پایان نامه رایگان درباره صاحب نظران، ابراز وجود، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

آنجا كه به قهرمان و رهبر درون اشاره مي رود موتور محركه وجودي آدمي را مد نظر قرار مي دهد تا به واسطه آن حركت كند و تصميم بگيرد.
” زن را ضعيف پنداشتن فقط تصوير يك ذهن مريض است. شعور و ضمير منفي از زنان مي ترسد، نه به دليل ضعف آن ها بلكه قدرتمندي آن ها. ذهن مستدل و عقلاني نمي تواند اين امر را توصيف يا كنترل نمايد. زن بايد مقام دل و نيروي ذات خويش را بدست آورد تا تيرگي ها را بركنار سازد وموانع و مشكلات را به هر شكل و فرمي كه باشد از سر راه بر دارد. تا به آگاهي و روشن بيني برسد. زنان همگي نسخه جامع آفرينش هستند.” 125 اين تشجيع و القاء احساسات مثبت نقطه آغازي فعالانه و پويا براي زناني است كه عمري با شنيدن سخنان يأس آور خويشتن خويش را گم كرده اند ومنفعل درگوشه اي از اجتماع انزوا گزيده اند اوپرا وينفري مي گويد: ” اي زن، شهامت داشته باش، متفاوت باش، پيشگام و پيشرو باش، با مبارزات زندگي بدون هيچ هراسي رو در رو شو، با نيرو و جلال خود زندگي را در آغوش گير و يك الهه باش.”126 يا در جاي ديگر ماريان ويليامسون مي گويد:” مانمي توانيم منتظر دنيا باشيم تا ارزش ما را به ما باز گرداند ولي ما اينجا هستيم تا ارزش خود را به دنيا نشان دهيم. دنياي بيرون مي تواند شكوه ما را منعكس سازد ولي نمي تواند آن را خلق نمايد.” 127 اين روحيه اتكاء به نفس دميدن روحي تازه دركالبد اجتماع خواهد بود كالبدي كه هنوز نيمي از شريان حياتيش كه زنان هستند و شريان هاي مهم حيات اجتماع را تشكيل مي دهند هنوز دچار اختلال است و بايد گفت هنوز هدف خلقت زن براي بسياري روشن نيست از اين رو زنان بايد خطاب به آن بخش از اجتماع بگويند كه: ” ما با هدفي الهي و سرّي تولد يافته ايم و سرّ ما از ناله هاي ما جدا نيست. در درون همه زنان الهه اي وجود دارد و آن ها كه الهه درون خود را يافته اند، بسيار قدرتمند و داراي شخصيتي كامل هستند و از دروازه ها گذشته اند.” 128 حال اين سوال به ذهن متبادر مي شود كه، چرا زنان مي انديشند كه در وجود خود الهه اي نهفته دارند؟ پاسخ اين پرسش به وضوح بيانگر بي دريغ بودن زن نسبت به جهان پيرامون است زنان از آن خصلت عنايت بي علت پروردگار شمه اي در وجود خويش نهفته دارند. اينست كه برخي روانشناسان وجود وي را توأم با الهه مي دانند گر چه اين الهه ها كه بدان ها اشاره خواهد شد الهه ها و اسطوره هاي يونانند اما خصوصيات آن ها مي تواند مبين خصوصيات وجودي زنان باشد ” هر زني در زندگي خويش مراحل متعددي را پشت سر مي گذارد. هر يك از اين مراحل، تحت نفوذ خدابانو يا خدابانواني است و گاهي نيز در گذار از بسياري ازاين مراحل، الگوي رفتاري يك خدا بانو غالب مي شود. با نگاهي انديشمندانه به گذشته، زنان مي توانند به وجود خدابانو يا خدا بانوان مسلط بر زندگي خويش پي ببرند.” 129 اين آگاهي اسطوره شناسانه در لفافه روانشناسي كمك مي كند تا زنان به روح و روان خود تسلط يافته و آن چه را مثبت است نگاه دارند و آن چه را كه منفي است از وجود خويش به تمام قوا پاك كنند. چرا كه قدرت خلاقانه زن نيز نمودي از قدرت باري تعالي در وجود اوست همان گونه كه پيش تر نيز گفته شد ” زن طبيعتا قدرتمند است و بسياري از امكانات را تولد مي بخشد. امروزه، ما اين امكان را داريم كه تولدي ديگر به دنياي تازه و تغيير شكل يافته دهيم ولي، اين امر بدون كوشش مشترك فرد فرد زنان و مردان ميسر نيست.” 130 في الواقع حس تغيير در نوع نگاه به زن كليد خورده است اما پي گيري زنان به شكل مستدام و جدي و باور مردان جامعه در قبول حضور زن در اجتماع يك پرسه دو سويه و فعال است. يعني نوع بشر براي حركت به سوي سعادت راهكار الهي خود را مي طلبد تا به واسطه انسان بودن هر دو صنف در جهت اعتلاي يكديگر كوششي دو جانبه روا دارند. ” روزي بايد برسد كه مردان دريابند سرنوشت زنان سرنوشت آنان، و سعادت زنان سعادت آنان است.” 131 و آن روز روزي است كه نوع نگرش هر دو صنف نسبت به يكديگر نگرش انساني است همچون همان انديشه همگون و هماهنگ اسطوره هاي بشر نخستين از ريشه گياهي كه يكديگر را مردم دانسته يعني هم انديشي آنان به شكل مشترك بر انسان بودن متقابل نمود يافت.
” زني كه آگاه است، مي داند كه خود نوروماهيتي ما فوق اين دنيا است. اگرما به نوراعتقاد داشته باشيم، اگر ما ايمان داشته باشيم، نيازي به قدرت ها ونيروهاي خارج ازخود نخواهيم داشت ما خود مسئول اين نگرش هستيم كه خود راچگونه ببينيم بدون توجه به تصويريكه ازما ساختهاند.” 132 چرا كه تصاوير ساخته شده بيروني تصاوير ساخته شده اذهان بشري است و آميخته به خطاها و اشتباهات انساني، تصويري كه بر اساس افكار و القائات بيروني بر نوع بشر تحميل شده نه آن چه كه خالق يكتا بي هيچ كم و كاست آفريده است و نه آن موجود انساني كه قرار است خليفه حضرت حق بر كره خاك باشد.
نگاه هاي مصرف گرايانه و پر طمطراق امروزي زنان را از مسير تكوين و رشد به سوي زوال كشانده است. آراستگي و زيبايي جزء ذات زن و از اجزاي غير قابل انفكاك وجود اوست زيرا كه خلق زن به لحاظ فيزيولوژيكي و جسماني لطيف و زيباتر از خلقت جنس مرد است اما پاره اي عوامل خارجي باعث مي شود تا زنان اين زيبايي ذاتي را كنار گذاشته به دنبال زيبايي در جهان خارج باشند ” ما، در ذات الهي خود رشد مي كنيم، شكوفا و زيبا مي شويم. هيچ چيز در مغازه هاي پر زرق و برق وجود ندارد كه به شما زيبايي دهد و شما را زيباتر كند ما زيبا هستيم زيرا، خداوند ما را زيبا آفريده است.” 133 پس قدر اين هديه را داشتن و در قبال آن شكر كردن و اين امانت را به خوبي و بي نقص تحويل ذات حضرت الوهيت دادن وظيفه ايست كه بر هر زني فريضه است. ” در درون فرد فرد ما مكاني از آگاهي وجود دارد كه كاشانه الهه است.” 134 اين الهه ها كيستند؟ و چه خصوصياتي دارند كه در وجود زن مأوا گزيده اند؟ لازم است نگاهي به اسطوره هاي يونان بيندازيم آنجا كه دوره اي از تاريخ يعني دوران همه خدايي را در خود نهفته دارد خدا بانواني چون آتنا، خدا بانوي عقل و مهارت، پرسفون؛ خدا بانوي دوشيزگي و انعطاف، هُرا؛ خدا بانوي زناشويي و عهد، ديميتر؛ خدا بانوي صبرو دهِش، آرتميس، خدا بانوي هدف گرا، آفروديت؛ خدا بانوي عشق وهيستا؛ خدا بانوي صلح و آرامش، با معرفي اين خدا بانوان في الواقع همه محاسن خُلق بشري را معرفي كرده ايم آن چه كه اين خدا بانوان متصف بدان هستند همه صفات احسن اخلاقي نهفته در وجود انسان و به طور اخص زن است، چرا كه مستقيما با روح لطيف زن ارتباط برقرار مي كند و هر زني در هر كدام از اين روحيات مربوط به هر خدا بانو، دچار خلل و آسيب شود بايد از خدابانوي آن صفت درخواست كمك كنند؛
” آتنا؛ كمكم كن در شرايط فعلي با وضوح و روشني بينديشم.
پرسفون؛ ياريم ده تا منعطف و پذيرا باشم.
هُرا؛ كمكم كن تا پيمان ببندم و بدان پايبند بمانم.
ديميتر؛ بردباري و بخشندگي را به من بياموز و ياريم ده مادر خوبي باشم.
آرتميس؛ به من قدرت تمركز بر اهداف دوردستم عطا كن.
آفروديت؛ ياريم كن از آتش عشق و لذت جسم برخوردار گردم.
هيستا؛ با حضور خود مرا مفتخر كن و صلح و آرامش برايم به ارمغان آور.” 135
اين گونه، با استمداد از روح الهي خويش چشم خود را به جهاني تازه مي گشاييم و به نوع ديگري مي نگريم كه به قول آن شاعر” چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد” و نيز جور ديگر انديشيد كه تغيير در انديشه ها بر آيندي جز تغيير در نگرشها نخواهد داشت. ” الهه پيش از اين كه دنيا را بيدار كند ابتدا در قلب ما بيدار مي شود. بدون توجه به اين كه او به چه نامي خوانده مي شود ما بايد او را گرامي بداريم. او ذات و گوهر زن بودن ماست. او نيروي عظمتي روحي است كه در درون هر زني نهاده شده است براي شناسايي الهه بايد به درون خود بنگريم. گذشته ما و آن چه كه برما آمده است براي او اهميتي ندارد او آگاهي، كمال و ارزشي است كه به طور فعال وبا اميد زندگي مي كند.” 136 هدف از آفرينش انسان نيز زندگي فعالانه و توصيه هاي بزرگان نيز اميد به آينده است كه موتور محركه وجود آدمي در نگاه به سوي آينده در حركت است. من حيث المجموع زنان بايد با توجه به اوضاع اجتماع تعاريف معقول موجود از زن كه كم هم نيست و ما شمه اي از آن را به اشاره بيان كرديم در ورق خوردن تاريخ زن فعالانه وارد كنند و فصل ديگري را به عنوان فصل نيمه شناخته شده ارزش هاي بشري رقم بزنند. ” بياييد تصوير زن را به صورت عروسك ديدن و از او استفاده جسماني بردن، براي هميشه از ياد ببريم و زن را آن طور كه هست و شايسته اوست، ببينيم و بشناسيم. زن اسطوره تقوا و پاكي، وفاداري و از خود گذشتگي است با كيفياتي بسيار متعالي و قابل ستايش. زن فقط به خاكي حاصل خيز و پر بركت نياز دارد تا در آن رشد و پرورش يابد و به ثمر بنشيند، زن چون نهالي تازه است كه نياز به نوازش و مراقبت دارد تا در آن رشد و پرورش يابد و به ثمر بنشيند، زن چون نهالي تازه است كه نياز به نوازش و مراقبت دارد، بياييد تصميم بگيريم در ديدي كه نسبت به زن داشته ايم، تجديد نظر كنيم و زن را آن طور كه شايسته مقام و منزلت اوست درك و تجليل كنيم.” 137

نگاهي گذرا به سيماي زن در ادوار مختلف شعر پارسي

درنگاهي به اشعار شاعران ادوار مختلف شعر پارسي مي توان حضور زن را به عينه مورد مشاهده قرار داد. ” ازاشعار عارفانه که بگذريم، اغلب غزليات و قصايد مشحون از توصيف، تشبيه يا کنايه اي از جنس مونث است.”138 توصيفات و تصاوير موجود از زن دال بر معشوق بودن او در تغزلات عاشقانه است. وصف خط و خال و چشم و ابرو دراغلب آثار، توصيف روي محبوب را به اذهان متبادر مي کند. تشبيهاتي چون قد سرو و ميان باريک و غنچهي لب حکايت از وجود زن در شعر شاعران دارد. پاره اي پژوهشگران دو نقش را براي زن در ادبيات قائلند:
” الف- نقش زن به عنوان سوژه در ادبيات.
ب- نقش زن به عنوان آفرينندهي اثر.”139

زن سوژهي شاعران
نقش زن را در ابيات و آثار قدما اگرچه که در ميان شان بانوان شاعر نيز وجود دارند. لذا در نخستين گام بايد به عنوان سوژهي اشعار مورد بررسي قرار داد. ” از آن زمان که آهوي وحشي دردشت مي دويد و ابو حفص سغدي، ا زنخستين سخن سرايان فارسي، سروده بود، ” او ندارد يار، بي يار چگونه بُوَدا ” تاکنون کلمات يار، معشوقه و بالاخره زن در شعر و ادبيات ما نقش اساسي داشته و دارد.”140 نقل ديگري در خصوص آن چه که در سطور فوق نگاشته شد؛ از پژوهشگري چون آقاي براهني وجود دارد؛ وي در اين باب اين گونه يادآور مي شود که ” بي آن که خواسته باشيم مقام زن را از ديدگاه اجتماعي پايين بياوريم و يا در مقام او به عنوان عاملي که در شرايط سالم تاريخي، اجتماعي از نظر فرهنگي، مي تواند به منبع الهام بسيار غني شاعرانه بدل شود. ترديدي به خود راه بدهيم در بررسي خود به طور کلي از شعر فارسي تا آستانه مشروطيت به اين نتيجه رسيده ايم که در شعر تغزلي ايران معشوق ناب زن بسيار کم است و توصيف هايي که در شعر تغزلي مي بينيم توصيفي است از مردان با خصائص زنان.”141 نگارنده کتاب بررسي شعر بانوان در ادبيات معاصر من باب مثال رجوع به اشعار حافظ و سعدي را يادآور شده و محتواي آن اشعار را دليل بر صحت گفتار فوق دانسته است به هر روي حتي توصيف مردان با خصائص زنانه نيز مي تواند حکايت از مصاديق وجود زن در پس زمينه ذهني شاعر هنگام سرودن اشعار داشته باشد.
درمباحث گذشته به وجود زن در آثار برجاي مانده ادبي به عناوين ناشايست اشاره کرديم از آنجا که به زعم بسياري از صاحب نظران ” شعر ايران، شعري بوده است مردانه، زنان به عنوان يکي از موضوعات حضوري حقير در اين ابراز وجود هنري داشته اند و تصوير هاي منفي اهريمن، مزاحم، مکار، پست، ضعيفه و ناقصه چهره نمايانده اند.”142اين گونه اشارات مشخصا در اشعار بزرگان ادب پارسي برآيندي ناخوشايند بر جاي گذاشته است ” يعني زنان نه تنها مورد توهين و ظلم اين شاعران عظيم الشأن واقع شده اند که به علت جايگاه محترم و قدسي شعر در نزد مردم، اين ابيات چون مثل ساير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره نهج البلاغه، واجب الوجود، زنان مسلمان، عزت نفس Next Entries پایان نامه رایگان درباره شاعران معاصر، آرمان شهر