پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، روانشناسی، جامعه شناسی، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

می تواند معلول هنر باشد. فرانکاستل75(به نقل از رامین،1392) می گوید اثر هنری مانند سیاست، اقتصاد و دین می تواند به ما امکان دهد با چند و چون امور اجتماعی آشنا شویم اثر هنری به ما کمک می کند که آنچه جامعه شناسی نمی تواند ببیند را ببینیم یعنی دگردیسی حساسیت جمعی، رویاهای تخیل تاریخی، تغییرات و تنوعات نظام های طبقه بندی و سرانجام جهان بینی های گروه های مختلف اجتماعی و سلسله مراتبی را که کل جامعه تشکیل می دهد به درستی درک کنیم.
هنر به عنوان یک نهاد اجتماعی همانند دیگر نهادها کارکردهایی می تواند در جامعه داشته باشد در اینجا به برخی از این کارکردها اشاره می شود.
1-1-2-الف) نقش هنر در سیاست
رابطه بین هنر و سیاست یک رابطه دو سویه است طوری که هم هنر در سیاست نقش دارد و هم سیاست در پیشرفت یا عدم پیشرفت هنر و زیبایی شناسی تأثیرگذار است. آنچه که در اینجا مدنظر است نقش هنر و زیبایی شناسی در حوزه سیاست یک کشور است و موضوع نقش سیاست در هنر از حوصله بحث خارج است.
هنر در سیاست می تواند دو نقش ایفا کند:
الف) هنر و زیبایی شناسی در حمایت از سیاست
اگر سیاست را به شکل محدود آن مدنظر قرار دهیم و مصداق آن را تشکل های سیاسی رسمی مانند دولت بدانیم هنر می تواند نقش یک وسیله کاربردی و هدفمند برای دولت ایفا کند. هنر در خدمت سیاست به ثبات سیاسی و بقای قدرت یاری می رساند برای مثال با وقوع دو گونه انقلاب یکی انقلاب سیاسی در شکل انقلاب فرانسه، آمریکا و غیره و دیگری در انقلاب صنعتی؛ نظام های سیاسی به همراه متفکران برآن شدند تا از جهت منافع سیاسی و اقتصادی دولت را به حمایت از هنرهای خاص ترغیب کنند. شکل گیری انواع موزه ها و نگارخانه های متعدد، ایجاد آموزشگاهها و مدارس طراحی، نقاشی و مجسمه سازی با حمایت های مادی و معنوی دولت، تأسیس موزه هنرهای تزئینی همه با چنین خواستی هم سویی یافتند(گرگور،1368).
ب) هنر در تقابل با سیاست
همچنان که هنر در اشکال مختلف خود می تواند خدماتی برای سیاست داشته باشد بدیهی است که هنر می تواند با سیاست و شکلهای رسمی دولت به مقابله برخیزد البته هر چند این مفهوم می تواند به سادگی به خدمت سیاسی به رژیم دیگر تعبیر شود لذا منظور از تقابل هنر با سیاست، تقابل با یک رژیم خاص است تابلوها و داستانها، کاریکاتورها و انواع هنرهای دیگر که به نقد واحدهای سیاسی مشخص می پردازند. مارکوزه ازنظریه پردازان مکتب فرانکفورت هنر را اساساً نوعی انتقاد پیشرو می داند زیرا آثار هنری از طریق ساختارهای هسته ای آفرینش هنر مانند قصه و بازنمایی، جایگزین هایی را برای موارد موجود عرضه می دارند در نتیجه به نحو مؤثری امکان تغییر اجتماعی را نشان می دهند و می گوید هر کار هنری اصیل انقلابی است یعنی برهم زننده ادراک و فهم ما از جهان، ادعانامه ای علیه واقعیت مستقر و پابرجا و تجلی تصویر آزادی(به نقل از قزلسفلی،1382).
در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز عده ای از جوان هایی که شعار می دادند و برعلیه حکومت پهلوی تظاهرات می کردند نقاش هم بودند و طی انقلاب سعی می کردند به رسالت خود عمل کنند به عبارتی شعارها و ایده آلهای مردم را به تصویر می کشیدند(محبی،1388).
2-1-2-الف)کارکرد ترویج دین، ارزشها و اخلاق
رابطه بین هنر و دین رابطه دو سویه است طوریکه هم مفاهیم و ارزشهای دینی توانایی موضوع و زمینه شدن برای هنر یا هنرهای خاص را دارند که نوع هنر بسته به جهان بینی هر دین متفاوت و گاه متضاد خواهد بود و دین می تواند عامل رشد و تعالی هنر گردد. از سوی دیگر هنر هم می تواند ارزشها و مبانی معنوی دینی را به نحو مناسبی به نمایش بگذارد و همواره می تواند رافع غربت و غفلت انسان شده و یادآور و تذکر دهنده به اصل و مبدأ انسان و جمال مطلق باشد(نقی زاده،1380). در اینجا رابطه دوم یعنی هنر در خدمت دین موضوع بحث ما می باشد و به این کارکرد هنر در جامعه بشری یعنی کمک به ترویج دین ها، ایدئولوژی ها و ارزشها اشاره می نماییم که در دین اسلام نیز به آن توجه شده است
مطهری(به نقل از تاجدینی1369،صص17-16) چنین بیان می کند:
«قرآن خود تمام نفوذ خارق العاده اش را از زیبایی و فصاحتش دارد و تا به حال این فصاحت قرآن چقدر از مردم اشک گرفته است آن برای آن است که آن معانی عالی در این لباس لفظی بسیار زیبا آن حس معنوی و جمال دوستی فطری را در اختیار می گیرد و مسخر خود می کند».
وَ إِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلىَ الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقّ‏ِ يَقُولُونَ رَبَّنَا ءَامَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِين‏(مائده:83)
هنگامی که می شنوند آنچه را که بر رسول نازل شده است می بینی در اثر شناخت حق چشمانشان اشک می بارد». در قرآن همچنین آمده است که حضرت موسی بیان مقصود خویش را به هارون می سپارد و می فرماید «هو افصح منی لسانا» با اینکه حرف موسی و هارون یکی است اما موسی فصیح بود و هارون افصح، موسی ارائه حق را به هارون می سپارد(همان منبع).
در حوزه ارزشها و اخلاق نیز هنر همین کارکرد را داراست که نمونه آن را در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس می توان یافت شاعران، مداحان ،نقاشان و غیره با زبان هنر حماسه های پی درپی دلاورمردان صحنه های دفاع مقدس، روحیه مقاومت، ایستادگی و حالت های روحانی و معنوی را بیان می کردند و این نوع بیان ظاهر خشونت آمیز جنگ را کنار می زد و روح متعالی جهاد در راه خدا را به تصویر می کشید که نمونه آن در زیر آمده است.

3-1-2-الف)کارکرد اطلاع رسانی هنر
واضح است که هنر یک زبان است و در انواع مقاصد اجتماعی کاربرد داشته و می تواند مفید و مؤثر باشد. شکلها و تصاویر را می توان چنان سازماندهی کرد که با حداکثر تأثیرگذاری با مخاطب خود ارتباط برقرار نماید از این رو طراحی اطلاعات و تبلیغات به عنوان وسیله ارتباطی، نمونه ای منحصر به فرد از کارکرد اجتماعی هنرهای مدرن به کار می رود(رحیمیان،1379). از منظر دیویی نیز هنر محصول تعامل موجود زنده با محیط زندگی است و این تعامل فقط مخصوص هنرمند نیست بلکه دریافت کننده هنر را نیز در بر می گیرد آثار هنری رسانه برقراری ارتباط هنر در تمدن بشری را تشکیل می دهند(مک للاند،2005). در روزگار نوین هم طراحی اطلاعات و تبلیغات به هنر مدرن وابستگی دارد که نمونه های بارز آن در تابلوهای گوناگون سطح شهر، تلویزیون و غیره دیده می شود طوری که با استفاده از ظرفیت های بی بدیل هنر برای انتقال پیام، اطلاعات ، تبلیغات،بازاریابی و غیره در سطح گسترده ای استفاده می شود.
4-1-2-الف)کارکرد بیان انسانگرایانه
یکی دیگر از کارکردهای هنر در جامعه نقش اشاعه انسانیت و ارزشهای اصیل انسانی است تا با داشتن بینش و گرایش مطلوب نسبت به انسانیت به دنبال حل مشکلات و دغدغه های مردمانی بود که در جامعه پیچیده امروزی با آن مشکلات دست پنجه نرم می کنند. هنرمندی به نام آیساک سایر در پرده«آژانس کاریابی» یکی از وجوه عملکرد اقتصاد در عرصه انسانی را ارائه می کند وی در این اثر اتاق انتظار یک آژانس کاریابی را به مثابه صحنه نمایش برای اجرای یک درام روانشناختی و محل بروز اضطراب های مردمی که بیکار هستند را نشان می دهد زیرا بیکاری وجهی دردناک است که به صورت احساس وازدگی از جهان پیرامون نمود پیدا می کند و یکی از آشناترین تجربه های تلخ و عمیق در عصر حاضر است(رحیمیان،1379).
این نوع تجربه ها را می توان در آثار هنرمندان آگاه به مسائل اجتماعی و نگران از وضعیت بشری در عصر حاضر نیز جستجو کرد آثاری که در مورد مشکلات، درد و رنج کودکان کار، افراد مبتلا به بیماری های خاص مثل ایدز، سرطان و غیره،معلولین و غیره خلق می شود و می توانند کنشهای خاصی را در مخاطبین برانگیزانند همه نوعی بیان انسانگرایانه هستند که درد و رنج گروهی از افراد را به تصویر می کشند.
2-2-الف) هنر به مثابه فعالیت گروهی
با بررسی فرایند شکل گیری یک اثر هنری می توان دریافت که یک اثر هنری از طریق همکاری هستی می یابد و به هستی خود ادامه می دهد نشانه های این همکاری همیشه در اثر وجود دارد گونه های همکاری الگوهایی از فعالیت جمعی بوجود می آورند که می توانیم آنرا یک جامعه هنری بنامیم مجموعه ای از شبکه های همکاری وجود دارد که هستی بخش هنرند فرایندهایی که از طریق آنها مثلاً کار یک نویسنده به کارهای ویراستاران،چاپخانه داران، ناشران،اطلاع رسانان، منتقدان، مفسران و کتابداران در هم آمیخته می شود. در موسیقی باید آلات موسیقی ساخته شود شیوه نت نویسی تکامل یافته باشد نوازندگان باید طریقه نواختن نت های نوشته شده با سازهای خود را آموخته باشند. در ساخت یک فیلم وجود همکاری و فعالیت مشترک بر کسی پوشیده نیست. در نقاشی که معمولاً یک کار انفرادی محسوب می شود باز با تأمل می توان دریافت که نقاشی نیز به همکاری عده ای وابسته است به همکاری تولید کنندگان رنگ،قلم،فروشندگان، مدیران موزه ها، منتقدان، زیباشناسان و غیره (رامین،1392).
البته همکاری و تقسیم کار مستلزم آن نیست که همه افراد درگیر در ساخت یک شی هنری در زیر یک سقف گرد هم آیند یا حتی همه در یک زمان در قید حیات باشند کار ساخت یک اثر هنری یا اجرای آن به اشخاصی وابسته است که هر کدام در زمان مقتضی اش فعالیت خود را انجام می دهند. فریدسون76(1967،به نقل از رامین،1392) می گوید: همه آثار هنری به استثنای آثار کاملاً منفردانه و لذا غیر قابل فهم یک شخص محبوس در خود مستلزم گونه ای تقسیم کار و همکاری میان افراد متعدد است.
آنچه در بالا گفته شد مبانی جامعه شناسی هنر و زیبایی شناسی برای الگوی پیشنهادی بود چه بسا مؤلفه ها و مطالب دیگری نیز می توان به این مجموعه افزود. آنچه که مهم است خاستگاه و همچنین جایگاه اجتماعی هنر و زیبایی شناسی است. اهمیت اجتماعی هنر و زیبایی شناسی در موضوعاتی مانند هدایت جامعه، حل مسائل اجتماعی، وحدت گرایی جامعه،رشد و تعالی جامعه و غنای فرهنگ می باشد و می توان با استفاده از برنامه‌های ویژه از این ظرفیت هنر و زیبایی شناسی بهره برد. در غیر این صورت ممکن است عده ای با استفاده از ظرفیت های هنر و زیبایی شناسی در جهت عکس اهداف و چشم انداز جامعه گام بردارند. بیرون راندن و تبعید شاعران و هنرمندان از آرمانشهر افلاطون دلیلی بر این ادعاست زیرا افلاطون فکر می کرد که هنرمندان مردم را از حقیقت دور می دارند و این تفکر دلیلی بر تأثیر آثار هنرمندان بر مردم جامعه است که اگر برنامه‌ریزی های لازم جهت استفاده از این منبع مهم صورت گیرد می توان بر تأثیر مثبت آن در تحقق اهداف جامعه امیدوار بود.از این مبانی، مؤلفه هایی برای عناصری مانند محتوا، فعالیت های یادگیری، معلم، گروه بندی به دست آمده است که می توان به مواردی همچون بیان وجه انسانگرایانه هنر، توجه به میراث فرهنگی، خرده فرهنگها، ملاحظات ارزشی، تعامل بین یادگیرندگان و غیره اشاره نمود.
3– الف)مبانی روانشناسی زیبایی شناسی و هنر
روانشناسی نیز مانند جامعه شناسی و فلسفه، هنر و زیبایی شناسی را از دیدگاه خود بررسی می‌نماید. روانشناسی هنر همانند جامعه شناسی هنر و فلسفه هنر در پی شناخت و بررسی هنر و زیبایی شناسی است اما در این بررسی حالات درونی هنرمند و مخاطب را مطالعه می‌نماید. همانطور که در باب ماهیت زیبایی بیان شد زیبایی پدیده دو قطبی است و ماهیت ذهنی نیز دارد و خلاصه اینکه برداشت انسان از یک موضوع یا شی در زیبا پنداشتن آن تأثیر دارد از این رو این موضوع زیر چتر روانشناسی نیز قرار می گیرد و انفعالات، تأثرات و عکس العملهای روحی انسان مورد عنایت روانشناسی هنر است. ویگوتسکی(1377) می گوید روانشناسی هنر بر یافته های ادراک هنری، بررسی عواطف و تخیل استوار است… دریک اثر هنری هیچ عنصری فی نفسه مهم نیست بلکه صرفاً یک کلید است آنچه مهم می باشد واکنش عاطفی است که آن عنصر تولید می کند.
از این رو اکنون به برخی از مبانی روانشناختی هنر و زیبایی شناسی که می تواند جایگاه و اهمیت هنر و زیبایی شناسی را در تربیت انسان تقویت بخشد و در کنار مبانی فلسفی و جامعه شناختی سکویی برای ورود هنر و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، ماهیت انسان Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، تعلیم و تربیت، روانشناسی، برنامه درسی