پایان نامه رایگان درباره فیزیولوژی، حقوق جزا، عقب ماندگی، انتقال اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

است‌ و اماره‌ قانونی‌ در این‌ خصوص‌ وجود ندارد و لذا احراز تمیز و عدم‌ آن‌ را کلاً به‌ دست‌ دادرسان‌ سپرده‌ تا با رویه‌ قضائی‌، اماره‌ قضایی‌ در این‌باره‌ ایجاد نمایند.
در مقررات موضوعه فعلي، مفهوم «قدرت تمييز» نيز محمل قانوني براي اجرا به ويژه در امر کيفري ندارد .

ب) متفاوت بودن اطفال از حيث سن پيدايش قدرت تمييز
سن بعنوان مهمترین عامل تنها معیار و ملاک در تفکیک اطفال از بزرگسالان هست از این جهت برای تعیین درجات مختلف مسئولیت جزایی در کشورهای مختلف سن معینی را مبنای مسئولیت اطفال قرار داده اند به همان نسبت برای اعمال مجرمانه کودکان و نوجوانان آثاری قائل شدند و آنان را مشمول مقرارت کیفری و تربیتی می نمایند .
امروزه در اکثر کشور ها سیستم کلاسیک حقوق جزا رایج است . مکتب کلاسیک 50حقوق جزا بر دو اصل اراده آزاد و مسئولیت کیفری بنا شده است . پس برای اینکه بتوان کسی را مسئول دانست منطقا باید بشود خطا و تقصیری را از نقطه نظر جزایی را به او نسبت داد .
بدین طریق متقدمین حقوق جزا معتقد بودند که فی المثل نمی توان طفل خردسال را که مرتکب عمل خلاف قانون شده است مسئول دانست و مجازات کرد . زیرا یک چنین طفلی دارای قوه تمیز و تشخیص نبوده و نتایج مجرمانه عمل خود را نمی توانسته است پیش بینی کند .
پروفسور گارو 51در این مورد می نویسد : « هیچکس را ازنقطه نظرجزایی نمی توان مسئول دانست مگر اینکه نتیجه حاصله از عمل او به آن شخص قابل انتساب باشد . به عبارت دیگر برای این که مجریان عدالت بتوانند مسئولیت انجام یا عدم انجام عملی را به گردن کسی بگذارند ، باید ثابت شود که آن شخص مرتکب تقصیر یا خطایی شده است . » باید توجه داشت که بین یک طفل خردسال غیر ممیز و یک فرد کبییر عاقل و بالغ ، مراتب و درجاتی وجود دارد. 52
برای تعیین سن سه ضابطه وجود دارد: الف ) سن زمانی یا سن تقویمی که سن افراد را از بدو تولد تا زمان حال می‌سنجند و همان سن شناسنامه است. ب ) سن فیزیولوژیک که بر پایه دگرگونی های فیزیولوژیک و تحولات ناشی از بیماری‌های مختلف استوار است. چه بسیار افراد کم‌سال که از نظر سن فیزیولوژیک سالمند هستند ” یعنی فرسوده‌تر از سن تقویمی خود هستند ” و چه بسا افراد مسن که از نیروی جوانی برخوردارند. ج ) سن روانی که بر اساس حالات عاطفی و هیجانی و نیروی روانی سنجیده می‌شود و معمولا با سن فیزیولوژیک تطابق دارد.
از آنجاییکه بر اساس نظر دکتر سنهوري در باب اهلیت از منظر فقه اسلامی بیان می دارد ؛ به محض رسيدن شخص به سن هفت سالگي (سن تمييز)، اهليت ناقص در او شکل مي گيرد، ولی اگرچنين شخصي به سن بلوغ نرسيده باشد فاقد کمال و در نتيجه فاقد اهليت است.53
همانطور که در مباحث پیشین بیان شده است سن خاصی را نمی توان ملاک و مناط تمییز برای اشخاص قائل شد ، از سویی دیگر رسیدن به سن هفت سالگی دلیلی مستدل و کافی برای رسیدن به تمییز در اطفال نمی باشد ؛ بنابرین انسان ها در رسيدن به قوه فهم و تمييز با يکديگر متفاوتند.
در نتیجه با استناد به متن آیه5 سوره شریفه نساء54 « لوا اليتامي حتَّي إذَا بَلَغُوا النّکَاحَ فان آنستُم مِنهُم رُشداً فَدفَعُوا إِلَيهِم اموالهم … . و لا تاکلوها اسرافاً و بداراً ان يکبروا و من کان غنياً فليستعفف و من کان فقيراً فلياکل بالمعروف . . . » 55 ترجمه بر اساس الميزان: «يتيمان را آزمايش نماييد تا هنگامي که بالغ شده و تمايل به نکاح پيدا کنند، آن گاه اگر آنها را دانا به درک مصالح زندگاني خود يافتيد، اموالشان را به آنها باز پس دهيد و به اسراف و عجله بدين انديشه که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان را از شما بگيرند) مال آنها را حيف و ميل نکنيد و هر کس از اولياي يتيم دار است به کلي از هر قسم تصرف در مال يتيم خودداري کند هر کس که فقير است در مقابل نگهباني آن مال، به قدر متعارف ارتزاق کند. 
محقق ناييني مي گويد: 56 «حتي» در اين قسمت از آيه براي غايت است، يعني دادن اموال به يتيمان، متفرع بر آزمودن رشد آنها با وجود رسيدن به سن بلوغ است. بر اين اساس، آيه امر مي فرمايد که يتيمان را از زماني که قابل آزمودن هستند (مثلاً از زمان سن تمييز که قبل از بلوغ است) تا زمان سن بلوغ آزمايش کنيد و در صورتي که علاوه بر بلوغ به رشد عقلي هم رسيده بودند اموالشان را به آنها بدهيد. به عبارت ديگر رسيدن به بلوغ و رشد عقلي هر دو براي تسليم کردن مال ضرورت دارد.
ج) مفهوم طفل مميز و طفل غير مميز در قانون
دوران کودکی به دو دورة قبل از تمییز و تمییز تقسیم می شود. در دورة اول کودک خوب و بد اعمالش را تشخیص نمی دهد و او را کودک غیرممیز می نامند. دورة دوم بعد از پیدایش قوة ممیزه است که در این دوره کودک از نظر عقلانی و درک رشد یافته و خوب و بد اعمالش را تشخیص می دهد و در آستانة بلوغ قرار می گیرد. کودک را در این دوره، کودک ممیز می نامند .57
اصطلاح صغیر در قانون به طور مشخص تعریف نشده ، تنها آثار حقوقی تصرفات و اقدامات هر یک را بیان نموده است . لیکن به‌ طور ضمنی‌ از عبارات قانونی چنین برمی آید که صغار همان افراد نابالغ هستند. افراد صغیر از نظر قانون به دو دسته تقسیم می شوند. اول صغاری که همه اعمال حقوقی آنها باطل است. دوم صغاری که می توانند برخی معاملات را انجام دهند. معاملاتی که قانونگذار اجازه داده است این دسته از صغار انجام دهنده با معاملات متعارف در جامعه فرق دارد. این گروه را قانون با عنوان صغیر ممیز نام می برد. صغیر ممیز یعنی کسی که با وجود آن که صغیر و نابالغ است برای این که از مرز طفولیت گذشته است تا حدودی قدرت تمیز و تشخیص برخی معاملات را دارد. معاملاتی که صغیر ممیز از نظر قانونگذار قدرت انجام آن را دارد و معتبر هم است و قانون به آن ترتیب اثر می دهد، قبول بلاعوض مال است. قبول بلاعوض مال ممکن است در نظر اول امر جزئی به حساب آید. اما تأکید قانونگذار بر این امر حکایت از دقت او به مراحل رشد اطفال دارد. قانونگذار بدین وسیله خواسته است یک فرد را به تدریج به سمت پذیرش امور اجتماعی و مسئولیت هدایت کند و کارهایی را که در توان سن و عقل اوست به تدریج به او واگذار کند. تا او قادر به انجام همه مسئولیت ها در زمان رسیدن به سن رشد باشد.
سن صغیر ممیز در قانون مشخص نشده است و تشخیص صغیر ممیز از غیرممیز در صورت اختلاف با دادگاه است. محاکم قطعاً در تعیین این که طفل ممیز بوده یا خیر به سن و قدرت تمیز و تشخیص و مصلحت او توجه خواهند داشت.
وجه تمایز صغیر با کبیر در واقع قوه تمییز بوده لکن مدلول آن در قانون‌ مدنی‌ کسی‌ است‌ که‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ نرسیده‌ است‌ (تبصره‌ 1 ماده‌ 1210 ق‌م‌) یعنی‌ زیر 15 سال‌ تمام‌ قمری‌ در مورد پسران‌ و زیر 9 سال‌ تمام‌ قمری‌ در مورد دختران‌ سن‌ دارد این‌ معنی‌ را به‌ راحتی‌ می‌توان‌ با ملاحظه‌ مندرجات‌ ورقه‌ شناسنامه‌ اشخاص‌ احراز نمود.

گفتار سوم: اهميت و چگونگي رشد قدرت كنترل اراده در اطفال
 
 در حقوق جزا اراده عبارت از نوعی عمل نفسانی توام با شعور است از این منظر فرد مسؤول ، علاوه بر توانايي ذهني براي تشخيص و تمييز امور، از اراده‌ي آزاد در ارتكاب رفتار نيز بهره‌مند می باشد .
مقصود ازچگونگی رشد قدرت کنترل اراده در اطفال ناظر بر چگونگی رشد در قوای عقلی و توجه به مراحل تحولات ذهنی ، عاطفی و حرکتی رشد اجتماعی کودک می باشد .
به همین منظور در این گفتار به بیان یافته های علمی در خصوص تاثیر عوامل زیستی درچگونگی رشد قدرت کنترل اراده ( قوه عقلی و ذهنی ) در اطفال می پردازیم .

الف) يافته هاي علمي درخصوص تأثير عوامل زيستي بر قدرت كنترل اراده در اطفال
روان شناسان دو عامل را به منزله ي عوامل مؤثر در رشد مطرح مي کنند که آنها را عوامل زيستي و محيطي مي خوانيم. آنان بر اين باورند که عوامل بيولوژيکي و محيطي و به تعبيرديگر،وراثت ومحيط،تعيين کننده ي همه ي رفتارها خواهند بود .
مقصود از عوامل زیستی در واقع همان پایه های زیستی هنگام تشکیل نطفه ، ویژگی ها و صفات پدر و مادر و حتی برخی از نیاکان از طریق ژن ها در هسته سلول به کودک منتقل می شود که اصطلاحا آن را وراثت یا عامل ارثی می گویند .
افزون بر خصوصیات فیزیکی و فیزیولوژیکی، مانند شکل ظاهری صورت، رنگ پوست، مو، بلندی و کوتاهی قد، رنگ چشم و برخی نقص های جسمانی مانند لب شکری، کف پای صاف و … ، ویژگی های روانی نیز به طور فی الجمله تحت تأثیر وراثت هستند: برخی عقب ماندگی ها (150 نقص ژنتیک شناخته شده)، هوش، شخصیت، طول عمر و آسیب های روانی آمادگی ژنتیک در آن ها مؤثر است.
در روایات، صفات اخلاقی چون وفاداری، بی وفایی، شهامت، بزدلی، نجابت، رذالت، پستی و خونسردی به عوامل ارثی نسبت داده شده است .58
پایه های محیطی مقصود، عواملی است که پس از تشکیل نطفه از طریق محیط بر انسان وارد می شود.
این عوامل شامل محیط درون رحمی (پیش از تولد) مانند اکسیژن، مواد غذایی، حرارت، احوال مادر، ضربه های فیزیکی و روانی، تشعشعات و داروها است. محیط طبیعی پس از تولد، مانند آب و هوا، تغذیه و منطقه جغرافیایی و محیط اجتماعی نیز شامل خانواده، مدرسه، همسالان، جامعه، فرهنگ، دین، رسانه های جمعی، محل کار و نهادهای سیاسی می شود.
پایه های محیطی به صورت های مختلف بر فرد تأثیر گذار است و زمینه های تغییر یا تحول را به وجود می آورد. انواع تأثیرات محیط عبارتند از: رشد و شکوفایی استعدادها، شکل دهی هدایت رفتار، الگودهی به شخصیت فرد، آموزش و انتقال اطلاعات و بالأخره جامعه پذیری از طریق انتقال آداب و رسوم و هنجارهای اجتماعی.
کتل در مورد تاثیر عوامل زیستی در رفتار جنین بحث زیادی می کند،او اعتقاد دارد این عوامل می تواند تاثیر شگرفی در شخصیت فرد داشته باشد،برای مثال به اعتقاد او کودکانی که با سندرم داون متولد می شوندهوش کمی داشته وشخصیتی با الگوهای رفتاری به شدت محدود دارند،علاوه براین نابهنجاری در متابولیسم بدن می تواند منجر به عقب ماندگی ذهنی گردد . 59
به اعتقاد وی در طول سال اول زندگی تاثیر عوامل زیستی بیشتر از عوامل محیطی است ولی هر چقدر سن فرد افزایش می یابد تاثیر محیط در شکل گیری شخصیت افزایش می یابد. 60
همچنین کتل با توجه به الگوهای رشد، تحقیقاتی در زمینه ” روندهای سنی” انجام داده است که شامل انواع صفات و رابطه سطوح کلی آنها با هر یک از مراحل رشد است یعنی نوع صفات و سطح کلی آنها با هریک از مراحل رشد مرتبط و پیوسته است. تحقیق در روندهای سنی مستلزم مطالعه هر صفت در خلال زبان نیز هست. بسیاری از تحقیقات مربوط به سطوح سنی به این نتیجه رسیده‌اند که در آزمودنی‌های چهارساله به بالا چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ نوع،عوامل زیر بنایی یکسانی را می‌توان مشاهده کرد ،61 از طرف دیگر مطالعه کودکان کودکستانی نشان می دهد که تنها حدود یک سوم از صفات مربوط به بزرگسالان در این کودکان دیده می شود . 62
دوسوم از ویژگی های شخصیتی را محیط و یک سوم را وراثت تعیین می کند.63
همانطوریکه در ابتدای بحث گفته شدمقصود از چگونگی رشد قدرت کنترل اراده در اطفال ناظر بر رشد قوای عقلی و ذهنی و روانی کودک حکایت دارد . در این خصوص برای تبیین این موضوع که در بحث چگونگی شکل گیری قوه تمیز مراحل تحول ذهنی را در نظریه پیاژه بیان نموده ایم به نقل از دکتر شاملو در کتاب « عدالت کیفری و اطفال » 64 پی می گیریم .
پیاژه به چهار عامل مهم در رشد اشاره می کند که عبارت است از رشد درونی و عصبی ، تجربه فیزیکی و منطقی ، تعامل و تجربه و کنش متقابل اجتماعی و تعادل جویی .
فقدان هر یک از این ها و محرومیت کودک از هر یک از این عوامل ، نقصی آشکار در شکل گیری ذهن و تکوین شخصیت را باعث می شود . نیاز به محیط غنی برای امکان تعامل کودک با محیط و تحقق عامل مهم کنش متقابل اجتماعی با هم سن و سال ها و بزرگتر ها از اهمیتی خاص در نگاه روانشناختی و تربیتی به کودک برای پیاژه داشت .
پیاژه مراحل تحول ذهنی را به سه مرحله زیر تقسیم کرد65 .
الف – مرحله حسی حرکتی 66

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره رشد شناختی، ارتکاب جرم، حقوق جزا، جرم شناسی Next Entries پایان نامه رایگان درباره بزه دیدگی، توانایی ها، روان رنجوری، استقلال عمل