پایان نامه رایگان درباره فروغ فرخ زاد، شعر زنانه، زبان زنانه، شعر معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

31
166. همان مجله، صفحه31
167. همان مجله، صفحه32
168. همان مجله، صفحه33
169. شعر امروز، زن امروز، تأليف: علي باباچاهي، صفحه 122
170. بررسي شعر بانوان در ادبيات معاصر، تأليف:شهربانو حسين زاده بولاقاني، صفحه 33
171. تأملي در ادبيات امروز،تأليف:عباس باقي نژاد، صفحه31
172. همان کتاب، صفحه 32
173. شعر امروز، زن امروز، تأليف:علي باباچاهي، صفحه 47
174. زن و شعر، تأليف: زينب يزداني، صفحه 194
175. شعر امروز، زن امروز، تأليف:علي باباچاهي، 46
176. زن و شعر، تأليف زينب يزداني، صفحه 195
177. همان کتاب ،صفحه 195
178. همان کتاب ، صفحه 196
179. همان کتاب ، صفحه 198
180. زن و ادبيات، گزينش و ترجمه: منيژه عراقي،مرسده صالح پورو….، صفحه 326
181. فصل زنان، جلد دوم. به كوشش: نوشين احمدي خراساني، صفحه 104

زن بُود شعر خدا مرد بود نَثــر خدا
مرد نثري سره و زن غزلي خوش باشد

براي ورود به بحث و بررسي و تحليل تصاوير شاعرانه از منظر نقد زن مدار عنواني به از اين بيت ملك الشعراي بهار نيافتيم كه نغز است و پر مغز پس بدان آغاز كرديم. مقرر است كه در اين قسمت از رساله سخن گفتن دو جنس زن ومرد را به زبان شعر و پيرامون جنس زن واكاوي كنيم. نوع گفتار و نيز محتواي آن را در شعر زن و مشخصا شعر سيمين بهبهاني كه به بانوي غزل ايران شهره است؛ با نوع گفتار و نيز محتواي آن در شعر مرد و مشخصا شعر محمد رضا شفيعي كدكني كه تصوير سازترين است در عرصه شعر معاصر، مطابقت دهيم تا موضوع نوشتار اين مقال را بدين سياق افتتاح كنيم.
در بخش كليات كه بحث و بررسي مذهب اصالت زن ( feminism) را مطرح كرديم و نيز عوامل به وجود آمدن آن انديشه هاي ناگوار درباب جنس زن؛ آورديم كه ناگزير از طرح اين موضوع هستيم تا بتوانيم بر پايه آن به نقد تصاوير شاعرانه زنانه بپردازيم. اكنون كه به اين مجال دست يافتيم قصد داريم تا بدانيم كه اساساً چيزي به نام ادبيات زنانه يا مردانه، قلم زنانه يا مردانه و البته به طور مشخص و بنابر موضوع رساله شعر زنانه يا مردانه در عالم ادبيات وجود دارد يا خير؟ پيش تر گفتيم كه لازم است زنان بنويسند يا بگويند يا بسرايند، از خويشتن خويش تا هستي نهفته زن را به منصه ظهور رسانند. پاره اي از نظريه پردازان بر اين باورند كه ادبيات زنانه وجود دارد و پاره اي نيز بر اين رأي استوارند كه ادبيات در سلطه و سيطره مردان است و چيزي به نام ادبيات زنانه چه نگارش و چه سرايش وجود ندارد و هر چه هست متأثر از همان سلطه و سيطره است و گريز ناپذير. براي مثال خانم هلن سيكسو( ف . ) در يكي از مقالات موجود در كتاب زن و ادبيات بر اين باور است كه: ” تعريف نگارش زنانه ممكن نيست زيرا هرگز نمي توان آن را در قالب نظريه ريخت و قانونمند كرد كه البته به اين معنا نيست كه نگارش زنانه وجود ندارد. زنان ومردان به شيوه هاي متفاوتي مي نويسند.”1
با توجه به اين گفتار وجود تفاوت در نگارش دو جنس مطرح مي شود و اين كه قلم زنانه وجود دارد اما قانون مجزا براي نگارش زن و مرد وجود ندارد و همه از يك قانون پيروي مي كنند من باب مثال غزل و سياق سرودن غزل در قلم دو جنس متفاوت، تغيير نمي كند مبنا يكي است و عامل تفاوت محتواست. سخن گفتن زنان به زبان شعر يا نثر امري است كه پيش از اين ها مقدر شده، اگر چه القابي چون ” تبعيت، درجه دوم بودن، پليد بودن…. هيچ كدام جايي براي وجود زن به عنوان زن – در عرصه هنر و ادبيات – باقي نگذاشته بود.”2 ولي زن توانست آرام آرام جاي خود را در اين عرصه ها باز كند.
نكته اينجاست كه در اين مسير كه زنان در آن گام نهاده اند سخن گفتن از زن، سخن از فيزيك مادي يا جنسي است يا اينكه جنسيت زن به لحاظ وجودي انساني مطرح مي شود و به عبارت ديگر اشعار و آثار هنري خلق شده بر پايه وجود انساني زن نهاده شده يا بر پايه موجوديت جنسي او؟
شك نيست كه زنان ” وارثان حقيقي عطوفت و محبت اند و تصوير زندگي در نگاه عاشقانهي آنان شكل مي گيرد. انسان آفريننده و بي گمان بعد از خداي تعالي، خالق جهانند. انسان از شيرهي وجود زن، اولين زمزمه هاي عشق و ايثار را مي آموزد و در دامن صبر و فداكاريش، انسانيت را به ارمغان مي برد.
“عشق در زن، بي ترديد از منبع عشق ازلي سرچشمه گرفته است و با عشق هاي زميني قابل قياس نيست. چنين چشمهي عشقي، نه تنها نمي خشكد كه هر روز پر بارتر از قبل نمايان مي شود، دنياي زن، دنياي عواطف و احساسات است، زيبا و متعالي است.”3 با چنين رويكردي كه زن در زندگي دارد و با چنين نگاهي كه به هستي دارد، يقيناً اشعار و آثار زنانه تفاوت هاي فاحشي نسبت به آثار مردانه خواهد داشت. در ادب معاصر ايران همواره نام سه زن در پس پشت اذهان مخاطبان ادب پارسي مي درخشد پروين اعتصامي، فروغ فرخ زاد و سيمين بهبهاني اين هر سه هستند كه هر كدام به نوعي زنانگي در شعر دست يافته اند اگر چه موضوع اين مقال اشعار و نگاه سيمين است اما اشاره اي هر چند كوتاه به رويكرد دو شخصيت ديگر براي روشن شدن مطلب خالي از لطف نيست.
شايد ديده يا شنيده باشيد كه بسياري از صاحبان انديشه شعر پروين اعتصامي را شعري مردانه خوانده اند و قلم او را قلمي مردانه دانسته اند خوب است اينجا به نظر آقاي عبدالحسين زرين كوب در كتاب شعر بي دروغ، شعر بي نقاب پيرامون پروين اشاره كنيم اگرچه اين اشارت ايشان ذيل توضيح ” مجاز” و به كار بردن آن در اشعار سيمين به عنوان شاهد مثال ذكر شده است اما در اين ميان ايشان شعر پروين را اين گونه توصيف مي كند ” در ديوان پروين اعتصامي همه چيز از سوزن رفوگر و نخ خياط حرف مي زنند تا نخود و ماش آن هم با يك روح زنانه و با يك فكر مناسب با كدبانويي، تمام اين حرف ها، اين نصيحت ها و حتي عرفان بافي هاي لطيف زنانه كه در زبان و حركات مرغ و ماهي و مور و گل و شبنم جلوه دارد مجاز است، مجاز”4 اگرچه چندان که گفتيم آقاي زرين كوب در اين سطور تأكيد بر مجاز و چگونگي به كارگيري لغات در معناي مجازي را در شعر پروين مد نظر دارد اما توأم با آن نگاه زنانه پروين را در چند سطر مختصر مطرح مي كند و اين درست به خلاف انديشه برخي است كه قلم پروين را مردانه مي انگارند؛ كه بايد گفت اتفاقاً بر عكس، قلم وي قلمي زن مدار و انسان مدار است و به ديگر سخن قلمي مادرانه است.
نگاه زنانه ديگر كه بنا داشتيم مطرح كنيم نگاه شاعر نو پرداز هم عصر ما فروغ فرخ زاد است آقاي هوشنگ گلشيري در مقاله اي با عنوان خطوط كلي ادبيات زنانه كه در مجله زنان به چاپ رسيده است پيرامون فروغ مي گويد:” اگر عميق تر بنگريم فرغ فرخ زاد ابتدا در تقابل با من مردانه قد علم مي كند. مردي كه قرن ها از عشق هاي خود گفته است،چه در خطاب با معشوقه يا معشوق و چه در عشق ورزيهاي عارفانه اش با خداي فلوطيني.
و در همين دوره است كه بسيار هم تشويق مي شود، آن هم از طرف مردها تا بازهم از احساسات جنسي زنانه بگويد كه همه باخت است. كه بيش تر فراهم آوردن شكل ضعيف تر لذت مردانه است. ولي سر انجام در تولدي ديگر و شعر هاي پس از آن است كه نوعي شعر زنانه عرضه مي كند.”5 اين نوع نگاه جنسي كه برخواسته از سركوب هاي عاطفي زن است و به نوعي به رخ كشيدن جنس زن، همان نكته اين است كه در ابتدا در غالب پرسشي مطرح كرديم و در اين جا به پاسخ آن رسيديم هوشنگ گلشيري اين نوع نگاه زنانه را آفت و ضعفي براي خالقان اثر هنري زنانه مي داند همين نظر در آراء ويرجنيا ولف هم كه از نخستين كسان در تأييد نويسندگي زنان و به شيوههاي نگارش آنان است به چشم مي خورد. ” انديشيدن به جنس خويش يا نوشتن از سر خشم به سبب جنسيت، حاصل كار نويسنده را نابود يا ضعيف مي كند، بهترين شيوه نويسندگي نوشتن از موضعي دو جنسيتي است.”6 يا شايد بهتر باشد عبارت فراجنسيتي را در اين مقوله به كار ببريم.
ادبيات زنانه اگر با نگاهي جنسي، ادبيات زنانه شود ره به جايي نتواند برد نگاه جنسي نگر نگاه غالب ادبيات مردانه خصوصاً در تغزلات عاشقانه است عمري است كه مردان از خط و خال و چشم و ابرو و زنخدان مي سرايند و جنس زن را در اين مقولات خلاصه مي كنند اگر امروز اين گونه تعابير يا مشابه آن ها در قلم زنانه به چشم بخورد بايد گفت از اين رهگذر نصيبي حاصل نخواهد شد، ” سيمين بهبهاني كه با همان اولويت جنسي زنانه – به تبع فرخ زاد شروع مي كند، بعدها دههي 50 به ادبيات اجتماعي روي مي آورد و بالاخره قالب غزل را به روزمره، قصه ها و غصه هاي كوچك و جزئي آدمها نزديك مي كند، با اين همه از منظر ادبيات زنانه مقوله متناقض او را با استناد به يك غزل، ” وقت درو كردن گل شد” شايد بتوان بدين گونه خلاصه كرد”7

* وقت درو كردن گل شد
وقت درو كردن گل شد كار به فردا مگذاريد / داس بجوييد و بياييد لاله به صحرا مگذاريد
دشت به سبزي گرويده ست شوخي ازين بيش كه ديده ست؟ / سبزه به پا خاسته از نوجز به سرش پا مگذاريد!
غنچه به هر شاخه شكفته ست شادي دل را ننهفته ست / اين همه پيرايه رنگين پيش تماشا مگذاريد
سوي چمن نيشتر آريد چشم گل از كاسه برآريد / تا نه ببيند نه بخواهد ديده ي بينا مگذاريد
بيم من آن است كه نرگس دست برآرد به تباهي- / خيره، در اين سيني شش گوش جام مطلّــا مگذاريد
اين تبر از بهر چه داريد؟ نارون از بيخ برآريد / فرصت آسودن مرغي بر سر افرا مگذاريد
شعر من و پونه وحشي بارور از عطر و پيامند / با همه آوازه گريشان رخصت غوغا مگذاريد
سبز تر از سبز، دل من رُسته گُل از آب و گِل من / راست اگر خصم بهاريد نيز مرا وامگذاريد
( مجموعه شعر، دشت ارژن، صفحه 748)
نوع نگاه سيمين در اين غزل همان نگاه از سر خشم است، نوعي تشويق كنايي و طعن آميز به مردان تا شوخ چشمي زنان در سر سبزي و باروري را از وجود آنان بگيرند و در اين اعتراض مي گويد راست اگر خصم بهاريد/ نيز مرا وامگذاريد. ” زبان سيمين همان ادامه زبان كلاسيك است كه اگر مردانه اش پنداريم پر بيراه نيست. تساوي مصرعها يادآور سلطه مردانه است در همه اعصار كلاسيك. سيمين با نوشتن مصرعهاي زير هم، به ظاهر آن ها را نامساوي نشان مي دهد، كه خود نوعي آرزوي گريز از آن تساوي است. در وزن هم همين وضعيت متناقض حاكم است، گذشته از زبان و شكل ظاهري غزل هاي سيمين با توجه به عنصر وزن مي توان گفت كه سلطه مردانه در غزل سيمين تشديد شده است. اما اگر ناگهان به نام سراينده بنگريم، وضعيت يكسره دگرگون مي شود، چرا كه مي بينيم زني است كه سروده است و اگر بپذيريم كه سلطان غزل زمانه اوست، ناگهان متوجه مي شويم كه سلطنت مردان بر غزل پايان گرفته است. يا بهتر، مرد خلع شده تا او بر تخت غزل بنشيند.”8 عجبا كه باز هم زبان كاملا زنانهي سيمين زبان مردانه انگاشته شود؛ پيش تر گفتيم كه زبان زنانه و مردانه در قوالب و قوانين وضع شده شكل يا فرم خود را مي يابد و ازاين لحاظ هيچ تفاوتي نمي كند كه خالق اثر زن باشد يا مرد.
اين حقيقت كه نهاده هاي قانوني و شكل و سياق خلق اثر هنري و مشخصاً شعر در قرن ها پيش توسط مردان گذارده شده كتمان پذير نيست آن چه مورد نظر است اين كه منعي قائل نشده اند و يا تفاوتي، ميان زن و مرد كه مثلا از اين دسته اوزان يا قوالب شعري زنان استفاده كنند و از بقيه مردان اگر چه درتاريخ شعر و ادب توفيقات مردان كه شهرهي آفاق شده اند بيش از زنان بوده – كه اين خود به همان باورهاي غلط دور نگه داشتن زنان از عرصه هاي اجتماعي باز مي گردد- لكن بايد گفت؛ بوده اند در گذشته زناني كه اشعار نغز و آثار پر مغز از خود به جا گذاشته اند و دست روزگار و سلطه مردان غدار مانع از تشهير آن آثار شده است.
” دراوايل اسلام تمام همت زن متوجه شعر و ادبيات و استقامت رأي گرديد و در عين حال به عفت و عزت نفس خود باقي ماند و زنان بسياري در آن دوره وجود داشتند كه به صفات فوق [ يعني شاعر و اديب و صاحب رأي ] موصوف مي باشند.”9
نكته قابل ذكر در اين جا همان چيزي است كه همه بدان واقفيم؛ اين كه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره نهج البلاغه، خانواده در اسلام Next Entries پایان نامه رایگان درباره زبان زنانه، ساختار و محتوا، انقلاب مشروطه، فنون بلاغت