پایان نامه رایگان درباره صاحب نظران، نقشه راه

دانلود پایان نامه ارشد

شفيعي كدكني و سيمين بهبهاني بگرديم مي توان گفت آن چه كه ديگران از صاحب نظران عرصه ادب پارسي گرفته تا شاعران و شعر شناسان در خصوص هر يك از آن ها گفته اند شباهت فراوان است. يكي مثلا اين كه اين هر دو در استفاده از وزن و عروض آن چه را برگزيده اند كه حاجت سخن بدان است و دست خود را در بيان باز گذاشته اند، يا اين كه هر دو تصوير گرايند و به ساختن تصاوير بديع، دلربا و مشعوف كننده شهره اند، اين كه هر دو شاعران اجتماع اند يكي از نظرگاه انسان و طبيعت و ديگر از نظرگاه انسان و انسان، و قس علي هذا از اين دست شباهت ها. مي توان گفت وجه تمايز هر دو درنحوهي گفتار و محتوايست كه به دست داده اند.

پي نوشت ها

1. صور خيال در شعر فارسي، محمد رضا شفيعي كدكني، صفحه،21
2. كليات زيبايي شناسي، تاليف:بندتو كروچه، ترجمه:فؤاد روحاني، صفحه108
3. همان كتاب، صفحه 106و107
4. همان كتاب، صفحه 135
5. آفرينش و آزادي، بابك احمدي، صفحه 266
6. تحليل همه سويهي اشعار سيمين(پايان نامه)، مريم مرصعي، صفحه 336
7.همان پايان نامه، صفحه 336
8. ياد بعضي نفرات، سيمين بهبهاني، صفحه 760
9. همان كتاب، صفحه 639
10. همان كتاب، صفحه 654
11. آفرينش و آزادي، بابك احمدي، صفحه 260
12. ياد بعضي نفرات، سيمين بهبهاني، صفحه 654
13. ماهنامهي كارنامه، شماره ي 30، صفحه 42
14. ماهنامهي نگاه نو، شماره 44، صفحه 129
15. ماهمنامهي كارنامه، شماره 30، صفحه 14
16. زن ، شعر، انديشه، غزل تاجبخش، صفحه 113
17. مجلهي علوم اجتماعي، دوره 25، شمارهي 3، صفحه 99
18. همان مجله، صفحه 99
19. بررسي شعر بانوان در ادبيات معاصر، شهربانو حسين زاده بولاقاني، صفحه 98
20. صور خيال در شعر فارسي، محمد رضا شفيعش كدكني، صفحه 3
21. مجله علوم اجتماعي و انساني، دانشگاه شيراز، دوره 25ة جلد 3، صفحه98
22. بديع از ديدگاه زيبايي شناسي، دكتر تقي وحيديان كاميار، صفحه ي2
23. آفرينش و آزادي، بابك احمدي، صفحه 265
24. كليات زيبايي شناسي، تاليف :بندتو كروچه، ترجمه: فؤاد روحاني، صفحه6
25. آفرينش و آزادي، بابك احمدي، صفحه 198
26. همان كتاب، صفحه 20
27. بررسي شعر و نثر فارسي معاصر، محمود كيارشي، صفحه 181
28. صور خيال در شعر فارسي، محمد رضا شفيعي كدكني، صفحه 12
29 . بررسي شعر و نثر فارسي معاصر، محمود كيارشي، صفحه 181
30. همان كتاب، صفحه 169
31. همان كتاب، صفحه 170 و 171
32. سفرنامه ي باران، حبيب الله عباسي، صفحه 67 و 68
33. نبض شعر، بهاء الدين خرمشاهي، صفحه 75
34. مرديست مي سرايد،عزت الله فولاد وند، صفحه 158
35. سفر نامه بارن، حبيب الله عباسي، صفحه 17
36. ياد بعضي نفرات، سيمين بهبهاني، صفحه 775
37. مرديست مي سرايد، عزت الله فولادوند، صفحه 43
38. تأملي بر ادبيات امروز، عباس باقي نژاد، صفحه 170
39. مرديست مي سرايد، عزت الله فولاد وند، صفحه 53
40. همان كتاب، صفحه 218
41. همان كتاب، صفحه 171
42. سفرنامه ي باران، حبيب الله عباسي، صفحه 116

بررسي و تحليل تصوير هاي زنانه

دراين فصل به بررسي وتحليل تصوير هاي زنانهي دو شاعر مورد نظر در اين پژوهش خواهيم پرداخت. بگذاريد درهمين ابتدا بيان كنيم كه طبيعتاً وجود تصاوير زنانه و وفور آن در اشعار سيمين بهبهاني چشم گير تر از تصاوير زنانه ساخته شده محمد رضا شفيعي كدكني است. ما دراين مقال تصاوير را بر اساس موضوع دسته بندي كرده و ذيل عنوان همان موضوع خواهيم آورد.
در فصول گذشته ذكر آن رفت كه لطافت روح و ضمير حاكم بر اشعار محمد رضا شفيعي كدكني مي تواند حاكي از لطافت روح زنانه باشد لكن آن چه كه بيش تر مد نظر ماست آوردن عبارات، لغات و واژه ها و احساساتي است كه علي القاعده مرتبط با زن است و در محاورات و كردارهاي زنان موجود است. آن چه كه پيش تر از نظر گذشت از ابتدا تا بدين جا به چند مبحث پرداخته شد: در ابتدا و افتتاح رساله سخن از مذهب اصالت زن (‌ فمنيسم ) را از نظر گذرانديم و ذيل همين عنوان به اجمال مسائلي را در اين خصوص بيان كرديم تا موضع مان را در قبال نقد زن مدار روشن كرده باشيم، در فصل بعد ذيل عنوان زن بود شعر خدا مرد بود نثر خدا / مرد نثري سره و زن غزلي خوش باشد، به بررسي وجود يا عدم ادبيات زنانه و مردانه پرداختيم و فصل را با اين نتيجه كه قلم ها و محتواها است كه جنس نويسندهي نوشتار را بيان مي كند و نه اصل ادبيات فصل را به پايان برديم در فصل گذشته نيز نوع نگاه در ايجاد تصوير را بررسي كرديم يعني ايجاد تصوير را از منظر نظر هر دو شاعر و نظريه پردازان عرصه ادب پارسي تبين كرديم يعني ايجاد تصوير را از منظر نظر هر دو شاعر و نظريه پردازان عرصهي ادب پارسي تبيين كرديم، تا سه مبحث مطرح در عنوان رساله را موردبررسي قرار داده باشيم.اين همه، براي آن بود تا در اين بخش رساله – كه قرار است هر سه مسئله مذكور افتاده را به طور يك جا بررسي كنيم-نقشه راه باشد تا به مقصود بررسي تصاوير شاعرانه سيمين بهبهاني و محمد رضا شفيعي كدكني تأمل کنيم .

صبورانه ها

ذيل اين عنوان اشعاري را ذكر خواهيم كرد كه در آن صبر و تحمل مشقات توسط زن به تصوير كشيده شده است ” فداکاري و صبوري زن، در شعر امروز جايگاه خاصي دارد. يکي از زناني که در عرصهي ادبيات، سنبل صبر و استقامت شمرده مي شود حضرت زينب سلام الله است. ايشان در واقعهي کربلا، مافوق يک بشر به نظر مي رسد… براي همين در ادبيات معاصر به خصوص شعر انقلاب تصوير حضرت زينب (س) در قابي از صبر و استقامت به نمايش گذاشته شده است”1.
در خصوص اين رويهي روحي و رواني زن بايد گفت ” زنان در اغلب مصائب و شدائد زندگي با اميدواري و استواري بر جاي مي مانند و دوباره وضع را نو مي سازند”2. دربارهي صبوري زن نکته روانشناختي ديگر که اشاره بدان خالي از لطف نيست اين که ” خانم ها در تمام لحظات گذر از جاده پر پيچ و خم زندگي، لبخندي بر دل دارند. چه سراشيب چه سربالايي اميد خود را از کف نمي دهند”3. ما در اين بخش نام اين اميد را صبورانه مي نهيم و اشعاري را که مرتبط با اين خصيصه است مورد بررسي قرار مي دهيم ابتدا با اشعار سيمين بهبهاني آغاز مي كنيم. سيمين بهبهاني در غزل ” بس كه در اين دير كهنه دير بماندم ” اين گونه حكايت صبوري زن را بيان مي كند.

* بس كه در اين دير كهنه، دير بماندم
بس كه در اين دير كهنه، دير بماندم / سير بماندم ز عمر، سير بماندم
گر چه هنوزم به شصت سال بسي هست / باز بر اين باورم كه دير بماندم
غنچه ي آفت رسيده ام كه به گلشن / رنگ جواني نديده، پير بماندم
ساقهي نيلوفرم كه خسته به يك پاي / ديرو شكيبا در آبگير بماندم
كس نشد آگه ز جلوه هاي نهانم / نقش خيالم كه در ضمير بماندم
دور جواني نديده ام كه ز خردي / دور، از آن دور دلپذير بماندم
تا سرم از تنگناي بيضه به در شد / از قفسي تنگ، ناگزير بماندم
بند دو مردَم ببست و در خم هريك / چند گهي بندگي پذير بماندم
بند يكي تا گسست، خواجه ي ديگر / بست و ز نو هم چنان اسير بماندم
دام، يكي نام نهاد و آن دگري، عشق / من به گروگان، چنين حقير بماندم
( مجموعه اشعار، خطي ز سرعت و از آتش، صفحه 561 )
وجود تشبيهات زيبايي چون:
غنچهي آفت رسيده ام كه به گلشن / رنگ جواني نديده، پير بماندم
و يا
ساقهي نيلوفرم كه خسته به يك پاي / ديرو شكيبا در آبگير بماندم
وجود خسته و افسرده زني را نشان مي دهند كه هنوز كامي از جواني نگرفته احساس پيري مي كند و مانند غنچه اي است كه آفت روزگار او را پير و فرتوت نشان مي دهد و يا تشبيه زن به شاخه نيلوفري كه بر يك پاي خود بسيار سال است تا صبورانه ايستادگي مي كند.
وجود اضافه هايي همچون نقش خيال يا دور جواني يا قفس تنگ حكايت از ظلم دير پاي مردان به زنان دارد و نيز بيت:
بند دو مردَم ببست و در خم هريك / چند گهي بندگي پذير بماندم
مشخصا به جريان مرد سالاري اشاره دارد و رنج هايي كه پيامد آن را اسارت مي داند چه اين كه در بيت آخر زندگي خود را با يكي، در دام گفتار شدن نام نهاده و با ديگري در عشق گرفتار آمدن و پايان غزل خوش نيست زيرا كه شاعر هيچ كدام از اين دونوع زندگي را خوش نمي دارد.
دام، يكي نام نهاد و آن دگري، عشق / من به گروگان، چنين حقير بماندم
مشخصهي بياني در اين غزل بيش تر تشبيه است و اغلب كلمات در معناي حقيقي خود بكار رفته اند. تصوير كلي بدست داده شده در غزل تصوير صبر زن در تنگناي زندگي مشترك است خواه آن زندگي با عشق باشد خواه به اجبار كه اين مي تواند نگاهي فمينيستي به زندگي زنان باشد.
شعر” باز بهار است ” در مضموني مشابه – از جهت اين كه پايبندي به خانه و خانواده را تشبيه به زنجيري كرده كه او را محكم بسته است و فراغ و بال آزادي را از او سلب كرده- به شعر ” بس كه در اين دير كهنه ” مانند شده است.
آن چه دلم كرده هوا باز چيست؟
چيست كه گويي نه در اين عالم است؟
خانه و آسايش و فرزند و شوي
هست و ندانم كه چه ديگر كم است
باز پُر حسرت ديوانگي
اين دل لايعقل لايعلم است
راي به صحرا زدنش هست، ليك
شكر كه زنجير، چنين محكم است!
( مجموعه اشعار، خطي ز سرعت و ازآتش، صفحه 561)
كه در اين ابيات شاعر ضمن اين كه هر آن چه را يك زن از زندگي توقع دارد چون خانه و آسايش و فرزند و شوي معطوف به يكديگر ذكر مي كند اما هنوز به دنبال گمشده ايست و دل خويش را – در اين به دنبال گمشده بودن- ديوانه اي انگاشته كه لايعقل و لا يعلم است. نه عقل دارد و نه مي داند كه چه مي خواهد، و خداي را از بابت اين كه به زنجير زندگي پاي بست است شكر مي كند كه شاعر به گونه اي اعتراض خود را با لحني نرم و گوش نواز بيان داشته است. در اين چند بيت نيز مهمترين مشخصه بياني در ساختن تصوير، تشبيه است. و اغلب لغات در معناي حقيقي خود به زباني ساده به كار رفته اند.

* “با تخته پاره و تن هايي”
زن: سختكوشي و زيبايي با تخته پاره و تن هايي / بازو گشوده و مي راند بر موج ها به شكيبايي
در بيكراني ي آبي ها پيچيده از همه سو با او / سرسام آتش خورشيدي اوهام سركش دريايي
اوج و فرود و فرا رفتن ناخوانده تاهمه جا رفتن / در بيكراني ي آبي ها با موج فاصله پيمايي
زرد و كبود و درخشيدن كولاك برق و شرر ديدن / چندان كه ديده ي ناچارش بيزار مانده ز بينايي
پيغام كشتيي مدفون را برتن رقم زده با ناخن / خطّي به شيوه ي استادي حرفي به غايت شيوايي
نه دفتري كه بَرَد موجش نه جوهري كه خورَد آبش / زخم است و آن همه خونريزي خون است و آن همه خوانايي
دريا به زمزمه ي آبش چون گاهواره دهد تابش / مرگ است و چيرگي ي خوابش با گاهواره و لالايي
آن زخم اگر به سخن آيد از مرگ او چه زيان زايد؟ / گو با كرانه كه بُگشايد آغوش را به پذيرايي
بينند زخم و پيامش را در مرگ جان كلامش را / وان خطّ و حُسن ختامش را يعني: رسالت و زيبايي…
( مجموعه اشعار، يك دريچه آزادي، صفحه 875)
در اين شعر سيمين زن را فدايي رسالت خود معرفي مي كند يعني براي زن رسالتي قائل است كه تا پايان جان براي تحقق آن رسالت پيشروي مي كند. توصيفات و تشبيهات از آغاز كلام كه زن را سوار بر قايقي يا زورقي بي پارو مي داند كه ناگزير است با تخته پاره هدايتش كند و روزگار را پهنه بي كران درياي پر پيچ و خم مواج؛ و دست و پنجه نرم كردن با امواج روزگار كه بي دعوت و ناخوانده به هر سوي مي كشاندش، تا سيراين مقولات كه زن را به طبيعت گره مي زند و دست و پنجه نرم كردن با شدائد آن، خط سير شعر را بدان جا مي رساند كه آن قدر دشواري هاي زندگي از پيش چشم زن عبورمي كند:
چندان كه ديده ي ناچارش / بيزار مانده ز بينايي
بيزار از ديدن است اما ناگزير از ديدن و رنج كشيدن و صبر ورزيدن آن جا كه مي سرايد:
نه دفتري كه برد موجش / نه جوهري كه خورد آبش
به اين مقوله اشاره دارد كه زنان از بيان رنج خود نيز در مضيقه اند چندان كه از زمانه مي خواهد آغوش خود را به روي زن بگشايد و از جاي زخم هاي تاب آورده اش پيامش را بخواند كه جز انجام رسالت صبورانه و زيبايي وجودي زن چيز ديگري

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره شعر زنانه، نقشه راه Next Entries پایان نامه رایگان درباره شاعران معاصر، پوشش زنان