پایان نامه رایگان درباره شعر معاصر، فروغ فرخ زاد، حقوق زنان، شعر زنانه

دانلود پایان نامه ارشد

تقابل با مردان ظاهر شده اند درون مايهي اشعار اينان از داشتن مخاطب مردي که از ديدگاه يک زن تصوير شده باشد خالي نيست.”160
پس از ورود عشق به زبان زنانه توسط رابعه، و سنت شکني مهستي در صراحت بيان نام معشوق در شهرآشوب ها – البته به زعم برخي پژوهشگران – اندکي پا را فراتر گذاشته به دورهي صفوي قدم مي نهيم ” جميلهي اصفهاني که بعضي تذکره ها او را فصيحه يزدي يا اصفهاني خوانده اند از شاعران مشهور دوره صفويه بوده. وي اشعاري عاشقانه در قالب دو بيتي و غزل دارد. و به خلاف زنان متعارف، فاقد خصوصيت اخلاقي تسليم و طاعت بوده و از محدوده اي که اجتماع معين کرده پا فراتر گذاشت و شرايط و سنن حاکم برجامعه آن روز را ناديده گرفت. بدين جهت تذکره نويسان او را عامل خوش گذراني معرفي کردند.”161
در سلسلهي قاجار نيز نام “مستوره کردستاني [رخ مي نمايد] زني آگاه که اشعارش داراي مضامين اجتماعي است و به زعم زنان هم عصر خود، که بينش محدود آنان از چهار ديواري خانه ها و حرمسرا ها تجاوز نمي کرد، به مسائل اجتماعي توجه نمود.”162 البته نام ديگر زنان شاعر نيز در دوره ي قاجاريه مثبوت است که ما در اين جا به سبب پيشگيري از اطاله کلام از يادآوري نام آن ها صرف نظر مي کنيم و خوانندگان را به مقالهي” سهم زنان شاعر در شعر فارسي” از دکتر روح انگيز کراچي در مجلهي کتاب صبح شماره 4 ارجاع مي دهيم.
” ديگر از شاعران زن که مضامين شعري آن ها رويکردي زنانه دارد بايد به جنت ” فصل بهار خانم ” [اشاره کرد] وي بازماندهي شاعران کلاسيک ايراني است با بينشي اشرافي حاصل رکود فکري دوران قاجاريه است، او شش هزار بيت شعر عاشقانهي مکرر دارد.”163
اين همه ياد کرديم تا برسيم به مشاهير مشروطيت ” نيم تاج خاک پور سلماسي، برجسته ترين نماينده شاعران زن در دوره مشروطيت که روح تپنده انقلاب را احساس کرده است. اشعار اجتماعي او نمايانگر آگاهي و افکار آزادي خواهانه زني است که عميقا درد را احساس مي کند و به فرياد در ميايد.”164
و نخستين زن نو پرداز ” شمس کسمايي، زني که نخستين بار نظام کلاسيک شعر فارسي را در هم ريخت و اشعاري به شيوهي نو با دريافتي نو از جامعه سرود.”165 ديگر از بانوان شاعر دورهي مشروطه بايد از ” عالمتاج قائم مقامي، با تخلص ژاله [ نام برد ] شعر وي شعري است زنانه با مضاميني که بيانگر محروميت و ستم کشي مضاعف زنان است. وي شاعري است پرخاشگر، گاه به جامعه و سنت هاي اجتماعي اعتراض مي کند. نگرشي ژرف دارد و از واقعيت ها سخن مي گويد.
فخر اعظمي ارغنون، شاعري روزنامه نگار و فعال بود که علم و دانش را در بالا بردن آگاهي زنان ضرروي مي دانست.
مهرتاج رخشان، شمس الضحي نشاط، نورالهدي منگنه و مهکامه محصص در شمار شاعران اوايل دورهي پهلوي هستند.
بدري تندري ( فاني )، دختر خواهر مشروطه خواه مبارز، سيد عبدالله بهبهاني، شاعري مترقي با مجموعهي شعري به نام روان خسته. وي ضرورت طرح مسائل زمانش را به موقع دريافت و به عشقي ساختگي و تصاويري قراردادي اکتفا نکرد. کتاب مقام زن در جهان را هنگامي نوشت که زنان جامعه اش از مقام خويش بي اطلاع بودند. “166
و در پايان اختر چرخ ادب پروين اعتصامي که از برجستگان و مفاخر شعر معاصر است و در ميان بانوان شهره ترين ” اشعار پروين واقع گرايانه Realistic) ) و تعليمي (Didactic ) است. او واقعيت هاي اجتماع را با حساسيت هاي زنانه خود لمس و تصوير کرد. در توصيف تجارب و لحظات غم انگيز با تمامي احساس تصاوير گويا و موثر ساخت کمتر شاعري را مي توان يافت که در تصوير کردن احساسات عميق و ژرف به اندازهي او مهارت داشته باشد. او به طرزي بديع به طبيعت و اطراف نگريست و با زباني اديبانه مضامين تازه اي تصوير کرد.”167
در خصوص اثر گذاري شعر پروين ميان بانوان بايد گفت ” پروين راهگشاي زنان در شعر و ادب و فعاليت هاي اجتماعي بود. او اعتقاد داشت:
پستي نسوان ايران جمله از بي دانشي است
مرد يا زن برتري و رتبت از دانستــن است”168
دکتر رضا براهني در خصوص معرفي بانوان اثر گذار در عرصهي ادب پارسي معاصر اين گونه اظهار نظر کرده است: ” پس از 28 مرداد برا ي نخستين بار به صورت جدي مرد مخاطب شعر زنانه قرار گرفت. نقش فروغ فرخ زاد، در اين عرصه بسيار مهم بود. “169 هم او در خصوص فروغ مي نگارد:” تا زمان فرخ زاد هيچ زني، نه تصويري از خود در شعر مردان ديده است و نه توانسته است به شيوهي سالم تصويري از مرد در تغزل زنانه خود بدهد.”170 به هر روي فروغ فرخ زاد به عنوان چهرهي معاصر شاعران زن نخستين زني است که ويژگي هاي شعر زنانه را که در خصوص هر يک از بانوان پيشين بدان اشاره کرديم در وجود خويش و در آثار به جا مانده از وي مي توان ملاحظه کرد.

تغيير نگرش به زن از دوره بازگشت تا مشروطه
آن چه که در خصوص دورهي بازگشت ادبي بايد بدان اشاره کرد اين است که ” مکتب بازگشتن هايي ترين شکلي است که شعر فارسي تا پيش از مشروطيت به خود پذيرفته بود. اگر چه برخي اين مکتب شعري را واجد ارزش هايي مي دانند اما بايد پذيرفت که شاعران بازگشت، تا حد زيادي در خدمت روحيهي ايستا و ساکن عصر خود بوده و بيش ترين تلاش و استعداد خود را مصروف احياء شيوهي متقدمان درشعر فارسي نمودند. مهم ترين مسئله اي که در شعر بازگشت بدان توجهي نمي شد، تناسب ميان محتواي شعر و مقتضاي روزگار شاعر بود که شعر مشروطه اين ضرورت را به خوبي درک نمود وهمتي تمام درهماهنگي خود با زمآن هاش به کار بست.”171 طبعا درون مايهي آثار مکتب بازگشت چندان که به سکون و ايستايي آن در سطور گذشته اشاره شد در خصوص زن نيز همان انگاره هايي را پيگيري کرده است که قدما بر همان مبنا شعر سروده اند.
” مهمترين جنبهي نوآوري شعر مشروطيت، جنبه محتوايي آن است. جريان و فضاي انقلاب، محتواي شعر اين دوره را با مفاهيمي درآميخت که ريشه در آرمان ها و افکار تحول يافتهي مردم داشت. مشروطيت در کوتاه زماني، درون مايهي شعر فارسي را به خدمت نياز هاي مردم و انعکاس واقعيت اجتماعي درآورد. آرمان ها و موضوعاتي چون عشق وطن ( ناسيوناليسم )، آزادي خواهي، استعمار ستيزي، گذشته گرايي، حقوق زنان، طرف داري از طبقات محروم و زحمت کشان، جمهوري خواهي، عدالت طلبي، انتقاد از نابساماني هاي اجتماعي و … اموري بودند که با مشروطيت در شعر راه يافتند.”172 همان گونه که اشاره شد استيفاي حقوق زنان درايران با انقلاب مشروطه آغاز شد طبيعتا ” توجه به شأن و مرتبه ي زنان در شعر دوران مشروطيت در واقع فرايند حضور آنان در عرصه هاي فرهنگي – سياسي است.”173
برآيند انقلاب مشروطه که زنان يکي از مهمترين عناصر اين انقلاب به شمار مي رفتند تغيير در نوع نگرش به زن را ايجاد کرد؛ چندان که ” بعد از مشروطه تا حدودي نگاه شاعران و نويسندگان نسبت به زن تغيير يافت و تحقير زن، کم و بيش از ميان رفت هرچند شکل آرماني آن تحقق نيافت، اما در مقايسه با ادبيات پيشين، تغييرات محسوسي نمود. در اين عصر تحولات عميقي در شعر رخ داد، شعر از شکل سنتي خود خارج شد و در راه تازه اي قدم نهاد. اين تغييرات تنها در وزن و قافيه رخ نداد بلکه از لحاظ نگرش و نگاه نيز دگرگوني هايي حاصل شد. “174 در سطور پيش در اين خصوص به نو گرايي بانو شمس کسمايي در عرصهي شعر اين دوره اشاره کرديم.
در باب تغيير نگرش در عصرمشروطه بايد به شاعري چون ايرج ميرزا نيز اشاره کرد ” در شعر ايرج ميرزا جايگاه رفيعي براي بيان وضع نا مطلوب زنان در جامعهي ايراني اختصاص يافته که با يک رشته از سخنان شاعر دربارهي مادر و مهر مادري و اشعاري در مورد کودکان و نوباوگان تکميل مي گردد. گرايش به سادگي، محوري ترين خصوصيت شعر ايرج ميرزا است. او با همين زبان در “عارف نامه” به ستايش از ارزش هاي زنان مي پردازد. “175 رفته رفته اين تغيير در نوع نگرش و داير شدن مراکز آموزش براي زنان و ورود آنان به عرصه هاي فرهنگي – اجتماعي باعث شد تا ” بر خلاف سده هاي گذشته که زنان شاعر و نويسنده به ندرت يافت مي شدند از اين دوره به بعد، زنان بسياري ظهور کنند که در سرودن و نگاشتن مهارت زيادي از خود نشان دادند و کارکرد آنان از لحاظ ادبي اهميت زيادي يافت. شاعران بزرگي چون پروين اعتصامي، فروغ فرخ زاد، سيمين بهبهاني، طاهره صفارزاده، رقيه کاوياني، مهوش مساعد، ژيلا مساعد، فريده فرجام، نازلي امير قاسمي از شاعران برجسته [عصر حاضر] به حساب مي آيند. “176 که حاصل تغيير نگرش عصرمشروطيت در باب زنان هستند در ادامهي اين رويکرد ” در شعر شاعران اين سده، دفاع از حقوق زن فراوان ديده مي شود. شاعران سعي مي کنند نگاه تازه تري به زن داشته باشند و با توجه بيش تري به زن و شخصيت او بنگرند.”177
حاصل اين دقت نظر و همت همگاني ميان شاعران از زن و مرد خود را در شعر معاصر نيز نشان مي دهد. ” نگاه به زن و شعر معاصر، از واقعيت هاي موجود در جامعه سرچشمه مي گيرد و زنان به مانند ديگر انسان ها به طور مطلق نيک صفت نيستند، بلکه در کنار زنان شايسته و سزاوار زناني يافت مي شوند که به جنبه هاي منفي خود بيش تر روي آوردهاند.”178 اين خصيصه را در شعر سيمين بهبهاني شاعر مورد مطالعهي اين رساله بيش تر پي خواهيم گرفت.
باري ” نگرش به زن در شعر معاصر بسيار گسترده تر است [ بايد گفت] با تقسيم بندي هايي که انجام گرفته در حدود 42 موضوع در مورد شخصيت زن به دست آمده است. “179
اين همه گفتيم تا پس از اين به گفتار هاي زنانه در اشعار شاعري چون سيمين بهبهاني از صنف زنان و نيز محمد رضا شفيعي كدكني از صنف مردان بپردازيم ونوع قلم هر يك را در ارتباط با زنان و تصاويري كه از زن به دست داده اند مورد واكاوي و نقد قرار دهيم و نشان دهيم زنان در عرصه هاي مختلف خصوصاً در عرصه سرايش و نگارش گام هاي جدي برداشته اند اگر چه گاهي فكر مسلط بر اذهان در پاره اي آثار همچنان مبين رنگ و بوي ضعف زن است. ” مراد از” ديگر” يا ” ديگري” در نوشته هاي فمينيست هاي فرانسوي اشاره به اين نكته است كه گفتمان مسلط همواره به مونث بودن در مقايسه با مذكر كه موضوع اصلي گفتمان است مقامي فرعي مي دهد. بعضي مذكر را معيار مثبتي مي داند كه مونث در مقايسه با آن منفي ( يا غير مرد) معرفي مي شود.” 180 اين جا بايد گفت در پاره اي آثار كه آفرينندگان آن زن هستند نيز مي توان ردپايي از گفتمان مردانه يافت لذا در جهت همان سير تحول كه از آغاز گفتار تا بدين جا مدام به آن تكيه كرديم يكي هم همين است اين كه به زنان بگوييم ” خودت را بنويس. تن تو بايد شنيده شود. فقط در اين صورت است كه منابع لايزال ناخودآگاه فوران خواهد كرد. نوشتن؛ عملي كه تنها رابطه رفع توقيف شده ي زن با جنسيت اش با وجود زنانه اش را متحقق و واقعي نمي سازد بلكه دسترسي اين را به قدرت اصيل اش، به خوبي هايش، به لذاتش، به اندامهايش باز مي گرداند و او را به خطههاي عظيم تنانه اش كه مهر و موم شده بودند، باز پس مي گرداند. اين عمل او را از ساختار فرا مَن شده اي (Superegoized) كه زن در آن همواره جايگاه از پيش مقرر يك متهم به ميل داشتن، متهم به هيچ نداشتن، متهم به سرد مزاجي، متهم به گرم مزاجي زياده از حد، متهم نه اين بودن و نه آن بودن، متهم به زياده مادر بودن، متهم به بچه داشتن به بچه نداشتن، متهم به پرستاري كردن و نكردن…، نوشتن او را با تفكر و تحليل اش، با تحليل روشنگري اش رها مي سازد، با آزاد سازي متن شگفت اش از خود، او كه بايد به سرعت حرف زدن را ياد بگيرد. زن، بدون تن كور است كر است، بي تن زن خدمتكار مرد ستيزه جو مي شود، سايه او مي شود، ما بايد آن “زن كاذب” كه زن زنده را از تنفس باز مي دارد، بكشيم.” 181
آن چه كه تا كنون جنس مذكر پيرامون مونث نوشته چندان بيانگر وجود واقعي زن نبوده و نيست اگر زنان اين سكوت را بشكنند و خود قلم به دست گرفته خويشتن خويش را به صفحات سپيد كاغذ بنشانند آن گاه رفته رفته تعاريف درست از زن بودن جلوه و جايگاه خود را پيدا مي كند كتاب هايي كه در تدوين و تنظيم اين وجيزه مورد استفاده نگارنده قرار گرفت خصوصا دو كتاب نماد هاي اسطوره اي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره شاعران معاصر، آرمان شهر Next Entries پایان نامه رایگان درباره نهج البلاغه، خانواده در اسلام