پایان نامه رایگان درباره عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، اعلان سود، گزارشگری مالی

دانلود پایان نامه ارشد

نتیجه شرکتهایی که با محدودیت در تأمین مواجه میباشند، پروژههایی دارای ارزش فعلی مثبت را به علت هزینههای بالای تأمین مالی کنار میگذارند . این امر موجب سرمایهگذاری کمتر از حد در شرکت می گردد. (عبور از فرصتهای سرمایهگذاری داری ارزش فعلی خالص مثبت)(بیدل وهمکاران،2009).
ب) حتی در شرایطی که شرکت موفق به تأمین مالی به میزان کافی گردد و هیچ گونه ضمانت وجود ندارد که سرمایه گذاری صحیحی انجام شود و به عنوان مثال مدیران ممکن است در اثر گزینش اشتباه پروژهای نامناسب وناکارا منابع موجود را در زمینه اشتباه مصرف وآن ها را به هدر بدهند که در این صورت شرکت:
1- به سمت سرمایهگذاری بیشتر از حد(سرمایهگذاری در پروژههای دارای ارزش فعلی خالص منفی)؛ ویا
2- سرمایه گذاری کم تر از حد سوق داده میشود(در اثر از دست دادن منابع موجود به علت سرمایهگذاری در پروژه های نامناسب وناکارا و عدم امکان سرمایه گذاری در پروژه های مناسب دارای ارزش فعلی خالص مثبت) (وردی،2006).
بنابراین با توجه به مطالب اظهار شده در بالا، میتوان نتیجه گرفت که کیفیت گزارشگری مالی میزان صداقت مدیران در ارائه اطلاعات منصفانه وحقیقی برای تصمیم گیرندگان تعریف شده است. به بیان دیگر، هرگاه مدیران درا ارائهی اقلام مندرج در صورت های مالی دو واژه ی بیطرفی و عینیت را رعایت کرده باشند، میتوان گفت کیفیت گزارشگری مالی وجود دارد (برانت،2010). کیفیت گزارشگری مالی سبب ارتقای سودمندی اطلاعات مالی میشود. بنابراین، واضح است که قانونگذاران وسرمایهگذاران برای داشتن گزارشگری مالی به طور مستقیم روی بازارهای سرمایه اثرگذار است. (لویت13،1998).بنابراین ،باتوجه به این که کیفیت گزارشگری مالی تاثیر با اهمیتی بر بازار های سرمایه دارد. میتوان نتیجه گرفت که سطح کلان، کیفیت گزاشگری مالی دارای اثرات اقتصادی است.
2-2-2 عدم تقارن اطلاعاتی
تقارن اطلاعاتي در صورتي وجود دارد كه مديران و بازار اطلاعات يكساني درباره شركت دارند. بنابراين مديران و بازار، عدم اطمينان درباره شركت را يكسان تحمل ميكنند. اما در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتي، مديران به دليل دارا بودن اطلاعات خصوصي و محرمانه درباره شركت، اطلاعات بيشتر و بهتري نسبت به بازار، در اختيار دارند. یعني به اطلاعات شركت قبل از اطلاع بازار دسترسي دارند. اطلاعات خاص شركت، در طول زمان از طريق رويدادهاي افشا كننده اطلاعات به بازار انتقال مييابد. بازار تا قبل از افشا مقداري عدم اطمينان درباره شركت دارد. عدم تقارن اطلاعاتي شركت برابر است با كل عدم اطمينان درباره شركت، زيرا احتمال ميرود مديران و بازار به يك اندازه از تأثير متغيرهاي بازار بر ارزش شركت آگاهي داشته باشند. واكنش بازار به اعلان سود ميتواند اولين معيار عدم تقارن اطلاعاتي شركت از طريق افشاي اطلاعات باشد. عدم تقارن اطلاعاتي ميتواند بر حسب محيط اطلاعاتي، كثرت اعلانهاي عمومي و تعداد معاملات شركت تعيين شود و همچنين تحت تأثير رفتار مديران يا بازار قرار گيرد. به عنوان نمونه، وقتي اعلان عمومي خبري درباره شركت انجام ميگيرد با فرض ثابت بودن ساير عوامل، ممكن است بازار درباره وضع واقعي شركت آگاهترشود و عدم تقارن اطلاعاتي كاهش يابد.(قائمی، وطنپرست،1384)
طبق نظر اسکات و همکاران (2003) زماني كه يكي ازطرفين معامله نسبت به طرف ديگر ، داراي مزيت اطلاعاتی باشد، ميگويند سيستم اقتصادي از ديدگاه اطلاعات، نامتقارن است. درتئوري حسابداري، مسئله نامتقارن بودن اطلاعات داراي اهميت زيادي است زيرا بازارهاي اوراق بهادار دستخوش تهديدهاي ناشي از مسئله عدم تقارن اطلاعاتي قرارمي گيرند و اين به دليل وجود اطلاعات درون سازماني است. حتي اگر قيمت به طور كامل تمام اطلاعات موجود در بازار را به همگان منعكس كند، باز همان احتمال وجود دارد افراد درون سازمان، نسبت به افراد خارج از سازمان ،داراي اطلاعات بيشتري باشند. دراين زمان، اين افراد از مزيت داشتن اطلاعات استفاده ميكنند وبه منافع بيشتري دست مييابند. زماني كه سرمايهگذاران خارجي از اين موضوع آگاه شوند، بديهي است مبالغي را كه آماده بودند درصورت وجود اطلاعات كامل ، براي اوراق بهادار پرداخت كنند، نميپردازند و بدين گونه در برابر زيانهاي احتمالي ناشي از وجود اطلاعات محرمانه، واكنش نشان ميدهند..
اکرلوف وهمکاران14 (1970) درزمينه اقتصاد اطلاعات، نظريه اي را پايهگذاري كردند كه به نظر يه عدم تقارن اطلاعاتي موسوم شد. اين پژوهشگرها نشان دادند كه عدم تقارن اطلاعاتي ميتواند موجب افزايش گزينش مغاير در بازارها شود كه اين امرقبل از وقوع معامله براي افراد به وجود مي آيد. آنها خاطر نشان كردند كه واسطه هاي كم اطلاع، درآمد بازار خود را بيشتر ميکنند.
تينيك15(1972)اذعان داشت در ادبیات مربوط به تئوری زیرساخت بازارهای نهادي خريد وفروش سهام از سه بخش تشكيل مي شود، هزينه پردازش سفارش، هزينه نگهداري موجودي وهزينه انتخاب نامطلوب16 هزينه پردازش سفارش، مبلغي است كه بازارسازها براي آماده بودن جهت انجام سفارشهاي خريد و فروش هزينه مي كنند.
بخش هزينه نگهداري موجودي كه توسط هو و همکاران17 (1981)مدلسازي شده است، بيان ميكند كه هزينه معاملات منجر مي شود بازارسازها پرتفوي متنوع نگهداري نمايند تا از اين طريق بتوانند هزينههاي خود را پوشش دهند. درنهايت، انتخاب نامطلوب كه توسط كاپلند و همكاران18 (1983) و گلشتن و همکاران19 (1985) مطرح گرديد، نمايانگر يك امر جبراني براي معامله گران جهت پذيرش ريسك معامله با افرادي است كهاحتمالدارداطلاعات مهم ومحرمانهاي دراختيارداشته باشند. به عبارت ديگر،اگربخش عمده اي از بازار را افراد غيرمطلع تشكيل دهند، بازارسازها دامنه تفاوت قيمت پيشنهادي خريد وفروش سهام را افزايش مي دهند تا از اين طريق ريسك گزينش مغاير را جبران نمايند.
پژوهشها تجربي كه اخيرا ًصورت گرفته است، تاثير اعلان سود بر رفتار دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را به صورت كلي مورد توجه قرار دادهاند. بر طبق مطالعاتي كه مورسو همکاران 20(1983) برروي 25 شركت انجام دادند به تغيير دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام در زمان اعلان سود پي بردند.
ونکاتش و همكاران21 (1986) نيز تغييرات مهمي را در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پس از اعلان سود، تنها زماني كه هيچ اطلاعات مهمي از جانب شركت درظرف30 روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد، مشاهده نمودند
پاتل22 (1991) مدعي شد كه پس ازاعلان سود،دامنه قيمت پيشنهادي خريد وفروش سهام افزایش می یابد..لی وهمکاران23 (1993) با استفاده از اطلاعات بين روز شواهدي را ارائه نمودند كه بر مبناي آن دامنه قيمت پيشنهادي خريد وفروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت يك روز داراي وسعت بيشتري مي باشد و قبل از اعلان سود، شاهد كاهش دامنه قيمت پيشنهادي بودند.
کرینسکی و همکاران 24(1996) دریافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش میدهند. برطبق مدل عدم تقارن اطلاعاتي كه كاپلند وگالي(1983) و میلگرام و همکاران25 (1985) ارائه نمودند، در بازار مي تواند و نوع معامله گر را متصورشد : الف) معامله گران نقد ب) معاملهگران مطلع. معاملهگران مطلع به اين خاطر اقدام به انجام معامله ميكنند كه داراي اطلاعات محرمانهاي مي باشند كه در قيمتها منعكس نشده است در حاليكه معاملهگران نقد(سرمايه گذاران غيرمطلع) تنها به دليل دارا بودن نقدينگي به انجام مبادله اقدام مينمايند. البته اين مدلها بر روابط بين تفاوت قيمت خريد وفروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زيان مي شوند واين زيان را ازطريق گسترش دامنه قيمت پيشنهادي خريد وفروش سهام جبران ميكنند. بر اساس اين مدل عدم تقارن اطلاعاتي در بازار منجر به افزايش دامنه قيمتهاي پيشنهادي مي گردد.
بولن و همکاران26 (2004) با استفاده از يك مدل ساده نشان دادند كه اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام ناشي از تغييرات اندك درقيمت سهام، هزينههاي سفارش،هزينه هاي نگهداري،انتخاب نادرست و شرايط رقابتي مي باشد. آنها مدلي از اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازارگردانها را بسط داده وبه این نتيجه رسيدند كه هزينههاي موجودي نسبت به هزينهها يا انتخاب نادرست از اهميت بيشتري برخوردارند. آنها براي انجام پژوهش خود 3 نمونه را در دوره هاي زماني مختلف انتخاب كردند، سپس به منظور كاهش اثرات ارقام انحرافي نمونة خود را محدود نمودند به گونه اي كه فقط شامل سهم هايي ميشد كه حداقل 5 بار در هر روز براي تمامي روزها درطول ماه دادوستد شده بود.
کیم وهمکاران27 (1994) فرض كردند در صورتي كه اطلاعات در اختيار تمامي فعالان بازار قرار بگيرد، اعلاميههاي سود عدم تقارن اطلاعاتي را كاهش خواهد داد، آنها دريافتند در صورتيكه برخي معاملهگران قادر به پردازش بهتر اطلاعات باشند، ممكن است عدم تقارن اطلاعاتي درسطح بالا باقي بماند. مطالعات تجربي كه براعلاميه هاي سود تاكيد دارند، نتايج گوناگوني را بدست آورده است.
مطالعات ورچیا28(2001) و دیاموند29(1985) نتايج افشاي اختياري اطلاعات را آزمون كردند و نتيجه گرفتند كه افشاي بيشتر اطلاعات باعث منتفع شدن سرمايه گذاران مي شود. درصورتي كه اين افشاي اطلاعات عمومي براي همه سرمايه گذاران صورت مي گيرد، عدم تقارن اطلاعاتي و همچنين فعاليت هاي پرهزينه جمع آوري اطلاعات براي سرمايه گذاران كاهش مي يابد.
پژوهش ها آنجينكيا وهمكاران30 (2005) وکارامانو وهمکاران31 (2005) به اثر ساختار هيأت مديره بر كيفيت و ميزان افشاي شركتها تأكيد داشته اند. طبق اين مطالعات، شركتهاي داراي هيأت مديره كاراتر و مؤثرتر، پيش بيني هاي سود دقيقتري را منتشر ميكنند. بنابراين، كيفيت بالاي هيأت مديره بايد با پيش بيني هاي سود دقيقتر و بيشتر وعدم تقارن اطلاعاتي كمتر در اطراف اعلاميه هاي سود مرتبط باشد.
کایل32 (1985)، ایزلی و اوهارو33 (1992) دريافته هاي خود پي بردند هنگامي كه عدم تقارن اطلاعاتي افزايش يابد شاهد افزايش حجم مبادلات نيز خواهيم بود.
پژوهشها دمسکی وهمکاران34(1994)و امسینيكولاس و همكاران35(1994) بر اهميت تمركز بر فعاليت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارد. به نظر مكنيك و لاسوترومن سرمايهگذراني كه داراي افق سرمايهگذاري كوتاه مدتي مي باشند، جستجوي اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزايش ميدهند، كه بدين معناست كه قبل ازاعلان سود، سطح بالايي از عدم تقارن اطلاعاتي را شاهد خواهيم بود.
یان36 (1998) در قيمت سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهده نمود كه مي توانند معاملهگران را به گردآوري اطلاعات بيشتر ترغيب نمايد. وي دريافت كه هم تغيير پذيري سود و هم واكنش بازار نسبت به سود غيرمنتظره رابطه مثبتي با تغييرات در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل از اعلان سود دارد. از اين رو دامنه قيمت پيشنهادي در روز قبل، روز اعلان و روز پس از اعلان داراي روندي افزايشي میباشد.
اکر37(2002) وجود تفاوت اندك در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و افزايش حجم معاملات را پيرامون زمان اعلان سود گزارش كرده است.
ليبي وهمكاران38(2002) با بررسي شركت هاي فعال در بورس تورنتو دريافتند كه قبل از اعلان سود دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام افزايش پيداكرده است.
احمدپوروهمكاران(1385) به بررسي رابطه بين اطلاعات مالي به عنوان معيارهاي ريسك و اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. دراين پژوهش تعداد 156 شركت از اين جامعه آماري مورد نياز براي دوره3 ساله مورد پژوهش (81-83) در مورد آن ها قابل دسترسي بود، انتخاب گرديد. سپس اطلاعات مربوط به14 متغير مستقل مورد مطالعه قرار گرفت. اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام نيز به عنوان متغير وابسته محاسبه گرديد. به منظور آزمون فرضيهها از تكنيكهاي آماري رگرسيون ساده و رگرسيون چند متغيره بهره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره کیفیت گزارشگری، گزارشگری مالی، کیفیت گزارشگری مالی، تقارن اطلاعاتی Next Entries پایان نامه رایگان درباره تقسیم سود، سیاست تقسیم سود، سیاست تقسیم، سود تقسیمی