پایان نامه رایگان درباره شاهنامه فردوسی، خسرو پرویز، زایمان طبیعی، موضوعات تاریخی

دانلود پایان نامه ارشد

ناشایست‌ می‌شناختند و وظیفه‏ی خود می‌دانستند کـه‌ بـا هـر قیمت و هر‌ مقدار قربانی هم که لازم‌ باشد‌ رفع شـر از طریق مجازات مجرم بشود. پس می‌توان چنین استنباط کرد که‌ اساس‌ و هسته‏ی حماسه به تلاش‌ انسان‌ در‌ یافتن راه درست‌ زنـدگی‌ بـرمی‌گردد» (همان :20).

3-3-2 ویژگی‎های شاهنامه
شاهنامه‌ی فردوسی‌ یکی‌ از پرمایه‌ترین و بی‌نیازترین گنجینه‌ها از نظر دربرداشتن لغات و اصطلاحات ادبـی زبـان فارسی‌ست‌ و بی‌شک از این جهت بزرگ‌ترین و نخستین‌ کتابی‌ست که‌ پاسدار‌ کلمات‌ زیبای زبان دری‌ گردیده و آن‏ها را بـا صـحت و امانت به دست ما سپرده است. «فردوسی منادی عزت و شرف‌ ملت‌ ایران‌ و شاهنامه معتبرترین و موثق‌ترین سند هویت‌ تاریخی‌ و ملی ایـران اسـت»و یا«با وجود کارهای عمده‌یی که درباره‌ی فردوسی و شاهنامه‌ انجام‌ یافته در این‏باره گـفتنی‌ فـراوان‌ و عـرصه‌ پژوهش‌ بیکران‌ و درهای مطالعه و تحقیق به‌ روی‌ پژوهندگان باز است و همیشه باز خواهد بود و در هـیچ زمـینه‌ و موردی از مسائل متعدد راجع به‌ فردوسی و شاهنامه هیچ‌کس‌ نمی‌تواند‌ مدعی باشد کـه آخـرین کـلام‌ را‌ گفته است» (سبک دل، 1385 :38). شاهنامه طولانی‎ترین اثر حماسی ایران است که مجموعه‎ای است از شعر داستانی، آمیزه‎ای از اسطوره، تاریخ، افسانه، فولکلور، افسانه‎های اغراق‎آمیز و … می‎باشد. شاهنامه مجموعه‎ای است از کهن‎ترین خاطره‎های قومی، باورهای دینی، وضع اجتماعی و زیستی طبقات گوناگون ایرانی، روایت پهلوانی‎ها، نبردها، جشن‎ها و سرشار از اندیشه‎های حکمی، فلسفی، اخلاقی و … است.
«در کلام دیر پای آزاد مرد خراسان، تمامی حرکت‏ها، مقاومت‏ها، پیروزی‏ها، دلاوری‏ها، جوانمردی، کام و ناکامی و دیگر خصلت‏های پهـلوانی بـا مبالغه‌ رقم خورده‌اند تا مهییج‌تر جلوه کنند. ارزش هـنری ایـن‌ سـخن‌ اغلب زمانی مضاعف‌ می‌گردد که وی این عنصر نـیرومند خـیال را با تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و تضاد ترکیب کرده و جان و حرکت و حیات و عظمت بیکرانی به تصویر می‌بخشد و البـته‌ ایـن‌چنین‌ اغراقی، شاعرانه، مایه‌ تعالی بیان وی می‌باشد؛ بیانی حـماسی‌ حاصل‌ از‌ ذهـنی‌ و قاد و خـیال‌اندیش و قـلمی سـحّار و شور آفرین» (طالبیان، 1380 :220).
مقام شـاهنامه‌ی فـردوسی در تاریخ ایران به مراتب بالاتر از مـقام یک اثر ادبی بـزرگ مـلی‌ست،زیرا این اثری‌ست که اصولا‌ یـکی‌ از ارکـان ملیت ایران به شمار می‌رود و اگر نفوذ عمیق آن در تقویت روحی و برانگیختن غرور مـلی ایـرانیان نبود، به احتمال قوی بسیاری از صـفحات تـاریخ پرحـادثه و شگفت‌انگیز‌ ما در طـول هـزار سال گذشته به آن صـورت کـه اکنون شاهد آنیم، نوشته نمی‌شد. مسلّما مبالغه نیست، اگر گفته شود در تاریخ ملل جهان‌ کم‌تر‌ اثـر ادبـی می‌توان یافت که‌ به‌ اندازه‌ی شـاهنامه‌ی فـردوسی در شخصیت مـلی یـک کـشور در جریان حوادث تاریخ آن اثـر بخشیده باشد.
«شاهنامه‌ی فردوسی در عصری به وجود آمد که‌ ملیت‌ ایرانی دست‌خوش فتور شده‌ بود‌ و تـاریخ پر شـکوه و افتخارآمیز گذشته‌ی این سرزمین تدریجا فـراموش مـی‌شد.پیدایش ایـن اثـر جـاودانی، مردم این مـرز و بـوم را متوجه‌ی عظمت تاریخ چند هزار ساله‌ی خویش ساخت و آن‌ غرور ملی را که ایران آن عصر بدان احـتیاج داشـت، در دل‌هـا برانگیخت و دوشادوش آن،پارسی را به صورتی چنان اسـتوار پایـه‌گذاری کـرد کـه پس از گـذشت هـزار سال،هنوز اندک تغییری‌ در‌ زبان فردوسی‌ پدید نیامده است و این خصیصه‌ای‌ است که در هیچ کشور جهان نظیر ندارد» (سبک دل، 1385 :38).
فردوسی با دلبستگی و تعصبی که نسبت به اصالت‌نژادی ایران و گذشته‌ی‌ افتخارآمیز‌ آن‌ و سرگذشت قهرمانی نیاکان خود داشته و از پیروی و بیدادگری تازیان رنجیده خاطر،خواسته اسـت‌ بـا‌ تصنیف شاهنامه خاطرات سربلندی، برتر منشی و فرّ و جاه ایرانیان قدیم و یاد‌ و پیروزی‌های آنان را بر ملت‌های دیگر زنده کرده و در ضمن به هم‌وطنان خود که‌ بر‌ اثر‌ شکست‌خوردگی در برابر عرب‌ها دچار ضعف روانـی و انـحطاط شده و درس‌ خودشناسی‌ و تفوّق طلبی و گردن فرازی داده است. «یکی از مشخصات کم‌نظیر شاهنامه این است که فردوسی‌ در‌ سرودن این اثر عظیم،به‌هیچ‌وجه اصول مورد قبول فرمانروایان روزگار،اعم از سامانیان و غزنویان‌ را رعایت نکرده است» (مرتضوی، 1369 :12).
بـرخی از‌ نـظریه‌های‌ محقّقان و دانشمندان، در مورد شاهنامه وفردوسی:
« «رنـان» محقّق و دانـشمند بـزرگ، شاهنامه را «سند بزرگ‌ نبوغ‌ و قدرت خلاقه‌ی‌نژاد آریایی» نامید. «سنت بوو» نویسنده‌ و منتقد نامدار گفته‌ است: اگر‌ بدانیم آثاری بدین عظمت در‌ جهان‌ پیدا می‌شود، این‌چنین ساده‌لوحانه به خـودمان مـغرور نمی‌شویم. «آمـپر» ادیب و مورّخ مشهور، فردوسی را یکی‌ از‌ بزرگ‌ترین شعرای عالم بشریت نامید و شاهنامه‌ را‌ از هـمه‌ی حـماسه‌های‌ بزرگ‌ جهان مثل ایلیاد و ادیسه‌ و حماسه‌های معروف هندی و نیبلونگن آلمان برتر شمرد. ….
«کاول» مستشرق انگلیسی نوشت: این حماسه‌ی ادبی‌ با‌ هرچه کـه در دنـیای بـزرگ است،به‌ آسانی‌ برابری می‌کند. ایلیاد‌ در‌ اروپا‌ و شاهنامه در سراسر‌ آسیا بی‌نظیر است. «نولدکه» گوید: این یـک حماسه‌ی ملی چنان با عظمت است که هیچ ملتی در‌ روی‌ زمین نظیر آن را ندارد. …
«عبد‌ الوهاب عزّام» استاد مشهور مصری در ضمن بحث‌ درباره‌ی‌ مقام‌ شاهنامه‌ در‌ ادبیات‌ جهان و مـقایسه‌ی آن بـا حـماسه‌های بزرگ جهانی می‌گوید: شاهنامه، موضوعات تاریخی و حقایق علمی و ادبی تمام ملل آسیایی و بعضی از مـلل اروپایـی را دربردارد.
«هانری ماسه» خاورشناس مشهور فرانسوی می‌گوید: شاهنامه در بین تمام حماسه‌های ایرانی مزیت خاص دارد،ایـن حـماسه‌ی مـلی که دنیای زرتشت‌ و اسلام را دربردارد. یکی از موثرترین جنبه‌های تحول آسیایی را مجسم می‌سازد.
فـروغی می‎گوید: شاهنامه‌ی فردوسی هم از‌ حیث‌ کمیّت هم از حیث کیفیّت‌ بزرگ‌ترین‌ اثر ادبیات و نـظم فـارسی‌ست. بلکه مـی‌توان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است و معظم‌ترین یادگار ادبی نوع بشر است.
همایی در باره قدرت کلام فردوسی می‎گوید: فردوسی با‌ قدرت‌ خلاقه‌ی ادبی و نیروی بلاغت، سخن‌آرایی دنده‌های زبر، خشن و نیش‌های گزنده‌ی داسـتان را سـوهان‌کاری مـی‌کند و می‌تراشد، خار و خس اطراف و جوانب قصه را می‌پیراید و به تعبیر خودش رفو ‏می‏کند. …
ذبیح الله صفا مـی‌نویسد: فردوسی بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران ویکی از حماسه‌سرایان بزرگ‌ جهان است و شاهنامه در شمار بهترین آثـار حـماسی عالم است.
یوسفی می‌گوید: شاهنامه سـرگذشت مـلتی‌ست کـه در طول قرون نمودار فرهنگ، اندیشه و آرمان‌های آنان اسـت و ‌‌از‌ هـمه مهم‌تر کتابی‌ست درخور حیثیت انسان» (سبک دل، 1385 :39-40).

4-1 مقدمه
فصل چهارم به تحلیل تحقیق اختصاص دارد که در آن به بررسی امداد و کمک‏رسانی در شاهنامه فردوسی پرداخته‏ایم. این فصل به چند بخش تقسیم شده است و در آن امدادهای جسمانی، معنوی و غیبی دسته‏بندی شده و از هر مورد، شاهد مثال‏هایی از میان اشعار و داستان‏های شاهنامه استخراج و بیان گردید.

4-2 امداد جسمانی
در هنگام وقوع حوادث و بلایای طبیعی همواره کسانی هستند که دچار آسیب‏های جسمی می‏گردند و به تبع آن افرادی سعی در کمک و یاری رساندن به افراد آسیب‏دیده دارند. مثلاً نجات دادن افراد از زیرآوار و یا در جنگ‏ها و تصادفات و … همه این‏ها نمونه‏های امدادی که انجام می‏گیرد و به آن امداد جسمانی می‏گویند.

4-2-1 کمک به زایمان زنان
یکی از نمونه‏های خوب درمان و امداد در شاهنامه فردوسی داستان رستم‏زایی رودابه است. رستم از آغاز تولد و هنگامی که در شکم مادر بود به خاطر درشتی اندام زایمان طبیعی او غیرممکن می‏نمود.
امروزه به این عمل سزارین گفته می‏شود. به این خاطر که سزار (امپراطور مقتدر روم) نیز به همین شیوه از مادر زاده می‏شود. گویا فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه‏ی رستم‏زایی را به جای سزارین پیشنهاد کرد که متاسفانه جا نیفتاد.
نیاید به گیتی ز راه زهش

به فرمان دادار نیکی دهش

بیاور یکی خنجر آبگون

یکی مرد بینا دل پر فسون

نخستین به می ماه رامست کن

ز دل بیم و اندیشه را پست کن

بکافد تهیگاه سرو سهی

نباشد مر او را ز درد آگهی

وزو بچه شیر بیرون کشد

همه پهلوی ماه در خون کشد

وز آن پس بدو زآن کجا کرد چاک

ز دل دور کن ترس و تیمار و باک

گیاهی که گویمت با شیر و مشک

بکوب و بکن هر سه در سایه خشک

بسا و برآ لای برخستگیش

ببینی همان روز پیوستگیش…

بیامد یکی موبدی چرب‏دست

مر آن ماه رخ را به می کرد مست

بکافید بی رنج پهلوی ماه

بتابید مر بچه را سر ز راه

چنان بی گزندش برون آورید

که کس در جهان این شگفتی ندید

همان در دگاهش فرو دوختند

به داور همه درد بپسوختند1

شبان روز مادر ز می خفته بود

ز می خفته و هش ازو رفته بود

(شاهنامه، 1380: 97/ 1492-1560).
بیهوش کردن رودابه، شکافتن پهلویش، بچه را بیرون کشیدن، بخیه زدن شکاف، دارویی که دستور ساختش را هم در شعر آورده بر زخم گذاشتن و التیام زخم و سرآخر دل به داور سپردن، همه این‏ها را امروزه با این همه پیشرفت‏های علمی نیز شاهد هستیم.
فردوسی در شرح حوادث مختلف گاه آن چنان جزئیات را توصیف می‏کند که مثلاً در علم پزشکی گویا خود پزشک بوده است.
یا در صحنه‏های جنگی گویا خود مبارزی است آشنا با فنون جنگاوری همین‏گونه در اسب سواری، کشتی، بزم و … این جاست که به حق به او لقب حکیم و نابغه طوس داده‏اند.

4-2-2 امداد رسانی در قحط‏سالی و خشک‏سالی
دگر سال روی هوا خشک شد

به جو اندرون آب چون مشک شد

به دیگر همان و چهارم همان

ز خشکی نبد هیچ‏کس شادمان

هوا را دهان خشک چون خاک شد

ز تنگی به جو آب تریاک شد

ز بس مردن مردم و چارپای

پسی را ندیدند بر خاک جای

شهنشاه ایران چو دید آن شگفت

خراج و گزیت از جهان بر گرفت

به هر سو که انبار بودش نهان

ببخشید بر کهتران و مهان

خروشی برآمد ز درگاه شاه

که ای نامداران با دستگاه

غله هرچه دارید پیدا کنید

ز دنیا و پیروز گنج آگنید

هر آنکس که دارد نهانی غله

و گرگاو و گر گوسفند و گله

به نرخی فروشد که او راهواست

که از خوردنی جانور بی نواست

بهر کار داری و خود کامه‏ای

فرستاد تازان یکی نامه‏ای

که انبارها برگشایند باز

به گیتی بر آنکس که هستش نیاز

کسی گر بمیرد به نایافت نان

ز برنا و از پیرمرد و زنان

بریزم ز تن خون انبار دار

کجا کار یزدان گرفتست خوار

بفرمود تا خانه بگذاشتند

به دشت آمد و دست برداشتند

همی به آسمان اندر آمد خروش

ز بس مویه و درد و زاری و جوش

ز کوه و بیابان ز دشت و ز غار

ز یزدان همی خواستی زینهار

بدین‏گونه تا هفت سال از جهان

ندیدند سبزی کهان و مهان

بهشتم بیامد مه فرودین

برآمد یکی ابر با آفرین

همی درّ بارید بر خاک خشک

همی آمد از بوستان بوی مشک

(همان: 1016/ 57-76).
شاه هنگامی که مردم خود را در تنگنا می‏بیند ابتدا در انبارهای حکومتی را می‏گشاید و زاد و توشه در میان مردم یارانه‏وار پخش می‏کند. آن‏گاه به سرمایه‏داران و ثروتمندان امر می‏کند، آنان نیز آنچه را که دارند، نه رایگان بلکه به مردم بفروشند و احتکار نکنند. نه شاه و نه سرمایه‏داران از اضطرار مردم سوء‏استفاده نمی‏کنند، پس از این امر نیز دست به دعا بر می‏دارند تا آن‏که یزدان پاک ندای آنان را می‏شنود و خشک‏سالی از آن دیار رخت برمی‏بندد.

4-2-3 امداد جسمانی به افراد
4-2-3-1 خسرو پرویز
در داستان پادشاهی خسرو پرویز، بخش 45، فردوسی اشاره به حمایت روانی و روان‏پزشکی دارد و همچنین نام گیاهانی را که جنبه‏ی درمانی دارد و امروزه نیز در طب گیاهی و طب سنتی نیز مورد استفاده قرار می‏گیرد، آورده است که جنبه‏ی پزشکی و درمانی دارد.
چنین گفت با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره آسیای صغیر، کلیله و دمنه، شاهنامه فردوسی، تاریخ ایران Next Entries پایان نامه رایگان درباره امدادگران، مواد غذایی