پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

این باره از دیدگاه اسلام بیان شد آن دسته از زیبایی های هنری که سبب کمال فرد گردند زیبایی و هنر واقعی محسوب می شوند و این نوع هنر ، هنر الهی است که هدف آن رساندن انسان به همان هدفی است که برای آن خلق شده است این مبنا نیز ریشه اصل تصعید و مؤلفه هایی همچون توجه به ملاحظات ارزشی، هدایت زیباگرایی کودکان و غیره می باشد.
پس از مبانی فلسفی مبانی اجتماعی مطرح گردید و هنر و زیبایی شناسی به مثابه نهاد اجتماعی و هنر به مثابه فعالیت گروهی دو موضوع کلی بودند که به عنوان مبانی اجتماعی معرفی شدند هنر به عنوان یک نهاد اجتماعی کارکردهای گوناگونی دارد که از منظر اجتماعی جهت تحقق اهداف یک جامعه مفید واقع می شوند و در حوزه های مختلف اجتماعی ازجمله سیاست، ترویج ارزشها و دین، اطلاع رسانی ، بیان مقاصد انسانگرایانه و غیره نقش دارد. سپس هنر به مثابه یک فعالیت گروهی تشریح شد که فرایند کار هنری نیازمند همکاری افراد متعددی است که خود یک جامعه هنری را تشکیل می دهد و در این فرایند کار هنری وجود همکاری، تقسیم کار و تعامل مشهود است. این مبانی بیانگر ضرورت توجه به هنر و زیبایی شناسی در تعلیم و تربیت از منظر جامعه شناسی است زیرا تعلیم و تربیت نمی تواند در برابر جامعه و خواستهای آن بی تفاوت باشد این مبانی مطرح شده سکوی برخی مؤلفه ها در الگوی پیشنهادی است که می توان به مواردی همچون بیان وجه انسانگرایانه هنر، توجه به میراث فرهنگی، توجه به خرده فرهنگها، توجه به ملاحظات ارزشی و عوامل فرهنگی غالب، گروه بندی یادگیرندگان با ایجاد تعامل مؤثر بین آنها و غیره اشاره نمود. این یافته با نتایج پژوهش آیوای(2003) که زیبایی شناسی از دیدگاه اجتماعی قابل توجیه است همسویی دارد.
سومین موضوع در مبانی به مبانی روانشناسی هنر و زیبایی شناسی اشاره دارد. در این مبانی به جایگاه والای هنر و زیبایی شناسی در مکاتب مختلف یادگیری، تفاوتهای فردی از منظر زیبایی شناسی و هنر و همچنین هنر و زیبایی شناسی به مثابه مولد انگیزش مورد بحث قرار گرفت. مبانی روانشناسی هنر و زیبایی شناسی بیان می نمایند که از منظر روانشناختی، هنر و زیبایی شناسی کاربردهای زیادی در تعلیم و تربیت دارند به همین سبب در الگوی پیشنهادی اصولی چون جذابیت، رعایت تفاوتهای فردی، متنوع سازی، انعطاف پذیری، تلفیق، پرورش تخیل و خلاقیت و همچنین مؤلفه هایی برای بخش عناصر مانند تقویت عزت نفس یادگیرنده هنگام ارزشیابی، توجه به ویژگی ها و توانایی های زیباشناختی کودکان و غیره مشخص شده اند.
اصول الگوی پیشنهادی شامل 9 اصل جذابیت، تصعید، متنوع سازی، انعطاف پذیری، تلفیق، توجه به تخیل،توجه به خلاقیت، رعایت تفاوتهای فردی و تعادل می باشد. جذابیت، متنوع سازی، خلاقیت، تخیل و تعادل ریشه در زیبایی گرایی، زیبایی جویی و زیبایی آفرینی انسان دارند وقتی انسان زیباگرا و زیباجوست لازم است برنامه درسی جذاب، متعادل و متنوع باشد تا سبب کسالت یادگیرنده نشده و برای وی خوشایند باشد. یا اگر انسان قدرت زیبایی آفرینی دارد و یا هنر از منظر روانشناختی در فرایند تربیتی اثر گذار است لذا خلاقیت، تخیل،انعطاف پذیری، جذابیت و غیره توجیه پذیر می شوند. تصعید ریشه در دیدگاه اسلام نسبت به انواع زیبایی ها دارد که قبلاً اشاره شد ارزش یک موضوع بستگی به کمال آفرینی و همچنین قرابت آن به جمال الهی دارد و زیبایی های معنوی نسبت به زیبایی های ظاهری ارزش والایی دارند اما برای رسیدن به زیبایی های معنوی گذشتن از مسیر زیبایی های محسوس ضروری است از این رو اصل تصعید به عنوان یکی از اصول مهم الگو معرفی شده است. این یافته با نتایج پژوهش نوروزی و متقی(1388) و حسن زاده(1392) همخوانی دارند. همچنین در کمال آفرینی زیبایی های اصیل، ماهیت دو قطبی زیبایی و مبانی روانشناختی اشاره شد که ویژگی های افراد در درک زیبایی ها تأثیر دارد از این رو اصل رعایت تفاوتهای فردی و متنوع سازی مطرح گردیدند.
پس از مبانی و اصول، عناصر الگو براساس مدل اگر ارائه شده است که اولین عنصر آن منطق می باشد و چرایی الگو را پاسخ می دهد. در این عنصر شباهت تربیت و برنامه درسی با هنر، لزوم توجه به بعد زیبایی شناسی انسان و نقش هنر در تربیت و برنامه درسی چرایی الگو را به روشنی پاسخ داده اند و این یافته ها با یافته های نوروزی و متقی(1388)، ونالاینن(2012)، پریو و جرنوپیل اسکای(2009) مبنی بر اینکه هنر و زیبایی شناسی در تحقق اهداف تربیتی نقش دارد همخوانی دارند. همچنین وجهه هنری داشتن برنامه درسی، تدریس و تربیت با یافته های مهرمحمدی(1390) و اسمیت(2008) همسویی دارد. در عنصر هدف دو نوع مؤلفه ارائه گردیده است که برخی اصول تعیین هدف می باشند و برخی نیز اهدافی مانند پرورش حواس پنجگانه، خلاقیت و غیره بوده که پیشنهاد شده است در دوره ابتدایی دنبال شوند. پرورش تخیل و کلی و قابل انعطاف بودن اهداف از یافته هایی است که با نتایج مهرمحمدی(1390)، نوروزی و متقی(1388) و حسن زاده(1392) همخوانی دارند. برای محتوا اصولی ارائه شده است که برخی اصول به تلفیق هنر و زیبایی شناسی بر می گردد و وقتی بخواهیم در سایر حوزه های یادگیری از هنر و زیبایی شناسی استفاده نماییم می توانیم 6 اصل مطرح شده را بکار بندیم اصولی مانند استفاده از کارشناس هنر در تیم برنامه‌ریزی درسی ، تبیین وجه انسانگرایانه هنر، معرفی زیبایی ها، استفاده از قابلیت های رشته های هنری و غیره ازجمله آنهاست. اصول دیگر در محتوا اصولی ملهم از عالم زیبایی شناسی و هنر می باشند که براساس آنها می توان محتوای زیباشناسانه ارائه کرد برای مثال متعادل بودن، تحریک و بکارگیری ترکیبی از حواس پنجگانه، برقراری شباهت بین پدیده های مختلف به ظاهر ناهمخوان از آن دسته هستند.
فعالیتهای یادگیری عنصر چهارم الگوست که در آن به استفاده از روشهای کارگاهی و پروژه ای، فراهم نمودن تجارب زیباشناختی، رضایت درونی، فرصت تأنی، شگفتی و تأمل زیباشناختی برای یادگیرندگان اشاره شد و این یافته ها با نتایج پژوهش مهرمحمدی(1390) و نوروزی و متقی(1388) همسویی دارند. پس از فعالیتهای یادگیری عنصر معلم مطرح و برای آن 6 مؤلفه ارائه شد که رعایت برخی از مؤلفه ها مانند آراستگی مناسب، توجه به ملاحظات ارزشی بیشتر به تلاش خود معلم بستگی دارد و برخی دیگر مستلزم اتخاذ تدابیر ویژه از سوی مدیران مدارس و مسئولین آموزش معلمان می باشد مؤلفه هایی مانند برقراری تعامل بین معلمان، آشنایی و کسب مهارت در برخی رشته های هنری، فراهم سازی عشق و علاقه در معلم(افزایش انگیزش) ازجمله آنهاست. مواد و منابع ششمین عنصر الگوست که دارای مؤلفه هایی همچون تنوع، زیبایی و جذابیت، انعطاف پذیری، دست اول بودن و غیره است و به نوعی همپوشانی با مؤلفه های عنصر محتوا نیز دارند. توجه به ظرفیت محیط های مجازی نیز مؤلفه دیگری بود که قابلیت منحصر به فردی برای ارائه محتوای زیبا و جذاب دارد و فراهم شدن محیط های مجازی با یافته های فردت(1993) جهت توسعه سواد اطلاعاتی که در راستای پرورش سواد رسانه ای به عنوان یکی از اهداف پیشنهاد شده در الگو است همسویی دارد. در گروه بندی ابتدا بر رعایت تفاوتهای فردی و فرد گرایی جهت رعایت اصولی مانند پرورش خلاقیت و تخیل تأکید شده است سپس نظر به ظرفیت های بی بدیل فعالیت های گروهی در تعلیم و تربیت و هنر و همچنین ظهور هنرهای تعاملی در عصر جدید دو مؤلفه توجه به معیارهای زیباشناختی در گروه بندی شاگردان و برقراری تعامل بین یادگیرندگان برای این عنصر در الگو بیان شده است.
زمان عنصر بعدی الگوست در این عنصر نظر به نقش آزادی در هنر و تجربه زیباشناختی(برداسلی،به نقل از فردت،1993) و همچنین تأثیر اقدام عملی در کسب مهارتهای هنری(آیزنر،2002) دو مؤلفه پیش بینی برخی جلسات آموزشی آزاد جهت حضور داوطلبانه یعنی تخصیص زمان غیر تجویزی و اختیاری در برنامه زمانی مدرسه و همچنین ملحوظ زمان بیشتری برای کارعملی نسبت به مباحث تئوری مطرح گردیده است. پس از زمان، فضا بررسی شده است که منظور از فضا، مکان فیزیکی و جو روانی موقعیت آموزشی و اجرای برنامه درسی بود و نظر به زیباگرایی انسان زیبا و شاداب سازی فضای فیزیکی و حتی عاطفی با استفاده از قواعد زیباشناختی، روانشناسی رنگها و ارتباطات مطرح شده تا اقدامی برای پاسخگویی به این میل فطری انسان و رعایت اصل جذابیت باشد. این یافته با نتایج پژوهش رضایی(1383)، نوروزی و متقی(1388) و مهرمحمدی(1390) همخوانی دارد. سپس برای رعایت اصل تنوع و جذابیت پیشنهاد شد فضاهای یادگیری و کلاسهای درس در صورت امکان براساس حوزه های یادگیری سازماندهی گردند تا با غنی شدن فضاها به صورت تخصصی تجارب واقعی و زیباشناختی نیز فراهم گردد. پس از آن مؤلفه دیگری جهت فراهم شدن فرصت بروز خلاقیت، تخیل و علاقه زیباشناختی یادگیرندگان پیشنهاد شده است فضاهایی اعم از واقعی و مجازی پیش بینی شود تا شاگردان در طراحی و تغییر فضا ها و محیط ها مشارکت داده شوند و این امر علاوه بر مزیت فوق می تواند به ایجاد فضای عاطفی و صمیمی نیز منجر گردد.
ارزشیابی آخرین عنصری است که در الگوی پیشنهادی مطرح گردیده و 9 مؤلفه را به خود اختصاص داده است. در این میان استفاده از رویکرد کیفی، باز و کل گرایانه و همچنین توجه به فرایند و راه حلهای گوناگون یک مسئله از مؤلفه های کلیدی محسوب می شود که از عالم هنر می توان به عاریت گرفت. این یافته ها با نتایج نوروزی و متقی(1388) و مهرمحمدی(1390) همخوانی دارند. روی آوردن به خبرگی و نقادی آموزشی صورتی از رویکرد کیفی است که به خاطر اهمیت آن جداگانه مورد اشاره قرار گرفته است. این یافته نیز با یافته های فردت(1993) همسویی دارد. توجه به بعد زیبایی شناسی آثار دانش آموزان، آزاد گذاردن دانش آموزان در انتخاب و بازنمایی مورد دلخواه برای ارائه دانسته های خویش، تقویت امید و عزت نفس یادگیرندگان و همچنین توجه به وحدت و هماهنگی در ابعاد یک برنامه درسی سایر مؤلفه هایی است که در الگو به عنوان مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر برای ارزشیابی بیان شده اند.

سوال چهارم) تا چه اندازه الگوی پیشنهادی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسیِ دوره ابتدایی معتبر است؟
در پاسخ به این سوال دیدگاه صاحبنظران رشته مطالعات برنامه درسی و همچنین کارشناسان برنامه‌ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش بررسی شد که نتایج نشان داد الگو با توجه به داده های جدول(21-4) در بخشهای مبانی، اصول و عناصر آن هم با عنایت به ملاک های منطقی بودن، انسجام و هماهنگی ساختاری، قابلیت اجرا، تعادل و جذابیت با داشتن میانگین نمره 39/7 از 10 نمره معتبر می باشد. داده های توضیحی بدست آمده نیز نشان داد که از نقاط قوت الگو می توان به نوآوری و بدیع بودن آن، پرداخت تفصیلی و ظریفانه به عناصر و اصول دقیق آن اشاره کرد و از نقاط ضعف آن نیز کافی نبودن مبانی، روشن نبودن ارتباط بین مبانی و اصول و اطمینان کافی نداشتن از قابلیت اجرای آن و همچنین نیاز به غنای مطالب در عناصر منطق و گروه بندی قابل ذکر هستند. البته این نقاط ضعف وقتی از سوی نمونه آماری ارائه شد مبانی بازنگری شد و مبانی روانشناختی و همچنین مطالب دیگری در مبانی فلسفی و مبانی جامعه شناسی تدوین گردید. ارتباط بین مبانی و اصول در قسمت مبانی ذکر و روشن شد که ماحصل مبانی کدام اصول و مؤلفه ها می باشند و در نهایت عناصر منطق و گروه بندی نیز بازنگری و مؤلفه های مناسبی ارائه گردید.
بحث نتایج
یافته های پژوهش نشان داد که هنر و زیبایی شناسی به عنوان یک چشم انداز و پارادایم در برنامه درسی، حاوی مؤلفه ها، الهامات و مؤلفه های زیادی است. این مؤلفه ها می توانند در کنار مؤلفه هایی مانند مبانی روان شناسی، جامعه شناسی،فناوری اطلاعات و ارتباطات و غیره قرار بگیرند و در طراحی، تدوین و اجرای برنامه های درسی به کار گرفته شوند. چشم انداز هنر و زیبایی شناسی در برنامه درسی به دنبال تزریق ویژگی های مفید و جذاب عالم هنر به برنامه های درسی است که شرکای برنامه درسی نیز همانند هنرمندان در کنار فعالیتهای خود به لذت زیباشناسانه دست یابند. منظور از شرکای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، آموزش و پرورش