پایان نامه رایگان درباره فیزیولوژی، ارتکاب جرم، اجتماعی شدن، عقب ماندگی

دانلود پایان نامه ارشد

مبحث مجازات سن اطفال و نوجوانان را در زمان ارتکاب 9 تا 15 سال تمام شمسی همچنین در بخش چهارم ذیل فصل دوم با عنوان موانع مسئولیت کیفری طبق ماده 147 سن بلوغ در دختران و پسران ، به ترتیب 9 و 15 سال تمام قمری تعیین نموده است .
این که آیا جنین نیز باید تحت عنوان کودک شناخته شود یا خیر ، محل جدال بسیاری از حقوقدانان و همچنین کشورها در مصوبه پیمان نامه حقوق کودک بوده است . صرف نظر از ظهور اختلافات پس از تصویب این کنوانسیون و نهایتا عدم قبول جنین به عنوان کودک باید تصریح کرد که این عدم شمول به معنای خارج کردن جنین از هر گونه حمایت حقوقی نیست .34

ب) خصايص جسماني و رواني اطفال
دراین قسمت به بخشی از خصایص و ویژگی های جسمانی و روانی اطفال ازجمله چگونگی تغییرات رشدیافتگی و یا رشد نایافتگی آنان ، تغییرات بدنی ، نقش هورمون ها در فرایند رشد به لحاظ فیزیولوژیکی آنان ، و همچنین به بیان چگونگی پیدایش تفکر و جنبه های فعالیت ذهنی و روانی و مراتب هوش آنان ، اینکه اطفال در چه شرایطی در مواجهه با مسایل پیرامون خود ، ویژگی انعطاف پذیری و تلقین پذیری و آسیب پذیری را دارا می باشند را از زوایای علوم زیستی ، روانشناسی و جامعه شناختی مورد بررسی و تبیین قرار میدهیم .
1- عدم رشد قواي جسمي و ذهنی
در نظام حقوق جزایی ، مسئولیت ؛ بر هر انسانی مترتب است که به لحاظ قوای جسمی ، ذهنی ، روانی و عاطفی به تکامل رسیده باشد . بنابر این مقصوداز عدم رشد قوای جسمی و ذهنی حکایت از آن دارد که نوزاد انسان تحت چه شرایطی فرایند رشد ایشان دچار تغییرات میگردد .
اندیشمندان و جرم شناسان قدیمی بر این باورند که عوامل زیستی و بیولوژیکی در ارتکاب جرم کودکان دخالت دارد .
طبق نظریه دیدگاه عمر35 رشد انسان تحت تاثیر عوامل متعددی چون زیستی ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد از جمله این تاثیرات ، رویدادهایست که قویا با مقیاس سن انسان ارتباط دارند . برای مثال ، اغلب افراد انسانی طی سپری شدن یکسال از تولد خود قادر به راه رفتن می باشند یا در طول سال های پیش دبستانی زبان بومی یا مادری خود را فرا می گیرند ویا اینکه در حدود 12 تا 14 سالگی بالغ می شوند این رویداد ها تحت تاثیر عوامل زیستی قرار دارد . آداب اجتماعی نیز میتواند تاثیرات مربوط به سن را ایجاد کند به عنوان مثال ، شروع کردن مدرسه در حدود 6 سالگی ، گرفتن گواهی نامه رانندگی در 16 سالگی . تاثیرات مربوط به سن در کودکی و نوجوانی خیلی متداولند . زیرا تغییرات زیستی در این سنین سریع هستند و فرهنگ ها بسیاری از تجربیات مرتبط با سن را تحمیل می کنند تا اطمینان حاصل شود که فرد انسانی مهارت های لازم برای مشارکت در جامعه را کسب کرده است .
هورمون ها یا به عبارتی غدد مترشحه درونی انسان ها عواملی هستند که هر کدام از آنان تاثیرات زیادی در عملکرد متابولیسم و برخی از تحولات فیزیولوژیکی بدن انسان دارند . دراین جا به برخی از این تغییرات اشاره می شود.
امروزه کشفیات علم غددشناسی یا به عبارتی علم اندوکرینولوژی میزان تاثیرات غدد داخلی انسان را در رفتارها و تغییرات روحی و جسمی انسانها کشف نموده و بر آن صحه می گذارد .
از مصادیق نقش هورمون ها 36 در فرایند رشد می توان گفت : زمانی که مقدار ترشحات هورمونی تیروکسین افزایش یابد تاثیرات آن بر روی سیستم مرکزی اعصاب نیز بیشتر می شود در چنین حالتی فرد احساس خوبی در خود درک می کند این نوع افراد در پاسخ گویی به هر نوع تحریکی و یا بازخوانی به سرعت واکنش نشان داده و فعالیت های ذهنی در این نوع افراد بیشتر و کارآمدتر می شود .
برعکس زمانی که میزان ترشحات هورمونی در این سیستم کاهش پیدا کند برخی از بیماریها و معلولیت های ذهنی و عصبی در فرد متظاهر می گردد در چنین وضعیتی در اثر عدم ترشح کافی تیروکسین فرد علاوه بر مشاهده انواع ناراحتی ها و بیمارهای جسمانی از بروز برخی بیماری ها و ناتوانی های روحی و روانی نیز رنج می برد .
غدد هیپوفیز ، تیرویید و فوق کلیوی از جمله غددهای هورمونی در بدن انسان هستند که سهم عمده ای در میزان رشد ذکاوتی و بهره هوشی فرد و واکنش های عصبی وی دارند . وجود مشکل در فعالیت غدد مذکور باعث می شود که فرد در رسیدن به دوره بلوغ طبیعی دچار معضل شده و یا زودتر از زمان به بلوغ برسد و یا اینکه بسی دیرتر از زمان موعد به دوره بلوغ پا بگذارد .
افرادی که در رشد و فعالیت های غدد مترشحه درونی خود با مشکل مواجهه هستند غالبا دیرتر به بلوغ رسیده و در مقایسه با دیگر افراد هم سن وسال خود بسی چاق تر دیده می شوند که بتدریج اثرات سوء عدم فعالیت منتظم غدد داخلی بدن مشکلات روحی و ذهنی نیز در آنها پدید می آید . این نوع افراد غالبا دوستدار رفتارها و حوادثی می شوند که برایشان هیجان بیشتری ببخشد .
یکی از مواردی که ناظر بر اختلال در رشد یا عدم رشد جسمی و روانی نوزاد انسان هست نابهنجاریهای کروموزومی است تحت عنوان نمونه نقصی که در جریان تقسیم کروموزومی ، کروموزوم بیست وسه بوجود می آید یک کروموزوم اضافی X یا Y ایجاد می شود . شخصی که در کروموزوم بیست و سوم یک ترکیب XXY دارد از نظر ظاهر جسمانی شباهت یک انسان مرد است لیکن همراه با ویژگی های بارز زنانه با سینه های بزرگ و بیضه های کوچک که قادر به تولید نطفه نیست . این حالت از نمونه های نادر از هر 400 نوزاد یکی به آن مبتلا میشود .
خصوصیات روانی و ذهنی وراثتی یکی دیگر از عوامل ژنتیکی است که بر کودک تاثیر می گذارد . عقب ماندگی ذهنی و فقدان بهره هوشی یکی دیگراز خصوصیاتی است که از طریق ژن به کودک منتقل می گردد .و می تواند او را در ارتکاب به جرم یاری دهد .
کودک به دلیل نداشتن بهره هوشی مناسب و عدم درک عقوبت کاری راکه انجام می دهد ناخواسته مرتکب عمل خلاف اجتماعی می گردد .
از مصادیق دیگر عدم رشد قوای جسمی و ذهنی ، اطفال عقب ماندگی ذهنی است .
از مشخصه اصلی این افراد ذکاوت اندک ، هشیاری عملی ناقص ، عدم استنباط منطقی ، قدرت حافظه ضعیف ، قابلیت های ذهنی کم ، و واکنش های گفتاری و رفتاری نامعقول که در اصطلاح عامیانه به آنها کودن ، احمق و یا سفیه گفته می شود .
کودکان عقب مانده ذهنی غالبا به طور وراثتی و یا در اثر بروز بیماری های واگیر دار و عفونی در دوران کودکی و طفولیت و یا مصرف داروهای غیر مجاز دچار این عارضه شده و در آنها رشد عقلی و ذهنی بسی کندتر از رشد جسمانی به ترقی و توسعه خود می پردازد . یعنی کودک به طور متعارف از نظرذهنی و روانی رشد نکرده و رفتارها و حرکاتی از خود نشان می دهد که غیر متعارف تشخیص داده و در برابر مسایل و رخدادها قدرت استنباط و یا ایجاد واکنش مناسبی ندارد .
عوامل فیزیولوژیکی باعث می شود تاثیرات سوء وراثتی در کودک ایجاد نموده و او را در ارتکاب جرم یاری نموده و عملش را تسریع بخشد .بر اساس آمارها می توان گفت که 53درصد از کودکان بزهکار قربانی خصوصیات فیزیولوژیکی والدین و منسوبین خود هستند.
آدمیان در جریان رشد عادی خود حرف زذن یاد می گیرند .اما پیش از رسین به سطح معینی از رشد عصبی قادر به تکلم نیستند . بنابرین آنچه در این مقال به اختصار آورده شدحاصل نتایج پژوهش هایست که اطفال بنا به شرایط تغییرات زیستی در فرایند رشدشان در اثر رشد نایافتگی یا عدم رشد در قوای جسمی و ذهنی این واکنش ها را در پی خواهد داشت که از نظرعلمی به اثبات رسیده است .

2 – تلقين پذيري و انعطاف پذيري نسبي
مقصود از تلقین پذیری و انعطاف پذیری نسبی کودکان بدین معنی و مفهوم است که اطفال از دیدگاه جرم شناختی ، شخصیت آنان به گونه ای هست که در حال شکل گیری و فرایند اجتماعی شدن می باشد . بدین منظور اطفال از این منظر تحت عنوان سه گروه از کودکان ناسازگار 37 مطرح می شوند کودکان بزهکار، کودکان منحرف و کودکان در معرض خطر.
در کتب جرم شناسی ، بزهکار به مجرمانی اطلاق گردیده که کمتر از سن معینی هستند بین 7 تا 16 سال و مرتکب عملی گردیده اند که اگر فرد بزرگسالی نیز مرتکب همان عمل شده باشد مجرم شناخته می شود . همچنین مجرم جوان فردی است بین سنین 13و 14 و 15 ساله مرتکب اعمال جدی و خشونت بار شده و مانند یک بزرگسال تحت تعقیب قرار می گیرد. به عبارت دیگر کودک بزهکار فردی است که مجموعه قوانین کیفری را نقض کرده باشد . بسیاری از نوجوانان ضد اجتماع هنگامی که به سن 20 سالگی و بیشتر می رسند دیگر مرتکب بزه نمی شوند و زندگی سالم و طبیعی را ادامه می دهند .
کودک منحرف یا کودک دشوار کودکانی هستند که به نوعی دردسر آفرینند و با تمرد از دستورات والدین و معلمین آماده اقدام های پرخاشگرایانه مانند ولگردی استعمال مواد شرارت و …در وضعیت ماقبل بزهکاری قرار دارند به همین جهت گروهی از قانونگذاران برخی از اعمالی را که ماهیتا مخل نظم عمومی نیستند و در واقع نوعی انحراف محسوب می شود جرم انگاری نمودند .
کودکان در معرض خطر کودکانی که از نیاز های اساسی یعنی تغذیه بهداشت و آموزش اجباری محرومند و در معرض سوء رفتار جسمی و جنسی یا مجازات غیر منصفانه قرار دارند و از کمک و حمایت قانونی محرومند . بر این اساس کودکانی که در خانواده ی از هم پاشیده ، منحرف ، طلاق و دارای سوء رفتار زندگی می کنند و همچنین کودکان خیابانی و کودکان رهاشده که از رشد جسمانی ، عاطفی ، روانی و اجتماعی و بطور کلی فرایند اجتماعی شدن و رفاه آنان در معرض آسیب های جدی قرار دارند به دلیل شرایط دشوار در معرض وضعیت ماقبل بزه دیده گی قرار دارند . مانند : وادار کردن کودکان به توزیع و فروش مواد یا روسپیگری توسط والدین منحرف و معتاد به این دسته از کودکان ، کودکان درمعرض خطریاکودکان درشرایط دشوارنامیده می شوند . 38
تعداد قابل توجهی از نوجوانان هنگامی که به 14 – 15 سالگی می رسند با واقعیت بزرگسالی مواجهه می شوند در حالی که هنوز توانایی کافی برای پذیرفتن الزامات و مسئولیت های محیط کار و خانواده و جامعه را ندارند . بسیاری از آنان دچار مشکلات بهداشتی اند در مدرسه موفقیت تحصیلی چندانی کسب نمی کنند و در مورد توانایی خود برای ورود به جامعه دچار تردید و بدبینی اند .
دوره نوجوانی برای بسیاری از جوانان زمان آزمودن و عدم اطمینان است . آنها ممکن است نسبت به بحران های عاطفی بسیار حساس و آسیب پذیر شوند و اضطراب تحقیر و تغییر حالات را تجربه کنند . نوجوانان وارد تحول بیولوژیکی هم می شوند که با سرعتی بیش از هر دوران دیگری در زندگی آنان جز دوران نوزادی پیش می رود . در طول یک دوره چند ساله قد وزن و ویژگی های جنسی آنان دچار تغییرات چشمگیری می شود .39
تلقینات اطرافیان و یا انسان های نزدیک باعث می شود که فرد مجرم و تازه کار به راحتی در مسیر ارتکاب جرم حرکت می نماید زیرا او از آنان الهام گرفته و در می یابد که چه کاری درست است و چه کاری نادرست .
محرز است که بزهکاری یا ارتکاب به جرم نیز به مانند سایر اصول زندگی آموختنی و عادت دادنی است به واسطه همین قضیه است که کودک و یا نوجوان با آمادگی ذهنی و باتوانایی جسمی استعداد خود را برای ارتکاب جرم نشان داده و تربیت و تلقینات و پرورش روحی – ذهنی افراد نزدیک اعم از والدین و یا خواهران و برادران و دوستان باعث می شود که راههای خلاف به مانند سایر امور روزانه و زندگی در ذهن کودک و نوجوان شکل گرفته و به سهولت دست به جرم بزند . 40

3) آسيب پذيري
جامعه شناسان و متخصصان امر تعلیم و تربیت عقیده براین دارند که بزهکاری و ارتکاب به جرایم بیش از آن که مبتنی بر خصوصیات فردی و یا فیزیکی بوده باشد و دلایل جسمانی و یا روانی زمینه ساز بروز بزهکاری در انسانها گردند ، آموزش ها و تاثیر پذیری های فرد از محیط خود و با انسان هایی که پیوسته با آنها در ارتباط و تماس نزدیک است دخالت مستقیمی بر گرایش فرد به بزهکاری دارد .
در مبحث جرم شناسی این حقیقت ذکر شده است که نوجوانان و جوانان به دلیل علاقه و گرایش به دسته بندی و گروه بازی و عدم اعتماد به نفس شخصی ترجیح می دهند که هر کاری با اشتراک و همکاری یکدیگر انجام دهند و ریشه این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره حقوق جزا، مسئولیت کیفری، ارتکاب جرم، قانون مدنی Next Entries پایان نامه رایگان درباره رشد شناختی، ارتکاب جرم، حقوق جزا، جرم شناسی