پایان نامه رایگان درباره شعر مقاومت، دفاع مقدس، ناخودآگاه، دریای خزر

دانلود پایان نامه ارشد

معاشقه با کلمات ارغوانی حس کردم آن آتش پر التهاب فرونشسته و دیگر گاه باران است و باران فقط باران … .
چون نگریستم، منظومه‏ای بلند شکل گرفته بود که در آغاز آن را «آتش به لهجه باران» نامیدم، بعدها انگار انگشتِ اشاره‏ی همان کلمات بود که بر برگ‏هایم نوشت: «فرشته بفرستید!» (همان:‏ 128-127).
– «فرشته بفرستید» برای من محاجه و گفتگویی بود با شعر آن سال‏ها در حوالی یادها و یادگارهای دفاع مقدس و مظلوم؛ حرف‏هایی تلنبار شده در اندرونِ زخمی من که به نوعی روایت و باز گفتِ آن سال‏هاست برای پسینیانِ آن سال‏ها.
با این همه، کتمان نمی‏کنم که هنوز حیران آن جوشش شگفت کلماتم که فرشته گون بر صدایم نشستند، حیرانِ آن اشک‏ها که بر برگ‏هایم نوشتند و حیران آن طنینِ مستدامی که از آغاز تا پایان منظومه با روح مسحورم همخوان و همراه بود.
و من چگونه از پس یک چله آواز در لمحه عنایت حضرت دوست برآیم؟ … بر نمی‏آیم (همان: 129).
– «فرشته بفرستید» اگر وامدار شاعری باشد، آن شاعر کسی نیست جز «م. مؤید» که من از اواخر دهه ی شصت با شعر او آشنا شدم و اُنس من با شعر درخشان این شاعر بزرگ و منفرد به نگاهم به شعر سپید تأثیری ژرف گذاشت؛ به ویژه در ساحت‏های معنایی و درونی شعر. طلیعه‏ی این تأثیر در شعرهای سپید مجموعه «روز چندم» رخ نمود و در «فرشته بفرستید» و مجموعه‏های چاپ نشده‏ام تداوم یافت.
هر چند که من حجم گرایی در تماشا و بیان شاعرانه تعلّق خاطر ندارم و افزون بر رویکرد به زلالی زبان، پسند موسیقایی و فرمی متفاوتی دارم.
همین جا به اشاراتی ضروری بسنده کنم و بگذرم که منظومه «فرشته بفرستید» در تابستان هفتاد و سه منتشر شده و بنابر بدیهیات اولیه، ربطی به مثنوی «آب ها و مرداب‏ها» سروده‏ی سال هفتاد و پنج ندارد (همان: 131-130).

3-4 آشنایی با گیلان
استان گیلان با مساحت ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است. «گیلان در طول تاریخ کهن خویش که به کهنگی تاریخ میهن ما می‏رسد، گاه و بیگاه بسان کانونی از آش به پیکر سرد و بی روح ایران گرمی و زندگی می‏داد و نام آوران آن در سایه‏ی شوریدگی و عشقی که به سرزمین خود می‏ورزیدند به پا می‏خاستند و داغ بد نامی را از چهره‏اش می‏زدودند. با کنار زدن غباری که بر صفحه‏ی تاریخ گیلان نشسته، ما می‏توانیم شکل واقعی آن را در آئینه زمان ببینیم و آن‏گاه درباره‏ی سرگذشتی که داشته به داوری بنشینیم، تلخی‏های سرنوشتنش را از شیرینی‏های زندگی آن جدا سازیم و دلتنگی‏های اندوه و ماتم تاریخ خود را در لذت فریادهای شادی و شعارهای میهن پرستانه‏ی مردم آن از یاد ببریم» (رابینو، 1391: نوزده، پیشگفتار).
گیلان، در 36 درجه و 28 دقیقه تا 38 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 44 دقیقه تا 50 درجه و 32 دقیقه طول شرقی واقع است. گیلان از شمال به دریای خزر و از مشرق به مازندران، از جنوب به قزوین و اذربایجان و از مغرب به آذربایجان محدود شده است. «طول آن از شمال غربی به جنوب شرقی در حدود 225 کیلومتر، و عرض آن از 25 کیلومتر تا 105 کیلومتر تغییر می‏کند. در حمله‏ی مغول، گیلان دارای دوازده شهر بود، که در هر یک امیری مستقل حکومت می‏کرد. این سرزمین بعدها به وسیله‏ی هشت تن از امیران که استقلالی نداشتند اداره می‏شد» (همان: 4).
در این سرزمین، عمق چاه‏ها کم است. آب در عمق دو تا سه متری زمین و گاهی نیز در عمق کمتری در دسترس است که این امر باعث حاصلخیزی و باروری زمین این منطقه شده است. غذای اصلی اهالی این منطقه، برنج است. در گیلان گندم و جو نیز می‏روید. محصول ابریشم نیز از این منطقه برداشت می‏شود و به دیگر نقاط کشور صادر می‏شود. تمام منطقه گیلان، حاصلخیز است و در آنجا گوشت و غلات و میوه فراوان وجود دارد.

4 تحلیل تحقیق
4-1 مقدمه
واژه‌ها، تركيب‌ها و اصطلاحات كلمات در شعر به عنوان مصالح زيربنايي مي‌توانند ساختار و محتواي سروده‌ها را به سمت و سويي هدفمند سوق دهند و محتواي تفكر سراينده را در كار سرايش، نمايان سازند. واژه‌ها علاوه بر سطوح ساختماني و مضموني شعر، در ساير پارامترهاي شاعري نيز دخيل اند، مثلاً سطح عاطفي شعر و بروز و ظهور احساسات و حتي غلبه‌ي هر يك از عناصر تفكر، احساس، خيال، موسيقي و فرم مي‌تواند به دليل بسامد بالاي كلمات باشد. گاه فضايي كه خود را بر ذهن و زبان شاعر، تحميل مي‌كند فضايي چارچوب‌دار و هندسي است. به اين معنا كه كرانه‌اي از افق‌هاي موردنظر در مقابل سراينده خود نمايي مي‌كنند و مثل چراغي او را به سمت خود هدايت مي‌نمايند.
در سرودن هر شعري، ذائقه‌ي شاعر و تعلق خاطرش با ايدئولوژي‌هاي گوناگون مي تواند به ناخودآگاه او فرمان دهد كه پذيره‌هاي دلخواهش را بيشتر دروني كند و فضاي ذهني خاصي را براي او به وجود آورد اين‌گونه است كه فضاي ايجاد شده، كلمات ويژه‌اي را كه به عنوان ذخيره‌هاي حسي، ملّي، مذهبي، عاميانه و ادبي قاموس ذهن شاعرند، شكار مي‌كند و سراينده را وا مي‌دارد كه حتماً از اين ذخيره‌ها سود ببرد و از چاشني تخيل و احساس سروده‌اي نو بيافريند. سروده‌هاي دفاع مقدس به طور عام در گزينش كلمات بنا به مصالح مختلفي چون ديدگاه‌هاي مذهبي، تاريخي و انقلابي، و ديدگاه ادبي و همچنين ضرورت به كارگيري الفاظ و اصطلاحـات نظامي، جـغرافيايي و
سياسي جلوه‌گاهي از تنوع واژه‌ها و اصطلاحات هستند. در ادامه نمونه‌هايي از كلمه‌ها و اصطلاحات مختلف در حوزه‌هاي نظامي، سياسي، تاريخي، مذهبي، ادبي و جغرافيايي‏ و… در آثار شاعران «بهمن صالحی»، «غلامرضا رحمدل»، «عبدالرضا رضایی‏نیا» بررسی مي‌شود .

4-2 بررسی نماد در سه اثر
برخی از كلمات و اصطلاحات نظامي و سياسي در شعر دفاع مقدس همانند ديگر قوالب شعر پايداري، واژه‌ها و اصطلاحات خاص نظامي دستمايه‌ي كار برخي از سرايندگان ‌شدند. معمولاً اين واژه‌ها و اصطلاحات به عنوان عنصري زايد و بيگانه هم‌خواني كمتري با ديگر كلمات و اصطلاحات دارند و شعر را از سرزندگي و سلامت باز مي‌دارند. چنانكه در سروده‌هاي زير ضرورتي براي وجودشان نمي‌شود .اما بعضی ازكلمات با بار تلميحي و تاريخي در شعر مقاومت و شعردفاع مقدس شاعران به منظور بهره‌گيري از نمادها، اسطوره‌ها و حوادث مختلف تاريخي سعي در به كارگيري واژه‌هايي دارند كه هر كدام به تنهايي مي‌توانند، تداعي كننده‌ي حادثه‌اي تاريخي باشند. نقش اين‌گونه كلمات در شعر بيشتر نقشي ثانوي در حيطه‌ي زبان و بيان شاعرانه است‏: خشم خزر‏، امواج‏، دریا‏، جنگلی‏ها، سپیدار،‏ جنگل میرزا، بوته، شالی‏، مزرع‏، نشا و . . .
ذكر مناطق مختلف و مرزهاي گوناگون و اماكن خاص هم، در شعر مقاومت مي‌تواند، زنده‌ كننده‌ي خاطرات روزهاي جنگ، براي ساكنان شهرها و روستاها و رزمندگان باشد و اينگونه اسامي، شعر را به ورطه نثر مي‌كشاند. نمونه‌هاي زير منتخبي از صدها مثال در اين زمينه است : خزر ، گیلان.
واژه‌ها، اصطلاحات و تركيبها در حوزه‌هاي ادبي استخدام كلمات و تركيب‌ها آن‌گاه كه كاركرد مناسب و چند منظوره‌اي از قبيل انتقال حس، كمك به انسجام ساختار، تأثير محتوايي، ايجاد تخيّل و نوگرايي در حيطه‌ي زبان و بيان داشته باشند. ارزش ادبي اثر را به بالاترين درجه‌ي خود مي‌رسانند و شعر را از ضعف‌هاي مختلفي چون بي‌فرمي، سقوط در ورطه‌ي نثر و تكرار مي‌رهانند. در حوزه‌ي شعر مقاومت، پس از گذراندن نخستين سال‌هاي تمرين و تجربه، كم كم توانست جايي در اذهان مخاطبان باز كند و به اصطلاح خودي نشان دهد. يكي از جلوه‌گاه‌هاي نوآوري درحيطه‌ي زبان تركيب‌ سازي‌هاي مناسب و تازه است. وجود اين تركيب‌ها در شعر سابقه‌ دارد چنان كه مي‌توان در اشعار تركيب‌هاي نوظهوري‌ با ساخت دستوري ويژه، مشاهده نمود. در شعر مقاومت هم، تركيب‌ها گاه در ساختي هماهنگ با بقيه‌ي اجزاي شعر و گاه در حد يك تركيب نوظهور، غيرمرتبط با عناصر ديگر شعرحضوري رنگارنگ دارند. نمونه‌هايي از اين تركيب‌ها را مي‌توان در اشعارزير مشاهده نمود :
نفس سبز مسیحایی او (رحمدل، 1386 :18).
محمل برکۀ انگشتانش (همان: 20)
کرد در مزرع اندیشه نشا (همان: 18)
خون خورشید در اندام نسیم (همان: 19)
گاهي شاعران شعر سپيد مقاومت علاوه بر ترکیب‌سازی در حوزه‌های دیگر هم از كلمات، شاعرانه استفاده مي‌كنند. استفاده از وابسته‌هاي عددي كه شيوه‌اي معهود در اشعار سبك هندي، علي‌الخصوص غزل‌هاي بيدل دهلوي‌اند، در شعر مقاومت با ساز و كاري جديد، متناسب با حال و هواي جبهه‌ها ، زيبايي فراواني به ساخت زبان داده‌ ، چنان كه در مثالي زير دیده است :
خمخانه گل ز کام تو می جوشد
داغ سه شقایق است بر سینۀ تو
گل خوشه‏های آتش و نور افشاند
آلاله را هوای شکفتن نیست (همان: 69)
به لحن گل مریم (رضایی نیا‏، 1367: 21)
شاهد مثال:
گاهي نيز شاعران با استخدام كلامي استعاري، وابسته‌هاي عددي را غنايي تصويري، مي‌بخشند. چنانكه در مثال زير «يك بهار، شقايق مظلوم» سطح عاطفي كلام با صفت مظلوم و سطح تصويري تركيب وصفي با عاريت گرفتن واژه‌ي “شقايق” به جاي شهدا تعالي يافته‌ است.

4-3 بررسی اشعار غلامرضا رحمدل
«گیله مردی ز تبار جنگل
بذر خون کرد نثار جنگلی
نفس سبز مسیحایی او
جاودان ساخت بهار جنگل» (رحمدل، 1386: 18)
– «درخت، صورت مثالی زندگی و نمودار حیات دوباره است. تداوم رشد نباتات، یادآور حیات ادوار و اسطورة بازگشت جاودانه به اصلی واحد است» (زمردی، 1381: 111). جنگل یکی از نمادهای بومی گیلان به شمار می‎رود که نماد زایش و حیات همیشگی به شمار می‎رود و مردان این سرزمین در قالب نها‎ل‎ها و درختان این خطه به شمار می‎رود که از دل این جنگل، رشد و نمو پیدا کرده و بالده می‎گردند.
– مسیح (ع) از جمله پیامبرانی است که در ادب فارسی دارای جایگاه خاصی می‎باشد و بسیاری از شاعران و نویسندگان از نام، القاب و معجزات این پیامبر در آثار خود بهره برده‎اند. زنده کردن مردگان، شفا دادن بیماران، بینا کردن کوران از صفات عیسوی است که در ادبات فارسی بسیار کاربرد دارند. بیشترین معجزه حضرت مسیح که مورد استفاده قرار می‎گیرد، زنده کردن مردان و دم مسیحایی حضرت می‎باشد. در این شعر، مردی از خطه گیلان را به حضرت مسیح تشبیه نموده و تنفس او را به دم مسیحایی حضرت مسیح بدل نموده است که هر مرده‎ای را می‎تواند زنده کند و این دم مسیحایی مرد گیلانی است که باعث سرسبزی همیشگی و تداوم حیات در این سرزمین می‎داند.
– جاودان ساختن بهار جنگل به معنای همیشه سبز و پابرجا ماندن جنگل که همان سرزمین مادری مرد گیل می‎باشد.
– جنگل‏: جنگل یا‏ Forest ‏، قلمرو روان و اصل مؤنث است. محل امتحان و راز آشنایی، خطرات ناشناخته و تاریكی است. ورود به جنگل تاریك یا افسون شده نماد آستانه است. دست به گریبان شدن جان با خطرات ناشناخته؛ قلمرو مرگ، رازهای طبیعت یا جهان معنوی كه انسان برای یافتن معنی‏اش باید در آن نفوذ كند
در شعر شاعران معاصر، جنگل هم سمبل مرگ‏، معنویت‏، سمبل آرامش‏، ملكوت و روحانی هم مرگی كه منجر به حضور در دیار دوست می‏شود‏. در مورد صورت مثالی «جنگل» باید گفت كه این نماد نشانه محل امن، خلوت و راحت نزد انسان‏ها است، جایی كه هیچ اثری از ظلم و بدی وجود نداشته باشد. صورت مثالی جنگل، تجلی‏گر بهشت در ناخودآگاه انسان است، و مكانی مقدس كه تمامی مظاهر حیات در آن جمع شده‏اند.‏ در جنبه‏های ناخودآگاه نوع بشر وقتی آرزوی بازگشت مجدد به بهشت سركوب شد و به ناخودآگاه رانده شد از طریق بعضی از نمادها سر برآورد و همان نقش عاطفی كه بردوش واژه « هیچستان» در شعر سپهری است، در شعر نیما با همان نقش واژه «جنگل» عینیت می‏یابد.
– سبز : دلیل پوشش گیاهی غنی گیلان ممتاز بودن اقلیم آن است. ناحیه رویشی ‏مانند یک نوار سبز، حاشیه جنوبی دریای خزر و نیمرخ شمالی رشته کوه البرز را پوشانده‌است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس، تربیت معلم، مقطع متوسطه، دانشگاه تهران Next Entries پایان نامه رایگان درباره شمال ایران، میرزا کوچک خان، سختی زمستان، دریای خزر