پایان نامه رایگان درباره قرآن کریم، علوم قرآن، اعجاز قرآن، علم معانی

دانلود پایان نامه ارشد

چهارم نتایج پژوهش و ذکر منابع و مآخذ را در بردارد.

1-2 بیان مسأله
قرآن کریم به عنوان معجزة خاتم انبیاء(ص) از جهات مختلفی توسط دانشمندان، محقّقان، مفسّران و ناقدان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. وجه اعجاز قرآن باید چیزی باشد که در تمام سورهها مشاهده شود و آن، جز فصاحت و بلاغت و حُسن اسلوب و جمال هنری نیست. خداوند متّعال در تنظیم حروف و کلمات و جملات قرآن، همان دقایقی را که در تألیف مجموع عالم خلقت به کار برده، در آن نیز متجلّی کرده است و فُصحاء و علماء ادب به عدم درک کامل نظم و انسجام شگفت‌انگیز آن معترفند. در نظام قرآن، همچون نظام تکوین که هر موجودی برای غرضی ایجاد شده است، هر حرف و کلمهای برای معنایی ترکیب گشته که اگر بخواهند به جای آن، کلمة دیگری قرار دهند محال است نظم و نظام کتاب بر جای بماند.
این معجزة آسمانی که از جهت بلاغی در اوج اعجاز است توجّه بسیاری از پژوهشگران علم بلاغت را به خود معطوف نموده و آنها را به کاوش در خصوص بلاغت این کتاب جاودانه واداشته است. علم بلاغت که به بررسی مطابقت کلام با مقتضای حال میپردازد از اهمّیّت و ارزش خاصّی در میان علوم ادبی برخوردار است. این علم، سه شاخة معانی، بیان و بدیع را در بر میگیرد. علم معانی، شامل اصول و قواعدی است که به کمک آنها حالات مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شناخته می‌شود. اِسناد، یکی از ابواب علم معانی است که دارای دو رکن اساسی به نام مسند و مسندٌ الیه میباشد. هر یک از این دو رکن حالات و ویژگیهای مختلفی دارند. تعریف(معرفه آوردن)، یکی از حالتهای مرتبط با مسندٌ الیه است که از طرق گوناگون از جمله اسم موصول، ضمیر، عَلَم، اسم اشاره و…صورت میگیرد. در اسم اشاره، از جنبههای مختلفی همچون دوری و نزدیکی، تذکیر و تأنیث، حسّی و عقلی، عاقل و غیر عاقل، إعراب و بناء و متعلقات آنها بحث می‌شود. هنگامی که متکلّم و مخاطب، مشارٌ الیه را با اسم خاص یا روش مشخّص کنندة دیگری نشناسند، در این صورت اسم اشاره برای احضار آن به ذهن مورد استفاده قرار می‌گیرد تا برای آنها حاضر و محسوس گردد. گاهی اسم اشاره به مقتضای حال از این غرض خارج شده و برای أغراض دیگری همچون تعظیم، تنبیه، تحقیر، توبیخ، استغراب و … به کار میرود. بررسیها نشان میدهد که در قرآن کریم نیز با اسلوبی خاص اسم اشاره برای اغراض گوناگونی به کار رفته است. در پژوهش حاضر سعی بر این است که موضوعِ مذکور، در ده جزء ابتدائی قرآن کریم بررسی گردد تا به سؤالات زیر که در این زمینه به ذهن خطور میکند پاسخ داده شود.

1-3 سؤالات پژوهش
1. آیا اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم برای احضار مشارٌ الیه به ذهن استفاده شدهاند؟
2. کدام یک از اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم بیشترین کاربرد را دارند؟
3. مهمترین اغراض بلاغی کاربرد اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم کدامند؟

1-4 اهمّیّت و ضرورت مسأله
درک و فهمِ عمیق و برداشت صحیح از قرآن، نیاز به بررسی دقیق ادبی آیات آن دارد. ضمناً اعجاز قرآن کریم بیش از هر موضوع دیگر، در فصاحت و بلاغت آن است. این ویژگی بارز در سراسر قرآن نمود کامل دارد. امّا در این پژوهش ده جزء ابتدائی قرآن کریم محور کار قرار گرفته است. بدان جهت که سورههای این ده جزء از مهمترین و بلندترین سورههایی هستند که همواره مورد توجّه و اهتمام پژوهندگان و غور کنندگان در بلاغت قرآنی بودهاند. این سورهها که به دلیل نزول تدریجی، مطالب آنها از تنوّع فراوانی برخوردارند، ظرفیّتهای زیادی برای بررسیهای بلاغی نیز در خود نهفته دارند. یکی از این ظرفیّتهای پژوهشی بررسی زیبایی شناسانه و بلاغت اسمهای اشاره در این سورهها است که یکی از مواردِ پرکاربرد در آیات قرآن هستند.
در این پژوهش، اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم و اغراض گوناگونی چون تعظیم،تحقیر، وعد و وعید، تأکید و… مورد بررسی قرار میگیرند.

1-5 هدف پژوهش
انگیزه اصلی در انجام این کار، علاقه به علوم قرآنی و بهرهمندی هرچند اندک ـ حتّی به اندازه جرعه یا قطرهای ـ از دریای بی‌کران کلام الهی در نیل به فهم و عمل به آیات قرآن است. با نگاه به آثار مختلف و علوم متعدّدی که در راستای فهم آیات قرآن و تعالیم روح‌بخش آن از همان دوران آغازین ظهور اسلام و نزول آیات کتاب آسمانی تا به امروز صورت گرفته و ـ کم هم نیست ـ به روشنی میتوان به ظرافتها، تنوّع و جنبههای زیباشناسی بلاغت قرآن پی برد. بدان دلیل که این شاخه از علوم قرآنی بسیار گسترده و آمیخته با ذوق است هیچگاه پایان نخواهد پذیرفت. پژوهش در این زمینه از علوم قرآنی بر گسترش این علم و فهم دقیقتر آیات میافزاید. خصوصاً در زمینة کاربرد اسماء اشاره که گرچه بسامدِ زیادی در آیات قرآنی دارد، در زمینة اهدافِ بلاغی آن تحقیقات کمی صورت گرفته است.
چنانچه آیاتی را که در آنها اسم اشاره به کار رفته است با دقّت و تأمّل مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم به وضوح در مییابیم که در اشارات، با وجود نزدیکی چیزی، از اسم اشاره به دور و یا با دور بودن چیزی، از اسم اشاره به نزدیک و در مواردی جهت اشاره به چیزی یا مفهومی خاص و موقعیتی خاص، در جایی از اسم اشاره به نزدیک و در جایی دیگر از اسم اشاره به دور استفاده شده است. گاهی مفهومی عقلی را در حدّ شیء محسوس تنزّل داده و با اسم اشاره به آن اشاره شده است. در این موارد و بسیاری دیگر از مواردِ کاربردِ اسماء اشاره، این مسأله مطرح است که به چه منظور از اسم اشاره و به چه هدفی از نوع خاصّی از آن استفاده شده است؟ معانی ثانوی اسماء اشاره در این اجزاء کدامند؟ هدف این پژوهش پاسخگویی به این سؤالات در ده جزء ابتدائی قرآن مجید است.

1-6 پیشینة پژوهش
یکی از گرایشهای تفسیر درایی (اجتهادی) قرآن، تفسیر بلاغی است. در تفسیر بلاغی متن قرآن با رهیافتی زبانی بررسی شده و از این منظر به فهم و تحلیل گزارههای آن پرداخته می‌شود. علاوه بر این، با تفسیر بلاغی ممکن است قرآن از منظر دیگر دانشهای زبانی چون دستور زبان عربی یا واژه شناسی یا ریشه شناسی نیز فهمیده و تفسیر شود.
نقطة اشتراک گرایش‌ها در تفسیر بلاغی در آن است که قرآن متنی زبانی است و با یاری گرفتن از دانشی در حوزة علوم زبانی به فهم و تفسیر آن پرداخته می‌شود. بنابر این، نقطة تمایز این گرایش‌ها را باید در موضوع و هدف و روش آن دانش جستجو کرد.
امروزه بلاغت را به مطالعة هنر گفتار و بحث دربارة زیباییهای سخن و چگونگی پدید آمدن سخن زیبا تعریف می‌کنند. بر این اساس مراد از تفسیر بلاغی، کشف مقاصد الهی از متن قرآن با تکیه بر علوم سه‌ ‌گانة بلاغت و زیباییهای هنری بیانات قرآنی است.
تفسیر بلاغی روشی کامل و کافی در فهم قرآن نیست، زیرا تنها از منظری خاص به متن نگریسته، دیگر ابعاد آن را نادیده می‌گیرد. در عین حال نگاه جزئی گرایانه، مسئله محور و آزمون‌پذیرِ این دانش به متن مقدّس، زمینة مناسبی برای مطالعة علمی و بیطرفانة قرآن را فراهم آورده، میزان دخالت عناصر مذهبی و پیش داوریهای فرقهای را به حدّاقل می‌رساند، از همین رو معمولاً همة مذاهب اسلامی از تفاسیر بلاغی بدون حسّاسیّت نسبت به مؤلّف و مذهب و باورهای او استفاده می‌کنند.
تفسیر بلاغی قرآن در سدة دوم بیشتر در ارتباط با برخی مسائل خاص از ابعاد بلاغی قرآن ادامه یافته و متونی مانند المجاز ابوعبیده (م.210ق.) یا نظم القرآن جاحظ (م.255ق.) پدید آمدهاند. با ظهور نظریة اعجاز بیانی قرآن، مطالعات بلاغی قرآن نیز از آن متأثّر شده و بیشتر در قالب بررسی مسئلة اعجاز قرآن نمود یافته و پیروان اعجاز بیانی برای اثبات مدّعای خود ناگزیر در کتابهایشان به ذکر نمونه‌هایی متعدد از آیات بلیغ قرآن پرداخته و فهم و تفسیری بلاغی از آن‌ها ارائه می‌دادند. اعجاز القرآن رمّانی (م.384ق.) خطّابی (م.388ق.) و باقلانی (م.403ق.) نمونههای بارز این دورهاند.
عبدالقاهر جرجانی(م.471/474ق.)که بنیانگذار دانش بلاغت به شمار می‌رود و از سوی دیگر مطالعات نسبتاً گستردهای دربارة اعجاز قرآن انجام داده است، برای نخستین بار فضای پیدایش شیوة تفسیری جدیدی با عنوان تفسیر بلاغی را فراهم آورد. وی با ساختارشکنی در مدرسة سنّتی نحو که مطالعات ادبی زبان عربی را در خود منحصر کرده بود، گسترة جدیدی با عنوان بلاغت برای بررسی تناسب زبانی متن با فضای صدور آن و شناخت شیوههای مختلف سخن‌پردازی و درک زیباییهای هنری متن گشود.
با ظهور نخستین تفاسیر جامع مانند التبیان و مجمع البیان به ابعاد بلاغی آیات نیز توجّه شده و در ضمن بررسی دستوری و لغوی آیات، به تفسیر بلاغی نیز پرداخته شده است.
تفسیر الکشّاف زمخشری جامع‌‌ترین تفسیری است که‌ به‌طور مستقل به ابعاد ادبی قرآن پرداخته است. زمخشری دو علم معانی و بیان را بهترین توشه برای مفسّر قرآن دانسته و معتقد است مفسّرِ قرآن، حتّی اگر در همه دانش‌ها سرآمد باشد، بدون این دو دانش، نمی‌تواند به دلالتهای قرآن راه یابد و به اشارات و لطایف قرآنی و جمال بلاغی و إعجاز آن ـ ‌که عرب را به کرنش وادار کرد ـ آگاه شود. به نظر زمخشری کسانی می‌توانند وارد عرصة تفسیر شوند که روزگاری دراز در طلب این دو دانش شکیبایی کرده و خود را به زحمت انداخته باشند.
تفسیر جوامع الجامع طبرسی از دیگر تفاسیر جامع بلاغی است که از شیوة زمخشری متأثّر امّا با رویکرد شیعی تألیف شده است .
تفسیر البحر المحیط ابوحیّان اندلسی نیز حاوی برداشتهای بلاغی فراوانی از قرآن است. ابوحیان در تفسیرش به آراء زمخشری و ابن عطیه نیز توجه داشته و با تکیه بر مذهب کلامی و نحوی خود در مواردی به ردّ و نقض آراء آن دو به ویژه آراء زمخشری پرداخته است.
از مهم‌‌ترین آثار این جریان که حاوی گونهای تفسیر بلاغی نیز هست، عبارتند از: «من وصف القرآن یوم الدّین والحساب» از شکری محمد عیاد، «الفن القصصی فی القرآن الکریم» از محمّد احمد خلف الله، «التفسیر البیانی للقرآن الکریم» از عائشه بنت الشاطی؛ همچنین «تفسیر فی ظلال القرآن» سید قطب حاوی برداشت های بلاغی نسبتاً فراوانی است.
تفاسیر، ترجمهها و تحقیقات بی‌شماری در زمینههای مختلف علوم قرآنی از همان ایّام آغازین نزول وحی به انجام رسیده است. بررسیها گواه آن است که جنبة ادبی وبلاغی قرآن کریم مورد عنایت بسیاری از پژوهشگران واقع شده است. بخش اعظمی از تفاسیر قرآنی، ادبی و بلاغی می‌باشند که در مقدمة این بخش به برخی از آنها اشاره شد. حتی میتوان گفت علم بلاغت ریشه در بلاغت قرآن دارد. بنابراین آثار پژوهشی فراوان اعم از کتاب و مقاله به آن اختصاص یافته است. امّا آنچه در بارة سابقة پژوهش حاضر باید گفت این است که طبق بررسی‌های به عمل آمده، کتاب یا مقالة مستقلی که اختصاصاً به اغراض بلاغی اسماء اشاره در قرآن کریم پرداخته باشد، یافت نگردید و تنها پژوهش یافت شده مرتبط با موضوع، پایان‌نامهای است با عنوان «بررسی اسلوب اشاره در قرآن از دیدگاه علوم صرف، نحو و بلاغت» که توسط زهرا دباغ کرجانی فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تهران به نگارش در آمده است. قابل ذکر است که نگارندة پایان نامة مذکور، اسماء اشاره را از سه جنبة صرفی، نحوی و بلاغی و در کل قرآن مورد تفحّص قرار داده است، افزون بر این، توجّه او بیشتر به صرف و نحو معطوف گردیده است. از همین رو حقّ مطلب در بارة بلاغت اسماء اشاره ادا نشده است.
بنا بر آنچه گفته شد، پژوهش حاضر کاری نو و بیسابقه میباشد که به اجزاء مشخّصی از قرآن کریم (ده جزء ابتدائی ) و تنها به بلاغت اسماء اشاره، اختصاص یافته است.

1-7 روش پژوهش
مرحلة آغازین پژوهش با قرائت تمامی آیات ده جزء اوّل قرآن و استخراج تمامی اسماء اشاره صورت پذیرفته تا ابتدا تعداد دقیق، الفاظ و اشکالِ مختلفِ کاربردِ این نوع اسم در آیات مورد نظر مشخّص گردد. سپس موارد استخراج شده به کمک منابع مختلف و با مراجعه به بیش از یکصد تفسیر بلاغی و غیر بلاغی با گرایشهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. آنگاه با مقایسة بین نظرات متعدّد، آنچه د

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره قرآن کریم، اغراض بلاغی، ادبیات عرب، طرح پژوهش Next Entries پایان نامه رایگان درباره علم معانی، قرآن کریم، مقتضای حال، زبان عربی