پایان نامه رایگان درباره روابط زناشویی، تعارض زناشویی، میانجیگری، تعارضات خانوادگی

دانلود پایان نامه ارشد

ا توانایی و استعدادهای متفاوت و با نیازها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیت های گوناگون تشکیل شده است (گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2000). یک رابطه زناشویی صمیمی مستلزم آن است که زوجین یاد بگیرند با هم ارتباط برقرار کنند و با هم متفاوت باشند.تعارض زمانی به وجود می آید که زوجین به دلیل همکاری و تصمیمات مشترکی که می گیرند درجات مختلفی از استقلال و وابستگی را نشان دهند که این تفاوت ها را می توان روی یک پیوستار از تعادل خفیف تا تعارض کامل طبقه بندی کرد(لانگ و لانگ22، 1998 به نقل از افخمی، 1386). از نظر گلاسر23 (2000 به نقل از قربانی، 1384) تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته ها، طرح واره های رفتاری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است (گلاسر، 2000، به نقل از فرحبخش، 1383).
تعارض در موقعیت های متنوع رخ می دهد و در جریان یک تعارض چندین موضوع مختلف ممکن است، به وجود آید. وقتی بین زن و شوهر اختلافی پیش می آید، به بن بست رسیدن، حل و فصل مشکل و یا تعارض در ناپدید شدن، موضوعی که موجب تعارض و اختلاف شده است، با گذشت زمان از بین می رود. در به بن بست رسیدن شرکای زندگی گیر می کنند و هیچ اقدامی نمی کنند. این وضعیت ممکن است مشمول توافق برای گذاردن موقت یا بی تصمیمی و بلاتکلیفی توافق برای مخالفت ورزی برای مدت زمان طولانی تر، یا رسیدن به یک کناره گیری (بی تفاوتی) همراه با جبهه گیری واقعی گردد. در حل مشکل، زن و شوهر برای خاتمه دادن به تعارض دست به کار می شوند (میلر24 و همکاران، ترجمه بهاری ،1385 ).تعارض زمانی به وجود می آید که رفتار جانشینی وجود دارد و استرس به عنوان یک تعارض حل نشده است که به طبع آن به وجود می آید. اختلال های بالقوه تعارض شامل اختلال های هیجانی، شناختی و فیزیولوژیکی است. اختلال هیجانی تعارض به صورت دو دلی، اضطراب، زودرنجی، خشم و افسردگی و احساس گناه است. تعارض علاوه بر اینکه در تهییج پذیری تأثیر دارد اختلال شناختی نیز تولید می کند. تحت شرایط تعارض زا، الگوی تفکر شخص اغلب آشفته می شودو کاهش حافظه و…به وجودمی آید.تعارض کیفیت تصمیم گیری شخص راتحت تأثیر قرار می دهد،تصمیم گیری منطقی و جستجوی فعال اطلاعات و درک بی طرفانه را از فرد سلب می کند (شاملو، 1384).
فرایند تعارض زمانی به وجود می آید که یکی از طرفین رابطه احساس می کند طرف مقابلش بعضی از مسائل مورد علاقه او را سرکوب می کند (گریف و بارین25، 2000). از دیدگاه سکستون26 (2001،به نقل از قربانی، 1384) تعارض هنگامی رخ می دهد که چیزی رضایت را برای شخص فراهم کرده، در حالی که همان چیز برای دیگری محرومیت را به دنبال آورد.
درمانگران سیستمی، تعارض را هر نوع تنازع بر سر تصاحب پایگاه ها و منابع قدرت که در جهت اخذ امتیازات دیگری و افزایش امتیازات خود بروز می کند، می دانند.
بدیهی ست که طرفین نزاع قصد دارند به طرف مقابل خود آسیب برسانند، تاکتیک های او را خنثی و بالاخره از صحنه بیرون کنند. بنابراین وجود تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی است و گاهی اوقات، آن قدر شدت می یابد که احساس خشم، خشونت، کینه، نفرت، حسادت و سوء رفتار کلامی و فیزیکی در روابط زوجین حاکم می شود و به شکل حالات تخریب گر و ویران گر بروز می کند (یانگ و لانگ، 1998). رایس27 (1999) دو نوع تعارض را در روابط زناشویی مطرح می سازد: تعارض سازنده و مخرب. در تعارض سازنده تمرکز بر حل مسئله بوده و در آن نزدیکی، احترام مثبت، اعتماد به یکدیگر وجود دارد و هیجان منفی و پاسخ کلامی اندکی بین زوجین وجود دارد. در تعارض مخرب زوجین «خود» همدیگر را به جای مسئله مورد حمله قرار می دهند در این تعارض از طریق سرزنش و انتقاد هر یک سعی دارند دیگری را تحت نفوذ خود در آورده و اظهار نظرهای بسیار منفی علیه یکدیگر به کار می برند که در این حالت ارتباط درستی بین آن ها برقرار نمی شود. در این نوع ارتباط بحث ومجادله های بیهوده ومخرب، بی اعتمادی، بی احترامی، توهین، خصومت، دشمنی و دشنام مشاهده می گردد.
بنابراین می توان گفت تعارض زناشویی عبارتست از نوعی ارتباط زناشویی که در آن رفتارهای خصومت آمیز مثل توهین، سرزنش، انتقاد و حمله فیزیکی وجود دارد و زوجین در آن نسبت به یکدیگر احساس کینه، نفرت و خشم داشته و هر یک عقیده دارند که «همسرش انسان نامطلوب و ناسازگاری است که موجب رنجش و عذاب او می گردد» (فرحبخش، 1383). به طور کلی تعارض در هر رابطه نزدیکی اجتناب ناپذیر است. بعضی از زوجین تعارض خود را به شکل باز و مستقیم و بعضی دیگر تعارض شان را انکار و سرکوب می کنند و به شکل پنهانی بروز می دهند. تقریباً هر زوجی که برای درمان می آید در مرحله ای از تعارض قرار دارد. آن ها ممکن است موضوعات مختلفی مثل انتظارات، نیازها، خواسته ها، پول، ارتباط جنسی، بچه ها و خویشاوندان را برای تعارض عنوان کنند (به نقل از قربانی، 1384).
علت شناسی تعارضات زناشویی
تحقیقات مختلف در حوزه های روانشناسی، علوم اجتماعی، جامعه شناسی و جرم شناسی عوامل زیادی را برای تعارضات خانوادگی ذکر کرده اند ولی تفاوت آن ها را به صورت زیر ذکر کرد:
علت مذهبی شامل تفاوت های مذهبی (غالباً تضاد مذهبی) ، رفتار و عقاید خلاف اعتقادات مذهبی و …
علت فرهنگی شامل تفاوت های در نوع نگاه به زندگی مشترک، تفاوت های قومی یا شهری – روستایی، علت زیستی شامل نازایی و عقیمی، وضعیت چهره و مشکلات مربوط به سلامت و بیماری.
علت عاطفی شامل عواطف خشک و سرد و عدم درک یکدیگر، مشکلات در روابط جنسی، تندخویی و پرخاشگری.
علت اجتماعی شامل داشتن دوستان منحرف و اعتیاد، دخالت اطرافیان و عدم استقلال از خانواده پدری و …
علت سیاسی شامل اختلافات قبیله ای – قومی، گرایش سیاسی متفاوت، محدود کردن آزادی های طبیعی و …
علت اقتصادی شامل بیکاری، ولخرجی، فقر و تجملگرایی و …( بهاری،1388).
تأثیر تعارضات خانوادگی بر روابط زناشویی
تعارض های زناشویی تأثیر عمیق منفی بر روابط آنها و پیرو آن بر بافت و روابط خانوادگی می گذارد. آنها ممکن است روابطشان آنقدر سرد شود که ماه ها با همدیگر حرف نزنند، روابط جنسی نداشته باشند، تک نفره غذا بخورند، حضور همدیگر را در یک مکان تحمل نکنند و در آخر ممکن است کارشان به درخواست طلاق بکشد (رضازاده،1387).

طلاق
طلاق مسایل شخصی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را پیش می آورد. اشخاصی که زندگی مشترکشان متلاشی می شود، نسبت به مردم عادی آمادگی بیشتری دارند که از نظر جسمی، روانی، خواب و تغذیه اختلال پیدا کنند، یا به سو مصرف الکل و مواد روی آورند. در کنار آثار مخرب طلاق بر زن و مرد «فرزندان» نیز از پیامدهای طلاق والدینشان متاثر می شوند.
به طور کلی طلاق گیرندگان در ایجاد ارتباط با فرزندان خود دشواری پیا می کند، به خصوص آنها از کسی که از نظرشان مقصر اصلی طلاق باشد، متنفر می شوند. با این وجود سؤال اصلی این استکه از بین روابط طولانی پر تنش زن و شوهر و طلاق کدامیک بر فرزندان اثر مخربتری دارد؟ تحقیقات با در نظر گرفتن کل جامعه به سو طلاق رای می دهد (به نقل ازبخشایش،1389).
تأثیر تعارضات خانوادگی بر روابط والدین با فرزندان:
اختلافات والدین با فرزندانشان (به ویژه مواردی که همراه با توهین، تحقیر، ضرب و شتم باشد) به احساس عدم امنیت روحی و جسمی، تنفر (همراه با احساس گناه)، خشم از والدین و رفتارهای نا به هنجار اجتماعی (از قبیل سو مصرف مواد، فرار از خانه، اقدام به خودکشی یا خودزنی) منجر می شدو. بعضی مواقع موضع فرزندان موضع یا سو احساس پوچی بوده در خود خلا بزرگی احساس می کنند. این خلا همان نبود محبت و عواطف والدین است و این زمینه ساز قبول عواطف دروغین همراه با نیت های شوم دیگران می شود (رزقی و رستمی، آقایار، 1389).
زمینه های تعارضات زناشویی
در بررسی تحقیقات به عمل آمده عوامل گوناگونی به عنوان عوامل زمینه ساز بروز مشکلات زناشویی به چشم می خورند که به طور اجمال عبارتند از:
1- تعداد زیاد فرزندان و یا نداشتن فرزند
2- ازدواج در سنین پایین
3- عدم تمکین زن و ندادن نفقه توسط شوهر
4- تفاوت سنی زیاد زن و شوهر
5- اختلاف طبقاتی و تحرک طبقاتی (مثبت و منفی)
6- زندانی شدن شوهر
7- فقر و مشکلات اقتصادی
8- فرزندان ازدواج قبلی
9- ناآشنایی یا کوتاه بودن مدت آشنایی با همسر قبل از ازدواج
10- ازدواج اجباری
11- عدم تفاهم در گذراندن اوقات فراغت
12- رابطه نامشروع
13- بدبینی به همسر و عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج
14- اعتیاد شوهر
15- بدرفتاری زن یا شوهر
16- بیماری یکی از زوجین (دهقان،1380).
تجزیه و تحلیل تعارض
برای حل هر تعارض نیاز است به سه سؤال اساسی پاسخ داده شود.
– چه کسی درگیر تعارض است؟
– منبع تعارض چیست؟
– سطح تعارض چه میزان است؟
روش های حل تعارض پس از تجزیه و تحیلل تعارض باید به حل آن پرداخت. برخی از روش های حل تعارض به شرح ذیل می باشند.
مذاکره: در این روش طرفین راه حل های مختلف را جهت حل تعارض بررسی می کنند تا به راه حلی که برای هر قابل قبول است دست یابند به طور کلی دو نوع مذاکره وجود دارد:
یکی رویکرد برد – باخت است که یکی از طرفین می برد و دیگری می بازد. راهبردهای غالب در این روش، زور، تقلب و امتناع از اطلاع رسانی ضعیف است.
رویکرد دوم برد – برد است که بدنبال به حداکثر رساندن نقاط مشترک است و راهبرد حاکم آن مشارکت است.
میانجیگری: در این روش، شخص ثالث بی عنوان میانجی سعی می کند که به طرفین در یافتن راه حلی برای رفع تعارض کمک کند.
داوری: اگر در فرایند میانجیگری طرفین قادر نباشند که از طریق میانجیگری به راه حلی برسند، آنگاه میانجیگری تبدیل به داوری می شود و شخص ثالث بی طرف راه حل ارائه می دهد و طرفین باید آن را بکارگیرند (رزقی رستمی، آقایار، 1389).
سبک های مقابله با تعارض زناشویی
اختلافات بین فردی، و در راس آن اختلاف های ناشی از روابط زناشویی برای زوجین پدیده ای بغرنج و ناراحت کننده است. و در عین حال اختلاف نظر و تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر در روابط بین فردی است. افراد ممکن است در مواجهه به تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند آنچه در این امر شایسته مطالعه و تعمیق است بررسی نوع سبک های مقابله با تعارض است (کوان28، 2004).
اگر تعارض ها به صورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود و راهبردهای مناسبی، مرور زمان جهت حل مشکلات ناشی از روابط زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد ومهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد. حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، می تواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشار زای زندگی هم مقاوم تر کند (دان هام29، 2008). ولی اگر تعارض ها به صورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده وا ثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا می گذارد (ماهونی30، 2006). و می توان موجب ایجاد دامنه هایی از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکانی شود که در معرض تعارضات والدین هستند (هیندمن31، 2002).
آنچه مسلم است اتخاذ نوع سبک مقابله ای متاثر از عوامل شخصیتی و فاکتورهای بسیاری خواهد بود، که بررسی هر یک از این عوامل می تواند جهت شناخت زمینه ای حل تعارض کمک کرد.
گاتمن32 و لونسون (2000) باور دارند که با تحلیل نوع ارتباط یک زوجین احتمال به شکست ازدواج و طلاق را می توان پیش بینی کرد، گاتمن زوج ها را بر اساس نحوه ارتباط و تعاملشان به هنگام تعارض به دو نوع متعادل33 و نامتعادل34 تقسیم کرده است. زوج های متعادل خود نیز به سه گروه موفق35 ،اجتنابی36 و هیجانی37 تقسیم شده است. زوج های نامتعادل در یک گروه زوجین متخاصم تعریف می شوند. زوجین متخاصم38، فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارد آنها در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره باورهای ارتباطی، تعارض زناشویی، تعارضات زناشویی، ناسازگاری Next Entries پایان نامه رایگان درباره باورهای ارتباطی، سازگاری زناشویی، باورهای غیرمنطقی، ناسازگاری