پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

درسي شواهد لازم رافراهم مي آورد. يعني روش خاص بررسيهاي علمي در آن مشخص شود.
8- توجه کامل به حفظ و اشاعه ميراث فرهنگي و نظام ارزشي
9- ايجاد و تقويت پايه علمي براي آموزش مداوم و خود راهبري
10- ارتباط با زندگي و تجربيات روزمره و سايل روز.
11- ايجاد فرصت مناسب براي فعاليتها و مهارتهاي يادگيري چندگانه(ملکي، 1382، ص 153).
تهيه و تنظيم محتواي آموزشي
يکي از اصول مهمي که بايد در طراحي آموزشي مورد توجه قرار گيرد، تهيه و تنظيم محتواي آموزشي است، زيرا هنگام طراحي آموزشي بايد درباره مطالب مشخصي که در برنامه گنجاند. خواهد شد، تصميم گرفته شود. در ابتدا، ممکن است در اين زمينه دو سؤال زير مطرح شود:
الف) چه اصولي در اين تصميم گيري بايد رعايت شود؟
ب) تهيه و تنظيم محتوا چگونه بايد انجام گيرد؟
به طور کلي، اصول و ضوابطي که در تهيه و تنظيم محتواي آموزشي بايد در نظر گرفته شود، عبارتند از:
1- ميزان علاقه، رغبت و توانايي شاگردان. محتواي آموزشي بايد با گروه سني، قوه درک، علايق و رغبت شاگردان مطابقت داشته باشد تا براي همه افراد با قابليتهاي متفاوت، فرصتهاي مناسبي براي رسيدن به هدفهاي آموزشي فراهم کند. (شعباني، 1382، ص183)
2- مفاهيم، اصول و قوانين هر علم. مفاهيم موجود در محتواي آموزشي را بايد در خزانه علوم مختلف جستجو کرد. خزانه هر علم به مجموعه اطلاعات، ميراث علمي و مجموعه دانش اندوخته شده و سازمان يافته هر علم، اطلاق شده. مثلاً هر گاه بخواهيم راجع به محتواي درس روانشناسي تربيتي صحبت کنيم بايد به اصطلاحات، واقعيتات، قوانين، اصول و روشهاي اين رشته توجه کنيم و در تهيه و تنظيم محتوا در اين زمينه، نمي توانيم يافته هاي اين علم را ناديده بگيريم و به نتايج ديگر رجوع کنيم. در اين زمينه توجه به اصول و مفاهيم اساسي از اهميت خاصي برخوردار است.
3- ساخت علوم مختلف: منظور از ساخت هر علم شيوه اي است که دانش اندوخته شده در آن علم يا رشته، بر اساس آن سازمان يافته است. هر علم ساخت ويژه خود را دارد، يعني براي پي بردن به صحت و سقم يافته هاي موجود در هر علم بايد از روش و ضوابط خاصي استفاد کرد. در انتخاب و تنظيم محتواي آموزشي، هم اين ويژگيها بايد مورد توجه قرار گيرند. (شعباني، 1382، ص183)
4- توالي مطالب: مطالب محتواي آموزشي بايد در يک خط سير مشخص و به صورت منطقي و با توجه به ساخت ويژه آن رشته و يادگيريهاي قبلي شاگردان تهيه و تنظيم شود: زيرا ساخت هر رشته از دانش، بر اساس يک سلسله مراتب شکل گرفته است ترتيب و توالي منطقي مفاهيم به گونه اي است که مي توان آن را در در يک هرم قرار داد، به طوري که مفاهيم کلي و عمومي تر در قاعده و طبقات پايين هرم و مفاهيم اختصاصي تر و فرعي تر در طبقات بالايي آن جاي داشته باشند.
5- تازگي موضوع: محتواي آموزشي،چه از لحاظ مباحث و شيوه ها و چه از لحاظ مثالها و ارقام و آمار، بايد جديد و متحول و متناسب با شرايط و نيازهاي روز باشد و مآخذ آن جديد و از اعتبار علمي کافي برخوردار باشد.
6- ميراث فرهنگي: محتواي آموزشي بايد مطالب مربوط به ميراث فرهنگي جامعه را در بر داشته باشد، زيرا هدفهاي آموزشي هميشه بر اساس ارزش و فرهنگ حاکم بر جامعه تنظيم مي شوند و چنانچه مفاهيم فرهنگي در محتوا – که وسيله رسيدن به هدفهاي آموزشي هستند- منظور نشود نمي توان انتقال و تثبيت ارزشهاي فرهنگي را از برنامه آموزشي انتظار داشت. (شعباني، 1382، ص184)
7- پروراندن مفاهيم اساسي و روشها: مفاهيم موجود در محتواي آموزشي بايد بر اساس تحليل مفاهيم اساسي و شناخت روشهاي درست، بر پرورندان و رشد انديشه تأکيد داشته باشد، نه انتقال انبوه واقعيتهاي علمي. محتواي واقعيتهاي علمي طوري بايد انتخاب و تنظيم شود که هم برانگيزاننده باشد و هم در مجموع، شاگرد را به مفاهيم کلي و اساسي برساند. بررسي جداگانه و اقيعتهاي عليم در محتواي آموزشي به پرورش فکر سازنده و يا ايجاد يک مفهوم قابل تعميم نمي انجامد، در صورتي که طبقه بندي علمي و مقايسه واقعيتهاي مهم به هم پيوسته ممکن موجب چنين امري شود.
8- ارتباط با مسايل روز: محتواي آموزشي بايد حتي الامکان مرتبط با زندگي روزمره و محيط اجتماعي باشد. مطالب علمي نبايد خشک و بي ارتباط با زندگي انسان و مصاديق روز مطرح شود و از آنجا که ربط علم با زندگي انسان، يکي از هدفهاي مهم فعاليتهاي آموزشي است، محتوا بايد شاگردان را براي زندگي اجتماعي و شغلي آينده و برخورد با مسائل آن آماده کند. در تحقق اين منظور، بايد حتي الامکان از مثالهاي مأنوس زندگي استفاده شود، بنابراين هنگام تهيه و تنظيم محتوا، بايد اولويت را به موضوعات و مسائلي داد که براي جامعه حائز اهميت است. (شعباني، 1382، ص185)
9- انطباق با زمان آموزش: تهيه و تنظيم محتوا بايد بر مبناي پيش بيني مدت زماني باشد که براي آموزش نياز است و چنانچه محتواي تنظيم شده براي سازمان تخصيص يافته تهيه و تنظيم نشود، هرگز نمي توان در فرايند آموزش، فعاليت مطلوب آموزشي و تحقق هدفها را انتظار داشت.
10- پايه اي براي آموزش مداوم( آموزشهاي بعدي) تهيه و تنظيم محتوا بايد به گونه اي انجام گيرد که يادگيريهاي بعدي، آموزش مداوم را چه در چهار چوب آموزش رسمي و چه در چهارچوب آموزش غير رسمي ميسر سازد.
11- فرصت مناسب براي فعاليتهاي يادگيري چندگانه: محتواي آموزشي بايد بر انواع فعاليتهاي يادگيري اعم از فعاليتهاي کلاس درس يا خارج از آن تأکيد داشته باشد. محتواي آموزشي بايد شاگرد را به فعاليتهاي مختلف، مانند آزمايش کردن، تحليل تصاوير و مفاهيم و فعاليتهاي يادگيري که در آن حواس مختلف استفاده شود وادار کند تا باعث افزايش انگيزه و يادگيري و شود.( شعباني، 1382، ص186)

شيوه هاي تحليل محتوا
تحليل محتوا يک روش علمي براي ارزشيابي و تشريح عيني و منظم پيامهاي آموزشي است. براي اين که تحليل محتوا ارزش علمي داشته باشد و از جهت گيريها و غرض ورزيهاي شخصي بر کنار بماند، بايد از قواعد دقيق و مشخصي پيروي کند و حداقل داراي چهار خصلت زير باشد:
1- عيني بودن. خصلت عيني بودن تحليل محتوا مستلزم آن است که بررسيهاي انجام شده آن قابل بازبيني و بازسازي باشد؛ يعني هر تحليلگري با به کار بردن همان روش تحليل، بتواند همان نتايج را به دست آورد؛ بنابراين، لازم است معيارهاي بررسي و ارزيابي آن چنان صريح و دقيق شود که ديگران نيز بتوانند بر اساس آنها، همان معيارگذاري را انجام دهد.
2- منظم بودن. منظور از منظم بودن اين است که تمام عناصر موجود در محتوا، در تحليل مورد توجه قرار گيرند و بر اساس واحدها و مقوله هايي که براي بررسي در نظر گرفته شده اند، تحليل شوند؛ بنابراين، هدف از منظم بودن تحليل آن است که از هر گونه انتخاب خودخواهانه که در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظريات تحليلگر توجه مي شود، جلوگيري گردد.
3- آشکار بودن. در تحليل محتوا، الزاماً به متن يا پيام آشکار توجه شود و استنباطهاي شخصي و پيشداوريهاي فردي تحليلگر درباره محتوا، مورد نظر قرار نگيرد؛ يعني آنچه واقعاً در متن محتوا بيان شده است تحليل شود و از بررسي و تحليل حدسي خودداري شود. البته بايد توجه داشت که در اينجا منظور اين نيست که تحليلگر از هر گونه نتيجه گيري کلي درباره محتوا اجتناب ورزد.
4- مقداري بودن. خصلت مقداري بودن، در واقع، جانشين جنبه هاي ذهني و استنباطي بررسيها و تحليلهاي نظري است که با مقياس دقيق، قابل ارزيابي نيستند. از لحاظ بررسي مقداري، هر متن ترکيبي از عناصر قابل تجزيه به شمار مي رود که مي توان آنها را به واحدها و مقوله هاي خاص طبقه بندي، و با شيوه هاي خاصي ارزيابي کرد. درتحليل مقداري، تحليلگر بايد معلوم کند چه کلمات، مضامين و نمادهايي بيش از همه در متن تکرار شده است. در کنار تحليل مقداري، مي توان به” تحليل همبستگي” نيز توجه داشت. اين نوع تحليل مشخص مي کند که: ارتباط مفاهيم و عناصر چگونه است و چه عواملي آنها را به يکديگر پيوند مي دهد؟ آيا مفاهيم ذکر شده يکديگر را جذب مي کنند يا دفع؟ به اعتبار ديگر، آيا مفاهيم ارتباط و تسلسل لازم را دارند يا نه؟

مراحل تحليل محتوا
در تحليل محتوا، اگر تحليلگر بر اساس يک روند منظم و منطقي پيش نرود، از تحليل خود نتيجه مطلوبي به دست نخواهد آورد. مهمترين مراحل تحليل محتوا عبارتند از:
1- مشخص ساختن هدف تحليل. براي جلوگيري از اتلاف وقت و استنباط غلط، ضروري است که تحليلگر هدف خود را از بررسي محتوا به طور دقيق و عيني مشخص کند. هر چه هدفهاي تحليل صريحتر و مشخصتر شوند، تحليل محتوا نيز بهتر و جامعتر صورت خواهد گرفت. بعلاوه انتخاب روشي که در تحليل مورد استفاده قرار مي گيرد. نيز ارتباط مستقيم و نزديکي با هدف تحليل دارد.
2- جمع آوري نمونه هاي مورد تحليل. پس از تعيين هدف، نخستين اقدام عملي براي تحليل جمع آوري موادي است که در تحليل بررسي خواهند شد. در بيشتر مواقع، بررسي همه مطالب و تمام پيامهاي موجود در محتوا امکانپذير نيست و بناچار بايد دست به انتخاب زد و به روش نمونه گيري متوسل شد، اما نمونه انتخاب شده بايد به گونه اي انتخاب شود که نمايانگر تمام ويژگيهاي محتوا باشد و موجب استنباط غلط نشود.
3- تقسيم مجموعه مورد بررسي به واحدهاي مختلف. در تقسيم بندي مجموعه مورد بررسي، معمولاً بايد به عناصر زير توجه داشت:
الف) کلمه ها؛ به ويژه کلماتي که در انتقال مفاهيم و تحقق هدفهاي آموزشي، نقش اساسي دارند. اين کلمات بايد از نظر خوانايي و گيرايي مورد توجه قرار گيرند.
ب) نمادها؛ نمادها علايمي هستند که براي انتقال مفاهيم به کار مي روند و بايد با توجه به سطح دانش شاگردان، قدرت انتقال مفاهيم و ميزان گيرايي بررسي شوند.
ج) مضمونها؛ مضمونها پرارزشترين واحدي است که در تحليل محتوا بايد مدنظر قرار گيرد. يکي از مشکلات بررسي و تحليل مضامين عدم امکان تعيين حدود واحد مضموني است؛ زيرا واحد مضموني فضاي مشخصي را اشغال نمي کند و الزاماً با جمله يا بند انطباق نمي يابد. يک جمله ممکن است حاوي چندين مضمون باشد يا چندين بند ممکن است فقط يک مضمون داشته باشد.
د) شخصيتهاي مطرح شده در متن؛ در متون داستاني؛ شخصيتهاي مطرح شده و ويژگيهاي آنان بايد به عنوان يک واحد بررسي، مورد توجه تحليلگر قرار گيرد.
4- طبقه بندي واحدها. در بررسي موضوعي، اصل کلي آن است که تحليل بايد نظم و ترتيب داشته باشد؛ بنابراين، در اين مرحله، بايد واحدهاي مورد بررسي را بر اساس ارزش و اولويت طبقه بندي کرد. طبقه بندي بايد جامع باشد و مجموع محتوا را در بر بگيرد و عناصر هيچ طبقه اي در طبقات ديگر تداخل نداشته باشد.
5- ارزيابي عيني طبقه ها. سنجش و ارزيابي طبقه هاي با روشهاي مختلفي صورت مي گيرد. روش ارزيابي دقيقاً با هدف بررسي بستگي دارد. در ارزيابي، از روشهاي تحليل فراواني، تحليل همبستگي و تحليل جهت گيري استفاده مي شود. تحليل فراواني، بيشتر شدت، وسعت و اهميت عناصر مورد نظر در محتوا را امکانپذير مي سازد، در حالي که در تحليل همبستگي به روابط و همبستگي عناصر و مفاهيم توجه مي شود؛ مثلاً اينکه آيا در محتوا، انسجام و همبستگي وجود دارد يا گسستگي فکري و مفهومي حاکم است. در تحليل جهت گيري، گرايشها و عقايد پنهان در متن نيز بايد بررسي و تحليل شود. خلاصه اين که اگر تحليلگر به روش و مراحل تحليل آشنايي نداشته باشد، هرگز قادر به ارزشيابي و انتخاب محتوا نخواهد بود؛ زيرا براي بررسي و انتخاب محتوا نمي توان بدون ضابطه عمل کرد. سؤالهاي زير حداقل ضوابطي هستند که هر معلمي بايد در هنگام انتخاب محتوا يا تدريس، محتواي آموزشي را بر اساس آنها ارزيابي کند:
1 . آيا محتوا رفتارهايي را که انتظار داريم، در شاگردان مي پروراند؟
2 . آيا محتوا بر اساس تواناييهاي ذهني و علمي شاگردان تهيه شده است؟
3 . آيا محتوا توالي مناسبي دارد؟
4 . آيا محتوا با اصول و مفاهيم علمي آن درس مغايرتي ندارد؟
5 . آيا محتوا با مدت زمان تخصيص يافته براي يادگيري انطباق دارد؟
اگر پاسخ همه سؤالهاي فوق منفي باشد، معلم نمي تواند از آن محتوا در فعاليتهاي آموزشي استفاده کند، ولي اگر پاسخ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره دستور زبان، ساختار دانش Next Entries پایان نامه رایگان درباره آموزش علوم