پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، دو قطبی، جامعه شناسی، علم حضوری

دانلود پایان نامه ارشد

آنچه مسلم است این است که انسانها چیزهایی را زشت و چیزهایی را زیبا می دانند و این بزرگترین دلیل بر تمایل انسان به زیبایی، زیباسازی و هنر است و منشأ این تمایل گرایش متعالیه در سرشت انسان است. انسان آوای خوش و دلنشین را با آوای زشت و ناهنجار یکی نمی داند صدا که صداست چرا یکی دلنشین و یکی ناهنجار است این تفاوت بر این نکته اشاره دارد که انسان مرتبط با مبدأ جمال و زیبایی است و خالق زیبایی انسان را مجهز به فطرت خاصی کرد که زیبایی را درک کرده و از آن لذت ببرد و خود نیز آفریننده زیبایی باشد و انسان تنها موجودی است که واجد این ویژگی هاست و کارهایش را با زیبایی همراه می کند».
محمدیان(1379) نیز در این باره می گوید:
«میل به زیبایی فطری است چون آن چه جزءِ فطرت است با بیرون تطبیق دارد و نیازهای فطری پاسخ بیرونی دارند برای میل به زیبایی هم باید مظاهر زیبایی در بیرون داشته باشیم. البته ممکن است جواب های بیرونی تعطیل شده، به انحراف کشیده شده و یا تضعیف شوند مثل اینکه برای میل به غذا، غذای ناسالم داده شود لذا هر نیازی باید پاسخ صحیح و مشروع بیابد که زیباگرایی نیز از این قاعده مستثنی نیست چرا که تحریف و تضعیف در قالب همان خاستگاه فطری صورت می گیرد و اگر کسی به نازیبایی ها گرایش پیدا کند از گرایش به زیبایی ناشی شده و نام زیبایی به آن می دهد».
جعفری(1369،ص162) در این باره می افزاید:« علت زیبایی گرایی انسانها، مسئله زیبایی، تشخیص زیبایی و رفتن به دنبال زیبایی ها ریشه در روح ما دارد شاید یک علت بسیار مهم برای خلق زیبایی هایی که خداوند در طبیعت آفریده یا در درون ما به ودیعه نهاده است این باشد که اصلاً روح در این دنیا بدون دریافت زیبایی نمی تواند آرام بگیرد و دوام بیاورد».
در الگوی پیشنهادی این نوع ماهیت انسان به عنوان یک مبنای اساسی مورد توجه قرار گرفته است و گزاره هایی که در این الگو ارائه شده اند ریشه در این مبنا دارند. به عبارت دیگر زیبایی گرایی، زیبایی جویی و زیبایی آفرینی انسان پایه و اساس گزاره ها و مؤلفه هایی است که در سایر بخش های الگو یعنی اصول و عناصر ارائه می گردد.
3-1-الف)زیبایی پدیده دو قطبی است
درباره ماهیت زیبایی سه نظریه وجود دارد الف) نظریه برون ذات که بیان می کند زیبایی نمودی است عینی که مورد پسند ذهن و خوشایند است و ذهن آدمی هم نقشی جزء منعکس ساختن آن ندارد. ب) نظریه درون ذات: بیانگر این است که زیبایی درک و دریافت ذهنی از پدیده های عینی است و عواطف، احساسات و برداشت افراد در زیبا پنداشتن یک شی نقش دارد. ج) زیبایی پدیده دو قطبی است. یعنی زیبا بودن یک شی به ویژگی های عینی آن شی و برداشت آدمی بستگی دارد.
بررسی دیدگاههای اندیشمندان اسلامی نشان می دهد که برخی از قبیل طباطبایی، فارابی و ابن سینا بیشتر بر ویژگی های خود شی و برخی مانند مطهری بر برداشت ذهن و ذوق تأکید می نمایند برخی نیز همانند مصباح بر هر دو یعنی ویژگی شی و برداشت مخاطب اشاره می‌نمایند. آنچه در این الگو مد نظر قرار می گیرد دیدگاه سوم و نظریه دو قطبی یا همان عینی-ذهنی است بدین صورت که نمودهای زیبایی مانند دیگر حقایق و پدیده های طبیعی واقعیت دارند خواه انسانی وجود داشته باشد که آنها را ببیند و از آنها لذت ببرد و خواه انسانی آنها را نبیند اما مسئله اینست که نباید زیبایی صرفاً در این واقعیت متوقف شود بلکه انسان هست که باید از آن واقعیت عبور کرده و واقعیت و زیبایی دیگری که عالی تر،معقول تر و اصیل تر است را دریابد.
موضوع دیگری که در این میان قابل طرح است جایگاه علم حضوری در درک زیبایی است. اکبری(1392) بیان می کند بنا بر نظریه ملاصدرا چون وجود و زیبایی مساوق هم هستند زیبایی نیز همانند وجود با علم حضوری درک می شود و ما به حقیقت زیبایی علم حصولی نداریم. در مقام علم حضوری شدت و ضعف وجودی مدرِک و مدرَک است که شدت علم را معین می کند هر چه متعلق ادراک، شدیدالوجودتر باشد و هر چه مدرِک در مرتبه شدیدتری از وجود باشد مرتبه ادراک بالاتر خواهد بود.
این عبارت نیز از یکسو بیان کننده اهمیت شهود و علم حضوری در زیبایی شناسی است و از سوی دیگر دو قطبی بودن زیبایی را می رساند. در واقع درست است که طبیعت و آثار گوناگون زیبا وجود دارد اما این طبیعت و آثار گوناگون بدون حضور انسان فاقد کیفیت های زیبایی شناسی است و در درک زیبایی، یک رابطه متعامل بین فرد و موضوع ادراک وجود دارد. به عبارت دیگر چون درک زیبایی ها با تجربه انسان عجین می شود و در برخورد با زیبایی ها به تجربه زیبایی شناسی دست می یابیم و همچنین تجربه محصول تعامل فرد و محیط است از این رو ترکیب و ادغام جنبه عینی و ذهنی زیبایی می تواند بهتر کارساز باشد تا بتوان قضاوت صحیح در مورد زیبایی ارائه نمود.
4-1-الف)کمال آفرینی زیبایی و هنر واقعی
هر اثر هنری تلفیقی از صورت و ماده یا فرم و محتواست. فرم و محتوا دارای دو نوع ویژگی است الف)ویژگی زیباشناختی ب)ویژگی ارزشی . برای مثال اگر موسیقی را در نظر بگیریم هر اثری در این زمینه فرم و محتوایی دارد که فارغ از ویژگی زیباشناختی آن اگر متضمن امر فساد و انگیزه باطلی باشد بی شک به لحاظ ارزشی دارای ارزش منفی است(تاجیک و حسینی،1391).
حال سوال این است با چه ملاک و معیاری می توان آثار هنری و زیبایی های اصیل و واقعی را از دیگر آثار تفکیک نمود؟ به عبارت دیگر وقتی زیبایی موجد لذت است کدام زیبایی ها موجب لذات واقعی شده و لذت کاذب به بار نمی آورند؟
ملاصدرا براساس پذیرش مساوقت وجود و زیبایی حرکت اشتدادی را مطرح می سازد بدین صورت چون مطابق فلسفه ملاصدرا وجود متغیر و دارای حرکت اشتدادی است در این حرکت موجودات استکمال می یابند و به سوی خداوند حرکت می کنند لذا در زیبایی نیز این حرکت اشتدادی وجود دارد. به زبان دیگر زیباها در حال زیباتر شدن هستند هر موجودی به انداره بهرۀ وجودی خود زیباست برای مثال اشتداد زیبایی در انسان با محوریت اختیار است اگر انسان مطابق طرح و نقشه الهی عمل کند و کمالات لایق خود را به فعلیت رساند زیبایی اش اشتداد می یابد(اکبری،1392).
در واقع زیبایی های اصیل و هنر های واقعی هنرهایی هستند که موجب تعالی و رشد کمالی مخاطب می شوند اما آنچه در این میان حائز اهمیت است درجه رشد و کمالی مخاطب می باشد که تعیین کننده است. مصباح(به نقل از تاجیک و حسینی،1391) لذت ناشی از زیبایی را نتیجه ادراک و توهم ملائم با نفس می داند اما لذت و شیفتگی در برابر هنر و زیبایی بسته به مخاطب آن کاملاً امری نسبی است یعنی با توجه به اینکه زیبایی دو قطبی است و احساسات و عواطف مخاطب در درک آن تأثیر دارد مجذوب و شیفته شدن به زیبایی خاص در حالی که به ترقی و پیشرفت یک فرد کمک می کند در همان حال موجب سقوط و تنزل فرد دیگری می شود.در واقع جذب شدن فرد به زیبایی با توجه به مرتبه وجودی او ارزشگذاری می شود.
به عبارت دیگر ادراک زیبایی و ادراک هنری از شرایط فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و غیره تأثیر می پذیرد پس نمی توان در مورد ارزش هنر حکم قطعی مثبت یا منفی صادر کرد زیرا هر اثر هنری و زیبایی می تواند ارزش منفی یا مثبت با توجه به مخاطب خویش بیافریند اما می توان گفت اگر موضوعی یا اثری با کمال مراتب بالاتر تزاحم داشته باشد ارزش منفی خواهد داشت و اگر موجب استکمال شود دارای ارزش مثبت است. حال چون عالم ماده عالم تزاحم هاست و ممکن است کمال موجودی با کمال موجود دیگر در تزاحم باشد یا حتی کمال بُعدی از وجود موجودی با کمال بُعدی دیگر از وجود همان موجود در تزاحم باشد چگونه باید عمل کرد؟ مصباح(به نقل از تاجیک و حسینی،1391) می گوید هنگام تزاحم میان لذات گوناگون در مواردی که ساحت های وجودی ناظر به آنها در عرض هم نباشند می باید مراتب ابعاد وجودی(حسی،خیالی،عقلی) انسان را در نظر گرفت و در مواردی که لذت ها در عرض هم اند می باید برآیند آنها را در نظر گرفت برای نمونه در مواردی که لذتی ناظر به بعد حسی وجود آدمی با کمال روحی و در نتیجه لذت روحی او در تضاد باشند با نظر به اینکه اساساً بدن انسان ابزاری برای تکامل روح است و در نتیجه روح در مرتبه بالاتری قرار دارد لذت روحی ارزش بالاتری می یابد.
ملاصدرا (به نقل از اکبری،1392) نیز بیان می کند محبوب هر فرد انسان همان چیزی است که مشابه و مماثل اوست با توجه به اینکه انسانها از این حیث متنوع اند هنرها نیز متنوع اند اما تنها هنر واقعی، هنر الهی است و هنر های دیگر با تعبیر شهوی، غضبی، شیطانی هنر نُما هستند برای مثال ممکن است کسی که در مرتبه شهوی قرار دارد افعال خود را هنر بپندارد در حالیکه فعل او صرفاً برای کسانی که در آن مرتبه هستند هنر می نمایاند نه اینکه واقعا هنر باشد. در توصیف هنر الهی یا هنر فرشته ای نیز باید گفت که محتوای آن اموری همچون توجه دادن به هدف والای زندگی، دوری از شیطانی بودن، عدم رضایت به زندگی نباتی و حیوانی ،کمک به دیگران جهت خدایی شدن و غیره است و هدف آن رساندن انسان به همان هدفی است که برای آن خلق شده است.
2-الف) مبانی جامعه شناسی
هنر و زیبایی شناسی همچون دین، سیاست، اقتصاد و غیره از منظر جامعه شناسی قابل بررسی است. واقعیت ریشه داشتن هنر در تجربه اجتماعی یکی از بخش های بنیادی هنر است و فقط با جهل و غرض می توان هنر و تجربه اجتماعی را جدا از هم توجیه کرد(دوینیو72،1384).
زیبایی شناسی رشته فراتاریخی و فرااجتماعی نیست تولید، پذیرش و ارزیابی هنر همواره اموری اجتماعی اند هنر دارای هستی ارتباط است و به مثابه یک فرآورده فرهنگی نباید صرفاً وجود داشته باشد بلکه باید مخاطبانی آن را تجربه کنند از این رو جامعه شناسی هنر بررسی می کند که چگونه گروه های مختلف انسانی برای خلق آنچه ما هنر می نامیم با یکدیگر همکاری می کنند چگونه آثار هنری را بکار می گیرند و هنر در زندگی آنان چه نقش و جایگاهی دارد(رامین،1392). گویو73(به نقل از باستید74،1374،ص53)نیز می گوید« تمام احساس ها مسری اند اما آنکه از همه مسری تر است احساس زیبایی شناسی است در برابر یک نمایش زیبا یا یک منظره باشکوه لذت درونی بسیار نیرومندتر از آن است که بتوانیم آن را فقط برای خود نگه داریم و نیازمند آن هستیم که با دیگری تقسیم کنیم به دیگری منتقلش سازیم و آنرا با هم زندگی کنیم».
در اینجا پرداختن به دیدگاهها و نظریات مختلف جامعه شناسی درباره هنر و زیبایی شناسی میسر نیست لذا مباحث مربوطه در دو عنوان هنر به مثابه نهاد اجتماعی و هنر به مثابه فعالیت گروهی به شرح زیر ارائه شده است.
1-2-الف) هنر به مثابه نهاد اجتماعی
نهادهای اجتماعی عبارت اند از رابطه ها، واقعیتها و شیوه های سازمان یافته ای از الگوهای رفتاری و مدلهای فرهنگی که در روند تحول جامعه بوجود آمده اند نهادهای اجتماع در واقع بر اثر نیاز انسان در سیر تکوینی جامعه پدیدار شده اند و پاسخگوی نیازهای انسان هستند(گلشن،1380). با این توضیح هنر کنار نهادهایی مانند سیاست، دین، آموزش و پرورش و غیره قرار می گیرد. باستید(1374) می گوید هنر نه تنها به نهادهای اجتماعی وابسته است بلکه خود نهاد اجتماعی ویژه ای را پدید می آورد و یک نهاد واقعی را شکل می دهد. هنر یک زبان و ابزار همبستگی اجتماعی و حتی جهانی است. هنر با نظام نمادهای عاطفی سروکار دارد و همبستگی حاصل از این نمادها قدرت بیشتری از همبستگی حاصل از نظام نمادهای کلامی دارد. ویکتوریا الکساندر(به نقل از رامین،1392) درباره ارتباط هنر و جامعه دو رویکرد شکل دهی و بازتاب را مطرح می کند که در رویکرد شکل دهی هنر شکل دهنده، تحکیم کننده، تضعیف کننده، ایجاد کننده و مضمحل کننده واقعیتها می تواند باشد و در رویکرد بازتاب هنر بیانگر واقعیات اجتماعی است و جامعه را بازتاب می دهد هر چند نمی توان به طور قطع و یقین هنری را صرفاً بازتاب یا شکل دهنده نامید زیرا هنری که با هدف بازتاب تولید می شود چه بسا هنر شکل دهنده نیز می تواند باشد و برعکس. به هر حال این دسته بندی حاکی از درهم تنیدگی و ارتباط تنگاتنگ هنر و جامعه می باشد هنر از یکسو محصول جامعه است و از سوی دیگر جامعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره برنامه درسی، زیبایی شناسی، دوره ابتدایی، ماهیت انسان Next Entries پایان نامه رایگان درباره زیبایی شناسی، تعلیم و تربیت، روانشناسی، برنامه درسی