پایان نامه رایگان درباره فنون بلاغت، زبان زنانه، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

خصوص وجود يا عدم وجود قلم زنانه بود و آن چه كه ما حصل گفتار آمد اين كه بگوييم قلم زنانه وجود دارد اما ادبيات زنانه كه داراي ساختار و چارچوب زنانه باشد موجود نيست چه زن و چه مرد همه از يك ساختار براي بيان احساسات و عواطف خود استفاده مي كنند و درونيات خويش را با استفاده از قوالب موجود به پهنه اوراق سپيد مي نگارند و قلم ها في الواقع مبين درونيات است و محتوا بسته به نوع و جنس خالق اثر شكل و فرم خود را مي يابد و به گستره ادب پارسي عرضه مي شود. به ديگر سخن زنان، زنانه مي نويسند با در نظر گرفتن موجوديت زنانه خود و مردان، مردانه مي نويسند با در نظر گرفتن موجوديت مردانه خود.
ما اين فصل را كه با يک بيت از ملك الشعراي بهار عنوان نهاديم به پايان مي بريم و در فصل پيش روي به بررسي نكته هايي در باب صور خيال و زيبايي شناسي دو شاعر مورد بحث خواهيم پرداخت.

پي نوشت ها

1. زن و ادبيات، گزينش و ترجمه از: منيژه عراقي، مرسده صالحپور، نسترن موسوي صفحه 381
2. گهواره سبز افرا، دكتر احمد ابو محبوب، صفحه 53
3. تحليل همه سويه اشعار سيمين (پايان نامه) – مريم مرصعي – صفحه205
4. شعر بي دروغ، شعر بي نقاب، دكتر عبدالحسين زرين كوب، صفحه73
5. مجله زنان، سال هفتم، شماره 48، صفحه40
6. زن و ادبيات، گزينش و ترجمه از: منيژه عراقي، مرسده صالحپور، نسترن موسوي صفحه 381
7. مجله زنان، سال هفتم، شماره 48، صفحه40
8. همان، صفحه 40 و 41
9. تاريخ تمدن اسلام – جلد پنجم از يك مجلد – تأليف جرجي زيدان، صفحه 922
10. همان كتاب، صفحه 421
11. زنان ترانه، بنفشه حجازي، صفحه 99
12. ماهنامه ادبي فرهنگي هنري نافه، شماره 22، صفحه 6
13. همان صفحه 6
14. همان صفحه 6
15. زن، شعر، انديشه، غزل تا جبخش، صفحه 10
16. گهواره سبز افرا، دكتر احمد ابو محبوب، صفحه 56
17. همان كتاب، صفحه 56
18. همان كتاب، صفحه 62
19. زن، شعر، انديشه، غزل تا جبخش، صفحه 21
20. بررسي عناصر زنانه در شعر بانوان ( پايان نامه) ، پريسا مسعودي، صفحه 15
21. زنان ترانه، بنفشه حجازي، صفحه 99
22. گهواره سبز افرا، دكتر احمد ابو محبوب ، صفحه 76

نوع نگاه در ايجاد تصوير

در فصول گذشته مختصري به تصاوير ترسيم شده شاعرانه پرداختيم اگر چه به اشاره؛ در اين مقال، مجال آن را خواهيم يافت تا بيش تر نگاه دو شاعر مد نظر را در خصوص آفرينش تصوير مورد بررسي قرار دهيم و شباهت و تفاوت اين هر دو را در تطابق آثار و گفتار و نظرياتشان دريابيم. بگذاريد در همين افتتاح سخن از قول شفيعي كدكني در كتاب ارزشمند صور خيال در شعر فارسي بياوريم كه ” نوع تصاوير هر شاعر صاحب اسلوب و صاحب شخصيتي بيش و كم اختصاصي اوست.”1 يعني آن چه كه شاعري به عنوان تصوير در اثر خود خلق مي كند، شاعر ديگر نمي تواند خلق كند و اگر كسي بدين كار مبادرت ورزد پر واضح است كه صاحب اسلوب نيست و مقلد است.
اگر چه كه رويكرد اين پژوهش نگاه زنانه است و نقد بر پايه زن مداري، لكن بي راه نمي رويم اگر اندكي از تصوير و تصوير سازي سخن بگوييم .
علم بيان، علم تصوير هاي شاعرانه است طرح آن تشبيه، پرداخت آن استعاره و رنگ و لعاب آن را مجاز و كنايه مي سازند اگر چه ديگر عناصر زيبايي در شعر همچون آرايه هاي ادبي و اقسام ديگر فنون بلاغت، گيرايي و دلربايي تصاوير را افزون مي كند اما اين چهار ركن كه در بالا ياد كرديم اساس علم بيان و تصاوير شاعرانه است.” شاعر سخن مي گويد زيرا شاعر مشهودات و احساسات خود را به سبكي كه مكالمه يا معمولي، مي نامند بيان مي كند و بين اين سبك و سبك هاي ديگر يعني آن چه در اصطلاح، نثر، نثر منظوم، حكايت، حماسه، سوال و جواب، نمايش، غزل سرائي، ساز و آواز و غيره ناميده مي شود هيچ گونه فاصله اي وجود ندارد.”2 چه اين كه همه اين اقسام بر شمرده شده اجزاء هنراند و ما حصل كنش جهان خارج و واكنش صاحب اثر، لكن دراين مكالمه كه آن را از حد محاوره معمولي خارج مي كند عناصري وجود دارد كه به دلربايي سخن كمك شاياني كرده و همچنان مي كند چندان كه گفته شده ” بيان “عادي” به فكر و فلسفه ربط داده مي شود و بيان ” آراسته ” به خيال و شعر، ماهيت و خصوصيت زبان همانا خيال و استعاره است و زبان رابطه بسيار نزديكي با شعر دارد كه با منطق ندارد”3 خصوصا اين ويژگي با احساس سخن گفتن يا مخيل سخن گفتن در زبان زنانه قوت بيش تري مي تواند داشته باشد گرچه وجود اين حس لطيف در همه شعرا از زن و مرد ديده و شنيده شده است. اساسا آن دسته از احساساتي كه به شكل شعر در گستره ادب پارسي موجود است همواره همراه با تصوير است. لذا قوت و ضعف سرايندگان در ساختن تصوير بحثي است كه قابل تحليل و بررسي است البته كم هم نيستند كساني كه در اين راستا قلم زده اند و مقالات و كتب عديده نگاشته اند، بِنِدِ تو كروچه ي ايتاليايي معتقد است ” احساس بدون تصور كور است و تصور بدون احساس ميان تهي است.”4 يعني اين دو به مثابه دو بال، پرنده خيال شاعر را به سر منزل مقصود مي رسانند و شعرش را به لانه اذهان مخاطب مي نشانند. في الواقع شاعر با دمي مسيحايي طاير خشكيده روزگار و ابتلائات خوش و ناخوش آن را حيات مي بخشد تا آزاد و رها در آسمان سينه مخاطب صاحب ذوق و خرد به پروازدر آيد ” شاعر چيزي را به شكلي تازه مي سازد، شكلي كه در طبيعت وجود ندارد، شكلي كه سرچشمه پايان ناپذير نظم ها و قاعده ها و به همين شكل شناخت ها و تأويل هاست”5 مي بيند، مي انديشد، خيال مي كند و مي آفريند. اين آفرينش مي تواند شيرين باشد و يا تلخ.

تصاوير شاعرانه از نظرگاه سيمين
سيمين بهبهاني شاعري با قلمي به جد زنانه در ايجاد تصاوير شاعرانه وراي احساسات زنانه يا بهتر بگوييم خالي از اين احساسات خاص- كه ناشي از ويژگي هاي يك زن است- در ديگر اشعار كه اشاره اي به اين خصيصه ها نداشته موفق شده است به طور قطع و يقين تصاويري بسازد كه به راحتي مخاطب خويش را وادار به ديدن كند.
نمونه را در شعري با عنوان ” گفتي كه انگور است… ” شاعر موفق شده چنان تصوير مشمئز كننده اي از ظلم ها و ستم هاي تاريخ بسازد كه طعم شور چشم در دهان هر مخاطبي خواه ناخواه چهره او را در هم كشد و گره بر جبين اش افكند.

* گفتي كه انگور است…
گفتي كه: ” انگور است”، گفتم: ” نمي بينم!” / گفتي كه: ” باور كن! يك خوشه مي چينم
اين باغ تاريخ است وين تاك ها هر سال / انگور مي آرد چندان و چندينم…”
دستت تكان مي خورد انگار مي چيدي- / گفتم: ” ندارد راه شوخي در آيينم.”
گفتي:” به هم نِه چشم وانگَه دهان بگشا” / تا بخشمت كامي زين تُرد شيرينم…”
من آنچنان كردم گفتم كه: ” وه! شور است!” / بيزاري قي بود زان طعم خونينم!
افكندمش بيرون؛ بر كنده چشمي بود؛ / گويي به سر باريد آوار سنگينم
در ديده، آفاقم چون آسيا، مي گشت / باران خون مي ريخت از ماه و پروينم
مي گفتي:” انگور است…” فرياد من مي گفت: / ” بر تاك ها جز چشم چيزي نمي بينم!”
( مجموعه اشعار، دشت ارژن، صفحه 741 )
با خواندن اين شعر مخاطب گويي قادر است تجسم كند كه كسي در مقابلش چنين وضعي را تجربه مي كند و يا خود تجربه گر طعم شور و مشمئز كننده چشم است. و البته بايد گفت از اين دست تصاوير مفهوم گرايانه در شعر سيمين بسيار است كه در پي خواهد آمد، لكن اين شعر را كه خالي ا زاحساس زنانه است و بيان شومي ظلم در اعصار گذشته است، آورديم تا مصداق و نمونه اي ذكر كرده باشيم.

وزن و تصوير
گفتيم كه عوامل بسياري در ايجاد تصوير موثرند و البته عوامل بياني آن را بر شمرديم اما نكته ديگري كه در اين جا بايد بدان اشاره مختصري شود مسئله اوزان شعر پارسي است كه خود مي توانند تصاوير را بهتر و جا افتاده تر كنند. اين في الواقع همان چيزي است كه در اشعار سيمين بهبهاني مورد بحث و بررسي بسيار قرار گرفته و نظرات مختلفي دربارهي اوزان انتخابي او براي سرايش شعر بيان داشته اند. همه مي دانيم كه وي از اوزان غير متداول در شعر خود استفاده كرده و برخي بر اين باورند كه اين نيز خود نوعي ساختار شكني اوست در عدم استفاده از اوزاني كه ديرگاهي است تا همه بدان ها شعر سروده اند. بنابراين بايد گفت ” شاعري كه از وزن اعراض مي كند بيش از شاعري كه در حيطهي وزن مي سرايد بايد با زبان تصوير سخن بگويد. زيرا وزن به تن هايي، خود يكي از عوامل ايجاد تصوير است. وقتي اين عامل بر كنار بماند شاعر بيش تر به رعايت عوامل ديگر تصوير ملزم مي شود.”6 كه البته در ارائه شواهد مثالي كه نگاه زنانه سيمين را بررسي مي كند به نحوهي رعايت اين مقوله در آفرينش و سرايش شعر توجه خواهيم كرد. البته خود سيمين در پاسخ به چنين مسئله اي و نيز در پاسخ به اين كه صناعات ادبي ديگر در شعر او بيش تر كاربرد داشته مي گويد ” رمز و كنايه و ايهام، شعر را قابل تفسير مي كند، هر كس به ميل خود مي تواند برداشتي از آن داشته باشد. بسياري از شعرهاي خود را مي بينم كه در ذهن ديگران مفهومي متفاوت با آن چه در ذهن خود من بوده است دارد. در حالي كه اين برداشت نيز برايم قابل قبول است.”7 پس ملاحظه مي شود كه علي رغم عدم استفاده از اوزان پر كاربرد، شاعر وظيفه خود را در قبال جبران آن دانسته و از ديگر صناعات ادبي در جهت ساختن تصاوير خود استفاده مطلوب كرده است.
سيمين بهبهاني در پاسخ به سوالي بدين مضمون كه آيا اهميت ابداع شعر شما بيش تر در وزن است؟ گفته است:” ابداً، اين وزن ها از اين جهت اهميت دارند كه فضاي تازه و تعبيرات نو و درونمايه هايي را كه تاكنون سابقه نداشته اند، پذيرا مي شوند و به طور كلي اين نوع غزل با غزل گذشتگان هيچ شباهتي ندارد، جز شكل هندسي نوشتار و تساوي طولي مصرع ها.”8 يعني سيمين براي به تصوير كشيدن منظور و مقصود خويش اوزاني را انتخاب كرده كه بتواند سخنش را به تمامي باز گويد و مخاطب خويش را از درونيات خود آگاه كند. في الواقع از اوزان به عنوان ابزاري براي بيان استفاده كرده است كه به گمانم پيرامون اين مقوله سخن هاي بسياري هم خود وي در مصاحبه هايش ايراد كرده است و هم پژوهشگران و نظريه پردازان بدان به قدر كفايت پرداخته اند لذا به همين اندك در خصوص اوزان او و نقل قول هايش بسنده مي كنيم و اشاره ي كوتاهي نيز به وزن در آثار شفيعي كدكني در مطالب پيش رو خواهيم داشت.
به سر بحث پيشين يعني تصوير و تصوير سازي باز گرديم. سيمين بهبهاني در پاسخ به اين پرسش كه به گمان شما تصوير سازي در شعر چه نقشي دارد و آيا محتوا و پيام شعر اهميت اساسي دارد يا فرم و تكنيك؟ آورده است:” در مورد تصوير دراين مجال چه مي توانم گفت؟ هر مفهومي در ذهن ايجاد حركتي مي كند. شما از برخورد با لفظ آب، شكل آن را تصور مي كنيد. اين تصور، عنصر خام خيال است، اما شاعرانه نيست. اگر كسي از شگرد شاعري آگاه نباشد، هر محتوا و هر پيام و هر تصوير والا را در تنگنا هاي عجز و ناتواني خويش خواهد كشت. مقصودم از شگرد يا به گفته شما ” تكنيك، لزوما قواعد و معيار هاي كتاب هاي معجم و صناعات شاعري نيست. مقصود آگاهي از درست گفتن است و درست انديشيدن تسلط بر واژگان و تبحر در زبان و بسياري آگاهي هاي ديگر كه با ممارست ومداومت در كار، و نقد و بررسي بي رحمانه فراهم مي آيد. وقتي پيام و محتوا و تصوير با شگرد درست در هم آميخت، مي توان گفت كه شعر تكوين يافته است.”9
مي توانيم ازاين گفته سيمين اين گونه استنتاج كنيم كه تصاوير و محتوا به نوعي باز بسته به يكديگرند و لازم و ملزوم هم يعني تصاوير اگر با استفاده از شگرد هاي شاعرانه كه همانا بيان و بديع است درست و بر اسلوب ساخته شده باشد و مبين ادراك صاحب اثر گردد پس محتوا و پيام را رسانده است چه اين كه محتوا و پيام نيز خود رساناي تصاوير موجود در اثر است. در خصوص تصوير سازي سيمين از او در چندين مصاحبه سوالهايي شده است من باب مثال وقتي از او خواسته مي شود تا درباره ي تصوير و مضمون شعرش توضيح دهد وي اين گونه به توضيح مي پردازد:” من با زبان تصوير سخن مي گويم. تصاويرم ابعاد مختلفي دارند كه تداعي و جان بخشي و بر قراري رابطه عاطفي با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره زبان زنانه، ساختار و محتوا، انقلاب مشروطه، فنون بلاغت Next Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس