پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، پرورش خلاقیت، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

آنچه قابل ذکر است ارتباط تلفیق با حوزه زیبایی شناسی و هنر می باشد به عبارت دیگر براساس زیبایی شناسی و هنر تلفیق چه جایگاهی دارد؟ آیا تلفیق برنامه‌های درسی از دیدگاه زیبایی شناسی و هنر قابل توجیه است؟
یکی از ابعاد تلفیق از منظر زیبایی شناسی و هنر تلفیق عاطفه و شناخت است هنرمند در کار خویش علاوه بر ابراز پیام شناختی عاطفه را نیز می گستراند. بستانی(1371) بیان می کند عاطفه از عناصر کارهای هنری بوده و جزء ذات کار هنری است در آنچه که باعث جذب مخاطبین به یک اثر هنری می شود عاطفه نقش کلیدی دارد از طرف دیگر هنر نوعی شناخت هم است. شوپنهاور(به نقل از صافیان و امینی،1388) می گوید هنر نوعی شناخت است اما به جای شناخت عقلانی از شناخت حسی شروع شده و به سمت شناخت شهودی و مستقیم حرکت می کند زیرا موضوع هنر که ایده ها است هنرمند ابتدا و بی واسطه در نگاه اول با خود ایده مواجه نمی شود بلکه جهت نائل شدن به آنها از همین اشیاء جزئی کمک می گیرد و ایده را در آنها کشف می کند.
آیزنر(2002) می گوید زیبایی شناسی و هنر تشویق و پاداش را از خود شاگرد می گیرد به عبارتی زیبایی شناسی منبع مهم انگیزه و تحریک فعالیت است و بی توجهی به زیبایی شناسی و هنر بی توجهی به انگیزه دانش آموزان است براین اساس زیبایی شناسی و هنر منبع انگیزه و علاقه می باشد و هنر شناخت، عاطفه و علاقه را در هم می آمیزد.
صاحبنظر هنر می گوید«یکی از مهمترین مسائل آموزشی توسعه عاطفی دانش آموزان نسبت به مسائل زیست محیطی، انسانی و غیره است که لازمه آنها زیبایی شناسی عمیق فرد نسبت به این مسائل است»(P8).
اسمیت(2008) از دو لایه شناختی و عاطفی برای مختصات تجارب زیبایی شناختی نام می برد. مهرمحمدی(1390) توأم ساختن شناخت با احساس و احساس با شناخت در فرایند تدریس را به عنوان یکی از الهامات هنر و زیبایی شناسی برای فرایند یاددهی یادگیری ذکر می کند.
بُعد دیگر تلفیق از منظر زیبایی شناسی و هنر تلفیق موضوعات درسی است هنر بیشتر روح تلفیقی دارد و معمولاً با کلِّ یک پدیده سرکار دارد زیرا در هنر و زیبایی شناسی شهود از جایگاه رفیعی برخوردار است و زمانی که شهود غالب باشد گرایش به سمت نگاه کل گرایانه است(میلر،1386). گاردنر(به نقل از مهرمحمدی،1383)اظهار می کند اصلی که باید در رویکرد آموزش هنر مورد توجه قرار گیرد این است که دانش آموزان بتوانند اشکال مختلف دانش را با یکدیگر تلفیق کنند. از این منظر تلفیق موضوعات درسی و حوزه های یادگیری موضوعی است که می توان در الگوی پیشنهادی حاضر بدان توجه نمود. در این میان آنچه که تلفیق آن بیشتر از بقیه قابل دفاع است تلفیق هنر با سایر حوزه های یادگیری است تلفیق هنر با سایر موضوعات از سوی صاحبنظران گوناگون مانند دیوئی، آیزنر،اسمیت و غیره توصیه شده است دیوئی می گوید هنر در برنامه‌های درسی تلفیقی نقش مهمی بازی می کند هنر یک شریک فعال در گسترش دانش علمی و روشن کردن مسیر پژوهش است پرورش استعداد ها و ظرفیت های هنری در دانش آموزان می تواند تأثیر مستقیم بر تحقق اهداف شناختی داشته باشد(شرفی 1390).البته مقصود این نیست که حوزه یادگیری هنر به صورت مستقل ارائه نشود زیرا بحث تخصصی درباره حوزه ی خاص هنر هدف ما نیست بلکه تلفیق هنر با سایر موضوعات درسی برای استفاده از قابلیت های هنر در تحقق اهداف آموزشی آن موضوعات در اینجا مدنظر است زیرا ممکن است علیرغم تلفیق هنر با سایر موضوعات درسی، هنر به عنوان یک حوزه یادگیری مستقل نیز ارائه گردد.

6-ب)اصل توجه به تخیل
حس، خیال و عقل سه منبع مهم شناخت انسان می باشد هر کدام از این قوای شناختی انسان در رشته های مختلف معرفت بشری جایگاه ویژه ای دارند. برای مثال حس در علوم طبیعی و تجربی، خیال در عالم هنر و عقل در حوزه ریاضیات و فلسفه جایگاه بالاتری نسبت به دو منبع معرفتی دیگر دارند. آنچه مورد بحث ماست اهمیت تخیل و توجه به آن به عنوان یک منبع مهم شناختی و تربیتی است. تخیل منبع پیشرفت هر انسانی در تاریخ بوده و زمین حاصلخیزی برای هر نوع پیشرفت آدمی است که جوانه زده است نمونه های آن در ادبیات جویس، در علوم نیوتن و انیشتین و در نمایش شکسپیر می باشد(کار82،2010).
ویگوتسکی83(2004) می گوید تخیل همانند خلاقیت به عنوان پایه و عنصری کاملاً مهم برای همه فعالیتهای خلاق در تمام عرصه های زندگی فرهنگی،توانایی هنری، علمی و فنی می باشد علاقه کودکان به طراحی،ساختن داستان و غیره نمونه های عینی از تخیل آنهاست. میرزابیگی(1376) در این باره می گوید از ویژگی های دنیای کودکی خیالپردازی است که به اشکال گوناگون صورت می گیرد نقش تخیل در دنیای کودک را می توان در بازی های نمایشی آنها به خوبی مشاهده کرد تمایل کودک به بازی های تخیلی موجب می شود که گاهی کودک یک مورد سمبلیک را به نمونه اصلی آن ترجیح دهد.
از سوی دیگر قوه خیال یا تخیل یکی از عناصر اصلی هنر می باشد(بستانی،1371) یکی از صاحبنظران در مصاحبه خویش می گوید:«هنر و زیبایی شناسی برخاسته و برآمده از تلاش و تکاپوی قوه خیال می باشند»(P1).
صاحبنظر دیگری اشاره می کند:«هنرمندان حس و خیال قوی دارند معرفت شناسی هنر معرفت شناسی حس و خیال است» (P6).
افلند(2002) تخیل را یکی از مواردی می داند که هنر ارائه می کند . از این رو توجه به تخیل می تواند به عنوان یکی از اصول الگوی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی باشد که در تدوین برنامه درسی و تعیین ماهیت عناصر برنامه درسی از قبیل هدف،محتوا، روش، فعالیتهای یادگیری، ارزشیابی و غیره لازم است به آن توجه گردد به طوریکه هم به پرورش قوه خیال پرداخت و هم از تخیل برای تحقق سایر اهداف تربیتی و یادگیری بهره جست. ایگن(2003، به نقل از مهرمحمدی1390) مطرح می کند آغاز یادگیری های بعدی از طریق اتصال به آنچه کودکان می توانند تصور کنند و نه ضرورتاً آنچه می دانند بایستی صورت پذیرد. این نکته همان بهره جستن از تخیل در فرایند یاددهی یادگیری است که معلم شرایطی فراهم نماید تا قبل از ارائه مطالب جدید، مطالب پیش نیاز در تصور و تخیل کودکان حاضر گردد زیرا ممکن است کودکان مطالب پیش نیاز را قبلاً آموخته باشند اما تا زمانی که آنها را به یاد نیاورند و تصور نکنند اصل پیوستگی یا ادامه که بیان می کند هر تجربه ای باید فرزند تجربه قبلی و مادر تجربه بعدی باشد رعایت نخواهد شد.
7-ب)اصل رعایت تفاوت های فردی
هیچ دو کودکی در جهان مثل هم نیستند. این جمله ای است که بارها شنیده ایم و کاملاً آشکارا بیان می‌نماید که وجود تفاوت بین افراد امر مسلم و بدیهی است افراد هم از جهت بیرون و هم از جهت درون خویش با دیگران متفاوت هستند از جهت بیرون افراد در موقعیتهای مختلف رشد نموده و به لحاظ فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و غیره از همدیگر متمایز می شوند. علاوه بر جنبه محیطی افراد از درون نیز تفاوت هایی دارند تفاوت در میزان برخورداری و بهره گیری از هوش های مختلف، تفاوت در علاقه، تفاوت در رشد شناختی، عاطفی، زیباشناختی و غیره نمونه هایی از تفاوت بین افراد از منظر درون آنهاست بهمین سبب متخصصان تعلیم و تربیت بر لزوم توجه جدی به تفاوت های فردی تأکید نمودند که بر شماری آراء آنها در اینجا میسر نیست بلکه اینکه رعایت تفاوت های فردی آیا می تواند به عنوان یکی از اصول برخاسته از مبانی زیبایی شناسی و هنر باشد موضوع بحث است.
یکی از ویژگی های عالم هنر وجود فرم های گوناگون بازنمایی می باشد و هنر های مختلف پیام خود را با قالب بازنمایی خاص خود بیان می کنند. هنرها با فعالیتهای خلاق و نمادهایی از اطلاعات سروکار دارند(ویلر،197). آیزنر(2005) می گوید همه اشکال بازنمایی داده ها و اطلاعات در شکل گیری و افزایش درک افراد مؤثرند خواه شما از داستان استفاده کنید خواه فیلم بسازید یا از شکل و نمودار استفاده کنید همه آنها بدنبال روشنگری و تبیین یک پیام به جای مبهم ساختن آن هستند. وی ادامه می دهد یکی از استفاده هایی که می توان از حوزه هنر و اشکال مختلف بازنمایی برای تربیت به عاریت گرفت این است که برای رعایت عدالت تربیتی لازم است اشکال مختلف بازنمایی اطلاعات مهم شمرده شده و نسبت به تفاوتهای فردی دانش آموزان هشیار بود.
حال وجود اشکال مختلف بازنمایی اطلاعات در عالم هنر این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که افراد در عالم هنر با توجه به توان درونی خویش از فرم بازنمایی مورد دلخواه و علاقه خود بهره می گیرند و این نوعی توجه به تفاوتهای فردی است. از این منظر رعایت تفاوتهای فردی به عنوان یکی از اصول الگوی پیشنهادی مطرح می شود.
8-ب)اصل توجه به خلاقیت
یکی از ویژگی های عالی انسان خلاقیت است. کودکان به طور طبیعی خلاق هستند(نونان84،2010) از این رو بسیاری از فیلسوفان و نظریه پردازان تعلیم و تربیت معتقدند که پرورش مهارتهای تفکر خلاق همانند مهارت خواندن و نوشتن لازم است از سالهای اولیه کودکی آغاز گردد. مهرمحمدی(1383)بیان می کند هدایت و راهنمایی کودکان برای کشف و ایجاد مفاهیم تازه و به بیان ساده تر پرورش خلاقیت در کودکان از ضرورتهاست.
اما این مطلب که خلاقیت چیست موضوعی مناقشه برانگیز بوده و تعریف های زیادی از آن ارائه شده است که پرداختن به آن ها در اینجا مورد بحث نیست و به دو تعریف بسنده می کنیم:
خلاقیت حالتی از ذهن است که در آن همه هوشهای ما با هم کار می کنند(لوکاس85، به نقل از نونان،2010)
خلاقیت یعنی توانایی حل کردن مسائل و ساختن روش و طرح سؤالات جدید(گاردنر، به نقل از نونان،2010)
در هنر و زیبایی شناسی خلاقیت یکی از موضوعات و مفاهیم کلیدی به شمار می رود شاید بتوان گفت زیبایی آفرینی و هنر جاذبه خود را از خلاقیت هنرمند در ارائه یک پیام می گیرد. هنر مایل است بیشتر آزاد باشد و آزادی از اصول لاینفک هنر می باشد(رضای الهی،1354). خلاقیت نیز نتیجه آزادی هنرمند در تخیل، تفکر و ساختن یک اثر هنری است. نونان(2010) می گوید هنرها فهم، تخیل و خلاقیت ما را بیان می کنند. هنر مظهر خلاقیت است(ریتسون و اسمیت،1975). هنر کمک می کند ذهن با آزادی و در فضایی آرام حرکت کند موارد جدید را کشف نماید و اندیشه های تجربه نشده را بروز نماید هنر فراهم کننده فضایی آرام برای ذهن است(تمنائی فر و دیگران،1389). از این رو هنر و فعالیتهای هنری بهترین زمینه برای پرورش خلاقیت هستند و توجه به خلاقیت می تواند به عنوان یکی از اصول الگوی برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی مطرح شود که در عناصر گوناگون برنامه درسی می تواند بروز یابد وقتی پرورش خلاقیت به عنوان یکی از اهداف برنامه درسی مطرح می شود محتوای انعطاف پذیرو باز؛ روشهای تدریس خلاق مانند بارش مغزی، مباحثه، خیالپردازی خلاق،بازی، بدیعه پردازی و غیره؛ مواد و منابع یادگیری گوناگون از چیز ساده و به ظاهر غیر مفید گرفته تا فناوری های پیشرفته؛ ارزشیابی باز؛ فضاهای متعدد یادگیری در زمانهای مختلف و غیره می توانند زمینه بروز این ویژگی ممتاز آدمی را فراهم نمایند به عبارت دیگر عناصر برنامه درسی مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی فرصت های زیادی برای بروز رفتار خلاقانه و یادگیری خلاقیت در اختیار یادگیرندگان قرار می دهند. از این رو مطابق گفته کار(2010) ما بایستی مطمئن باشیم تخیل و خلاقیت جنبه های تلفیقی در برنامه درسی هستند چرا که کودکان پتانسیلهای بسیار خوب و عالی برای نوآوری تفکر خلاق و برخورد با پدیده ها و مسائل با روش های گوناگون دارند.
9-ب)اصل تعادل و توازن
تناسب، تعادل و توازن از عناصر فرمالیستی هنرها (موسوی گیلانی،1386) و از ملاک های زیبایی (فهیمی فر،1386) به شمار می روند و در دیدگاه صاحبنظرانی چون افلاطون و ارسطو این عناصر به چشم می خورد. با عنایت به این موضوع که تعادل و توازن از ملاک های زیبایی محسوب می گردند در الگوی پیشنهادی نیز یکی از اصول برنامه درسی متعادل و متوازن بودن آن است که به عنوان مؤلفه زیبایی شناسی و هنر در این قسمت ارائه می گردد متعادل و متوازن بودن برنامه درسی را از جهت های گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد که در اینجا دو وجه مهم آن ذکر می گردد.
الف)متعادل و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، انعطاف پذیری، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، برنامه درسی، تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی