پایان نامه رایگان درباره عالم مثال، هنرهای زیبا، عالم ماده، زیبایی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

موجود ذی شعور دیگری پدید آید و در تعریف کاربردی تر می گوید زیبایی وصفی است در موجودات که درک آن سبب پیدایش شگفتی و لذت برای درک کننده اش می شود(تاجیک و حسینی،1391).
طباطبایی در تفسیر المیزان در موارد متعددی خوبی و حسن را معنا نموده اند .حُسن عبارت از آن است که شی با غرض و هدفی که از او مطلوب و مقصود است موافق و سازگار باشد و اجزا کاملاً با یکدیگر سازگاری و موافقت داشته باشند و هر چیز که موافق با مقصودی که از نوع آن چیز در نظر گرفته شده است هماهنگی دارد حسن نام دارد(تاجدینی،1389). نگاهی به این تعریف نیز نشان می دهد که این معنا با تعریفی که فارابی ، ابن سینا و حتی جعفری ارائه داده اند همخوانی دارد.
ماهیت زیبایی
در خصوص ماهیت زیبایی سه نظریه وجود دارد
الف) نظریه اول برون ذات می باشد که بیان می کند زیبایی نمودی است عینی که خوشایند و مورد پسند ذهن باشد و ذهن آدمی هم نقشی جزء منعکس ساختن آن ندارد.این نظریه به دیدگاه بازنمایی معروف است که قبلاً شرح داده‌شده است.
ب) نظریه دوم درون ذات است که بیان می کند زیبایی درک و دریافت ذهنی از پدیده های عینی است اگر آدمی چنین درک ذهنی نداشته باشد زیبایی هم وجود ندارد. درواقع این دیدگاه بیان می کند زیبایی ماهیت ذهنی دارد و عواطف، احساسات و برداشت افراد در زیبا پنداشتن یک شی نقش دارد و این دیدگاه همان فرانمایی است.
ج)زیبایی پدیده دو قطبی است. این نظریه بیان می کند که زیبا بودن یک شی به ویژگی های عینی آن شی و برداشت آدمی بستگی دارد. زیبایی دو وجهی و حاصل دو قطب درون ذات و برون ذات است و هر شی زیبا خالی از عنصر عینی و ذهنی نیست.
نگاهی به تعریف هایی که از اندیشمندان اسلامی ارائه گردید نشان می دهد که برخی از آنان از قبیل طباطبایی، فارابی و ابن سینا بیشتر به ویژگی های خود شی (موافقت شی با هدف خود) و برخی مانند مطهری بیشتر بر برداشت ذهن و ذوق تأکید می نمایند برخی نیز همانند مصباح بر هردو یعنی ویژگی شی و برداشت مخاطب(لذت و تعجب فرد) اشاره می کنند. مصباح می گوید درک زیبایی وابسته به کیفیت شی و خود ادراک است(تاجیک و حسینی،1391،ص179).بر این اساس به طور کلی نظر اندیشمندان اسلامی بیشتر با دیدگاه سوم توافق دارد و زیبایی امری دوقطبی یعنی درون ذاتی و برون ذاتی است به این معنا که نمودهای زیبا مانند دیگر حقایق و پدیده های طبیعی واقعیت دارند خواه انسانی وجود داشته باشد که آنها را ببیند و از آنها لذت ببرد و خواه انسانی آن ها را نبیند اما مسئله اینست که نباید زیبایی در واقعیت عینی متوقف شود بلکه انسان هست که باید از آن واقعیت عبور کرده و واقعیت دیگری که عالی تر،معقول تر و اصیل تر است دریابد. این حرکت و عبور از زیبایی های محسوس به سمت زیبایی اصیل و حقیقت ناب در متن زیبایی ها به تصعید و والایش در زیبایی شناسی اسلامی معروف است. منظور از تصعید در زیبایی شناسی اسلام عبارت از تقویت مغز برای دریافت زیبایی آرمانهای معقول و سپس درک زیبایی و شکوه و جلال هستی و دریافت جمال خداوندی است. انسان با اعتلاهای معنوی و روحی گام از لذایذ محسوس و سطحی بالاتر می گذارد و موفق به دریافت لذایذ معقول تر می شود تا آن گاه که زیبایی روح خویشتن را که دارای فروغی از جمال الهی است در می یابد.(جعفری،1369،ص146).
انواع زیبایی ها ازنظر اندیشمندان اسلام
هر یک از اندیشمندانی که تعریفی دربارۀ زیبایی ارائه کرده اند در خصوص انواع زیبایی نیز دیدگاه هایی دارند که به برخی از آنها اشاره می گردد.
طباطبایی زیبایی ها را بر اساس مبدأ پیدایش آنها ، دسته بندی می کند و عوالم سه گانه مختلف را منشأ زیبایی های مختلف می داند ازنظر ایشان عوالم به صورت کلی سه دسته اند: 1- تام عقلی 2- عالم مثال 3- عالم ماده
این عوالم ازنظر مرتبه بر یکدیگر مقدم اند ابتدا عالم عقل، سپس عالم مثال و بعد ماده پدید آمده است و این تقدم و تأخر وجودی است نه زمانی و هریک علتی برای دیگری است هرسه موافق هم اند و هریک کمال معلول خود را داراست یعنی عالم مثال کمال عالم ماده و عالم عقل کمال عالم مثال را دارد و بین آنها همخوانی وجود دارد. براین اساس زیبایی به سه دسته زیبایی های عالم ماده، مثالی و عقلی تقسیم می شود در عالم انسان نیز همین مراتب وجود دارد 1- زیبایی حواس پنجگانه 2- زیبایی خیال 3- زیبایی عقل
زیبایی طبیعی نازله و سایه زیبایی عالم مثال و زیبایی عالم مثال سایه و نازله زیبایی عالم عقل می باشند( تاجدینی،1389) براین اساس زیبایی ها دارای سلسله مراتب هستند و این سلسله مراتب زیبایی ها با قوای مدرکه انسان همخوانی دارد طوری که زیبایی طبیعی و عالم ماده توسط حواس پنجگانه، زیبایی عالم مثال توسط خیال و زیبایی عالم عقل توسط عقل درک می گردد و براین اساس اصل تصعید نیز صورت می گیرد و انسان با استفاده از قوای مدرکه خویش از زیبایی های محسوس به سمت زیبایی های معقول صعود می کند.
مصباح در تقسیم بندی زیبایی به دو نوع زیبایی اشاره می کند:
1- زیبایی صوری: ازنظر ایشان زیبایی صوری به دو دسته زیبایی محسوس و زیبایی مثال یا متخیله مانند تناسب و استعاره در شعر تقسیم می شود.
2- زیبایی های معنوی: این زیبایی ازنظر ایشان خود دو نوع می باشد که در سلسله مراتب همدیگر قرار می گیرند زیبایی های معنوی در معانی جزئی توسط وهم و در معانی بالاتر توسط عقل دریافت می شود.(تاجیک و حسینی،1391)
این دسته بندی تا اندازه ای با دسته بندی طباطبایی تلائم و همخوانی دارد با این تفاوت که طباطبایی زیبایی مثالی را در یک دسته جداگانه مورد بحث قرار می دهد حال آنکه مصباح زیبایی مثالی را به نوعی در هر دو دسته زیبایی های صوری و معنوی وارد می سازد. اما در خصوص قوای مدرکه این زیبایی هر دو به منابع سه گانه درک و فهم انسان اشاره می کنند. بدین صورت که مصباح (همان منبع)می گوید مدرّک زیبایی ها در موجودات ذی نفس چیزی جز همان نفس و قوای آن نیست مدرِّک زیبایی محسوس و دیداری نفس است در مرتبه حس، مدرِّک زیبایی مثالی نفس است در مرتبه وهم و مدرِّک زیبایی مراتب بالاتر نیز نفس است در مرتبه عقل، و نفس در هر مرتبه ای قرار گیرد مجذوب زیبایی موجود در همان مرتبه از وجود می شود. به عبارت دیگر زیبایی شناسی از این منظر دارای سطوح درک زیبایی های محسوس، درک زیبایی های مثالی و دریافت مرتبه بالای زیبایی یعنی عقلی می باشد که افراد براساس رشد و مرتبه کمال وجودی خود(اشاره به اصل تصعید) زیبایی های مربوط به آن مرتبه را درک و دریافت می نمایند.
جعفری(1369،ص285) انواع زیبایی هایی که در قرآن بدانها اشاره شده است را چنین بر می شمارد:
1- زیبایی آسمان با ستارگاش «إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ»
2- زیبایی ترکیب انسان و صورت او : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ (تین:4)كه ما انسان را به بهترين نظام خلقت خلق كرديم. یا: وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ شما را صورتگری کرد و صورت هایتان را زیبا تصویر کرد.(تغابن:3)
3- زیبایی جانداران :(صافات:6) وَ لَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ و حِينَ تَسْرَحُونَ(نحل:6)و چون شب‏هنگام (جانداران) را باز مى‏گردانيد و بامدادان بيرون مى‏فرستيد، نشان تجمل شمايند. یعنی در حرکت جانداران به طور انفرادی یا دسته جمعی که صبح جهت ادامه حیات به دشت های سرسبز می رود و شامگاه برای استراحت و انس با آشیانه و بچه های خود بر می گردند زیبایی وجود دارد.
4- زیبایی مناظر طبیعی در روی زمین: أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ (نمل:60) برای شما از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن آب باغهایی سرور انگیز و بهجت آور رویانیدیم.
5- زیبایی معقول: در آیات قرآنی بر زیبایی آرمان های معقول و اصول عالی اخلاق و ارزشهای انسانی تأکید شده است ازجمله: بیآآااااا فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلاً(المعارج: 5) پس صبر و شکیبایی کن صبر زیبا
وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً (مزمل:10)
و در برابر زخم زبانهاى مشركين صبر كن و اگر هم قهر مى‏كنى قهرى زیبا (ملايم و خوشايند و سازنده) بكن
وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون ‏( (الحجرات:7) ولی خداوند متعال ایمان را به دلهایتان محبوب نموده و ایمان را در دلهای شما با زیبایی بیاراست و کفر و فسق و معصیت را برای شما زشت و کراهت بار ساخت.
در این آیات به زیبایی هایی معقولی همانند عفو و اغماض زیبا، صبر زیبا، جدایی و مفارقت زیبا و زیبایی ایمان اشاره شده است.
این دسته بندی را شاید بتوان به دو دسته زیبایی یعنی زیبایی های محسوس و زیبایی های معقول تقسیم کرد که چهار نوع اول جزء زیبایی های محسوس بوده و نوع پنجم جزء زیبایی معقول می باشد. البته خود جعفری(1369،ص233) زیبایی را به چهار دسته زیر تقسیم می‌نماید.
1- زیبایی محسوس فی نفسه: این زیبایی در موجودیت خود موجود قرار دارد ماند زیبایی گل سرخ که به خاطر داشتن برخی ویژگی ها همچون تقارن، ظرافت، رنگ و غیره فی نفسه زیباست.
2- زیبایی معقول فی نفسه: این نوع زیبایی برعکس زیبایی محسوس فی نفسه با حواس دریافت نمی شود بلکه درک آن فعالیتی درون ذاتی است که اگر انسان به سطحی از کمال برسد که لذایذ معقول همچون آزادی،عدالت، علم و غیره را دریابد قادر به درک آن می باشد این نوع زیبایی با شهود درونی دریافت می شود.
3- زیبایی معقول مستند بر زیبایی محسوس: این زیبایی مانند یک اثر هنری یا یک بیت شعر زیبا می باشد که با استفاده از زیبایی های محسوس بوجود می آید مثلاً شاعر با استفاده از زیبایی های محسوس شعری زیبا را می سراید:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست
اگر یک ذره را برگیری از جای خلل یابد همه عالم سراپای
در واقع شاعر با استفاده از زیبایی های صورت انسان یک زیبایی معقول موجود در نظم جهان را در این شعر منعکس ساخته است و زیبایی معقول را بر زیبایی محسوس تشبیه نموده است.
یا اصل معقول عمل و عکس العمل را مولوی به شکل زیر تشبیه نموده است.
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
4- زیبایی محسوس مستند بر معقول: در این نوع زیبایی یک شی محسوس به خاطر تعلق آن به زیبایی معقول زیبا پنداشته می شود برای مثال احساس پیوستگی با گذشته باعث زیبایی اشیا باستانی مانند سکه ها، نقشه ها و ساختمانهای قدیمی می شود یا در گذشته بت پرستان جمال خدا را در بت ها مجسم می کردند.

هنرهای زیبا در اسلام
آن دسته از هنرهایی که توسط انسان تولید می شوند تحت عنوان هنرهای زیبا بیان می شوند. هنرهای زیبا را می توان یکی از بهترین راهها برای معرفی دین، حکمت معنوی،عرفان و تبیین سیره انبیا برای انسان معاصر دانست(مطهری الهامی،1389). دین اسلام نیز به هنرهای زیبا بی اعتنا نیست و آنها را مدنظر قرار می دهد خود کتاب عظیم قرآن دارای قصه ها، تشبیهات دلنشین و دل انگیز و همچنین سبک آهنگ پذیر است و خواندن قرآن با صوت و ریتم زیبا و مناسب، چه بسا غیرمسلمانان را تحت تأثیر شدید قرار داده و موجب ایمان آوردن آنها می شود(همان منبع).برخی از این هنرهای زیبا که در اسلام مطرح است عبارت اند از:
1- مسجد
مسجد که در ظاهر محل نیایش، عبادت و تعلیم و تربیت است از انواع هنرهای زیبا در اسلام برخوردار است تزیین مسجد در مناسبت های مختلف، برگزاری مراسم مختلف در مسجد، خوشنویسی با سبک های مختلف و معماری خاص از نمونه های بارز و جود هنر در مساجد می باشد.(همان منبع)
2- شعر و شاعری
شعر و شاعر به خاطر تأثیر بر روان و تهییج احساسات انسان مورد توجه پیامبر و علمای اسلام بوده است برای مثال حسان بن ثابت با اجازه پیامبر، غدیر را به شعر در آورد.
فقال له قم یا علی کأننی رضیتک من بعدی اماما و هادیا
فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له اتباع صدق موالیا(همان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، ایدئالیسم، هنرهای زیبا، زیبایی مطلق Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، تربیت هنری، آموزش هنر، آموزش و پرورش