پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

دانش و تواناييها و مهارتهاي ذهني تقسيم شده و هر يک از اين دو بخش نيز داراي تقسيماتي به شرح زير است:
00/1: دانش. دانش شامل يادآوري ، بازخواني و بازشناسي امور جزيي و کلي روشها و فرايندها، الگوها، ساختها، يا موقعيتهاست. در واقع دانش عبارت است از حفظ و نگهداري ذهني مطالب قبلاً آموخته شده. طبقات فرعي( خرده طبقات ) دانش به شرح زيرند:
10/1 دانش امور جزيي. يادآوري اطلاعات مشخص و مجزا.
11/1 دانش اصطلاحات:
– تعريف کردن اصطلاحات علمي و فني درس فيزيک
– بيان معاني لغات تازه درس زبان خارجي
12/1 دانش واقعيتهاي مشخص:
– بازگو کردن وقايع مهم تاريخي مربوط به کشور مورد مطالعه
– بيان خواص فيزيکي و شيميايي عناصر مختلف
20/1 دانش راهها و وسايل برخورد با امور جزيي. دانش مربوط به راههاي سازمان دادن، بررسي کردن داوري کردن و انتقاد کردن. ( سيف، 1380، ص 138)

21/1 دانش امور قراردادي:
– توضيح دادن قواعد نقطه گذاري مورد استفاده در نوشته هاي گوناگون.
– بيان قواعدد و قوانين آداب و معاشرت در فرهنگهاي مختلف
22/1 دانش روالها و توالي ها:
– توضيح دادن تأثيرات صنعتي شدن يک جامعه بر روابط فرهنگي و بين المللي آن جامعه
– بيان تأثيرات مشترک عومل ارثي و محيطي بر رشد فرد.
23/1 دانش طبقه بنديها و طبقات:
– بيان آثار و نوشته هاي گوناگون يک رشته
– بيان شکلهاي مختلف مالکيت بازرگاني
24/1 دانش ملاکها:
– بيان ملاکهاي مورد استفاده در تعيين ارزش غذايي مواد خوراکي
– بيان ملاکهاي طبقه بندي علوم و هنرهاي مختلف
25/1 دانش روشهاي يا روش شناسي:
– نام بردن روشهاي مناسب بررسي مسائل علوم اجتماعي
– بيان روشهاي مورد استفاده دانشمندان براي پاسخ دادن به سؤالهايي که درباره جهان طرح مي شوند.
30/1 دانش امور کمي وسائل انتزاعي يک رشته. دانش مربوط به طرحها و الگوهايي که به وسيله آنهاپديده ها و انديشه ها سازمان مي يابند.
31/1 دانش اصلها و تعميمها:
– بيان اصول مهم يادگيري مورد استفاده در آموزش کلاسي
– بيان قوانين زيست شناسي مربوط به توليد مثل و وراثت.
32/1 دانش نظريه ها و ساختها:
– بيان اصول و نظريه هاي درس شيمي
توضيح دادن نظريه هاي مهم مربوط به فرهنگهاي مختلف .( سيف، 1380، ص139)
تواناييها و مهارتهاي ذهني
هدفهاي مربوط به تواناييها و مهاتهاي ذهني بر فرايندهاي سازمان دهي و تجديد سازمان مطالب آموخته شده که براي منظوري معين لازم اند تأکيد مي کنند. اين هدفها درک و فهم مطالب، توانايي استفاده از آنها در موقعيتهاي تازه، تجزيه و تحليل مسائل، ابداع و ايجاد آثار تازه و داوري و قضاوت دباره امور مختلف را شامل مي شوند. اين بخش از حوزه شناختي از پنج طبقه به شرح زير تشکيل يافته است.( سيف، 1380، ص140 )
00/2 فهيمدن. فهميدن يعني درک مطالب که فرد از آن طريق در مي يابد که هدف اصلي مطلب مورد نظر چيست. فهيمدن يک مرحله بالاتر از دانش است. زيرا در دانش از يادگيرنده صرفاً خواسته مي شود مطالبي را که قبلاً آموخته است، بدون دخل و تصرف زياد در آن به ياد آورد. اما در اين طبقه يادگيرنده علاوه بر حفظ مطالب بايد آنها را بفهمد. طبقه بندي فهميدن از سه خرده طبقه به شرح زير تشکيل يافته است:
10/2 ترجمه يا برگردان. انتقال معني از شکلي از گفتار به شکلي ديگر. ترجمه با توجه به ميزان وفاداري به متن مورد قضاوت قرار مي گيرد. يعني، صرف از اين که مطالب تغيير شکل مي دهد مفهوم يا مضمون آن با چه دقتي حفظ مي شود؟
– توانايي خواندن نقشه هاي معماري.
– توانايي ترجمه شعر يا نثر از يک زبان به زباني ديگر.
منظور از ترجمه تنها معني متداول آن يعني برگردان مطلبي از يک زبان به زبان ديگر نيست، بلکه تبديل و تغيير مطلب به هر طريق از شکلي به شکل ديگر است. مثلاً وقتي از دانش آموز مي خواهيم شعري را که حفظ کرده است به زبان خود تعريف کند، با ترجمه سروکار داريم. يا وقتي که مطلبي را از صورت توضيحي به شکل نمودار يا بالعکس تبديل مي کند باز هم کار ترجمه انجام مي دهد. البته تبديل مطلبي از يک زبان به زبان ديگر مانند ترجمه کتابي از زبان انگليسي به زبان فارسي هم موردي از ترجمه است.
20/2 تفسير. توضيح دادن يا بيان کردن مطالب از طريق معني کردن يا دادن مثالها يا خلاصه اي از آنها. در حالي که ترجمه شامل برگردان عيني و بخش به بخش مطلب از يک صورت به صورتي ديگر است، تفسير مستلزم بازچيني و بازآرايي مطلب يا ارائه ديدگاهي تازه از آن است.
– توانايي تشخيص و بيان نتيجه گيريهاي درست يا نادرست از مجموعه اي از اطلاعات
– توانايي درک و بيان انديشه اصلي يک اثر يا يک مطلب به صورت خلاصه
30/2 برون يابي و درون يابي. بسط دادن اطلاعات به وراي معلومات موجود، مثلاً تعميم دادن نتايج حاصل از تحقيق با نمونه اي از يک جامعه به کل آن جامعه. شخص در برون يابي به پيش بيني امور مي پردازد. شق ديگر برون يابي، درون يابي است. درون يابي شامل پرکردن فواصل موجود در يک رشته اطلاعات است.( سيف، 1380، ص140 )
– توانايي پيش بيني يا برآورد نتايج اقدامات مختلف
– توانايي تشخيص دادن عواملي که داراي نتايج نادرست هستند.
00/3 کاربستن. استفاده از مطالب انتزاعي( انديشه هاي کلي، قواعد اجرايي، روشهاي کلي در موقعيتهاي ويژه و عيني.
– توانايي استفاده از اصول و قوانين يادگيري در آموزشهاي کلاسي.
– توانايي استفاده از محاسبات رياضي در موقعيت هاي عملي زندگي.
00/4 تحليل. شکستن يک مطلب يا موضوع به اجزا يا عناصر تشکيل دهنده آن به گونه اي که سلسله مراتب انديشه ها به صورتي روشن نشان داده شود و روابط ميان انديشه هاي بيان نشده مشخص گردند. اين طبقه از سه خرده طبقه با نامهاي زير تشکيل يافته است:
10/4 تحليل عناصر. شناسايي عناصر موجود در يک مطلب
– توانايي تشخيص واقعيتها از فرضيه ها
– توانايي تشخيص فرضهاي بيان نشده در يک مطلب خواندني
20/4 تحليل روابط. شناسايي روابط و تعاملهاي بين عناصر و اجزاي يک مطلب
– توانايي تشخيص روابط علت معلولي از ساير روابط
– توانايي تشخيص سفسطه هاي منطقي در استدلالها
30/4 تحليل اصول سازماني. شناسايي سازمان و آرايش نظامدار يک مطلب که هم ساختار آشکار و هم ساختار نهان آن را شامل مي شود. (سيف، 1380، ص141 )
– توانايي تشخيص ديدگاههاي يا تعصب هاي نويسنده در بيان يک واقعه تاريخي
– توانايي تشخيص فنون مورد استفاده در مطالب ترغيبي، مانند تبليغات تجاري، تبليغات سياسي و غيره .
00/5 ترکيب. پهلوي هم گذاشتن عناصر و اجزا براي ايجاد يک کل يکپارچه و توليد طرح يا ساختي که قبلاً به شکل فعلي وجود نداشته است. ترکيب همان فعاليت ذهني است که به آفرينندگي يا خلاقيت معروف است. ترکيب از خرده طبقه هايي به شرح زير تشکيل يافته است:
10/5 توليد يک اثر بي همتا يا منحصر به فرد. منظور پديد آوردن اثري است که در آن پديد آورنده انديشه ها احساس ها و تجارب خود را به ديگران منتقل مي کند.
– توانايي نوشتن يک داستان مقاله يا شعر ابتکاري
– توانايي تجارب شخصي به طور مؤثر
20/5 توليد يک نقشه يا يک مجموعه اقدامات پيشنهادي، منظور ايجاد نقشه اي براي انجام يک رشته عمليات است.
– توانايي پيشنهاد دادن راههاي آزمودن فرضيه ها
– توانايي طراحي يک طرح آموزشي براي تدريس در يک موقعيت ويژه
30/5 استنتاج مجموعه اي از روابط انتزاعي. يعني توليد يک مجموعه روابط انتزاعي براي دسته بندي يا تبيين داده ها يا انديشه هاي معين يا استنتاج پيشنهادها و روابط از يک مجموعه پيشنهاد اساسي يا بازنماييهاي نمادي
– توانايي تدوين يک نظريه يادگيري قابل استفاده در آموزش کلاسي
– توانايي انجام اکتشاف رياضي و تدوين اصول و قوانين رياضي
00/6 ارزشيابي. داوري درباره ارزش مطالب و موضوعات براي مقاصد معين. اين طبقه از دو خرده طبقه زير تشکيل يافته است:
10/6 داوري بر اساس شواهد دروني. ارزشيابي درستي يک اثر با توجه به شواهد مانند منطقي بودن همساني اجزاء و ساير ويژگيهاي دروني.
– توانايي سنجش صحت يک گزارش با استناد به دقت به کار رفته در بيانات، مستندات، دلايل و غيره
– توانايي نشان دادن اشتباهات منطقي يک بحث
20/ 6 داوري بر اساس ملاکهاي بيروني. ارزشيابي يک اثر با مراجعه به ملاکهاي موجود خارج از اثر
– توانايي ارزيابي نظريه ها، مفاهيم، تعميم ها، و واقعيت هاي مربوط به فرهنگهاي خاص
– توانايي مقايسه يک اثر با بهترين معيارهاي شناخته شده در رشته مربوط به آن اثر. ( سيف، 1380، ص142 )
روابط بين طبقه هاي شش گانه حوزه شناختي بدين صورت است که به پايين ترين طبقه اين حوزه طبقه دانش است که زيربناي پنج طبقه ديگربه حساب مي آمد. طبقه بعدي طبقه فهميدن است که بر طبقه دانش استوار است ، اما خود اين طبقه براي طبقات بعدي يعني کاربستن، تحليل، ترکيب و ارزشيابي زيربنا محسوب مي شود.به همين منوال، اين رابطه سلسله مراتبي براي بقيه طبقات نيز صادق است. (سيف، 1380، ص142 )
هنگام استفاده از طبقه بندي هدفهاي حوزه شناختي، براي تعيين سطوح مختلف هدفهاي آموزشي بايد هر هدف در بالاترين طبقه قرار دهيم، زيرا مواردي از طبقات پايين تر که در هدف گنجانيد شده اند گامهاي مقدماتي هستند که براي رسيدن به هدف مورد نظر لازم اند. در ضمن، هنگام تعيين سطح هدفهاي مختلف، يعني قرار دادن آنها در طبقات مختلف اين طبقه بندي لازم است تجارب قبلي و آموخته هاي پيشين يادگيرنده را در نظر بگيريم. براي مثال اگر يک هدف آموزشي مربوط به حل کردن يک مسأله رياضي مستلزم کاربرد اصول و قواعد قبلاً آموخته شده از سوي يادگيرنده است، آن هدف يک هدف کاربردي است و در سطح سوم طبقه بندي جاي مي گيرد. اما اگر اين هدف مستلزم يادآوري راه حلي است که دانش آموز قبلاً در کلاس براي اين مسأله آموخته است، هدف در طبقه اول طبقه بندي يعني دانش و معلومات جاي مي گيرد.( سيف، 1380، ص142 )
سطوح يادگيري درحيطه شناختي:
هدفهاي حيطه شناختي بريادآوري يا بازسازي آنچه آموختنش ضروري است، تاکيد مي کند، مثلادرحل يک مساله فکري، فردبايد نخست مساله اصلي را تشخيص دهد، سپس مطالب داده شده رامرتب کند و آنهارا به نظريه ها، روشهاوالگوهايي که يادگرفته است،ربط دهد.سپس مطالب داده شده رامرتب کندو آنهارا به نظريه ها، روش ها و الگوهايي که يادگرفته است، ربط دهد.به بيان ساده تر، هدفهاي شناختي باآنچه شاگردبايد بداندو بفهمدسروکاردارد. دراين حيطه هدفهاازساده ترين سطح شناخت به پيجيده ترين وازامورذاتي محسوس به امورمعنوي وغيرمحسوس تنظيم شده است. هدفهاي يادگيري درحيطه شناختي براساس طبقه بندي بلوم، شامل 6 سطح به شرح زيراست:
1- دانش 2- فهميدن 3- کاربستن 4- تحليل 5- ترکيب 6- ارزشيابي وقضاوت( شعباني، 1382، ص 146)
چنانچه که ملاحظه ميشود، اين طبقه بندي ازساده ترين سطح شناخت( يادآوري) شروع ميشود و به پيچيده ترين شکل آن( ارزشيابي و قضاوت) پايان ميبابد. ترتيب عددها به گونه اي است که هدفهاي هرطبقه شامل بخشي ازرفتارهاي پايين ترومبتني برآن رفتارهاست. به عبارت ديگر، براي رسيدن به هرسطحي ازرشد فکري ضروري است که مراحل پيشين طي شده باشد، يعني رسيدن به سطح ارزشيابي و قضاوت مستلزم آن است که فرد به سطوح آگاهي، فهميدن، بکاربستن، تحليل وترکيب مفاهيم رسيده باشد.( همان منبع ص 147)
سطوح حيطه شناختي شامل مواردزيراست:
1- دانش: پايين ترين سطح يادگيري درحيطه شناختي، کسب دانش و معلومات است. منظورازدانش اين است که يادگيرنده بتواندازطريق يادآوري يابازشناسي،شواهدي ارائه دهد ، حاکي ازاين که اوانديشه يا پديده اي را که درجريان آموزش تجربه کرده، بخاطرسپرده است.اين نوع هدف، فرايندهاي روانشناختي يادآوري رابيش ازهرچيزديگرمورد تاکيد قرارميدهد؛ بنابراين يادگيري دراين سطح صرفا جنبه حفظي دارد. تاکيدبردانش بعنوان ” يادآوري” شامل مفاهيمي مانند” فهميدن” و” بينش” يا آنچه با عباراتي مانند” دانستن واقعي” يا ” دانش واقعي” عنوان ميگردد ، نمي شود. دراين سطح ازيادگيري، ازفراگيرخواسته ميشود که اطلاعات و معلومات کسب شده را با ماخذ ومنبع محسوس به يادبياورد. شناخت دراين مرحله

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره بازده آموزش Next Entries پایان نامه رایگان درباره يادگيري، مفاهيم، توانايي