پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی

دانلود پایان نامه ارشد

برای هنرمندی برنامه ریزان درسی، مدیران و معلمان فراهم نماید. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت شرائط برای اقدام هنرمندانه افراد مذکور در برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی نسبت به برنامه‌های درسی دیگر بهتر مهیا باشد زیرا وقتی مطابق الگوی اگر منطق وجهی از سایر عناصر برنامه درسی است در نظر گرفتن هنر و زیبایی شناسی در عنصر منطق در سایر عناصر نیز تأثیر خواهد گذاشت وقتی هنر و زیبایی شناسی وجهی از سایر عناصر باشد شرائط مورد نظر برای اقدام هنرمندانه فراهم می گردد زیرا در این صورت هنر و زیبایی شناسی همانند سایر مبانی، مؤلفه ها و الهامات خود را وارد برنامه درسی خواهد ساخت.
2-1-ج) نقش هنر و زیبایی شناسی در تعلیم و تربیت
افلاطون (به نقل از فهیمی فر،1386) بر ضرورت هنرهایی مثل موسیقی، شعر و حرکات موزون برای تعلیم و تربیت تأکید می کند و می گوید هنر مفید یعنی هنری که دربردارنده نوعی حقیقت است لذت سودمندی نیز فراهم می‌نماید و این نوع هنر انسانها را با فضیلت می سازد. این بیان در حالی است که افلاطون برای هنر جایگاه پایین تری قائل بود ولی با وجود این باز این موضوع که هنر موجد لذت است و ضمن لذت آفرینی نقش تربیتی و اخلاقی دارد را می پذیرد.
ارسطو(به نقل از کویچ،1389) می گوید هنر به حصول تعالی ترین هدف انسان یعنی سعادت یاری می رساند از آن جا که هدف تعلیم و تربیت در مکتب رئالیسم سعادت و خوشبختی است این موضوع اهمیت اساسی و بنیادی هنر را در تحقق هدف آرمانی تعلیم و تربیت نشان می دهد. ارسطو(به نقل از احمدی،1384) همچنین بیان می‌نماید هنر به دو گرایش و غریزه طبیعی انسان یعنی غریزه تقلید و علاقه طبیعی انسان به امر موزون پاسخ می دهد و باعث تطهیر احساسات می شود و احساسات را بر می انگیزاند وی در این باره از اصطلاح کاتارسیس استفاده می‌نماید. مقصود ارسطو از کاتارسیس دگرگونی روحی انسان در نتیجه تأثیرپذیری او از هنر است هنر و نمایش با ایجاد امکان ظهور عواملی که باعث شگفتی و آشوب می شوند روح آدم را آرام می کنند و جان آدمی را از دشواری ها آزاد می نمایند و می پالایند آن شگردها و تمهیدات خردمندانه که در هنر امکان ظهور این ناآرامی های روانی را در یک اثر می دهند آرامش مخاطب را فراهم می کنند.
نکته دیگر ازنظر ارسطو درباره نقش هنر در تعلیم و تربیت کارکرد ابزاری هنر برای رسیدن به معرفت و آگاهی است وی منشأ هنر را تقلید و تقلید را مولد لذت و جستجوی دانش در آدمی می دانست و می گوید یک اثر هنری مثلاً شی تصویر شده در مقایسه با اصل آن ضمن ایجاد نوعی لذت عقلانی موجب دانش نیز می شود(راس،1377).
کانت هم در تشریح سطوح زیبایی ذکر می کند که زیبایی های هنری شرایط تعمق دهنی، آرامش روانی و تفکر را فراهم می کند و این زیبایی ها دیر اثر می گذارند و دیر هم فراموش می شوند و اینکه زیبایی هنری و لذات روحانی یا عالی به زندگی فرد معنا می بخشند.
شیلر(به نقل از رضای الهی،1354) هم به جنبه تربیتی هنر معتقد بود و هم به جنبه شناسایی آن؛ ازنظر او انسان می تواند خود را با هنر مشغول دارد و در آن لحظه کاملاً انسان باشد و درباره مقام هنر چنین می گوید: ازنظر فعالیت زنبور عسل می تواند استاد تو باشد و از جهت زندگی کِرم می تواند معلم تو گردد ولی هنر را تو ای انسان تنها تو می توانی مالک باشی یعنی فقط انسان است که می تواند به خلق هنر بپردازد.
دیویی ضمن آنکه بر نیروی عظیم ارتباطی هنر به عنوان یک زبان بین المللی تأکید می کند بر پیوستگی هنر با زندگی روزمره اشاره می کند و تجربه زیباشناختی را که در حوزه هنر و زیباشناختی از موضوعات مهم به شمار می رود از سایر تجارب روزمره جدا نمی داند و می گوید اگر فردی در یک موقعیت ابهام برانگیز و بغرنج قرار بگیرد و با هوش، ادراک و تمام عواطف خود به تعامل با آن موقعیت می پردازد و نتیجه این تعامل تأثیر گذاشتن و تأثیر پذیرفتن از آن موقعیت است این تأثیر و تأثر موجد و موجب نوعی تجربه به نام تجربه زیباشناختی می شود (شایگان فر،1388). این نوع تجربه از آن جا که ضمن آگاهی بخشیدن لذت نیز می آفریند در تعلیم و تربیت از اهمیت مضاعفی برخوردار است از این رو به نظر دیویی تجربه زیباشناختی را می توان از عالم هنر به حوزه تعلیم و تربیت به عاریت گرفت و از ظرفیت های آن در فرایندهای مختلف تربیتی بهره جست.
فیلسوفان و صاحبنظران مسلمان نیز بر اهمیت هنر و زیبایی شناسی در زندگی و همچنین در تعلیم و تربیت تأکید کردند که مطرح کردن همه آنها از حوصله بحث خارج است و فقط به یکی از آنها که فراخور بحث بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است اشاره می شود.
یکی از موضوعات مهم زیبایی شناسی اسلامی تصعید می باشد وقتی در تعلیم و تربیت رسیدن به مراتبی از قرب الهی و درک کمال و جمال مطلق الهی هدف آرمانی آن محسوب می شود(برنامه درسی ملی،1390) تصعید اهمیت خود را نشان می دهد. تصعید عبارت است از «دریافت زیبایی آرمانهای معقول و سپس درک زیبایی، شکوه و جلال هستی و دریافت جمال خداوندی است که انسان با اعتلاهای معنوی و روحی گام از لذائذ محسوس و سطحی بالاتر می گذارد و موفق به دریافت لذائذ معقول تر می شود تا آن گاه که زیبایی روح خویشتن را که دارای فروغی از جمال الهی است در می یابد(جعفری،1369،ص146). تصعید بیان می کند که گام برداشتن در مسیر دریافت جمال خداوندی با آگاهی از زیبایی های طبیعی و عینی شروع می شود چرا که انسان در دوران کودکی به لحاظ رشد ذهنی قادر به درک زیبایی های معقول و مجرد نیست و چون انسان موجودی زیباگراست پس شروع از زیبایی های عینی ضرورت دارد همانطور که قبلاً نیز اشاره شد یکی از صاحبنظران برنامه درسی(P2) در مصاحبه با پژوهشگر این مطلب را یادآور شد:
« در دوره ابتدایی باید از زیبایی های محسوس شروع نمود و برای سوق به زیبایی های معنوی عبور از مسیر زیبایی های محسوس مانند زیبایی های پیرامون زندگی کودک ضروری است».
حال اگر تعلیم و تربیت به دنبال هدایت فرد در مسیر الهی است هنر و زیبایی شناسی جهت هدایت انسان به سمت زیبایی و جمال الهی نقش بسزایی دارد. چون تربیت زیبایی شناختی از تجربیات شهودی و حضوری نیز بهره می گیرد برای ارتباط نزدیک با خدا بهترین و کوتاه ترین راه است(جعفری،1360). به شرطی که مطابق اصل تصعید زیبایی های عینی به عنوان یک پُل، واسطه و وسیله قلمداد گردد تا فرد ضمن قدم گذاشتن در زیبایی های عینی به سمت زیبایی های معقول و روحانی هدایت گردد و این ظرفیت در انسان وجود دارد زیرا انسان با داشتن قوای حسی، تخیل و عقل می تواند زیبایی های عالم حس و ماده، زیبایی های عالم مثال و زیبایی های عالم عقل را دریابد( مصباح به نقل از تاجیک و حسینی،1391).
صاحبنظران متأخر رشته تعلیم و تربیت و مطالعات برنامه درسی همانطور که قبلاً نیز اشاره شده است بر نقشی که هنر و زیبایی شناسی در تربیت به طور عام و در برنامه درسی به طور خاص دارد تأکید کرده اند برودی بر تربیت افراد به عنوان هنرمند که هنرمندانه در کارهای خود عمل نمایند؛ آیزنر بر توان آموزش برخی صلاحیت های کلیدی مانند تخیل، تولید نتایج خلاقانه و آثار منحصر به فرد توسط هنر ؛ والانس بر درک برنامه درسی به عنوان محصول هنری و اسمیت بر بررسی فرایندها و جنبه های متنوع آموزش مدرسه ای، از چشم انداز زیبایی شناسی تأکید کرده اند و این نمونه ها همه گواه بر نقش تأثیر گذار هنر و زیبایی شناسی در تعلیم و تربیت است.
حال با عنایت به آنچه گفته شد به طور خلاصه نقش هنر و زیبایی شناسی در تعلیم و تربیت عبارت اند از:
1- فراهم نمودن لذت سودمند و عقلانی
2- کاتارسیس و دگرگونی روح انسان به سمت آرامش و تلطیف روان
3- تأثیر ماندگار زیبایی های هنری در ذهن انسان
4- فراهم نمودن تجربه زیباشناختی
5- هدایت تصعید انسان به سمت جمال الهی با بهره گیری از سه قوه مدرکه حس، خیال و عقل
6- آموزش صلاحیت های کلیدی به یادگیرنده
7- اقدام هنرمندانه فرد در کار خویش
8- پرورش قوه ابتکار و خلاقیت
9- و غیره

3-1-ج)پرورش بُعد زیبایی شناسی وجود انسان
امروزه این سخن که مبانی برنامه درسی فقط شامل جامعه، یادگیرنده و علم می باشد مورد قبول نیست و مبانی برنامه درسی در حال گسترش است و مبانی گوناگونی نظیر مبانی اقتصادی، دینی، فلسفی، سیاسی، فرهنگی و فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه‌های درسی مطمح نظر قرار می گیرند زیرا پیچیدگی زندگی امروزی و گسترش نیازهای انسان ایجاب می کند تا از نگاه ساده لوحانه به مبانی برنامه درسی دوری جست و جهت جلوگیری از عقیم ماندن و پوچ شدن برنامه‌های درسی، مبانی سه گانه برنامه درسی را مورد بازبینی قرار داد در این میان زیبایی شناسی به عنوان بخشی از وجود انسان نیز قابل تأمل است. وقتی مطابق گفته فوشی برنامه‌های درسی و نظام های آموزشی بیشتر بر بُعد شناختی یادگیرندگان تأکید کرده اند بدیهی است سایر ابعاد وجودی انسان کمتر مورد توجه قرار گرفته و این همان پوچ شدن برنامه‌های درسی است که زیبایی شناسی نیز از این قاعده مستثنی نیست. از این رو ضروری است که برنامه‌های درسی زیبایی شناسی را مورد توجه قرار دهند این ضرورت در دوره ابتدایی اهمیت بیشتری نیز پیدا می کند وقتی دانش آموزان دوره ابتدایی در مرحله عملیات عینی از منظر رشد شناختی پیاژه قرار دارند و قادر به درک انتزاعیات نیستند توجه به زیبایی و هنر جهت عینی نمودن و تجسمی کردن مفاهیم برنامه‌های درسی امری کاملاً حیاتی است زیرا زیبایی محتوا، مواد و منابع یادگیری و همچنین ملموس و قابل فهم بودن موضوعات و مفاهیم آنها، انگیزه دانش آموزان را برای یادگیری برنامه‌های درسی پیش بینی شده ارتقاء خواهد بخشید در این صورت می توان نسبت به تحقق اهداف برنامه‌های درسی با کوشش خود دانش آموزان امیدوار بود.
2-ج) هدف
هدف در الگوی پیشنهادی از دو منظر مورد توجه قرار گرفته است 1- اهدافی که نسبت به تحقق آنها باید کوشید 2- اصولی که در تعیین هدف لازم است رعایت شود که هر دو به تفکیک تشریح می گردد.
1-2-ج)اهدافی که براساس حوزه زیبایی شناسی و هنر لازم است در اهداف برنامه درسی دوره ابتدایی مدنظر قرار گیرد تا نسبت به تحقق آنها اقدام گردد عبارت اند از:
1-1-2-ج)پرورش تخیل
همانطور که در قسمت اصول ذکر شد تخیل به عنوان یکی از منابع معرفتی و تربیتی مطرح می گردد تخیل از عناصر و موضوعات کلیدی حوزه هنر و زیبایی شناسی است حال پرورش تخیل به عنوان یکی از اهداف برنامه‌های درسی دوره ابتدایی در تمام حوزه های یادگیری مدنظر قرار می گیرد تا با پرورش و رشد آن در دانش آموزان بتوان از ظرفیت های آن استفاده نمود. پرورش تخیل از طریق محتوای برنامه‌های درسی، مواد و منابع یادگیری و روشهای تدریس می تواند با راهبردهای خاصی صورت پذیرد محتوای برنامه‌های درسی با داستانهای خیالی، تجسم خاطره ها، مطرح کردن متن نیمه تمام، یافتن شباهت بین پدیده ها و اشیاء به ظاهر ناهمخوان می تواند در این راستا تأثیر گذار باشد مواد و منابع یادگیری از طریق تجسم بخشیدن به موضوعات انتزاعی و روشهای تدریس از طریق استراتژی هایی مانند سفرخیالی، بدیعه پردازی و غیره نسبت به پرورش این منبع معرفتی می توانند مؤثر باشند.
2-1-2-ج)پرورش خلاقیت
دومین هدفی که در الگوی پیشنهادی مطرح می شود پرورش خلاقیت است خلاقیت به عنوان یکی از خصیصه های برجسته کودکان در این الگو جایگاه ویژه ای دارد زیرا این الگو مبتنی بر هنر است و هنر مظهر خلاقیت است از طرف دیگر خلاقیت موضوعی است که در برنامه درسی تمام حوزه های یادگیری می توان بدان توجه نمود و با راهبردهای خاصی نسبت به پرورش آن کوشید. توجه به خلاقیت در تمامی حوزه های یادگیری مستلزم عنایت محتوای برنامه‌های درسی، روشهای تدریس و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به آن است. در محتوای برنامه درسی با مطرح کردن سؤالات واگرا و درس آزاد؛ در فنون تدریس با مطرح کردن سؤالات باز، خواستن از دانش آموزان جهت تولید آثار منحصر به فرد از وسایل دور ریختنی، برقراری شباهت بین پدیده های ناهمخوان و در ارزشیابی با توجه کردن به پاسخ های نو و بدیع، دادن آزادی عمل به دانش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، نظام آموزشی، برنامه درسی ملی Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، دوره ابتدایی، تفکر انتقادی