکَ » با همان نقش و موضع، به غرض تعظیم امر، که خشنودی خداوند از بنده و رضایت بنده از خدای خود میباشد، به کار رفته است. این جملة معترضه رضوان الهی را نهایت سعادت دانسته که هیچ سعادتی به پای آن نمیرسد.
در آیات 13 نساء « تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‏ » ؛
16 انعام «مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِين‏ »؛
72 توبه « وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‏ » ؛
89 توبه « أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
نیز اسم اشارة «ذلِکَ » با همین کاربرد و غرض به کار رفته است؛ زیرا همگی به نوعی بر نعمات بهشتی و رستگاری بزرگ از جانب خدا با اشاره به دور از جهت بُعذ منزلت و علوّ درجه دلالت دارند.
« … وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِه‏ … » (انعام: 19)
« … و اين قرآن [كه گواهى خدا بر حقّانيّت نبوّت من است‏] به من وحى شده تا به وسيله آن شما وهر كس را كه اين قرآن به او مى‏رسد بيم دهم… » (انصاریان)
« هذا » نائب فاعل است که به غرض تعظیم به قرآن کریم با حضور در ذهن متکلّم و شنونده به کار رفته است و پیامبر اکرم(ص) آن را با همة عظمتش بهترین دلیل نبوّ ت و به عنوان معجزة بزرگ وحی شده از جانب خدا معرفی نموده تا با آن مردم را بیم دهد.
« وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى‏ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيم‏ » (انعام: 83)
« اين است حجّتى كه ما ابراهيم را بر قومش داديم. ما هر كه را بخواهيم به درجات رفيع بالا مى‏بريم، كه خداى تو به نظام و صلاح عالميان آگاه و داناست. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه از طریق اسم اشاره به دور «تِلکَ» با غرض تفخیم، تعظیم، بُعدِ منزلت و رفعتِ درجه به احتجاجات محکم و قاطع مبتنی بر فطرت حضرت ابراهیم(ع) در مقابل قومش، ذکر شده در آیات قبل اشاره شده است. اضافه شدن «حجّه» به اسم جلاله نیز به جهت تنویه(ستودن) شأن آن است.
« ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُون‏ » (انعام: 88)
اين است راهنمايى خدا كه به آن هر يك از بندگانش را بخواهد هدايت مى‏كند، و اگر به خدا شرك مى‏آوردند اعمال آنها نابود مى‏شد. (الهی قمشه‌ای)
این جمله استیناف بیانی است و «ذلِکَ» به موضوع هدایت پیامبران، پدران آنها و نیز فرزندان و برادرانشان اشاره میکند، که در آیة قبل ذکر آن آمده است. بیشترین تمرکزِ اسم اشاره بر هدایت به صراط مستقیم در انتهای آیة قبل می باشد. استفاده از اسم اشاره برای اهتمام و توجّه کامل به شأن هدایت با تمایز کامل و به غرض تعظیم بوده و اضافه شدن آن به لفظ جلالة الله به قصد اشعار به شرافت آن است. همچنین اشاره به دور به قصد بُعد منزلت مشارٌ الیه است.
«أُوْلَئكَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الحْكمْ‏َ وَ النُّبُوَّةَ … » (انعام: 89)
« آنها كسانى بودند كه ما به آنها كتاب و فرمان و مقام نبوّت عطا كرديم، … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «أُولئُکَ» به پیامبرانی اشاره میکند که در آیات قبل از آنها یاد شده است. اسم اشاره مذکور در این آیه به منظور بیانِ بُعد منزلت و علوّ شأن انبیاء و تعظیم ایشان مورد استفاده قرار گرفته است.
« وَ هَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (انعام: 155)
« و اين (قرآن) كتابى است كه ما با بركت و خير بسيار فرستاديم، از آن پيروى كنيد و پرهيزكار شويد، شايد مشمول مرحمت خدا گرديد .» (الهی قمشه‌ای)
مشارٌ الیه «هذا» در این آیه قرآن کریم است که خداوند آن را به وسیلة فرشتة وحی بر پیامبر اکرم (ص) نازل نموده است. کاربرد این اسم اشاره، در بردارندة غرض تعظیم و تنویه شأن این کتاب و اشاره به خیرات و برکاتِ فراوان آن است. اشاره به قرآن در برخی از آیات مانند آغاز سورة بقره با «ذلِکَ» و اشاره با «هذا» در برخی از آیات، مانند این آیه، منافاتی ندارد که در هر دو مورد به غرض تعظیم باشد. از سوی دیگر برخی از مفسّرین اشاره با «ذلِکَ» را در سورة بقره اشاره به مقام رفیع و نازل شدن از سوی مقام ربوبی خداوندی میدانند، و از حیث اینکه در دسترس عموم است و بسیار قریب در این آیه با «هذا» مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ...، (الهی، قمشه‌ای)، گواهى Next Entries پایان نامه رایگان درباره ارزش اجتماعی، معانی ثانوی، ترس از خدا، ایفای نقش