پایان نامه رایگان درباره شگفت انگیز، فرهنگ ایرانی، فرهنگ و زبان، زبان و فرهنگ

دانلود پایان نامه ارشد

مراکش ) به دنیا آمد (ابن بطوطه، 1361: 6 ؛ ابن خطیب، 1976، ج 3 : 206 )
وی ملقب به شرف الدین (ابن بطوطه،1361، مقدمه ابن جُزَی: 1) ، شمس الدین (زبیدی،1414، ج10: 200) و بدرالدین بوده است. «متأسفانه اطلاع زیادی از زندگی ابن بطوطه جز آنچه خود او در سفرنامه ذکر کرده است نداریم. اجمال سخن اینکه نام او محمد بن عبدالله بوده و ابن بطوطه نام خانوادگی او است که اکنون نیز در مراکش وجود دارد. نسبت اللواتی که در آخر نام او دیده می شود معلوم می دارد که خاندان وی از قبائل بربر بوده است.»(موحد،1370 :30)
«وی در دو مورد از سفرنامه به وضع خانوادگی خود اشارت کرده است یکی در اثناء مذاکره با سلطان هند که می گوید پدران او از مشایخ و قضات بوده اند و یکی در شرح مسافرت به اندلس که قاضی شهر رُنده – ابوالقاسم محمد بن یحیی بن بطوطه را یکی از بنی اعمام خود معرفی می کند.» (ابن بطوطه، 1361: 25؛ خصباک، ] بی تا [ : 17 ) «در مکه یکی از فقهای اهل مغرب را ملاقات می کند که می گوید از دوستان پدر او بوده و چون به طنجه می آمده در خانه ی آن ها منزل می کرده است و قراینی از این گونه اجمالاً نشان می دهد که خانواده ی او اهل علم و فقاهت بوده اند.» ( موحد ، 1378: 18 ).
«خود وی نیز در فقه مالکی دارای معلوماتی بوده و به کار قضاوت اشتغال داشته است، چنان که سلطان هند او را به سمت قاضی دهلی برگزید.»( ابن بطوطه، 1361 : 592 ) و درمالدیو نیز به منصب قضاوت رسید (همان : 669).«ابن بطوطه علاوه بر زبان عربی اندکی فارسی و شاید ترکی می دانست. از زبان هندوان تنها واژه هایی را فرا گرفته بود و می کوشید آن ها را به کار گیرد.» ( بخش جغرافیای دایرة المعارف بزرگ اسلامی، 1374 ، ج3 : 125).
وی در روز پنج شنبه دوم ماه رجب سال ۷۲۵ به قصد حج و زیارت پیامبر اعظم (ص) زادگاه خود را ترک کرد (ابن بطوطه،۱۳۶۱ : ۶). در آن زمان بیست و دو سال بیشتر نداشت و مسافری بود بیکس و گمنام؛ او می خواست بعد از زیارت خانه خدا و حرم پیامبر (ص) به زادگاه خود برگردد و عمر خویش را در جوار خانوادهخود به سر برد. در نخستین روزهای سفر از دوری خویشان و کسان و رنج غربت و تنهایی احساس ملال میکرد لیکن طولی نکشید که مذاق او با طعم سفر خو گرفت و عاشق و شیفتهافق های نو و سرزمین های نادیده و مردمان ناشناخته شد و از آن تاریخ تا نیمهاول ذیحجهسال ۷۵۴  که به موطن خود باز آمد، تقریبا ۳۰ سال تمام به سفر به اقصی نقاط ممالک اسلامی و برخی از سرزمینهای غیر مسلمان پرداخت. (ابن بطوطه،۱۳۶۱ : ۱۸)
نیت او در ابتدای سفر ادای فریضه حج و زیارت حرم پیامبر اعظم (ص ) بود. وی در مسافرت طولانی خود از این نیت غافل نشد چنان که 4 بار به مکه سفر کرد و 7 بار حج را به جا آورد ( تازی ، 1426، ج 1 : 138 ). وی همچنین چند سال مجاور خانه خدا بود. (ابن بطوطه، 1361 : 20 ).
«ابن بطوطه نه فیلسوف بود، نه هنرمند و نه اهل تحقیق و تتبّع. او در زمینة کار خود، که قاضی پور، نیز هیچ شاخصیتی نداشت. هزارها هزار قاضی دیگر هم آمده اند و رفته اند و بر این دریای بی کرانة تاریخ جای پایی ننهاده اند. ابن بطوطه از نظر علم و سواد در میان هم عصران خود ممتاز نبود امّا هر عالم و محققی که بخواهد در پژوهشهای مربوط به آن عصر کاری بکند نیازمند اوست و این کم موهبتی نیست. شاخصیت ابن بطوطه به سفرهای دراز دامن اوست و یادگار بسیار جالب و هوشمندانه که از دیده ها و شنیده های خود بر جای گذاشته است.»(موحد،1378 :11)
«در سختی ها صبور و در مصاحبت ها بردبار است.آدم خوش مشربی است،تلخ و ثقیل و گران جان نیست،به زودی انس می گیرد و می تواند با همه نوع مردم کنار بیاید. دستی به سوی آسمان دارد اما نمی تواند پای از گل بر کند و خود را رها گرداند.قصه گویی است گرم دهن و هوشمند که می داند سخن از کجا آغازد و چگونه در دل شنونده راه جوید.»(همان :3-52)
«مردی دوست داشتنی که مصاحبتش دلپذیر است و قصه هایش گرم و جاندار و اطلاعاتش نادر و گرانبها. مسافری چست و چابک، نیکو خوی و الفت جوی و آسانگیر و خوشگذران، نه تلخ و سرد و گران- جان، با طبعی بد بردار و خاطری بیقرارو ذهنی هشیار و چشمانی نگران و نگاهی تیزبین و حافظه ای شگفت انگیز.چشم تیزبین و حافظة نیرومند او به راستی جالب و حیرت انگیز است.»(موحد،1370 :25-14)
«ابن بطوطه مذهب مالکی داشت. روحیات و تمایلات شخصی ابن بطوطه آنچه بیش از همه در مطالعة سفرنامه جلب نظر می کند موضوع زهد پرستی یا به عبارت بهتر زاهد پرستی او است. وی تقریبا در هر شهر که وارد می شود نخست به سراغ مشایخ و زهاد و پیران طریقت می رود حتی مسافرت او به برخی از بلاد صرفا برای زیارت یکی از شیوخ مشهور صورت گرفته است.تمایل شدید ابن بطوطه به تصوف و اعتقاد او دربارة مشایخ اثر شگرفتی در زندگی او داشته است.»(همان :3-32)
ابنبطوطه در سفر طولانی خود از هر فرصتی که پیش می آمد برای تکمیل معلومات و ادامهدرس و بحث استفاده میکرد و به تفصیلی که در سفرنامه خود آورده کتب مهم حدیث و فقه را در محضر اساتید زمان خوانده است. وی که در آغاز مسافرت مردی گمنام و ناشناخته بود تدریجا اهمیت و احترامی کسب می کند و ملازمان و اصحاب بر سرش گرد می آیند و با امرا و بزرگان ارتباط پیدا می کند و به موازات پیشرفت زمان بر درجهاهمیت و اعتبار او افزوده می گردد.
در اولین مراحل سفر وی پیر روشن ضمیری در کشور مصر خبر می دهد که راه وی به هندوستان و چین خواهد افتاد و فیض دیدار مشایخ بزرگ آن سامان را خواهد یافت. شاید همین پیشگوئی بود که نخستین بار تخم آرزوی سفر به آن نقاط را در دل او کاشت و نیز این تمایلات زاهدانه بود که در هندوستان به داد او رسید و او را از چنگال غضب و انتقام سلطان جبار دهلی رهائی بخشید.
در چند مورد از سفرنامه که ابن بطوطه به فیض صحبت بعضی از اولیا نائل می شود میل درونی او به انقطاع و زهد بیدار می گردد و چنان منقلب می شود که در صدد برمی آید دست از دنیا شسته کنج عزلت برگزیند و بقیت عمر را وقف عبادت و تصفیة باطن کند لیکن باز به قول خود وی شیطان هوی به جدال بر می خیزد و آن ندای ملکوتی را در سینه وی خفه می کند و او را همچنان به دنبال دنیا و زخارف آن می کشاند.
«با این زمینة زهد و تقوی که در طبع ابن بطوطه سرشته دامن وی از لوث ریا و تزویر پاک است و آنجا که به دنبال دنیا می رود در پی شیادی و عوام فریبی نیست. بشر دوستی و احساسات انسانی او در همه حال پدیدار است. قضاوت او دربارة امرا و سلاطین در گرو انعام و احسان آنان نیست فقط در بعضی موارد به این عبارت پرمعنی اکتفا می کند که «آدم بی خیری بود» یا « مردمان بی خیری بودند». علاقة بسیاری به زندگی پرشکوه و جلال داشته و از لئامت و خست بسیار بدور بوده است، پول را همانگونه که به دست می آورده خرج می کرده و پس از آن همه صلات و عطایا که به او رسیده است ظاهرأ وقتی به کشور خویش بازگشته ثروتی با خود نداشته است.»(همان :33)
از خصوصیات احوال ابن بطوطه موضوع جالب دیگری که از سفرنامه استنباط می شود زن بارگی مفرط او می باشد . دیدگان وی در همه حال و در همه جا به دنبال زنان زیبا بوده است. اگرچه دربارة زنان خود استطرادأ و به اجمال سخن می گوید لیکن پیداست که هرجا رفته از فرصت کمی هم که داشته برای ازدواج و تجدید فراش استفاده کرده است. موضوع کنیزکانی که بنا به رسم روز در موارد مختلف خریده است یا از طرف سلاطین و امرا به عنوان هدیه به او داده شده اند نیز جالب است. کمتر نویسنده ای این همه اطلاع دربارة احوال و خصوصیات زنان کشورهای مختلف به دست می دهد. از شهر مقدس مذهبی مکه تا شیراز و هندوستان و مالابار و جزایر مالادیو و چین و آفریقای مرکزی هرجا که رفته وصف دقیقی از زنان آنجا آورده است.قضاوت ابن بطوطه دربارة ملل غیر مسلمان و به اصطلاح کافر از هر حیث منصفانه و خالی از تعصب جاهلانه است. فقط در یک مورد که طبیب یهودی شهر برگی بالا دست قاریان قرآن نشسته بود، احساسات او تحریک می شود و قیافة متعصبانه ای برخود می گیرد، این مورد نیز شاید همچنانکه مترجمین فرانسوی وی اشارت کرده اند بیشتر مرتبط با یهودی بودن طبیب است چون یهودی ها را اصولاً در بیشتر بلاد اسلامی و مخصوصاً در مراکش به چشم تحقیر می نگریستند و شاید اگر طبیبی مسیحی به جای وی بود تا این اندازه موجب تهییج غضب ابن بطوطه نمی شد.(همان :34)
ابن جُزَی در مورد ابن بطوطه می نویسد: «بر خردمندان پوشیده نیست که این شیخ یگانه سیاح این روزگار است بلکه اگر کسی یگانه سیاح ملت اسلامش بخواند دور نرفته و سخنی به گزاف نرانده است» (ابن بطوطه،۱۳۶۱ : ۸۱۶). شاکر خصباک نیز، ابن بطوطه را «سید الرحاله العرب والمسلمین» نامیده است (خصباک،[بیتا] : ۵).
اطلاعاتی که در مورد ابن بطوطه به دست رسیده است همین قدر می رساند که وی پس از مراجعت از سفر در یکی از شهرهای مراکش به شغل قضا منصوب گردیده و به سال ۷۷۹ ﻫ.ق درگذشته است (ابن بطوطه،۱۳۶۱ :۲۵). نشانی که در روز گار ما از ابن بطوطه بر جای مانده کتابی است ارزشمند که داستان دلکش سفر او را در بر دارد و گوری در گوشه ای از طنجه، با ضریحی محقر و مناره ای سبز، که به نام او شناخته می شود (موحد، ۱۳۷8 : ۱۹).
خلاصة کلام معرفی مختصر و مفید از شخصیت ابن بطوطه همان است که گیب در مقدمة خود بر ملخص کتاب وی نوشته است بدین مضمون « مردی با همه اعمال گنهکاران که نشانی از صفات اولیاءالله در او بود».
3-3 آثار ابن بطوطه
سفرنامه ابن بطوطه شاهدی است گویا بر نفوذ گستردة فرهنگ و زبان ایرانی در سرتاسر اقطار اسلامی آن عصر. این سفرنامه دریایی است پر از مصطلحات بازرگانی و اداری و مالی و قضائی که در میان دیوانیان یا عامة مردم در کشورهای مختلف اسلامی معمول و متداول بوده. این گونه اصطلاحات اعم از آنچه غالباً به دربار و تشریفات درباری ارتباط داشته ( چون خدمت، نوبتی، مراتب، چتردار، طشت دار، کلید دار، شرابدار، خاصکی، چاشنیگیر، باورچی، سریر، تخت، صندلی، صیوان، سراچه، بارگاه، خرگاه) و یا به تشکیلات دیوان و ادارة مملکت مربوط می شده ( چون کاتب الغیبه، عرضداشت، خط خرد، خریطه دار، ظهیر، دواتدار، داودار ، دوادویه، بندر، شاهبندر، حق بندر ) و آنچه در میان سپاهیان و اهل جنگ متداول بوده ( از قبیل غیطه، یراق، کوتوال، مفردون، زمامّیون،حرابّه، حرّاقه، امیرتومان) و اسامی پارچه ها و منسوجات (مانند ملف، نخ، کمخا، رزدخانی، قدسی، بیرمی، مقطع، شانباف، شیرینباف ) و لباس ها و تن پوشها ( مانند خرقه، درّاعه، فرجی، احرام، شایشه، کلا، اقروف ، بغطاق، قلنسوه ) و اصطلاحات خاص سفر و وسائل نقلیة آبرو و اصطلاحات معمول در محافل مذهبی و حلقه های علمی و اهل تصوف و ارباب فتوت و بازاریان و صنعتگران و کشاورزان و غیره همة این اصطلاحات مجموعأ مشخص کنندة اب و رنگ و حال و هوای جامعة اسلامی آن روزگار است.(موحد،1370 :8)
سخن از نفوذ شگفت انگیز زبان و فرهنگ ایرانی در روزگار ابن بطوطه بود که کتاب او شاهد گویای این مدّعاست. نگاهی گذرا به همان نمونه اصطلاحات برای توجه به گستردگی دامنة این نفوذ کافی خواهد بود. حتی در خارج از دارالاسلام، در کشور چین با اصطلاحات فارسی پاسوانان ( البصوانان ) ، غلامان پرده دار، الممالیک البردداریه ) ، اسپاهیان ( الاصباهیه ) ، نیزه داران ( النزداریه ) ، تیغداران ( التغداریه ) ، جانداران (الجنداریه ) ، و امثال آن مواجه می شویم و می بینیم که خنیاگران در حضور امیر بزرگ شعر پارسی می خوانند ؛ شعری که چند بار تکرار شده و ابن بطوطه آن را از زبان خنیاگران به یاد سپرده و در کتابت عربی نسخه های دست نوشته به این شکل قید شده است :
تادل بمحنت دادیم در بحر فکر افتادیم
جن در نماز استادیم قوی بمحراب اندری
و ما اینک می دانیم که شعر از سعدی است و صورت درست آن چنین است:
تادل بمهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام
چون در نماز استاده ام گویی به محراب اندری (همان :9)
3-4 سیر سیاحتی ابن بطوطه
سفرنامه ابن بطوطه در دو جزء فراهم آمده است : جزء اول شامل گزارش سفر ار آغاز تا هنگام ورود به هندوستان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره سفرنامه ها، امام صادق، دانش پژوه، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه رایگان درباره منابع معتبر، اجتماعی و فرهنگی، آداب و رسوم، آسیای صغیر