پایان نامه رایگان درباره شاعران معاصر، آرمان شهر

دانلود پایان نامه ارشد

مورد استناد کل جمعيت ايران واقع شده و توهين عموميت يافته است.”143
ما در اين خصوص ذيل عنوان تخريب چهره زن در آثار بزرگان اندکي مبسوط تر به مقوله توهين به زنان در آثار و مکتوبات پرداخته ايم. سخناني که منشأ فکري بخش عظيمي از جمعيت جهان و بلکه خوراک فکري و فرهنگي کل جهان را در باب زنان مي توان منبعث از القاء آن افکار نادرست دانست. ” انتسابات ناروا به زنان سلسله وار و زنجيره اي با اولين حرکت ارسطويي شروع و به شاعران امروز در شعر کلاسيک کشيده شده است البته فضل تقدم اين حرکت نصيب متون منثور است و بررسي ديگري را مي طلبد در نتايج يک پژوهش علمي که به صورت مقاله اي با عنوان زن در نگاه شاعران معاصر ارائه شده است پژوهشگر برآيند کار خويش را اين گونه نظام ميدهد که: 1- دو نگاه کلي به زن از گذشته دور تاکنون ديده مي شود.
الف- زن به عنوان مادر: در نگاه تمام شاعران، چهره قدسي است و قابل تکريم و تعظيم.
ب- زن به ماهو زن: در نگاه بسياري از شاعران از گذشته هاي دور تا نزديک به دوره ما زن موجودي ضعيف، ناتوان و طفيل وجود مردان است.
2- با توجه به تحولات در يکي دو قرن اخير نگاه به زن تا پيش از انقلاب اسلامي و پس از مشروطه اندک تغييري ديده مي شود آنان ارزش زن را در گرو فراگيري علم و دانش دانسته و آن را يکي از ضروريات تجدد و پيشرفت مي شناختند.”144
در خصوص نگاه به زن از مشروطه به اين سو به فراخور بحث مطالب ديگري را يادآور مي شويم لذا در مورد نگاه به زن در شعر شاعران گذشته هنوز بحث باقي است؛ نمود زن در اشعار پيشينيان متأثر از نوع نگاه آنان به نقش آفريني زن در زندگي است ” زن در ادبيات پيشين، يا به صورت يک قهرمان ظهور مي کرده و حماسه مي آفريده است و يا به عنوان معشوقي باعث غزل سرائي مي شده و ادبيات غنائي را به وجود مي آورده است. پس [ با اين رويکرد مي توان به گونه اي ديگر متذکر اين مبحث شد که ] زن به دو شکل در ادبيات گذشته ما ديده مي شود يا فعال است يا منفعل؛ زن فعال را در آثار حماسي مي توان يافت و زن منفعل را در غزليات عاشقانه.”145
چندان که پيش تر نيز در خصوص گفتار هاي تحقيرآميز در مورد زن سطوري از نظر گذشت بايد گفت ” در بررسي هاي به عمل آمده در ادبيات منظوم امروزي، اين نتيجه به دست آمده است که زن در ادبيات منظوم گذشته، بيش تر مورد تحقير و سرزنش قرار گرفته است تا در ادبيات منظوم امروزي، البته در ادبيات منظوم حماسي مانند شاهنامه، زن کمتر مورد بي توجهي قرار گرفته است، اما در ادبيات منظوم تعليمي چون بوستان سعدي اين بي توجهي بيش تر نمايان است.”146
پر بيراه نيست اگر نگاهي هرچند مختصر به آثار مؤثر ادب پارسي و خالقان آن بيندازيم تا ديدگاه آفرينندگان آن آثار را در خصوص زن به سنگ محک بيازماييم. ” زن در شاهنامه مقامي بلند و ارجمند دارد و در جاي جاي شاهنامه ستايش مي شود زناني که در شاهنامه حماسه مي آفرينند کمتر از مردان نيستند. در واقع از لحاظ جنسي، با مرد فرق دارند، اما از لحاظ روحيه و شجاعت و وفاداري چون مردان استوار و پابرجا هستند. از اين رو گفته اند ” فردوسي در زنان مردانگي را دوست دارد”.”147
ابوالمجد مجدود بن آدم سنائي غزنوي شاعر مشهور نيمه دوم سده پنجم و نيمه نخست سده ششم نيز بنا به پژوهش پژوهندگان نماي زن را در حديقه خود اين گونه به تصوير مي کشد و بيان مي دارد ” با بررسي هاي به عمل آمده سيماي زن در حديقه سنايي به شکل هاي زير ارائه شده است:
1- زن، وسيله دست يابي به معرفت
2- برتري مرد بر زن
3- زن، عامل پايبندي و عدم توجه به معرفت
4- زن، نشانه نفس و مرد نشانهي عقل
5- تحقير زن و تشبيه او به حيوان
6- زن، موجودي ترسو و طمع کار و خائن
7- دختر و ننگ دانستن او
8- پند و اندرز زن به مرد.”148
حکيم نظامي گنجه اي صاحب آثارعاشقانه ادب پارسي نيز قطع به يقين در خلق منظومه هاي عاشقانه خود که يک سوي عشق در آن زن است نسبت به حضور زن در ابياتش انگاره هايي را مترتب ساخته و بر آن پايه دست به سرودن منظومه ها زده است. من باب مثال ” در مخزن الأسرار، زن به چهار صورت مشاهده مي شود که عبارتست از:
1- زن و ظلم ستيزي
2- زن و توجه به عرفان و معرفت
3- زن و تشبيه او به فلک
4- زن و توجه او به مسائل مادي و بيهوده”149
روي کرد شيخ اجل سعدي شيرازي در سده هفتم نيز در انگاره هاي ساخته شده وي از زن را بايد ميان اوراق بوستان او جويا شد ” بوستان کتابي است پر از اندرز و به قول عدهي زيادي بوستان نشانه دهنده راه زندگي است و در شمار ادبيات تعليمي ما قرار مي گيرد. سعدي در کتاب بوستان به بايد ها توجه کرده است و در واقع به دنبال مدينهي فاضله اي مي گشته است “150 حال بايد ديد شيخ اجل در جستجوي اتوپيا يا آرمان شهر خويش زن را چگونه به تصوير کشيده است و جايگاه زن در نظر او چگونه جايگاهي است. ” در تحقيقات انجام شده در کتاب بوستان حدود هشت تصوير از زن مشاهده مي شود که عبارتند از:
1- بيان ويژگي هاي زن خوب و زن بد
2- مادر
3- زن و بي وفايي و عدم اعتماد به او
4- آه و نفرين از طرف زن و تاثير آن در زندگي
5- برتري مرد بر زن
6- زن موجودي ترسو
7- زن و شکوه و شکايت
8- اندرز زن به مرد”151
که هر کدام در جاي خويش قابل بحث و بررسي است و در اين مقال نمي گنجد. کما اين که ديگر پژوهشگران در خصوص اين تصاوير به شکل مبسوطي سخن رانده اند و مطلب نگاشته اند.
ديگر استاد سخن که اشاره به انگاره هاي او نيز خالي از لطف نيست و بلکه جالب توجه است مولانا جلال الدين محمد بلخي است که شاعري از عرصه ادب عرفاني است وي ” در حقيقت نقطه عطف عرفان در ايران است که در اين زمينه، زيباترين و ماندگارترين آثار عرفاني را به جاي نهاده است. با بررسي هاي به عمل آمده، سيماي زن در مثنوي معنوي، از پنج جنبه مورد توجه قرار گرفته است که عبارتند از:
1- مادر
2- رمز و تمثيل
3- توجه به جنبه هاي منفي و باور هاي نادرست نسبت به زن
4- ذکر زنان شايسته و نيک منش
5- ذکر زنان ناشايست و بدکُنش “152
به هر روي سخن گفتن از زن در شعر شاعران از دير باز تا به امروز به انحاء مختلف وجود داشته و همواره اين سوژه در آثار آيندگان نيز موجوديت خود را حفظ خواهد کرد.

زن خالق اثر و آفريننده شعر
چندان که در اعصار پيشين نام مردان به عنوان خالقان آثار مثبوت افتاده است نام زنان نيز در تذکره ها به ثبت رسيده و آثاري هرچند مختصر از قلم زنان بر جاي مانده است لذا اگر چه ” از دير باز طبعاً پيش از قرن چهاردهم هجري تاريخ ادبيات فارسي از چهره ي زنان شاعر بي نصيب نبوده است، اما به هر دليل در تذکره ها – تا به رابعه بنت کعب قزداري برسيم – نشاني از شعر اين زنان شاعر ديده نمي شود از اين رو رابعه را نخستين شاعر زن بعد از اسلام و معاصر آل سامان و رودکي دانسته اند. افزون بر اين ” رابعه بنت کعب قزداري … اولين کسي است که از ماهيت عشق سخن گفته است””153
اگر بر ژرفاي نگاه خود بيافزاييم خواهيم ديد که در برخي کتب به نام ” آتوسا دختر کوروش و همسر داريوش و مادر خشايار شاه [ اشاره کرده اند ] و نوشته اند که شعر مي گفت و از زنان اديب روزگار خود بود.”154
محمد حسين رجبي در کتاب مشاهير زنان ايراني و پارسي گوي از آغاز تا مشروطه تذکره اي گرد آورده است که مي تواند محل رجوع خوبي براي علاقه مندان به اين مقوله باشد در اين تذکره به پاره اي از اشعار برجاي مانده از بانوان نيز اشاره شده است. به طور کلي ” در تاريخ ادبيات درخشان فارسي و در تذکره ها به نام چهارصد شاعر زن اشاره شده که گاه تنها نامي يا بيتي از آنان به جاي مانده است از جمله مي توان عاجزي، جلائي، زايري، نرگسي، بليغهي شيرازي، بيدلي خياباني، فاطمه آراني، فاطمه قوال و کوکب نام برد. اگر چه اين زنان شاعر در تاريخ شعر فارسي حقيقتا نقشي آن چنان ندارند، در بررسي شعر زنان نمي توان آنان را ناديده گرفت. زيرا آثار ادبي هر اثر نشانگر اوضاع اجتماعي همان زمان و روابط ميان هنرمند و خوانندگان است؛ گاه وجود يک بيت نيز مي تواند مشخص کننده وضعيت زن در يک دوره تاريخي باشد. در مورد نقش زنان در ادبيات نخست بايد به محدوديت ها، تعصبات، تضييقات، بي عدالتي ها و ظلم هايي كه اين موجود تحت ستم با آن ها روبرو بوده اشاره شود. در اجتماعات مختلف و از روزگاران دور زن داراي آزادي محدود و امکانات و اختيارات اندک بوده است. قوانين مدني به ضد او وضع شده و فشارهاي فرهنگي و اخلاقي او را سرکوب کرده است بدين سبب زن امکان رشد و شکوفايي نداشته و تدريجا به فردي منفعل و ناآگاه تبديل شده است.”155
مجموعهي عواملي که در سطور فوق برشمرديم موجب مي شود تا نام هيچ يک از زنان درادوار مختلف شعر فارسي به پايهي مردان اديب و نام آور هم عصر آنان نرسد و نتيجه اين که جز نامي از يک دو زن و نه تشهير به آثار به جا مانده از آنان، چيز ديگري در دست نباشد.
” بعد از قرن چهارم و حضور رابعه در تاريخ ادبيات ايران بيش ترين شاعران زن ايراني در قرن هاي هفتم و سپس هشتم و بيش تر از اين دو، در قرن نهم چهره مي نمايانند که ممکن است به علت رواج و رونق بيش تر تذکره نويسي در اين ادوار باشد. اگر چه قرن نهم و يا نهم و دهم با هم بيش از نيمي از شاعران زن را به خود اختصاص مي دهد ولي شخصيت هاي چشمگيري چون رابعه، مهستي، پادشاه خاتون و جهان ملک خاتون ندارد.”156 عذرا دُژم در کتاب اولين زنان ذيل نام مهستي آورده است: ” اگر زماني مانند اواخر قرن پنجم اسباب علم کمي محيا شد و کساني مانند خيام و شاعراني مانند انوري هم رخ نمودند، و رشيد وطواط هم کتابي از خود به يادگار گذاشت، مهستي گنجوي هم ظاهر شد. زني که دربار سلجوقي را با شاعران مديح گويش به تجليل از خود واداشته بود. نوشته اند که در شعر چهار دفتر داشت و در مشاعره با شاعران بزرگ زمان چيزي کم نمي آورد، کتاب مي خواند و در شعرهايش تصوير زمانه و زندگي زنان و روياهاي شان منقوش بود. اما با اين همه ديواني از او در دست نيست.”157
اگر قصد داشته باشيم به گونه اي مجمل و موجز در نگاهي به قرن ها شاعران زن مربوط به آن قرون را شناسايي کنيم مي توان از ” قرن چهارم: رابعه بنت کعب قزداري، قرن چهارم و پنجم: پروين خانم، قرن پنجم و ششم: مطربهي کاشغري، قرن ششم: دختر خطيب گنجه، مهستي، فردوس مطربه، سيده بنت ناصر، قرن هفتم: پادشاه خاتون، دختر سالار، دختر حکيم گاو، دختر ستي، دختر سجستانيه، رضيه گنجه اي، عايشه سمرقندي، فاضله سمرقندي، فاطمه خراساني و کوکب، قرن هشتم: بنت البخاريه، بي بي حيات، جهان ملک خاتون، دوست سمرقندي، زينت، بانو باغبان اردبيلي و روزبه، قرن نهم: آرايش بيگم، آرزو سمرقندي، اوراق سلطان بيگم، بي بي بيدلي، دختر رقيه بيگم، زايري، عصمت اسپستي، عفتي، مهري هروي و هما، قرن نهم و دهم: آتوني، آفاق جلاير، بيجه منجمه، ضعيفي، نهالي، نهاني کرماني، نهاني اصفهاني.”158 نام برد. ” از چند چهرهي درخشان – رابعه، مهستي، جهان ملک خاتون و … که بگذريم، افزون بر تعدادي از شاعران زن که در فاصلهي قرن چهار تا قرن دهم مي زيسته اند و به نام آن ها اشارتي رفت تذکره نويسان و همچنين پژوهشگران معاصر به نام و نشان هايي ديگر درنگ کرده اند که از آن جمله: جميله اصفهاني، ضعيفي سمرقندي، فخر النساء، دلارام، سليمه بيگم، محترم النساء ( صراحي ) و … بيش تر اين زنان شاعر را در قرن دهم و يازدهم هجري قمري باز مي يابيم.”159
از ديگر نکاتي که پس از اندک شناخت از حضور زن در گستره ادب پارسي بايد بدان پرداخت درون مايه هايي است که زنان در شعر خود به دست داده اند شهربانو حسين زاده در اين خصوص مي گويد: ” زنان شاعر، بر حسب درون مايهي اشعار خود به دو دسته تقسيم مي شوند:
الف- آن هايي که در شعر خود به عنوان شاعر مطرح شده اند يعني درون مايهي شعر آن ها تغزلي سالم نيست و مخاطب آن ها انسان به صورت عام است و خود شاعر جهان را از ديدگاه يک زن نديده و مخاطب آنان مرد نيست.
ب- آن هايي که به عنوان شاعر ( زن ) در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره صاحب نظران، ابراز وجود، جهان خارج Next Entries پایان نامه رایگان درباره شعر معاصر، فروغ فرخ زاد، حقوق زنان، شعر زنانه