پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب، قانون مجازات، استفاده از سند مجعول

دانلود پایان نامه ارشد

تحول و ابعاد تازه اي يافته است به گونه اي كه امروز امنيت را در توسعه و نه ( اسلحه) سراغ مي گيرند. تامين امنيت به عنوان اساسي ترين وظيفه حكومت بر شمرده است قرآن بعنوان قانون اساسي و دستورالعمل حيات معقول انسان و جامعه انساني نيز به اين امر توجهي خاص داشته و بر آن در تامين سعادت دنيا و آخرت انسان تاكيد كرده است .
گفتار اول : مفهوم امنيت
بحث (( امنيت ))21 ربطي وثيق با مفهوم و ماهيت (( حكومت)) 22دارد . در علم سياسي مقصود از حكومت آن است كه چه اموري بايد انجام گيرد. معمولاً امنيت را در قالب تهديد نكردن تعريف كرده اند كه امري عيني است، اما بايد اضافه كرد امنيت وقتي وجود دارد كه احساس كنيم تهديدي در كار نيست. گاهي شايد لازم باشد براي اينكه احساس امنيت بالا رود احساس ناامني نيز به نوعي افزايش يابد، يعني هر چه ما بيشتر احساس ناامني كنيم در جهت به كار بردن روش هاي امنيتي بيشتر گويي خواهيم بود .
گر چه كاربرد واژه امنيت در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ناچيز است اما محتواي بسياري از اصول قانون اساسي در ارتقاي تامين امنيت عمومي است
مواردي كه به واژه امنيت صراحتا اشاره شده است عبارت از
1- اصل سوم بند 14 تامين امنيت قضايي عادلانه 23
2- اصل 69 24( رعايت امنيت كشور در تشكيل جلسات غير مجلس )
3- فصل 13 25( شوراي عالي امنيت شامل بنده اي 1و 2 اصل 176 در خصوص تعيين سياست هاي دفاعي – امنيتي كشور و نيز هماهنگ نمودن كليه فعاليت هاي در ارتباط با تدابير كلي دفاعي – امنيتي به عنوان وظايف شورا و نيز تشكيل شوراي امنيت كشور به عنوان يكي از شوراهاي فرعي شوراي عالي امنيت ملي26
به هرحال جايگاه امنيت درسلسله مراتب نياز ها و انگيزه هاي آدميان،جايگاه خطيري است مازلو ( Maslow) در سال 1943 در تئوري انگيزش خود پس از نيازهاي فيزيولوژيك مانند گرسنگي، تشنگي و غيره بلا فاصله (( نياز ايمني و امنيت )) را ذكر كرده است .

مثلث انگيزش مازلو : مازلو در مطالعات خود در مرحلة نخست نيازهاي انساني را گروه بندي كرد و پس از طبقه بندي نيازها براي آن سلسله مراتبي از ضروري ترين تا كمترين نيازها منظور كرد. مازلو معتقد بود هنگامي كه يك نياز برآورده شد انسان به تأمين نياز ديگر توجه مي كند و ترتيب سلسله مراتب تأمين نيازها از پايين هرم به بالاي هرم حركت خواهد كرد. طبقه بندي مازلو به ترتيب تأمين نيازهاي فيزيولوژيكي يا جسمي، نيازهاي ايمني و امنيت ، نيازهاي اجتماعي و نهايتاً رضايت مندي شخصي در كسب دانش است. اگرچه او هرمي را براي رفع نيازها ارائه نداد اما امروزه با كار ساير انديشمندان بر روي تئوري او شكل بندي و طبقه بندي نيازها به صورت هرم در آمده است و به نام هرم سلسله مراتب نيازها مشهور است. بر همين اساس پنج سطح نيازهاي بشري را مي توان به شرح زير طبقه بندي كرد :
1.نيازهاي ضروري براي نجات يا رفع ضروريات فيزيولوژيكي است. معمولاً، اين نيازها بسيار ابتدايي هستند در ساير حيوانات نيز اين نيازها مشاهده مي شوند. مانند نياز به غذا، آب، خواب، مسكن و محل امن و نيازهاي جنسي؛
2.نيازهاي ايمني و امنيت. در بشر اوليه اين گونه نيازها همراه با آزادي و رهايي و رويارويي با خطرات فيزيكي و جسمي بود. در جامعه متمدن امروز اين گروه از نيازها شامل ايمني و امنيت تأمين نيازهاي مالي است بنابراين تأمين شغل و امنيت شغلي همراه با حقوق و دستمزد مناسب ، مكمل نيازهايي از گروه خطرات فيزيكي شده است مانند دوري و محافظت در مقابل از سوانح، تأمين امنيت اجتماعي و دور آينده نگري شغلي؛
3.نيازهاي اجتماعي. از آنجايي كه ويژگي انسان در زندگي اجتماعي است بنابراين انسان نياز دارد تا به گروههاي اجتماعي جامعه بپيوندند و با آنان زندگي كرده و نيازهاي خود را برآورده نمايد؛
4.نيازهاي دور برد. انسان نياز به احترام از طرف ديگران دارد. اين احترام گذاردن مي تواند به دلايل قدرت، تفكر و دانش ، تجربه، اندوخته هاي مالي و موقعيتهاي اجتماعي و يا حتي ارشديت و مقبوليت شغل باشد؛
5.نيازهاي خود ارضاء. در نهايت انسان علاقه مند است تا از فرصتها در حداكثر توان بهره گيري كند مثلاً مهارت كامل را در شغل داشته باشد اين نيازها را خود تأمين يا ارضامندي مي نامند.
مازلو معتقد است در اين سلسله مراتب اولويتها و برتريهايي وجود دارد مثلاً آزادي بيان، آزادي نوشتار، قضاوت و برخورد عادلانه به حقوق افراد و اخلاق و شرافت و متانت در حقوق اجتماعي. مازلو معتقد است بي توجهي به هر يك از اين عوامل سبب ايجاد مشكلات در تأمين ساير نيازها مي شود. مازلو اعتقاد دارد اين سلسله مراتب به هيچ وجه يك شكل بندي قطعي و دائمي ندارند و در مقابل جوامع، افراد، ساختارهاي فرهنگي بايد انعطاف پذير باشد. (سايت بنياد بين المللي نخبگان)

از نظر مبنا شناسي واژه امنيت در بستر واژگان به معني آرامش خاطر و آرامش نفس و از بين رفتن بيم و هراس است. از منظر مفهومي ؛ مفاهيمي نظير (( امنيت )) به گفته ريچارد ليتل همواره حاوي عنصر ايدئولوژيك هستند ثقل ايدئولوژيكي گفتمانهاي امنيتي ؛ فضاي پيچيده اي مركب از آميزه ها و انگيزه هاي ارزشي؛ قدسي؛ اتوپيايي و اسطورها ايجاد نموده و ابهام و چند وجهي بودن اين مفهوم افزوده است از علل و عوامل ديگري كه موجب پيچيدگي و ابهام مفهوم امنيت مي باشد مي توان به؛
1- نارسايي، بافت وابسته وجدال برانگيز ماهوي ساير مفاهيم وابسته به امنيت نظير قدرت، تهديد ها ،منافع ، اهداف مصالح و ……
2- عدم پايداري مرز هويتي در تعريف خود – ديگري27 امنيت و…..
3- ذهني يا سوپژكتيوبودن28 مفهوم امنيت است. 29
چنانچه گفته شد مفهوم امنيت داراي قدمتي طولاني تر از مفهوم اجتماع و جامعه است اما نخستين مباحث فلسفي و سياسي را در آرا افلاطون و ارسطو مي توان يافت. ارسطو به تقريب و افلاطون به تاكيد (( عدالت )) را بعنوان بنيادي ترين وسيله و ابزار حكومتي نيل به امنيت معرفي كرده اند. چند قرن بعد نظريه پردازان روشنگري از جمله هابز لاك، روسو و منتسكيو منزلتي رفيع تر براي امنيت قايل شدند. هابز شرايط طبيعي را شرايط ناامني و شرايط اجتماعي را شرايط امنيت بر مي شمارد.
جان لاك با رويكردي فراگيرتر مي گويد مقصود از صلح و امنيت تنها آن نيست كه زنده بمانيم بلكه منظور دستيابي به رفاه و آسايش و ايجاد تسهيلات مشخص است كه حق طبيعي ماست. منتسكيو عقيده دارد: چون امنيت نتيجه صلح و صلح اولين قانون طبيعت است، لذا بزرگترين اصول در حكومت ايجاد امنيت است و مقصود از امنيت تنها حفظ حيات نيست بلكه تامين آزادي است .
روسو با توجه به نقش تعيين كننده اعتماد((Trust به مقوله امنيت مي نگردد .
مفهوم امنيت به تدريج و با توسعه بيشتري تحول يافته و داراي اعاد تازه اي شده است به گونه اي كه امروز امنيت را در توسعه و نه اسلحه سراغ مي گيرند؛، يعني به جاي تاكيد انحصاري بر امنيت داخلي به تاكيد بيشتر بر امنيت مردم ؛ و به جاي امنيت نظامي به امنيت در ادامه توسعه بايد پرداخت .
از طرفي محيط امنيتي هر جامعه اي تابع و بر آيندي است از تعامل و تقابل متغيرها ي محيط داخلي (ساختار حكومتي،چگونگي توزيع و تمركز قدرت فرماسيونهاي اجتماعي، فعاليتهاي سياسي، وضعيت ژئوپليتيكي وژئو استراتژيكي مولفه هاي قدرت، ايدئولوژي، فن آوري مسابقه تسليحاتي و…..) گفتمانهاي امنيتي در متن هر جامعه اي كاملاً متاثراز دروندادهاي متاثر شده از محيط داخلي و خارجي به سيستم است. لذا امنيت پديده اي عمومي است كه با بروز و ظهور متغير هاي بي بديل و پيچيده تر شدن عناصر متشكله و مشخصه هر زمانه تعريف مي شود.30
در نتيجه جرايم رايانه اي نيز آن دسته از جرايمي هستند كه در اثر پيشرفت فناوري اطلاعات صورت مي گيرد و تاثيرات شگرفي بر حوزه حقوق و علوم جنايي داشته، از جمله جرايم رايانه اي يا مصاديق آن مي توان به جرايم عليه آسايش و امنيت عمومي اشاره داشت كه با توسعه روز افزون ارتباطات و گسترش فضا هاي مجازي و خارج شدن روابط از حالت هاي چهره چهره به صورت آنلاين و از طريق شبكه هاي اجتماعي ؛ جرايم عليه آسايش و امنيت عمومي نيز دستخوش تغييرات شده است.
گفتاردوم : مفهوم آسايش عمومي
منظور از امنيت تنها حفظ اسقلال و تماميت ارضي و ثبات سياسي در کشور نيست بلکه يکي ديگر از هدف هاي آن حفظ آرامش و آسايش عمومي مردم است که دولت با فعاليت هاي گوناگون خود آن را تأمين مي نمايد و به عبارت ديگر در سايه استقرار امنيت در کشور مردم در ارامش و آسايش فعاليت مي نمايد.
در اين چشم انداز مراد از آسايش عمومي اين خواهد بود که افراد در پرتو وجود امنيت در کشور با فراغ خاطر بتوانند به فعاليت هاي گوناگون در زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي،صنعتي، خدماتي و غيره مشغول شوند و کسي هم نتواند با ارتکاب جرم حقوق و آزادي هاي اساسي و آسايش عمومي مردم را مختل نمايد. بنابراين فراهم نمودن زمينه هاي مناسب براي انجام فعاليت هاي گوناگون مردم در کشور يکي از آثار مهم وجود امنيت به شمار مي رود.
جرايم عليه آسايش عمومي آن دسته از جرايمي هستند که مستقيماً در مناسبات اقتصادي، اجتماعي و خدماتي مردم اختلال ايجاد کرده و در نتيجه آسايش عمومي را به مخاطره مي اندازد بنابراين اخلال در آسايش و در اين تعريف به معني ارتکاب هر جرمي که در جامعه اتفاق مي افتد نيست . بلکه وقوع جرايمي که به منابع و مصالح همه افراد جامعه لطمه مي زند و غالباً براي اکثر شهروندان سلب آسايش و آرامش مي نمايد. جرايم عليه آسايش عمومي ناميده مي شوند. احکام مهمترين جرايمي که آسايش عمومي را در معرض خطر قرار مي دهند ، از طرف قانون گذار در بخش تعزيرات و مجازات هاي بازدارنده قانون مجازات اسلامي تحت عناويني از قبيل تهيه و ترويچ سکه قلب، جعل و تزوير و استفاده از سند مجعول، محو يا شکستن مهر و پلمپ و سرقت نوشته ها از اماکن دولتي، فراري دادن محبوسين قانوني و اخفاي مقصرين، غصب عناوين، تخريب اموال عمومي و تاريخي و فرهنگي و مذهبي پيش بيني شده است.
در مبحث آسايش عمومي به مواردي پرداخته مي شود که در پناه آن در فعاليتهاي اقتصادي ،فرهنگي و … امکانپذير باشد و آرامش خاطر وامکانات يک زندگي سالم وبدون دغدغه براي مردم تامين شود وآنچه اين آسايش را بر هم زند جرم عليه آسايش عمومي است. مثلا هنگاميکه فردي قصد خريد منزلي را دارد در ارائه سند مالکيت ملک نبايست براي خريداري دغدغه مجعول بودن سند وجود داشته باشد بطوريکه پس از خريد فرض جعلي بودن سند موجود نباشد در اين خصوص افراد اعتمادشان را نسبت به روند جاري جامعه از دست مي دهند. وبه اصطلاح در اين حالت مي گوئيم آسايش عمومي(آرامش ذهني و روحي شهروندان) به هم خورده است.
جرايم عليه آسايش عمومي اعمال مجرمانه اي است که ارتکاب آنها باعث بر هم خوردن آرامش و آسايش يک جامعه مي شود و بر خلاف مصالح عمومي يک جامعه است.مثل جعل،تزوير و تقلب در مسکوکات رايج يک کشور،غصب عناوين دولتي، تمرد در مقابل مامورين و…. تا قبل از سال 1375،در قانون مجازات عمومي و قانون تعزيرات سال 1362، عنوان مستقلي به نام جرايم عليه آسايش عمومي وجود داشت.اما قانونگذار در سال 1375اين عنوان را حذف و تحت نام مستقلي به اينگونه از جرايم اشاره کرد.اما چرا قانونگذار اين اقدام را انجام داد؟زيرا ارتکاب هر جرمي باعث بر هم خوردن آسايش يک جامعه مي شود و اين خصيصه ي ذاتي تمام جرايم است.همانطور که جعل يک سند دولتي مي تواند باعث بر هم خوردن آسايش يک جامـعه شود، يک قتل يا سرقت و يا کلاهبرداري هم مي تواند اين نتيجه را به دنبال داشته باشد.اما آيا اين اقدام قانونگذار قابل توجيه است و آيا نمي شود ويژگي خاصي برا ي جرايم عليه آسايش عمومي پيدا کرد که جدا از جرايم ديگر باشد؟در پاسخ بايد اذعان داشت که اقدام قانونگذار تا حدودي قابل دفاع مي باشد.اما در جرايمي مثل جعل و تزوير، مي بينيم کسي که جرم مستقيماً عليه وي انجام مي شود جامعه است و چه بسا فرد خاصي متضرر نشود.به عنوان مثال جعل گواهينامه يا شناسنامه باعث ضرر به شخص خاصــــي نمي شود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، مصرف مواد، سلسله مراتب Next Entries پایان نامه رایگان درباره حقوق جزا، قانون مجازات، ارتکاب جرم