پایان نامه رایگان درباره سمبولیسم اجتماعی، شعر فارسی، شعر معاصر، شعر معاصر ایران

دانلود پایان نامه ارشد

است و برای نظرهای عادی پیچیده، مبهم و گنگ به نظر می‏رسد. آنچه عمق دارد، باطن هم دارد، باطن شعر شما با خواندن دفعه اول البته به دست نیاید، سعی کنید در این کار ماهر باشید. سمبول‏ها شعر را عمیق می‏کنند، دامنه می‏دهند، اعتبار می‏دهند، وقار می‏دهند و باعث می‏شوند خواننده خود را در برابر عظمتی بیاید. سمبول‏ها را خوب مواظبت کنید، هر قدر آن طبیعی‏تر و مناسب‏تر بود، عمق شعر شما طبیعی‏تر و متناسب‏تر خواهد بود، ولی سمبول‏ کاری نمی‏کند، باید آن را پرداخته ساخت. باید فرم و طرح و احساسات شما به آن کمک کند» (پورنامداریان، 1378: 151). محقّق شهید جناب آقای مهدی زرقانی در کتاب «چشم انداز شعر معاصر» در مورد اوج و فرود سمبولیسم اجتماعی در شعر معاصر ایران می‏نویسد: «نیمه دهه سی تا میانه دهه چهل، دوره اوج سمبولیسم اجتماعی در ایران است. از اواسط دهه چهل، دو جریان شعری پدید آمد که سمبولیسم اجتماعی را از رونق انداخت. نخست پیدایش تدریجی شعر چریکی که بیشتر به صراحت میل داشت تا نمادگرائی و دیگر شعر موج نو و حجم که به تکراری بودن سمبول‏های جامعه‏گرا اعتراض داشتند. این هر دو جریان سبب شد که سمبولیسم اجتماعی از آن رونق و شکوه خود باز ماند. بیشتر مجموعه‏های سمبولیک جامعه‏گرا که در این دوره منتشر شد از آنِ شاعرانی است که در دهه‏های قبل ظهور کرده بودند، مثل سیاوش کسرائی» (زرقانی، 1384: 689).

2-4-5 شیوه تحلیل و درک مفهوم نماد
پی بردن به معنای اصلی رمزها به دلیل نبودن قراین و دلایلی آشکار که نشان‏دهنده‏ی این معنا اصلی باشد بسیار دشوار است. از طرفی دیگر هر نمادی ممکن است بیشتر از یک معنا و مفهوم داشته باشد و مجموعه‏ای از معانی را القا کند. از این‏جهت نمی‏توان با درک یک یا چند برای نمادها، تصور کرد که کل مفهوم آن‏ها شناخته شده است. به همین دلیل غالب نقد و تحلیل‏ها که بر آثار رمزی نوشته می‏شود با هم متفاوت و بعضاً مغایر است. در این‏باره سخن «چیاردی» که می‏گویند. «معنی یک شعر هیچ‏گاه آن چیزی نیست که به ظاهر درباره‏اش صحبت می‏شود اگر درباره همه شعرها صادق نباشد لااقل درباره‏ی شعرهای رمزی که علاوه بر معنای ظاهری دارای معنای ضمنی و پنهانی دیگر نیز می‏باشد» (احمدپور، 1374: 7). می‏توان درست باشد هرچند «پیرامونویل» می‏نویسد: «بررسی و تحلیل رمز به مثابه آن است که پرده‏های پیاز را از هم جدا بکنیم تا ببینیم پیاز کجاست» (دوبوکور، 1376: 5).
یونگ نیز می‏نویسد: «ما در تلاش خود برای درک نمادها نه تنها با خود نماد بل تمامیت وجودی فردی که آن نمادها را آفریده سرو کار داریم» (یونگ، 1389: 132).
همچنین بسیاری از رمزشناسان، معتقدند که مطالعه و بررسی زمینه‏ها و شناخت عمیق از رمز و اسطوره، نیاز به بررسی تمدن‏های دیرین انسان‏ها و شناخت نوع و روش زندگی آن‏ها و طرز تفکر مردم آن دوران دارد که این امر در بستر پژوهش‏های انسان‏شناسی و تاریخی جای می‏گیرد و نیاز به پشتکار و زمانی طولانی برای بررسی و مطالعه دارد.
«دکتر پورجوادی ضمن بحثی ارزنده درباره الفاظ شعر عرفانی، با مقایسه الفاظ نمادین شعر عرفانی و الفاظ نمادین قرآن مجید، به این نتیجه رسیده‏اند که: شناخت معانی الفاظ نمادین، از راه تعریف میسر نیست، زیرا ما نمی‏توانیم این الفاظ را خارج از متن در نظر بگیریم. ما باید این الفاظ را داخل متن در نظر بگیریم و سعی کنیم در جهتی حرکت کنیم که لفظ بدان اشاره می‏کند … معانی نمادین الفاظ را فقط از راه تأویل می‏توان کشف کرد» (صرفی، 1382: 20).
«بنابراین برای فهم معانی نمادین یک اثر ادبی را چند بار مطالعه کنیم، تا با توجه به قرینه‏ها و حال و هوای حاکم بر یک اثر ادبی بتوانیم نمادین بودن آن را ثابت کنیم، و شیوه‏ی به‏کارگیری نمادها را در آن بررسی کنیم و برای توضیح و تأویل نماد در درجه‏ی اول شناخت پدیدآورنده‏ی اثر خیلی مهم است تا از این طریق قادر باشیم شعور و بصیرتی همساز و همسنگ آن‏ها پیدا کنیم و علاوه بر این، باید با تجارب صوفیانه و احوال و عوالم روحانی آشنایی نسبی داشته باشیم و به تشبیه‏ها و مجازها و استعاره‏ها و … به کار رفته در یک اثر ادبی دقت کافی را به خرج بدهیم و همچنین اسطوره‏ها و آیین‏هایی که در یک اثر ادبی به کار رفته را خوب بفهمیم و از طریق مردم‏شناسی با مردمان عصر شاعر یا نویسنده، به راحتی بتوانیم ارتباط برقرار کنیم، تا اگر چه نتوانیم نمادها را دقیق تفسیر و تأویل کنیم، حداقل به نادرست تفسیر نکنیم» (همان: 21).

3. شرح احوال و آثار شاعران و معرفی آثار
در این فصل، با آثار و شرح زندگی‏ «بهمن صالحی»، «عبدالرضا رضایی‏نیا» و «غلامرضا رحمدل» آشنا می‏شویم. هدف ما معرفی بیشتر این شاعران و آثارشان می‏باشد که در این پایان‏‏نامه از آثارشان برای بررسی و تحلیل استفاده شده است.

3-1 آشنایی با بهمن صالحی
بهمن صالحی در سال 1316 شمسی در رشت به دنیا آمده است، پدرش از اهالی لنگرود و مادرش اهل رشت بود، نام اصلیش حسن نوغانجی صالح است، لیکن چون نام کوچک او بهمن بود و در محیط مدرسه خطابش می‏کردند به همین نام معروف شد. تحصیلات ابتدایی را در رشت و متوسطه را بعد از سال‏های ترک تحصیل به طور شبانه در تهران به رسانید، وی در سال 1347 به استخدام اداره فرهنگ و هنر وقت درآمد و در انجمن کتابخانه عمومی رشت مشغول به کار گردید.
صالحی، کار شاعری را از سال 1333 آغاز کرد. ابتدا به شیوه سنتی شعر می‏سرود اما بعد از آشنایی با آثار شاعران نوپرداز، خصوصاً نیما یوشیج و شناخت مکتب او را به اوزان شکسته روی آورد (فخرایی، 1377: 258).

مجموعه شعری او به نام افق سیاه‏تر از انتشارات ویژه‏نامه‏ی هنر و ادبیات بازار رشت 1345 و «باد سرد شمال» و کسوف طولانی 1367، انتشار یافته است که کتاب اخیر از انتشارات طاعتی رشت می‏باشد.
چند اثر دیگرش عبارتند از منظومه روزه و «صدای پای آزادی» که از آثار پیش از انقلاب هستند در زمینه تحقیق «رساله» بلند سمبولیسم عرفانی حافظ، شامل یادداشت‏های تنظیم شده درباره اندیشه عرفانی، سیاسی، اجتماعی حافظ شاعر بزرگ غزلسرایی ایران (همان: 259).
بخشی از اشعار او بعد از انقلاب وی تحت عنوان «نخل سرخ» توسط فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد. بهمن از شاعرانیست که صیت شهرتش این سازمان را در نوردیده و جای مشخص در ادبیات معاصر را به خود اختصاص داده است.
بهمن صالحی غزل‏سرایی معاصر در غزل شیر جنگل میرزاکوچک خان جنگلی را پاس داشته است و یکی از معدود شاعرانی است که بیشترین شعر درباره نهضت سروده است (عباسی، 1381: 11).
بهمن صالحی از شاعران ارجمندِ روزگار ماست؛ توانمند و تأثیرگذار امّا خلوت گزیده و بی هیاهو، از لفظ «استاد» می گریزم که امروزه از پی کاربردی هرز و آلوده به ابتذال از معنا تهی شده است.
از این شاعرِ پیش کسوت در سال‏های پیش از انقلاب دو مجموعۀ «افق سیاه تر» و «باد سرد شمال» منتشر شد و در سال‏های پس از انقلاب مجموعه‏های «کسوف طولانی»، «نخل سرخ»، «بانوی آب»، «خطوط دلتنگی»، «مردی از گیلان»، «زخم زیبای عشق»، «در حوالی عطش»، «برگزیدۀ شعرها»، «خنجر و گل سرخ»، «سایۀ پندارها» و «باغِ کاغذی».
این سیزده مجموعه از یک سو گرایش ها و دل مشغولی‏های گونه‏گون شاعر را باز می‏تاباند و از دیگر سو تجربه‏ای متنوع و متفاوت او در زمینۀ غزل و قالب‏های کلاسیک و رویکرد به شعر نو (نیمایی) را به نمایش می‏گذارد. به تقریب می‏توان عصارۀ این تجربه‏ها را در دو مجموعۀ برگزیدۀ شعرها و باغ کاغذی که دستاورد پنج دهه شاعریِ اوست به تماشا نشست (صالحی، 1388: 8).
صالحی در عرصۀ شعر کلاسیک شاعری قدرتمند است، با غزل‏های به هنجار و مقبول و موفق قدمایی، امّا انصاف این است که سرودن و باز سرودنِ غزل‏های قدمایی- گرچه نشان از انس و الفت با میراث شعر فارسی دارد- امتیاز شعر بهمن صالحی نیست، چنان که همان نکته را می‏توان دربارۀ دیگر هم ولایتیِ پیشکسوت، شاعر نامدار جناب ﻫ . الف. سایه باز گفت.
نقطۀ اوج و ارج شعرِ صالحی در جایی است که با ذهنیت و زیان نیمایی و امروزی پیوند می‏خورد؛ پیوندی که از یک سو به سرودن غزل های درخشانِ نوکلاسیک می‏انجامد و از دیگر سو، اتّصال شعر امروزی‏اش را با ریشه‏ای کهن استوار می‏دارد، به ویژه در غزلواره‏های شاعر که گره گاهِ جهانِ شعری کهن با نو به شمار می‏آیند.
اگر بنا بر آن باشد که از این پنج دهه شاعری به اشارت و اجمال روایت کنیم، شاید این عبارت فشرده گویا باشد: صادقانه، ملایم و متعادل، به دور از افراط و تفریط، چه در صورت و چه در محتوا … این جمله از اشعار بهمن صالحی بیشتر تبیین کرد: یکی طیف شعرهای نیمایی و دیگری طیف غزل های کلاسیک و نوکلاسیک.
صالحی در هر پنج دهه شاعری اش با پرهیز از تعصّب ورزی‏ها و هنجارشکنی‏ها شعرش را به ویژه در حیطۀ قالب و فرم، از فرو غلتیدن در ورطۀ آوانگاردیسم به دور داشته و از افراط و تفریط‏های مرسوم در جماعتِ کلاسیک گرایان و مدرنیست‏ها حذر کرده است.
چنین پرهیز و مراقبه‏ای‏، گرچه شعر صالحی را از تشخّص و تفرّد در زبان و دیگر مؤلفه‏های سبکی بی‏نصیب داشته، حال و هوایی به هنجار و نُرمال را برای شعرش به ارمغان آورده است که در انطباق با روش و منش شاعر، شرِّ جنجال‏ها و آرتیست بازی های متداول را از سرِ زندگی و شعرش کم کرده است و این دستاورد، در وانفسای هیاهوهای رنگ- رنگِ وادیِ هنر و ادبیات و روشنفکری دستاورد مغتنمی است.
با این وصف، بدیهی است که شعر صالحی سلیقه های آوانگارد و اولترا مدرن را ارضا نکند؛ نه نوگرایانِ افراطی و نه غزلسرایانِ سوپر مدرن را، امّا در چشم کسانی که توفیق شعر فارسی را در پیوستِ سنّت و مدرنیسم می‏بینند، بهمن صالحی در زمرۀ موفق ترین شاعرانِ نوقدمایی (نوکلاسیک) دهه‏های اخیرِ شعر فارسی است و از این حیث می‏توان دستاورد او را در عِداد چند شاعر برجستۀ این عرصه ارزیابی کرد.
پیداست که بنا بر همین مؤلفه، شعر بهمن صالحی- به تعمّد- شعری فرم‏گرا نیست، شعری زبان گرا و حتّی تصویرگرا نیست، بلکه بیش تر شعری محتوا گراست که با تکیه بر اندیشه‏ها و تصویرهای عاطفی شکل می‏گیرد و بسط می‏یابد و از این نظر، با شعر شاعرانی چون «فروغ» سنخیت بیش‏تری می‏یابد:
«با من بگو
با من بگو که کیستی؛
ای آنکه نام تو
خشک و عبوس
مثل صدای پای راهبه‏ها
در دیرهای ساکت و طولانی است؟
من یک پرنده‏ام
که در شیارِ گونۀ تو تخم می‏نهم
وقتی که بر بهار مسافر
… در ایستگاه‏های زمان فکر کنی» (همان: 11-8).
اگر ناگزیر باشیم از مجموعۀ آثار بهمن صالحی گزینه‏ای فراهم کنیم، در انتخابِ من تأکید بر دو دسته از شعرها خواهد بود. عمدۀ امتیازها و برجستگی‏ها و دستاوردهای شعر وِی را باید در همین شعرها جست: یکی غزل‏های نو و غزلواره‏ها، و دیگری شعرهای نویی که با رویکرد به درون نمایه‏های دینی، در سه دهه اخیر سروده شده‏اند.
اگرچه نمی‏توان از دیگر طیف‏های شعر صالحی نیز اشعاری موفق و بیاد ماندنی را سراغ گرفت، مانند پاییزی، کودک و عید، کتابخانۀ عمومی، مصاحبه با مرگ و … . با این وصف، معتقدم جایگاه و مرتبتِ صالحی در شعر معاصر ایران، با تأکید بر این دو دسته شعر رقم می خورد. غزل ها و غزلواره‏های صالحی، به شهادت جُنگ ها و مجله های دهۀ چهل و پنجاه تأثیری انکار ناپذیر بر ذهنیتِ رهپویانِ غزل نو داشته و رتبۀ پُر ارجی را در این عرصه برای شاعر به ارمغان آورده است؛ در کنار شاعرانی چون شهریار، نیستانی، منزوی، بهبهانی، بهمنی، صادقی، صلاحی، شفیعی، سایه و چند تنِ دیگر که اندک، اندک جریانِ غزل امروزی را شکل دادند و پِر رنگ ساختند.
پس از آن، به ویژه در دهۀ شصت و هفتاد، غزل معاصر ما به دلیل اقبال عام و گستردۀ شاعران جوان و خلّاق که به تجدیدِ حیات و نوشیدنِ توش و توان غزل انجامید تجربه‏های متنوّع تر و پیشروتری را نیز در نَوَردید که البته این امر از جایگاه و فضل تقدّم غزل سرایان ارجمند دهه‏های پیشین نمی‏کاهد.
در این چشم انداز، بهمن صالحی با غزل‏هایی از این دست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره شعر دفاع مقدس، شعر فارسی، دفاع مقدس، جنبش اجتماعی Next Entries پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس، امام خمینی، ادبیات فارسی، متغیر مستقل