پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، عزت نفس، یشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

و دیگران،2009) بر موفقیت جذاب مدرسه ای تأکید می کند و می گوید این نوع موفقیت معلمان را مجاب می کند با یادگیرندگان به عنوان افراد معزز، توانمند و مسئول ارتباط برقرار کنند.
حال با عنایت به اهمیت دید انسانگرایانه در حوزه هنر و همچنین اهمیت هنر در روانشناسی انسانگرایان یکی دیگر از مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر تقویت نشاط، امید، عزت نفس و خود پنداره مثبت در شاگردان است که نه تنها در اهداف و فعالیت های یادگیری می تواند مدنظر قرار گیرد بلکه چون ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بر خود پنداره مثبت شاگردان تأثیر می گذارد از این رو تأکید می شود که ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به طریقی انجام گرفته و نتایج آن انعکاس داده شود که خودپنداره مثبت شاگردان را تقویت نماید. یکی از صاحبنظران(P2) می گوید:« ارزشیابی باید با ایجاد امید، عزت نفس و خودپنداره مثبت در دانش آموزان پیوند بخورد و طوری صورت پذیرد که آنها را در وجود یادگیرندگان بوجود آورد».

8-10-ج)استفاده از ارزشیابی اصیل ، باز و کل گرایانه
شهود و کل نگری از منابع درک و فهم در حوزه هنر و زیبایی شناسی به شمار می روند و هنر مطابق فوشی(1974) با کل وجود یادگیرنده سروکار دارد حال در ارزشیابی که در مورد میزان پیشرفت یادگیرنده قضاوت می گردد قضاوت مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی ایجاب می‌نماید که بر کل و تمامیت وجود شاگرد توجه شود. قضاوت مبتنی بر کل نگری نیز در بسترهایی رخ می دهند که دارای ساختار بسته نبوده و خشنودی در بسترهای باز و پروژه ای ایجاد می گردد و تجربه حاصل از آنها را به تجربه زیباشناسانه تبدیل می کند(مهرمحمدی،1390).
با الهام از این ویژگی هنر و زیبایی شناسی می توان از ارزشیابی کل گرایانه و باز سخن گفت تا بتوان اهدافی مانند خلاقیت، شهود، تخیل و بقیه که در الگوی پیشنهادی ذکر شده اند را دنبال نمود. یکی از صاحبنظران مشارکت کننده در پژوهش(P5) می گوید« به اعتقاد من ارزشیابی اصیل (Authentic) که توسط آیزنز معرفی شده، مناسب ترین روش است. چراکه خود آیزنر آن را از حوزه هنر به عاریت گرفته و هم اینکه پایه و اساس آن را حس ها و اشکال گوناگون بازنمائی مانند قالب های نوشتاری (نوشته)، دیداری (تصویر)، گفتاری (کلام) و غیره تشکیل می دهد».
بدیهی است که استفاده از حواس و اشکال مختلف بازنمایی در یک ساختار بسته نمی تواند محقق یابد و وجود ساختار باز در این راستا از ضرورتهاست. ارزشیابی کل گرایانه نیز از دو جهت قابل بررسی است یکی از جهت جنبه های وجودی انسان که ارزشیابی نباید فقط محدود به بعد ذهنی شاگردان باشد و دوم اینکه ارزشیابی مطابق انواع دانستن در زیبایی شناسی صورت پذیرد یعنی همانطور که 4 نوع دانستن درون، درباره ی، چگونه و چرا قابل طرح است در ارزشیابی هم می توان راجع به دانستن فرد از نکات مهم یک موضوع، نحوه تجزیه و تحلیل موضوع توسط فرد، درک فرد از زمینه و مفاهیمی که بر دو نوع دانستن قبلی کمک می نمایند و اینکه چرا فرد به دانستن آن موضوع اقدام می کند یعنی نگرش فرد به آن موضوع ارزیابی و بررسی های لازم را انجام داد. البته انواع دانستن زیباشناختی با حیطه های گوناگون یادگیری قابل جمع می باشند بدین صورت که دانستن درون و درباره ی با حیطه شناختی، دانستن چرا با حیطه عاطفی و دانستن چگونگی با حیطه مهارتی بیشتر ارتباط دارند و بدین طریق نتیجه گرفت که در ارزشیابی کل گرایانه به هر سه حیطه یادگیری یا عرصه ها و عناصر مورد نظر برنامه درسی ملی در کنار ابعاد وجودی انسان توجه داشت.
9-10-ج) توجه به میزان وحدت و هماهنگی موجود در برنامه‌های درسی
این مؤلفه به ارزشیابی برنامه درسی دوره ابتدایی و به تبع آن برنامه درسی حوزه های مختلف یادگیری می پردازد. وحدت و هماهنگی از معیارهای زیباشناختی در حوزه هنر و زیباشناسی است. نصر(1389) بیان می کند وحدت و هماهنگی در ارزشگذاری زیباشناختی یا قدرشناسی یک اثر نقش حیاتی دارد هر قدر یک اثر هنر از تعادل و هماهنگی بیشتری برخوردار باشد حقیقت مورد نظرش را بهتر در دسترس فهم خواننده یا شنونده می گذارد.
با عاریت گرفتن این معیار زیباشناختی می توان گفت در ارزشیابی برنامه‌های درسی لازم است میزان یکپارچگی و هماهنگی موجود در آن بررسی گردد. وحدت و یکپارچگی را از دو جنبه می توان مطرح ساخت: وحدت بیرونی و وحدت درونی.
منظور از وحدت و هماهنگی بیرونی هماهنگی یک برنامه درسی با اسناد بالادستی و برنامه‌های درسی هم سطح خود می باشد درحالیکه هماهنگی درونی به انسجام موجود در بین عناصر گوناگون یک برنامه درسی اشاره دارد. وجود وحدت و هماهنگی چه در درون اصول و مصداق های خود عناصر، چه در بین عناصر و انواع برنامه ها از اصول برنامه‌ریزی درسی نیز به شمار می رود(ملکی،1383).اما با عنایت به آنچه گفته شد در می یابیم که وحدت و هماهنگی از اصول و معیارهای زیباشناختی نیز می باشد از این رو به عنوان مؤلفه دیگر زیبایی شناسی و هنر جهت ارزشیابی برنامه درسی در الگوی پیشنهادی انتخاب شده است.
خلاصه و شکل الگو
الگوی پیشنهادی که به شرح آن پرداختیم شامل مبانی، اصول و عناصر دهگانه بود برای هر کدام از آنها مؤلفه هایی ارائه شد و استدلالهایی که برخاسته از ادبیات پژوهش و همچنین دیدگاههای صاحبنظران مطالعات برنامه درسی و هنر و زیبایی شناسی بود برای هر کدام از مؤلفه ها تشریح گردید حال خلاصه الگو به صورت نوشتاری و همچنین با استفاده از شکل و دیاگرام ارائه می گردد.
الف) مبانی الگو
1-الف)مبانی فلسفی
1-1-الف) هستی و خالق هستی زیباست
2-1- الف)انسان موجودی زیباگراست
3-1-الف)زیبایی پدیده دو قطبی است
4-1-الف) کمال آفرینی زیبایی و هنر واقعی
2- الف)مبانی اجتماعی
1-2-الف) هنر به مثابه نهاد اجتماعی
2-2-الف) هنر به مثابه فعالیت گروهی
3-الف) مبانی روان شناختی
1-3-الف)جایگاه بالای هنر و زیبایی شناسی در مکاتب مختلف یادگیری
2-3-الف) تفاوت های فردی از منظر زیبایی شناسی و هنر
3-3-الف)هنر و زیبایی شناسی به مثابه مولد انگیزش
ب) اصول الگوی پیشنهادی
1-ب) جذابیت؛ 2- ب)تصعید؛ 3-ب)تنوع؛ 4-ب)انعطاف پذیری؛ 5-ب)تلفیق؛ 6-ب)توجه به تخیل؛ 7-) رعایت تفاوتهای فردی؛ 8-ب) توجه به خلاقیت؛ 9-ب) تعادل
ج)عناصر الگوی پیشنهادی
1-ج)منطق
1-1-ج) شباهت تربیت و برنامه درسی با هنر
2-1-ج)لزوم توجه به بُعد زیبایی شناسی وجود انسان
3-1-ج)نقش هنر و زیبایی شناسی در تعلیم و تربیت و برنامه درسی

2-ج)هدف
1-2-ج)پرورش تخیل؛ 2-2-ج) پرورش خلاقیت؛ 3-2-ج)پرورش قوه شهود؛ 4-2-ج) پرورش همه حواس پنجگانه؛ 5-2-ج)پرورش و هدایت زیباگرایی انسان؛ 6-2-ج)پرورش تفکر انتقادی؛ 7-2-ج)پرورش انواع سواد های رسانه ای؛ 8-2-ج)توجه ویژه به اهداف عاطفی و تلفیق آن با اهداف شناختی و مهارتی؛ 9-2-ج)رعایت تناسب و انسجام بین اهداف؛ 10-2-ج) جذابیت اهداف؛ 11-2-ج)متعادل و متوازن بودن اهداف؛ 12-2-ج)کلی و قابل انعطاف بودن اهداف.
3-ج)محتوا
1-3-ج)تلفیق هنر و زیبایی شناسی با سایر دروس
1-1-3-ج) استفاده از قابلیت همه رشته های هنری جهت غنا بخشی به محتوا؛ 2-1-3-ج) توجه به میراث فرهنگی و سنن زیبایی شناسی؛ 3-1-3-ج) تبیین وجه انسانگرایانه هنر؛ 4-1-3-ج) معرفی زیبایی ها با رویکرد سازماندهی چندرشته ای در همه دروس؛ 5-1-3-ج) توجه به ویژگی های یادگیرندگان از منظر زیباشناختی و هنر؛ 6-1-3-ج) مشارکت دادن کارشناس هنر در فعالیتهای برنامه‌ریزی و تعیین محتوا
2-3-ج) برقراری شباهت بین پدیده های مختلف به ظاهر ناهمخوان؛ 3-3-ج) متعادل بودن؛ 4-3-ج) پیش بینی صفحات سفید در کتابها جهت ارائه طرح، تصویر و غیره از سوی دانش آموز؛ 5-3-ج) توجه به خرده فرهنگها و فرهنگهای محلی؛ 6-3-ج)تحریک و بکارگیری ترکیبی از حواس پنجگانه.
4-ج) فعالیتهای یادگیری
1-4-ج) فراهم نمودن رضایت درونی یادگیرنده؛2-4-ج) استفاده از روشهای کارگاهی و پروژه ای؛ 3-4-ج)فراهم نمودن تجارب زیباشناختی؛ 4-4-ج) فراهم ساختن فرصت تأنی، شگفتی و تأمل زیباشناختی؛ 5-4-ج) استفاده از روشهای طبیعت گرایانه.
5-ج)معلم
1-5-ج) آشنایی با قابلیت های زیباشناختی و هنر در تربیت و تدریس؛ 2-5-ج) کسب مهارت در زمینه برخی رشته های هنری مانند اجرا، بازیگری، خوشنویسی، طراحی و غیره؛ 3-5-ج) فراهم سازی عشق و علاقه در معلم نسبت به دانش آموزان و یادگیری آنان؛ 4-5-ج) توجه معلمان به ملاحظات ارزشی و عوامل فرهنگی غالب؛ 5-5-ج) آراستگی مناسب معلم؛ 6-5-ج) برقراری تعامل بین معلمان هنر و دیگر معلمان و کارکنان مدرسه.
6-ج) مواد و منابع
1-6-ج) تنوع ؛ 2-6-ج) زیبایی و جذابیت ؛ 3-6-ج) فراهم نمودن مواد موردنیاز برای تجارب دست اول؛ 4-6-ج) انعطاف پذیری؛ 5-6-ج)استفاده از منابع و رسانه های مجازی
7-ج)گروه بندی
1-7-ج) اهمیت دادن به فردگرایی در تدریس؛ 2-7-ج) توجه به معیارهای زیباشناختی(توانایی و علائق زیباشناختی) در تشکیل گروههای یادگیری؛ 3-7-ج) تعامل هدف اصلی گروه بندی
8-ج) زمان
1-8-ج) پیش بینی برخی جلسات آموزشی آزاد جهت حضور داوطلبانه(تخصیص زمان غیرتجویزی)؛
2-8-ج) ملحوظ نمودن ساعات بیشتری برای کار عملی نسبت به مباحث تئوری و نظری در اجرای برنامه درسی
9-ج)فضا
1-9-ج) زیبا و شاداب سازی فضای فیزیکی و حتی عاطفی با استفاده از قواعد زیباشناختی، روانشناسی رنگ ها و ارتباطات؛ 2-9-ج)سازماندهی فضاهای یادگیری براساس حوزه های یادگیری؛3-9-ج) پیش بینی فضاهایی(واقعی و مجازی) برای فعالیت آزاد شاگردان و مشارکت آنان در تغییر محیط
10-ج)ارزشیابی
1-10-ج) توجه به رویکرد کیفی؛2-10-ج)توجه به خبرگی و نقادی آموزشی؛ 3-10-ج) توجه به فرایند در ارزشیابی(ارزشیابی مستمر)؛ 4-10-ج) توجه به راه حل های بدیل و جانشین ارائه شده توسط شاگردان برای یک مسئله ؛ 5-10-ج) توجه به کیفیت زیبایی شناسی آثار دانش آموزان در کلیه دروس؛6-10-ج) آزاد گذاردن دانش آموزان در انتخاب فرم بازنمایی مورد دلخواه برای ارائه عملکرد خویش؛7-10-ج) تقویت امید، عزت نفس و خود پنداره مثبت یادگیرندگان در هنگام ارزشیابی؛ 8-10-ج)استفاده از ارزشیابی اصیل،باز و کل گرایانه؛ 9-10-ج) توجه به میزان وحدت و هماهنگی موجود در برنامه‌های درسی

سوال چهارم) تا چه اندازه الگوی پیشنهادی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسیِ دوره ابتدایی معتبر است؟
گرچه در طول فرایند پژوهش سعی شد با گردآوری از منابع گوناگون (ادبیات مطالعات پژوهشی، صاحبنظران حوزه نظر و کارشناسان حوزه عمل) آن هم با 2 ابزار پرسشنامه و مصاحبه اطلاعات معتبری بدست آید با این حال به منظور بهبود و اعتبار بخشی بیشتر، الگوی پیشنهادی بار دیگر از طرف صاحبنظران مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور چک لیست ارزیابی طراحی شد و در اختیار نمونه آماری که متشکل از صاحبنظران برنامه‌ریزی درسی و کارشناسان برنامه‌ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش بودند قرار گرفت و از آنان خواسته شد با مطالعه الگو، براساس چک لیست ارائه شده به اعتبارسنجی الگو بپردازند.
در چک لیست (پیوست شماره 4) سه بخش اصلی الگو شامل مبانی، اصول و عناصر به همراه معیارهای مربوطه ارائه گردید تا مشارکت کننده دیدگاه خویش را ارائه نماید و چنانچه علاوه بر معیارهای مطرح شده دیدگاه دیگری دارند در قسمت سایر موارد ذکر نمایند. پس از ارائه نظرات نیز نمره ای در دامنه (10-0) برای بخش های مطرح شده براساس ملاک ها وارد نمایند. از 5 معیار منظور شده سه معیار عمومی برای الگو شامل منطقی بودن براساس دانش برنامه درسی، هماهنگی ساختاری و قابلیت اجرا بود و دو معیار نیز مربوط به حوزه زیبایی شناسی شامل جذابیت و تعادل بود. از 15 نفری که الگو و چک لیست برای آنان ارسال گردید 10 نفر پاسخ دادند و دیدگاه های خویش را ارائه نمودند که نکات کلیدی مطرح شده توسط آنها به شرح زیر بود:
– مبانی الگو دوباره بررسی و موارد مربوط به فلسفه اسلامی تبیین گردد.
– در بخش اصول دقیق تر عمل شده است و قابلیت اجرایی اصول بالاست اما بر توسعه خلاقیت و الگوی خلاقیت جمعی کمتر تأکید شده است.
– از الگوی ارائه شده پیداست که وقت بسیار خوبی بر روی این موضوع گذاشته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، عزت نفس، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، آموزش و پرورش