پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، رضایت درونی

دانلود پایان نامه ارشد

گوید« صفحات سفیدی جهت ارائه تصویر،طرح و نقاشی از سوی شاگردان منظور شود.»
5-2-3-ج)توجه به خرده فرهنگها و فرهنگهای محلی
تکثر و تنوع در حوزه زیبایی شناسی و هنر نمود بیشتری دارد هنرها از لحاظ فرهنگی متنوع هستند و با مردمان سراسر جهان مرتبط هستند(بیودرت98،2010،ص695). از طرف دیگر برخی ارزش آثار هنری را در میزان تأثیر آن بر مخاطب می دانند و یکی از عوامل مؤثر بر ارتباط هنری زمینه اجتماعی و تاریخی است(احمدی،1384). به نوعی که در نقد زیباشناختی تأثیرگذاری بر مخاطب را مورد توجه قرار می دهند. ارسطو با اصطلاح کاتارسیس بر این نکته تأکید می کند وقتی براساس اصل رعایت تفاوتهای فردی و همچنین تفاوتهای فرهنگی موجود در کشور ایران می خواهیم تأثیر برنامه‌های درسی را در برابر دانش آموزان شاهد باشیم لاجرم توجه ویژه به این تفاوتها اهمیت خاصی پیدا می کنند. توجه به ویژگی های فرهنگی دانش آموزان هریک از خرده فرهنگها و اقوام ایرانی از احساس بیگانگی دانش آموزان نسبت به برنامه‌های درسی می کاهد و به نوعی آنها حضور خود و زندگی خویش را در برنامه درسی احساس می نمایند. این نوع نگاه علیرغم اینکه می تواند در سطوح و مراحل مختلف برنامه‌ریزی درسی رعایت گردد در محتوا اهمیت ویژه ای دارد زیرا در تفکر رایج بین دانش آموزان و اولیا محتوا و کتاب های درسی به عنوان سند ملی محسوب می شود و می توان ادعا نمود که پذیرش برنامه درسی و برقراری ارتباط بین دانش آموزان، اولیا و حتی معلمان با برنامه درسی تا اندازه زیادی در ارتباط بین محتوا و کتب درسی با آنان خلاصه می شود. این رو توجه به خرده فرهنگها و فرهنگهای محلی یکی از مؤلفه های عالم هنر و زیبایی شناسی برای تعیین محتوا در الگوی پیشنهادی منظور گردیده است. صاحبنظری(P4) در مصاحبه چنین اشاره می کند:«از ملاک های مهم در تعیین محتوا توجه به فرهنگهای محلی است زیرا توجه به خرده فرهنگها در حوزه هنر اهمیت خاص خود را دارد».
6-2-3-ج) تحریک و بکارگیری ترکیبی از حواس پنجگانه
همانطور که سوانه(1388)بیان می کند هنرها را می توان براساس حواس مختلف دریافتی انسان طبقه بندی کرد و رشته های گوناگون هنری با یک یا چند حس خاص سروکار دارند. موسیقی نمونه بارز آنهاست که حس شنیداری را نشانه رفته است و هنری مانند سینما با ترکیبی از حواس دیداری و شنیداری سروکار دارد. از سوی دیگر می توان گفت وجود اشکال مختلف بازنمایی اطلاعات در هنر و زیبایی شناسی گواهی دیگر بر توجه هنر و زیبایی شناسی به حواس مختلف انسان است.(آیزنر،2002) می گوید مسئله بازنمایی مفاهیم، مسئله کشف یا ابداع معادلهایی برای این مفاهیم است در این فرایند کشف،شکل و قالبی باید انتخاب شود که یک یا مقدار بیشتری از حواس را به خود جلب نماید برای مثال یک مفهوم تصویری یا شنیداری، کلامی و یا ترکیبی از آنها صرفنظر از نوع شکل بازنمایی آن باید یکی از حواس را به خود جلب نماید.
در مقوله یادگیری اهمیت تدارک شرایطی که یادگیرنده از چند حس دریافتی در فرایند یادگیری استفاده نماید برکسی پوشیده نیست و شرائطی که از چنین امتیازی برخوردار باشد تحت عنوان محیط و شرائط غنی یادگیری از آن یاد می شود.
حال محتوا که می تواند در قالبهای مختلف بازنمایی اطلاعات ارائه شود به هر اندازه حواس بیشتری از یادگیرنده را به خود جلب نماید میزان تأثیر آن افزایش خواهد یافت که این امر در اصول تعیین محتوای برنامه درسی با الگوی پیشنهادی نیز قابل طرح است و در سطوح برنامه‌ریزی درسی و برنامه‌ریزی درسطح درس قابل اجراست.
4-ج) فعالیتهای یادگیری
سومین عنصر که در الگوی پیشنهادی حاضر مورد بررسی قرار می گیرد فعالیتهای یادگیری است که اگر با پرسش دانش آموزان چگونه یاد می گیرند آن را معرفی می‌نماید. از پرسش جهت دهنده اگر پیداست که این عنصر بیشتر بر روشهای تدریس متمرکز است لذا مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر ناظر بر فعالیت های یادگیری و تدریس به ترتیب زیر ارائه می گردند.
1-4-ج)فراهم نمودن رضایت درونی یادگیرنده
در روان شناسی از دو نوع منبع تقویتی بیرونی و درونی سخن گفته می شود که پرداختن به آنها خارج از حوصله بحث است. آنچه قابل طرح است جایگاه تقویت درونی در حوزه هنر و زیبایی شناسی است چیزی که برخی از قبیل اسمیت(1971a) از آن تحت عنوان لذت زیباشناختی یاد می کند و بیان می کند لذت زیبا شناختی نوعی لذت مندی از درک و فهم در یک میدان پدیداری می باشد.آیزنر(2002) برای معرفی این لذت زیباشناختی دانشمندان را مثال می زند که برخلاف عقیده رایج بین مردم دانشمندان نه اینکه نیاز دارند تا چیزی بدانند بلکه می دانند که نیاز دارند و کارشان را نه بخاطر انگیزه های معرفت شناختی بلکه بخاطر انگیزه های زیباشناختی بر عهده می گیرند و لذت نیازمندی انگیزه کار آنهاست لذا دانشمندان شبیه هنرمندان سؤالات و مسائل جدید و مبهمی را شکل می دهند تا از تجربه یافتن پاسخهایی برای آنها لذت ببرند با تأسی از این ویژگی هنرمندان و لذت زیباشناختی، یکی از ملاک های تعیین فعالیت های یادگیری در الگوی پیشنهادی فراهم ساختن رضایت درونی یادگیرنده است و بر منبع تقویت درونی تأکید می گردد.
2-4-ج)استفاده از روشهای کارگاهی و پروژه ای
هنرمندان مسائل جدیدی را شکل می دهند تا از تجربه یافتن پاسخهایی برای آن مسائل لذت ببرند(آیزنر،2002). استفاده از این امر در تدریس مستلزم این است که روش تدریس و فعالیتهای یادگیری متناسب با آن را منظور نمائیم. در روشهای تدریس به شیوه ای که به دانش آموزان مسئله ای داده شود و یا خودشان مسئله ای کشف نمایند سپس به دنبال حل آن برآیند روش حل مسئله و پروژه ای می گویند. یکی از مزایای روش حل مسئله و پروژه ای فراهم ساختن رضایت درونی در یادگیرنده است که قبلاً درباره آن بحث شد از این منظر یکی از مؤلفه های زیبایی شناسی و هنر برای عنصر فعالیت های یادگیری پیش بینی و استفاده از روش های پروژه ای و حل مسئله می باشد.زابرواسکی99(2009) می گوید روشهایی که می توان با آن زیبایی شناسی را وارد طراحی برنامه درسی و عمل تربیتی ساخت این است که پدیده هایی را انتخاب کنیم تا دانش آموزان آن را کشف و یا بررسی نمایند و تجاربی از آن پدیده بدست آورند سپس آنها را زیباشناسانه، تصویری و کلامی ارائه نمایند.
از طرف دیگر در حوزه هنر بخشی از آموزشها عملی می باشد و هنرمندان جهت ایفای نقش و وظیفه خود نیاز به تمرین عملی دارند از این وجه نیز می توان روشهای کارگاهی را توصیه نمود تا شاگردان ضمن آموختن تئوری به تمرین فعالیتها بپردازند و فرصتی فراهم گردد تا به تمرین و کاربرد آموخته های خویش بپردازند.
3-4-ج)فراهم نمودن تجارب زیباشناختی
آیزنر(2002) بیان می کند تجارب زیباشناختی محدود به هنرهای زیبا نیست اگرچه هنر ها آن را تأمین می کنند اما هر قالب و فرمی که تقریباً بتواند از صدا، نور، مزه و لمس کردن تجربه بوجود بیاورد می تواند تجربه زیباشناختی تولید بکند. برای مثال دیویی(1934) می گوید تفکر در خودش دارای کیفیت های زیباشناختی است. فعالیتهای یادگیری معلم می تواند این اجزاء را شکل داده و بستر تجربه زیباشناختی را فراهم نماید زیرا تجربه زیباشناختی درجه کاملی از زندگی تجربه کردن و درک کردن است یعنی تجربه همراه با ساختن و درک کردن(سیمپسون و دیگران،2005).تجربه و درک کردن هر دو برای یادگیری ضروری هستند و یادگیری نیز هدف فعالیتهای یادگیری است لذا فراهم ساختن تجارب زیباشناختی یکی از مؤلفه های کلیدی برای فعالیت های یادگیری است که می توان با تکنیک های متعددی از قبیل فنون زیر آن را محقق ساخت.
1- فراهم ساختن موقعیتهای مسئله مدار
2- فراهم ساختن موقعیت هایی که شاگردان را به شگفتی و تعجب وا دارد.
3- استفاده از زیبایی های پدیدارشونده در موقعیت تدریس و زیبایی های موجود در موقعیت های زمانی و مکانی خاص مانند غروب،طلوع، بارش باران، برف و غیره. یکی از مشارکت کنندگان (P2) چنین می گوید:« در طول زمان تدریس همه اوقات فرصتی برای زیبایی شناسی در اختیار ما نمی گذارند برخی قسمت های زمانی بهتر می توانند به معلم جهت تقویت زیباشناسی کمک نمایند مثل افق یا غروب، بارش برف و غیره». وی همچنین تأکید می کند:« فنون زیبا گرایی در دوره ابتدایی پدیدارشونده و برآمدنی هستند نه از پیش تعیین شده. چون طبیعت پیرامون پر از صحنه های زیباست باید معلم هوشیارانه با محیط برخورد نماید و در طبیعت و محیط فرصت بکارگیری برخی فنون را فراهم سازد به عنوان مثال فرض کنید دانش آموزان در محوطه مدرسه در حال بازی هستند و معلم نظاره گر است و می خواهد از برخی فنون استفاده نماید مثلاً صدای آبی که در جریان است از دانش آموزان می خواهد به صدای زیبای آب گوش دهند یا به صدای باد و غیره تا ضمن گوش کردن به آنها روح آنان تلطیف می شود».
4- استفاده از تجارب دست اول. باز همان مشارکت کننده در این خصوص چنین یادآور می شود:« به تجارب دست اول کودک بها داده شود در تولید هنری تجارب دست اول بسیار مهم و حیاتی است از این منظر در محتوای برنامه درسی فرصت بهره گیری از تجارب دست اول کودکان پیش بینی شود».
وقتی شاگردان چنین تجاربی را در جریان تدریس و فرایند یاددهی یادگیری کسب می نمایند کل وجود آنان در امر یادگیری مشارکت می‌نماید. مطابق اسبورن(1971،ص479) می توان گفت دامنه توجه آنان محدود و عمیق می شود و با علاقه درونی خویش فعالیتها را دنبال می نمایند و زمینه تلفیق عاطفه و لذت با شناخت که یکی از اصول تعیین هدف در الگوی پیشنهادی بود را فراهم می سازد.
4-4-ج)فراهم ساختن تأنی،شگفتی و تأمل زیباشناختی
این مؤلفه نیز در راستای تجربه زیباشناختی است اما نظر به اهمیت تأنی و تأمل در تعلیم و تربیت جداگانه مورد بحث قرار می گیرد. مهرمحمدی(1390،ص26) چنین می گوید:« در بسیاری از عرصه های تولید هنری کنشها بازگشت ناپذیرند و لاجرم باید با صبر و متأنی تصمیم گرفت و گام برداشت این گونه گامها دستیابی به تجربه ای زیباشناسانه یعنی لذت و رضایت ناشی از فرایند و نتیجه کار را نوید می دهند». وی (همان منبع) ادامه می دهد تعجیل و شتابزدگی با تربیت سازگار نیست باید در جریان تعلیم و تربیت به اقتضائات آن به تأنی،تأمل و شگفت زدگی تن داد و در مدرسه باید به دانش آموزان آموخت که تأنی در امور برای یادگیری واجد آثار تربیتی و شرط لازم است . آراگون (به نقل از احمدی،1384) می گوید زیبایی ظهور اعجازها و شگفتیهاست. کانت نیز در سطح بندی نیازها آن سطح از زیبایی را که باعث تعجب و شگفتی در افراد می شود جزء سطوح عالی و والا می داند(رضای الهی،1354). از این منظر وقتی موقعیتی در تدریس فراهم بسازیم که فرد را متعجب و شگفت زده نماید نوعی دگرگونی در فرد بوجود می آید که ارسطو با اصطلاح کاتارسیس آنرا تبیین می‌نماید. یکی از صاحبنظران(P6) می گوید:«روش و همچنین محتوای کتاب باید بتوانند کاتارسیس در شاگردان ایجاد کنند یعنی پالایش درونی و درگیر نمودن وجود شاگردان با تدریس. به عبارت دیگر موقعیت یادگیری هر اندازه یادگیرنده را به طور خودجوش به سمت فعالیت یادگیری بکشاند در ایجاد کاتارسیس موفق عمل می‌نماید».
حال وقتی تأنی،شگفتی و کاتارسیس در موقعیت های یادگیری فراهم شود بدیهی است شاگردان به طور خودجوش درباره محتوا، مسائل و موضوعات مطرح شده در موقعیت به تفکر و اندیشه روی می آورند و ضمن تفکر از آن لذت نیز می برند و این همان تأمل زیباشناختی است که برودی(1971) آن را جزئی از فعالیت یا تجربه زیباشناختی می داند. براین اساس در جریان فعالیت های یادگیری لازم است به تأنی،شگفتی، کاتارسیس و تأمل زیباشناختی تن داد تا فرصت لذت بردن از تعامل و درگیر شدن با موضوعات یادگیری در مدرسه و به قول برخی انجام دادن سفر یادگیری فراهم شود(مهرمحمدی،1390).
5-4-ج)استفاده از روشهای طبیعت گرایانه
فیلسوفان بزرگی همچون پستالوزی و روسو بر محوریت مسائل و طبیعت کودکان در فرایند تعلیم و تربیت تأکید کرده اند و طبیعت کودک را پایه عمل تربیت دانسته اند(نقیب زاده،1383). از آراء طبیعت گرایی و ناتورالیسم می توان دریافت آن دسته از راهبردهای

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه با موضوع تلفن همراه، خدمات ارزش افزوده، ارزش افزوده، کاربران نهایی Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، عوامل فرهنگی