پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، مبانی نظری، دوره ابتدایی

دانلود پایان نامه ارشد

ی زیبایی‌های طبیعی و زیبایی‌های هنری را مورد بررسی قرار می‌دهد لذا زیبایی‌شناسی و هنر علیرغم ارتباطات تنگاتنگ مترادف هم نیستند و گسترده‌تر از هنر می‌باشد و در این تحقیق نیز هر دو مورد توجه می‌باشند.
هنر: تعاریف متعددی در زمینه هنر وجود دارد در اینجا به تعریف شوپنهاور(به نقل از رضای الهی،1354،ص101) اشاره می‌گردد« هنر نوعی عبارت و بیان است که حیات انسان در آن شکفته می‌شود و منظور از عبارت، جمع آمدن تمام نیروها یعنی دانایی،احساس،مذهب،اعتقاد،زمان، فرهنگ، محیط،تخیل، و… برای تولید امر جدید می‌باشد.
الگو: پیش‌نویس یا نموداری که راه معمولی یک عمل یا رفتار و یک ساختار ادراکی را نمایش می‌دهد (هومن، 1386، ص65).
تعاریف عملیاتی
برنامه درسی: برنامه درسی به‌عنوان طرح و نقشه یادگیری مدنظر است که دارای مبانی،اصول و عناصر ده‌گانه منطق،هدف، محتوا، فعالیت‌های یادگیری،معلم،فضا،زمان،گروه‌بندی،مواد و منابع و ارزشیابی است.
زیبایی‌شناسی: در این تحقیق منظور از زیبایی‌شناسی حوزه‌ای است که به بررسی زیبایی‌ها، ملاک‌ها و معیارهای زیبایی،شرایط تجربه زیباشناختی،ویژگی‌های عمل زیبا آفرینی و… می‌پردازد تا از این موضوعات بتوان مؤلفه‌های برای برنامه درسی استنتاج نمود و با ملحوظ آن‌ها برنامه درسی خاصیت زیباشناسانه پیدا نماید.
هنر: مقصود از هنر در اینجا ویژگی‌های آثار هنری، ویژگی‌های هنرمندان، مختصات فرایند کار هنری و به‌طورکلی ویژگی‌های عالم هنر می‌باشد تا همانند زیبایی‌شناسی، الهاماتی از آن‌ها برای برنامه درسی به دست آید.
دوره ابتدایی: دوره تحصیلی شش‌ساله اول نظام آموزشی ایران است که دانش آموزان از پایه اول تا ششم در آن مشغول به تحصیل هستند.
الگو: مدلی است که نحوه بروز مؤلفه‌های زیبایی‌شناسی و هنر را در برنامه درسی دوره ابتدایی به‌طور واضح نشان می‌دهد.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمه
این فصل به مطالعه مبانی نظری و پیشینه تحقیق اختصاص دارد و در آن مطابق موضوع و مسئله پژوهش که به مؤلفه های زیبایی شناسی در برنامه درسی می پردازد ابتدا به خود مفهوم زیبایی شناسی و زیبایی می پردازیم اما از آنجا که زیبایی شناسی، زیبایی و انواع آن از منظر مکاتب و صاحبنظران مختلف به طور متفاوتی درک و بیان گردیده است زیبایی شناسی را از دیدگاه مکاتب مختلف فلسفی مورد بحث قرار می دهیم. سپس رویکردهای ورود زیبایی شناسی به برنامه درسی را بررسی می نماییم. در پایان مبانی نظری، با نگاهی مختصر، برنامه درسی دوره ابتدایی ایران را توصیف می نماییم. پس از مبانی نظری، پژوهش های مهم و مرتبط انجام شده در حوزه زیبایی شناسی و برنامه درسی که خود مشتمل بر تحقیقات داخلی و خارجی می باشد ارائه گردیده است. به طور خلاصه مطالب و موضوعات این فصل را می توان به شکل زیر بر شمرد:
الف) مفهوم زیبایی شناسی به عنوان یکی از ابعاد فلسفی
ب) زیبایی شناسی در مکاتب مختلف فلسفه تعلیم و تربیت
ج)زیبایی شناسی در برنامه درسی
د)نگاهی بر برنامه درسی دوره ابتدایی ایران
ه)پژوهش های انجام شده در حوزه زیبایی شناسی و برنامه درسی
زیبایی شناسی14
زیبایی شناسی اصطلاحی است که توسط بومگارتن برای اولین بار در سال 1780 به عنوان یک علم فلسفی مطرح گردید(احمدی،1384). اما مفهومی است که همانند هنر و اغلب مفاهیم علوم انسانی اگر چه مطالب بسیاری در مورد آن به تحریر در آمده ولی یافتن تعریف دقیق و قابل قبول همگان امکان پذیر نمی باشد. برای مثال زیبایی شناسی سورآلیستها ضد زیبایی شناسی بومگارتن می باشد(همان منبع). تولستوی درباره تعریف هنر می گوید: علیرغم خروارها کتاب که در مورد هنر نوشته شده است تاکنون هیچ تعریف دقیقی از هنر در دست نیست(حسین زاده،1383،ص43). یا ورون نویسنده فرانسوی در مورد زیبایی شناسی می گوید: هیچ علمی به اندازه زیبایی شناسی دستخوش خیالبافی نشده است( همان منبع).
اما بحث راجع به هر موضوعی مستلزم ارائه تعریف و روشن نمودن آن موضوع و مفهوم می باشد که بدین منظور تعاریفی از مفهوم زیبایی شناسی در زیر آمده است.
در لغت نامه دهخدا عطف به زیبایی شناسی آمده است شناختن زیبایی، و رشته ای است از روانشناسی. هدف زیبایی شناسی شناساندن جمال و هنر است و آن درباره مجموعه انفعالات، احساسات درونی، زیبایی، زشتی، هزل، فکاهت و غیره گفتگو می کند علم الجمال(معین، 1387،ص578).
مارکوزه(1368،ص9)می گوید زیباشناسی کاوش در معنای جمال و شناخت زیربم های این پدیده است.
زیبایی شناسی ازنظر علمی یکی از رشته های پنج گانه کلاسیک فلسفه(در کنار متافیزیک،معرفت شناسی،منطق و اخلاق) می باشد و در پی آن است که زیبایی و امر زیبا را خوب بشناسد حقیقت و مشخصات آن را تعیین کند و اگر ممکن باشد اصول و قواعد زیبائی را در اختیار همگان قرار دهد(فرشی،1391).
زیبایی شناسی روش خاصی از درک اشیا و موقعیت هاست که به صورت برانگیختگی در قالب رشته های هنری نمود پیدا می کند با توجه به اینکه هنر یکی از کانال های شناخت و ادراک انسان از جهان و پدیده های هستی است از این رو چیزی را آشکار می سازد این رازگشایی و پرده برداری از یک نوع بی نظیر و منحصر به فرد دانستن است که زیباشناسی نام دارد(رضایی،1388).
فورد در مقاله ای زیبایی شناسی را شاخه ای از فلسفه هنر، شاخه ای برای مطالعه و همچنین به عنوان یک مطالعه انتقادی مطرح می کند و می گوید به عنوان شاخه ای از فلسفه هنر به روشهای دیدن و درک جهان مربوط می شود به مثابه شاخه ای برای مطالعه، زیبایی شناسی راه های احساس و دریافت جهان و همچنین تفسیرهای نو و بدیع را شامل می شود و در نهایت به عنوان یک مطالعه انتقادی توانایی قضاوت در سطح حسی[احساسی] همچنین توافق جمعی در مورد ایده آل های زیبایی فرض می شود.
در زمان مدرن اصطلاح زیباشناختی جهت توصیف یک رشته خاصی در فلسفه بکار رفته که به تخیل، ادراک و حس می پردازد و اینکه چگونه آنها با دانستن، فهمیدن و احساس کردن جهان اطراف ارتباط پیدا می کنند را مورد بررسی قرار می دهد(گرین15، به نقل از دناوی16،2013،ص1).
نگاهی به تعاریف بالا نشان می دهد که شناخت و درک زیبایی را می توان هدف زیبایی شناسی تلقی نمود و زیبایی شناسی خواه به عنوان یکی از ابعاد فلسفی و خواه به عنوان بعدی از هنر بدنبال بررسی زیبایی خواهد بود اما آنچه که زیبایی شناسی های گوناگون را بوجود می آورد برداشت ها و تعریف های متفاوت از زیبایی است و درباره این سوال که زیبایی چیست شاهد پاسخ های گوناگون هستیم. به سخن دیگر اختلاف در زیبایی شناسی مرهون اختلاف در درک خود زیبایی است. (حسین زاده،1383،ص51) می گوید وقتی راجع به زیبایی از افراد سوال بپرسیم پاسخ ها یکسان نخواهد بود و برای علم زیبایی نمی توان قواعد عمومی وضع کرد از این رو جهت روشن شدن موضوع بالا، معنا و مفهوم زیبایی را از منظر گوناگون مورد بررسی قرار می دهیم.
افلاطون می گوید زیبایی عبارتست از هماهنگی اجزا و کل و اگر مجموعه ای دارای اجزا متناسب باشد زیباست(به نقل از تاجدینی،1369،ص68)
فلوطین اشاره می کند: بنا به نظر بیش و کم پذیرفته ی همگان زیبایی هر چیزی تناسب درونی اجزاء آن است تناسب درست اجزاء نسبت به یکدیگر و نسبت به کل به اضافه رنگ های زیبا و همه آنها با هم سبب می شوند که آن چیز به چشم ما زیبا بیاید و نظر ما را به خود جلب نماید(به نقل از احمدی،1384).
کانت تعریف خود درباره زیبایی را چنین مطرح می کند زیبا چیزی است که بدون نفع شخصی و مفهوم خاصی باشد و خوش آیند بودن آن جنبه عمومی و کلی داشته باشد(به نقل از رضای الهی،1354،ص92). براین اساس اموری زیبا هستند که به خوبی تحت عبارت در نمی آیند بلکه آنها باید خوش آیند و احساس شوند و فقط می توان گفت انسان مجموعاً آن موضوع را می پسندد(همان منبع).
هربرت رید(1386،ص31) زیبایی را وحدت روابط صوری در مدرکات حسی ما می داند و می گوید این یک تعریف جسمانی محض از زیبایی است به عقید وی وقتی مدرکات حسی ما این وحدت و هماهنگی صور خلق شده را دریافت نماید حس زیبایی ما ارضاء می شود از این جهت هماهنگی بین اجزاء یک شی سبب زیبایی می گردد.
جعفری(1369) می گوید زیبایی در مفهوم عام عبارت است از کیفیت نگارین نمودی که موجب انبساط خاص روانی می گردد اما با توجه به مفهوم حقیقی آن زیبایی نمودی است نگارین و شفاف بر روی کمال که کمال عبارتست از قرار گرفتن یک موضوع در مجرای بایستگی و شایستگی مر بوط به خود.
طباطبایی( به نقل ازتاجدینی،1389) معتقد است حُسن عبارت است از اینکه شی با غرض و هدفی که از او مطلوب و مقصود است موافق و سازگار باشد و اجزا کاملاً با یکدیگر سازگاری و موافقت داشته باشند و هر چیز که موافق باشد با مقصودی که از نوع آن چیز در نظر گرفته شده است هماهنگی دارد.
هگل معتقد است تابش مطلق یا مثال از پس حجاب جهان محسوسات زیبایی نام دارد(حسین زاده ،1383،ص46).
هیوم می گوید زیبایی آن است که دلپذیر و مطبوع باشد از این رو تنها بوسیله ذوق تعیین می گردد(همان منبع)
کروچه(1367) مطرح می گوید زیبایی چیزی است که از راه شهود و مکاشفه دریافت می شود و نه از طریق تفکر و استدلال و بیان، غنائی است نه علمی و فلسفی
تعاریف بالا حاکی از اختلاف نظر صاحبنظران در مورد مفهوم زیبایی است در برخی تعاریف مانند تعریف افلاطون ویژگی یک چیز زیبا مورد اشاره قرار گرفته، در برخی خوش آیند بودن یک چیز برای عموم، در برخی دیگر دلپذیر بودن و موجب انبساط روانی شدن و برخی نیز تناسب به عنوان ویژگی های یک چیز زیبا مطرح شده است. احمدی(1384،ص54) می گوید« مفهوم زیبایی آرمانی در فلسفه هنر امروز مطرح نمی شود و کسی از میان فیلسوفان دوران ما پرسش زیبایی چیست؟ را مطرح نمی کند این سوالی است که دیگر فقط به تاریخ زیبایی شناسی مربوط می شود امروز نمی توان تعریفی نهایی و قطعی از زیبایی ارائه کرد… برای مثال از مفاهیم تناسب، تقارن، توازن، و ایجاز به عنوان معیار زیبایی یاد شده است اما سقراطِ افلاطون آنها را خود زیبایی نمی داند آنها باعث می شوند چیزها زیبا بنمایند از آنجا که علت چیزی نمی تواند خود آن چیز باشد پس آنها هم نمی توانند خود زیبایی باشند.
شاید این موضوع که زیبایی مفهومی است درک کردنی و احساس شدنی و نه امر بیانی که در برخی تعاریف زیباشناسی و زیبایی بدان اشاره شد موجب این تعاریف و برداشت های مختلف می باشد اما نکته مهمتر این است که برداشت های مختلف خود موجب مطرح شدن انواع زیبایی ها گردیده و طبقه بندی های گوناگونی از آن ارائه شده است که در ادامه توأم با بحث نظر فیلسوفان مکاتب مختلف تربیتی به آنها اشاره خواهیم نمود.
هنر
لفظ هنر با ریشه سانسکریت از دو کلمه سو به معنای نیک و هر چیز خوب و نیک که فضایل و کمالاتی برآن مترتب است و نر یا نره به معنای زن و مرد تشکیل شده است. این واژه وارد زبان فارسی شده و در اوستا به شکل هونر در آمده که از صفات اهورامزدا به معنای خوب و نیک است در فارسی میانه یا پهلوی و پس از آن در دوره اسلامی به صورت هنر و به معنای انسان کامل و فرزان و هم به معنای فضیلت آمده است و در لغت نامه دهخدا به معنای علم، معرفت، دانش،فضل، فضیلت، کمال، کیاست، فراست و زیرکی است.(راهنمای درس هنر،1391،ص8).
در دایره المعارف هنر به فعالیت هایی چون نقاشی، طراحی، گرافیک، پیکره سازی، معماری، موسیقی، شعر، تئاتر، سینما و… گفته می شود(همان منبع).
تولستوی(به نقل از هربرت رید،1386،ص217) بیان می دارد هنر فعالیتی است انسانی شامل این که یک فرد به طور آگاهانه و بوسیله نشانه های خارجی احساساتی را که در زندگی داشته است به دیگران منتقل کند چنان که دیگران نیز از آن احساسات متأثر شوند و آنها را تجربه کنند.
هربرت رید در نقد تعریف تولستوی می گوید درست است که هنر بیان احساس است اما اینکه مخاطب نیز همان احساس را تجربه کند امری است نامعلوم. زیرا احساس و تجربه مخاطب ممکن است غیر از تجربه و احساس صاحب اثر باشد و عمل هنر انتقال احساس نیست تا دیگران هم همان احساس را تجربه کنند لذا بهتر است بگوییم هنر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، دوره ابتدایی، نظام آموزشی، زیباشناسی Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، ایدئالیسم، هنرهای زیبا، زیبایی مطلق