پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب، تخصص گرایی، تحقیق و توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

افراد به کار گرفته خواهد شد و با آنها هم مثل بچه ها رفتار خواهد شد نه مثل افراد بزرگسال . مقاومت افراد می تواند باعث به وجود آوردن مشکلات جدی شود . مقررات شدید ، باعث می شود که با افراد مثل ماشین هایی رفتار شود که هیچ اختیاری از خود نشان ندارند و طبق دستور از پیش تعیین شده ، رفتار می کنند . ضمنأ رسمیت می تواند در نحوه پاسخ و و اکنش سازمان نسبت به محیط خود کندی ایجاد کند . به عنوان مثال زمانی که سازمان لازم باشد به یک فشار رقابتی یا یک محصول جدید که به بازار معرفی می شود ، سریع پاسخ دهد ، سازمان به علت رسمیت زیاد نخواهد توانست واکنشی مناسب و سریع از خود نشان دهد.
اگر شغلی از میزان رسمیت بالایی برخوردار باشد ، متصدی آن ، برای انجام دادن فعالیت های مربوط به آن شغل و اینکه چه موقعی انجام شود و چگونه باید انجام گردد از حداقل آزادی عمل برخوردار است . در چنین حالتی از کارکنان انتظار می رود همیشه نهاده های یکسانی را با روش معینی به کار برند که به نتایج از پیش تعیین شده ای منجر گردد. از این رو وقتی رسمیت بالاست شرح شغل های مشخص ، قوانین و مقررات زیاد و دستورالعملهای روشن در خصوص فرآیند کار در سازمان وجود دارند . « ریچارد اچ . هال » رسمیت حداکثر را از رسمیت حداقل متمایز می کند .
رسمیت وقتی حداکثر است که رویه های رسمی زیاد باشد و شیوه های انجام کار به طور دقیق مشخص شده باشد (همانند کارخانه مونتاژ اتومبیل ) . وقتی یک موقعیت منحصر به فرد وجود داشته باشد و رویه های رسمی برای انجام کار موجود نباشد ، گفته می شود که رسمیت در سازمان حداقل است .(مقیمی ، 1380 ، 70)
رسمیت نه تنها بر حسب اینکه مشاغل غیر تخصصی یا حرفه ای هستند تفاوت پیدا می کند ، بلکه بر حسب سطوح سلسله مراتب سازمانی و واحدهای وظیفه ای سازمانی نیز قابل تغییر و تفسیر هستند . کارکنانی که در سطوح بالای سازمان قرار دارند به فعالیت هایی که کمتر تکراری بوده و مستلزم راه حل های برنامه ریزی شده اند ، اشتغال دارند . آزادی عمل مدیران با حرکت در حلول سلسله مراتب سازمانی به طرف بالا افزایش می یابد . بنابراین رابطه رسمیت با سطوح سازمانی معکوس است .
مضافأ اینکه نوع کاری را که افراد به آن اشتغال دارند ، میزان رسمیت شغلی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. معمولأ مشاغل بخش تولید نسبت به فروش و تحقیق و توسعه از رسمیت بیشتری برخوردارند . زیرا در بخش تولید کارهای تکراری و یکنواخت انجام می گیرند . لذا چنین مشاغلی، فعالیت هایشان شدیدأ استاندارد شده است . برعکس بخش فروش باید برای پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتریان انعطاف پذیری داشته باشد و همچنین تحقیق و توسعه نیز اگر می خواهد نوآور و مبدع باشد ، باید منعطف باشد . مشاغلی که از رسمیت کمتری برخوردارند ، قضاوتهای تخصصی متصدیان در آنها بیشتر بکار می رود .0 رابینز ، 1384،91-90)
2-1-5-2- پیچیدگی17 :
پیچیدگی حدود تفکیک درون سازمان را نشان می دهد . هم چنین میزان تخصص گرایی ، تقسیم کار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان را اشاره می کند و حد و حدودی که واحدهای سازمانی از لحاظ جغرافیایی پراکنده شده اند را نیز تصریح می کند .( رابینز ، 1384،22)
هنگامیکه شخص وارد یک سازمان می شود ، پیچیدگی نخستین چیزی است که وی با آن روبرو می شود . این پیچیدگی عبارت است از : تقسیم کار ، عنوان های شغلی ، بخش های متعدد سازمانی و سطوح مختلفی که در سلسله مراتب اختیارات سازمان وجود دارد . یک سازمان که در وهله اول ساده به نظر می رسد ، احتمالأ دارای شکل های متفاوتی از پیچیدگی می باشد و بخش های مختلف سازمان نیز ، ازنظر میزان پیچیدگی دارای درجات مختلفی هستند . برای مثال ، تحقیقی را که روی یک شرکت بزرگ نفتی انجام شد مشخص کرد که بخش های مختلف توزیع ، فروش ، بازاریابی ، حسابداری ، حقوق و خدمات اداری ، هر کدام از درجات مختلف پیچیدگی برخوردار بودند . سازمان پیچیده دارای واحدهای فرعی هستند که باید آنها را کنترل و کارهایشان را هماهنگ کرد ، و هر قدر سازمان پیجیده تر باشد ، این مسایل جدی تر می شود .( هال ، 1376، 89-86)
پیچیدگی را می توان از مجرای سه بعد سنجید :
پیچیدگی به میزان تفکیکی اشاره می کند که در سازمان وجود دارد ، و به سه دسته تقسیم می شود ؛ تفکیک افقی ، که میزان یا حد تفکیک بین واحدهای سازمانی بر اساس موقعیت اعضای سازمان را نشان می دهد . تفکیک عمودی که به عمق یا ارتفاع سلسله مراتب سازمانی نظر دارد و تفکیک بر اساس مناطق جغرافیایی که به میزان پراکندگی واحدها و امکانات و نیروی انسانی از لحاظ جغرافیایی اشاره دارد.
1-2-1-5-2تفکیک افقی18 :
« به میزان تفکیک بین واحدهای سازمانی بر اساس موقعیت اعضاء سازمان ، ماهیت وظایف آنها و میزان تحصیلات و آموزش هایی که فراگرفته اند ، اشاره می نماید . می توانیم چنین اظهار کنیم وقتی حرفه های متعدد در سازمانی وجود دارند که به دانش تخصصی و مهارت علمی نیاز دارند ، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخوردار است چرا ؟ زیرا موقعیت های شغلی متفاوت افراد ارتباطات را کند نموده و مدیریت را در خصوص هماهنگی بین فعالیت های آنها ، با مشکل مواجه می کند . برای مثال وقتی سازمانها ، گروه های تخصصی ایجاد کرده و یا دوائر سازمان را گسترش می دهند ، آنها در واقع گروه ها را از هم متمایز ساخته و درنتیجه تعامل بین آنها را پیچیده تر کرده اند . اگر سازمان از افرادی که دارای پیشینه و مهارت و آموزش های مشابه بوده ، ترکیب شود به احتمال زیاد همه اینان دنیا را یکجور می بینند . برعکس تنوع در موارد فوق ، احتمال اینکه افراد سازمان ، فکر کنند و تعابیری مختلف از کار خود داشته باشند ، افزایش می یابد.»
تخصصی شدن مشاغل ، چنین تفاوت هایی را تقویت می کند . مهمترین شاهدی که دلالت بر تفکیک افقی درون سازمان دارد ، تخصص گرایی و بخش بندی درونی سازمان است . ( رابینز ، 1384،82-81)
پیچیدگی سازمان در سطح افقی از سه بخش تشکیل می شود : تعداد افراد متخصص و مشغول به کار ، فعالیت و یا نوع کار تخصصی و آموزش تخصصی ، سازمان ها از نظر تعداد افراد متخصص و مشغول به کار که برای تأمین هدف به این افراد خواست که وظایف اصلی خود را گزارش کنند . هر عضو بر حسب نوع تخصص کاری ، در یک حلقه قرار می گیرد . برای مثال روانکاو ، مشاور ، معلم ، پرستار و مددکار اجتماعی و مانند اینها . فعالیت تخصصی بیان کننده تعداد شوراهای تخصصی است که فرد مورد پرسش در آنها عضویت دارد همچنین بیانگر تعداد شوراهایی که در آنها حضور پیدا می کنند ، تعداد دفاتر و دوایری که به این کار تخصیص می یابند نیز هست . میزان آموزش تخصصی بر مبنای تحصیلات دانشگاهی و سایر آموزش های تخصصی گذاشته شده است .
2-2-1-5-2پیچیدگی سازمان در سطح عمودی19 :
پیچیدگی سازمان در سطح عمودی به عمق یا ارتفاع ساختار اشاره می کند . در سلسله مراتب سازمان هر چه برتعداد سطوح افزوده شود ، تفکیک سازمان در سطح عمودی بیشتر شده و در نتیجه پیچیدگی سازمانی افزایش می یابد.
” هال ، هانس و جانسون (1967) برای تعیین میزان پیچیدگی سازمان ، از تعداد سطوح مدیریت که در مرتفع ترین واحد سازمانی وجود داشت و میانگین سطوح کل سازمان ( تعداد سطوح موجود در بخش ها تقسیم بر تعداد بخش ها ) استفاده نمودند . تفکیک عمودی وافقی را نباید دو مقوله کاملأ مجزا از هم در نظر گرفت .
تفکیک عمودی ممکن است پاسخ مناسبی به افزایش تفکیک افقی در سازمان باشد وقتی تخصص گرایی درون سازمان افزایش می یابد . هماهنگی بین وظایف ضرورت بیشتری می یابد . چون تفکیک افقی بر تفاوت در زمینه ها ، میزان آموزش و نوع آموزش اعضاء دلالت دارد ، لذا برای واحدهای سازمانی به طور انفرادی ممکن است دشوار باشد که ببینند چگونه می توانند وظایف خود را با سازمان به عنوان یک کل سازگار نمایند .
سازمان هایی که از تعداد کارکنان مساوی برخوردارند به همان نسبت از یک میزان تفکیک عمودی برخوردار نیستند . سازمان هایی که با ایجاد سطوح سلسله مراتب سازمانی متعدد ، می توانند به شکل سازمان دارای ساختار بلند در آمده و یا اینکه با ایجاد سطوح مراتب سازمانی محدود به صورت سازمانی دارای ساختار تخت تبدیل شوند .(رابینز ، 1384،84)
اگر حیطه کنترل ( تعداد زیردستانی که یک مدیر می تواند به طور مؤثر هدایت نماید ) وسیع باشد ، تعداد زیر دستانی که باید به مدیر گزارش دهند ، زیاد می شود . اگر این حیطه محدود باشد، مدیر تعداد کمی زیر دست خواهد داشت . در صورت یکسان بودن شرایط دیگر ، هر چه محدوده ی نظارت کوچکتر بشود ، ساختار سازمانی بلندتر می شود.
3-2-1-5-2 تفکیک براساس مناطق جغرافیایی20 :
یک سازمان می تواند فعالیتهای خود را با میزان یکسانی برخورداری از تفکیک افقی و سلسله مراتب سازمانی ، در چندین مکان به انجام برسانند . اما با این وجود مکان های چندگانه پیچیدگی سازمانی را افزایش می دهند . از اینرو سومین عنصری که پیچیدگی سازمان از ان نشأت می گیرد تفکیک بر اساس مناطق جغرافیایی است که میزان پراکندگی ادارات ، کارخانجات و افراد سازمان براساس مناطق جغرافیایی را نشان می دهد.تفکیک براساس مناطق جغرافیایی ، می تواند به عنوان اندیشه ای به منظور گسترش ابعاد تفکیک عمودی و افقی به حساب آید .یعنی ممکن است وظایف مراکز قدرت ، از لحاظ جغرافیایی از هم مجزا باشند ، این جدایی یا پراکندگی هم تعداد مکان های مختلف و هم مسافت بین آن ها را در بر می گیرد . مفهوم تفکیک براساس مناطق جغرافیایی ، با تفکیک عمودی نیز به کار می آید . در حالیکه ساختارهای بلند نسبت به ساختارهای تخت دارای پیچیدگی بیشتری هستند ، یک سازمان دارای ساختار بلند که از لحاظ جغرافیایی سطوح اختیار آن پراکنده است نسبت به سازمانی که کلیه اختیارات آن در مدیریت متمرکز می باشد ، خیلی پیچیده تر است . اگر مدیران ارشد اجرایی در یک شهر مستقر باشند و مدیران میانی در شش شهر دیگر و کارکنان سطوح پایین سازمان در صد اداره مختلف ، پیچیدگی سازمان فوق العاده افزایش می یابد . نهایتأ این که در بحث تفکیک براساس مناطق جغرافیایی ، مسافت بین مناطق مدنظر قرار می گیرد.( رابینز ، 1384،87-86)
آیا سه بعد پیچیدگی با هم می توانند تحقق یابند ؟
چه رابطه ای میان این سه بعد ( عمودی ، افقی و تفکیک براساس مناطق جغرافیایی ) می تواند وجود داشته باشد ؟ در سازمان های بزرگ شما می توانید روابط متقابل زیادی را بین این سه عنصر داشته باشید و در سازمان های کوچک اثر این عوامل اندک بوده و روابط آن ها نیز ضعیف تر خواهد بود . به طور کلی این سه عنصر نمی توانند به همراه هم تحقق یابند . برای مثال عنوان می شود که معمولأ دانشکده ها از تفکیک عمودی و پراکندگی جغرافیایی کم ولی میزان تفکیک افقی بسیار زیاد برخوردارند.
چرا پیچیدگی مهم است ؟
سازمان ها از سیستم فرعی مختلفی تشکیل شده اند که برای اثر بخش بودن این سیستم های فرعی ، ارتباطات ، هماهنگی و کنترل ضروری است . یک سازمان بسیار پیچیده نیاز بیشتری به ارتباطات ، هماهنگی اثر بخش و روش های کنترل مؤثر دارد . به عبارت دیگر با افزایش پیچیدگی مسئولیت مدیران نیز برای حصول اطمینان از اینکه ، فعالیت های پراکنده و تفکیک شده درون سازمان ، به طور یکنواخت و با هم به منظور تحقق اهداف سازمانی انجام می گیرند، افزایش می یابد . با کاهش پیچیدگی سازمان ها نیاز به ابزارهایی از قبیل : کمیته ها ، سیستم های اطلاعاتی کامپیوتری و دستورالعمل های سالانه رسمی کاهش می یابد . اما وقتی هر کدام از فعالیت های کاری سازمان ، توسط تعداد زیادی از کارکنان سازمان انجام داده و امکانات انسانی در مناطق جغرافیایی متعددی پراکنده شده باشند ، ابزارهای ذکر شده شدیدأ ضرورت می یابند .(همان منبع ، 88-87)
3-1-5-2- تمرکز :
در یک سازمان تصمیمات ، کجا اتخاذ می شوند؟ در بالای هرم سلسلهل مراتب سازمانی توسط مدیریت ارشد یا در پایین آن به وسیله افرادی که به انجام آن چه در خصوص آن تصمیم اتخاذ می شود نزدیکترند.
” رابینز ” در تعریف تمرکز می گوید : تمرکز به میزانی که تصمیم گیری در یک نقطه واحد در سازمان متمرکز شده ،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب، رفتار کارکنان، منافع اقتصادی Next Entries پایان نامه رایگان درباره عدم تمرکز، تفویض اختیار، مدیریت دانش