پایان نامه رایگان درباره روابط اجتماعی، توسعه پایدار، شناخت اجتماعی، سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

توجه به مناظر سنتي وميراث فرهنگي باشد. هدف بعد اكولوژيكي حفظ منابع طبيعي شامل اكو سيستم ها و گونه گوني زيستي آنها و احترام گذاشتن به اصول اكولوژيكي مي باشد.
بعد اجتمــاعي : جنبه هاي گوناگوني دارد از1) ارضاي انواع نيازهاي اجتماعي مثل ارتباطات، حمايت و امنيت ،عشق و مراقبت، تشخص و تمايزو غيره ؛ احترام به انواع اشكال فرهنگي كه جوامع در چارچوب آنها خود را سازمان مي دهند؛ تقاضاي عمومي براي شكلي از فرصت هاي برابر. هدف از بعد اجتماعي در دسترس همه قرار گرفتن منابع اجتماعي و حفظ تنوع فرهنگ هاست.
بعد اقتصـــادي : استفادة موثر از سرمايه هاي طبيعي ،انسان ساخته؛ و انساني اصل بنيادين اقتصاد است بعد اقتصادي توضيح مي دهد كه چگونه بايد با منابع ناياب برخورد كرد. پايداري اقتصادي يعني ارضاي نيازهاي انساني و كيفيت زندگي ارضا كننده همراه با تخصيص منابع كــارآ.
سه بعد مادي با يكديگر گل پايداري را مي سازند(نگاه كنيد به شكل 1) اما خاك باروري كه گل بر فراز آن باليده است ويژگي هاي سازماني واصول سيستمي پايداري را تشكيل مي دهد. اين گل ، از يك سو ،در سطح سياسي نشانگر نظام سياسي و و فرهنگ است ؛ و از سوي ديگر به نوع نگاهي كه به روابط متقابل اجتماعي و الگوهاي سازماني در شرايط بي اطميناني و دانش محدود وجود دارد مربوط مي شود. اصول سيستمي نه فقط به جنبه هاي خاص ساختارسازماني مربوط مي شوند، بلكه رويكردهاي كلي به واقعيت و ابزارهاي توصيف ، درك و ساختمند سازي واقعيت را نيز در بر مي گيرند.»(تی یراستاین و والزر 2002 )
شکل 2- 1: گلدان توسعه پایدار منطقه ای

ماخذ : (Thierstein,Walser 1997)

2-2-3. سرمایه اجتماعی وهویت منطقه ای
«به هنگام سخن گفتن از هويت منطقه اي، نمي توان ميان فضا و جريان هاي اقتصادي-اجتماعي تفكيكي قائل شد، زيـرا فضا نه فقط بازتاب خالص جامعه بلكـــه خود جامعه است .»(Castells,1983)
«فضاي اجتماعي در برگيرندة اقلام متنوعي، اعم از طبيعي يا اجتماعي است. از جمله شبكه ها و گذرگاه ها، كه مبادلة اشياء مادي و اطلاعات را تسهيل مي كنند. اين اقلام فقط از اشياء تشكيل نمي شوند بلكه مي توانند از جنس رابطــه باشند.» (Lefebver,1991)
«فرهنگ منطقه يعني شيوة انجام امور در منطقه كه شامل ارزش هاي مشترك، باورها وسنت هاي اجتماعي آنجاست. امروزه فرهنگ را نيرويي فعال در باز توليد اجتماعي و جريان هاي مذاكره اي و محصول گفتمان هايي به شمار مي آورند كه از طريق آن ها مردم به تجربه هاي خويش براي ديــگران و خود معنا مي بخشند.»( Clifford and Marcus,1996)
«برخي فرهنگ ها مشوق نوآوري و فرايند يادگيري می باشند و بعضي فرهنگ ها خیر. بسياري از صاحب نظران امروزه عوامل رفتاري و اجتماعي- فرهنگيٍ محلي و منطقه اي را براي توسعة منطقه اي حتي حياتي تر از ويژگي هايي مثل فاصله و تراكــم كه به طور سنتي در جغرافياي اقتصادي بر آن ها تاكيد مي شد، مي دانند. فرهنگ محلي/منطقه اي اهميت زيادي در شكل گيري بنگاه هاي صنعتي(اقتصادي) محلي و شيوه هاي عمل آن ها (يعني عوامل اصلي توليد ثروت) دارد. اين عوامل تحت تاثير جوامعي هستند كه درون آن ها عمل مي كنند.نمونه هاي جالبي از تاثير دورة طولاني تكامل فرهنگي و پيامد هاي آن براي توسعه در ادبيات برنامه ريزي ارائه شده است.» (Raagmaa,2003)
«غلبه بر تضاد ميان عمل دسته جمعي و فرصت طلبي دفاعي فردگرايانه بستگي به زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي وسيع تر دارد. همكاري داوطلبانه و روابط توام با اعتماد در اجتماعي پديدار مي شود كه وارث ذخيرة كافي از هنجارهاي همكاري متقابل وشبكه هاي مسئوليت مدني باشد. مراد از سرماية اجتماعي ويژگي هاي مربوط به سازمان يابي اجتماعي مثل اعتماد و هنجارها و شبكه هايي است كه كارآيي جوامع را افزايش مي دهند .سرماية اجتماعي همكاري خود به خودي را تسهيل مي كند. و رواج شيوه هاي كمك متقابل نيـــز به معناي سرمايه گذاري در سرمايه اجتماعي وافزايش روابط اعتمادآميز است.» (Putnam et al,1993)
«نبود سنت هاي اعتماد ، كار فرمايي و خطركاري، و يادگيري مجموعاً مانع بزرگي بر سر راه توسعة درون زا به شمار مي آيند. اين واقعيت را مي توان به وضوح در اقتصادهاي محلي ا ي مشاهده كرد كه زير سلطة شركت هاي غير محلي قرار دارند.»( Sweeney,1990)
«هويت و هويت يابي به مسئلة تعلق و اخراج در رابـــطه با نوعي پيوند اجتماعي مربوط مي شود.» (Hetherington,1998) «گروه هاي اجتماعي همواره در فضايي، كه در آن به فعاليت مشغولند ، ريشه دارنــد. افراد انساني ممكن است بسيار متفاوت باشند اما همگي در يك جهان مشترك اخلاقي و ادراكي يا يك ولايت36 زندگي مي كنند كه همگي به خوبي با آن آشنايند.حتي اگر قبولش نداشته باشند.»(راگما ، 2003)
«پديدة هويت منطقه اي/ محلي به معناي هم ذات پنداري مردم با نظام اجتماعي منطقه اي معين است.»Häuszer and Frey,1987) ( «يعني تعلق خاطر به مردم ،فرهنگ ،سنت هــا ، مناظر و ديگر ويژگي هاي محل يا منطقه اي خاص. هويت منطقه اي به شيوه هاي گوناگوني بروز مي كند. ممكن است اين هويت بسادگي در قالب نوعي عقدة حقارت و يا برعكس غرور ونخوت منطقه اي پديدار شود.اما درحالت شديدتر در قالب نوعي احساس تعلق ديده مي شود.»(راگما،2003)
پاسي(1986) 37چهارصورت شكل گيري هويت منطقه اي تشخيص مي دهد:
1- صورت قانوني- سرزميني
2- صورت نمادين
3- صورت نهادي و سرانجام:
4- سر بر آوردن آگاهي اجتماعي- فضايي در ساكنان منطقه و تشكيل جايگاه- منطقه در نظام منطقه اي
در واقع، ترتيب خاصي ملاحظه نمي شود.يعني همة مراحل شكل گيري منطقه مي توانند همزمان اتفاق بيفتند.
«در جريان شكل گيري سرزمين 38 منطقه/محل مرزهاي خود را تعريف مي كند.و همچون يك واحد سرزميني در ساختار فضايي شناخته مي شود.»(Passi,1986)«وجود نوعي مرزبندي، به عنوان مبناي طبقه بندي اجتماعي براي پيدايش آگــاهي منطقه اي در ميان ساكنان ضرورت مبرم دارد. ظهور شكل سرزميني يعني خصلت محلي يافتن فعاليت هاي اجتماعي، درست مثل يك شهر قرون وسطايي كه در آغاز درون قصر شكل مي گرفت. بعد اندك اندك حول وحوش شهر گسترش مي يافت و سرانجام داراي حصار مي شد.»(Kosonen,1996).
«شكل نمادين يا مفهومي براساس ويژگي هاي سرزمين ساخته مي شود. نظام نمادها در برگيرندة موزاييكي از كيفيت هاست كه با نام منطقه همراه است : زبان يا لهجة محلي، ويژگي هاي زمين و زير ساخت ها. مهمترين نماد اسم منطقه است. نمادهاي منطقه ممكن است ماهيتاً نماد باشند مثل پرچم يا علامت خاص منطقه ويا اين كه از بناهاي يادبوديا انسان هاي برجسته مثل سياستمداران ،نويسندگان، متفكران و يا اهالي رسانه بدين منظور استفاده شود. حتي از جشن ها و مراسم سنتي و يا عناصري از سبك زندگي مردم نيز مي توان بدين منظور سود جست.» (،Passi,1986)
با توجه به آنچه در بالا آمد، در مي يابيم كه هويت منطقه اي امري ذهني است كه محصول تعامل جوامع با فضاي كالبدي و اجتماعي( محيط) آن ها وهمچنين بازتاب ذهني اين فضا در اذهان وخاطرات انسان هاست. هويت جمعي مناطق را از فضاي كالبدي يا سرزمين خلق مي كند. پاسي مي نويسد :
در مقايسه با “مـكان ” كه به طور فردي تجربه وتوليد مي شود، منطقه ماهيتي آشكارا نهادي و در نتيجه جمعي دارد. مكان به فرايندي بر مي گردد كه با كمك آن اعمال روزمرة افرادبه ساختارهاي قدرت نهادي مربوط مي شود در حالي كه منطقه موجودي نمادين است كه تجربة مستقيم آن براي افراد غيرممكن است و افراد آن را فقط از طريق ابزارهاي جمعي توليد مي كنند. (Ibid)
2-2-4. هویت مکان
«مکان، مرکز عمل آگاهانه وارادی انسانهاست. مرکزی است که درآن از رویدادهای مختلف، تجربه زندگی می آموزیم.رویدادها و عملکردهای آگاهانه، تنها در ساخت مکان های معین پراهمیت جلوه می کنند. هویت هرمکان، از سه عامل تشکیل می شود :1-عوامل مشخص طبیعی ونمود ظاهری آن 2- فعالیت های مشاهده پذیر وکارکردها 3- مفاهیم یانمادها. در مکان کانون علم جغرافیا تفاوت ها وگوناگونیهای محیطی بسیارزیاد است. این گوناگونیها نتیجه عوامل موثرداخلی وخارجی می باشد.39»
«مفهوم مکان که یکی از مفاهیم اساسی در اندیشه جغرافیایی است در اینجا یک مفهوم انتزاعی تعریف می شود که به بعدمکانی تاریخ ها و تجارب شخصی افراد اشاره دارد. هدف از این تعریف گسترش دادن ایده سابق مکان، هم در زمان وهم در فضا می باشد .در اندیشه جغرافیایی مکان معمولا ارتباط اساسی با نوعی موقعیت ویاناحیه ای ویژه دارد، مکان ها تاریخ هایی از هم گسسته ومتمایل به درون می باشند ،گذشته هایی که دیگران نمی توانند آنها رابخوانند. زمانهایی انباشته که می تواند از هم گشوده شود اما مانند داستانهای مخفی شده ودر وضعیتی معماگونه باقی می مانند که در سختی ها وخوشی های افراد قرارداده شده اند.» (passi 1996:207)
«بنابراین مکان در اینجا در قالب یک مفهوم انتزاعی بیانگر مجموعه در حال رشد تجربیات ومعانی شخصی است که فردآنها را در طول زندگی خود از موقعیت های مختلف جمع آوری می کند. مکان به طور پیوسته در جریان تاریخ زندگی فرد شکل می گیرد وتغییر میکند واین تاریخ درموقعیت های مختلف اجتماعی که به طور مکانی – زمانی شکل گرفته اند اتفاق می افتند.دیالکتیک رفت وبرگشتی وتشخیص ساختارفضایی-زمانی وجود انسان از اجزا اساسی مکان می باشد. »(Ibid,1996:208)
سرگذشت زمین دارای آثارقوی سیاسی است که به فرایند همبستگی میان گروههای فرهنگی مشخص وچارچوب های جغرافیایی وتاریخی آنان مربوط می شود. اما بار احساسی مکان می تواند حتی هنگامی که فارغ از عوامل دیگری نظیرفرهنگ وملیت است، دارای تاثیر فراوانی باشد. از نظر باک جامعه شناس مکان 3 ویژگی مشخص دارد :
1.مکان ها با یکدیگر تفاوت دارند ؛یعنی فرایندهای اجتماعی هرمکان با مکان دیگر بسیار متفاوت است.
2.زندگی اجتماعی در محدوده های فضایی نسبتا مدورشکل می گیرد وفاصله، هزینه براست.
3.مردم عقایدی نسبت به مکان دارند که پیامدهای اجتماعی مهمی رادربردارد.
دراین راستا اگنیو مکان را شامل 3جزء اساسی می داند :
الف) :Local که در برگیرنده کوچکترین محدوده هاییست که روابط اجتماعی در آنها شکل می گیرد .
ب) Location : منطقه ای جغرافیایی که محل هارا در برمیگیرد ودرون آن تعاملات گسترده تر میان
اعضای جامعه برقرار می شود .
ج):Sence Of Place که با ساختار محلی احساس در ارتباط است وباراحساسی مکان یا درک مکان
دربرگیرنده محل های مختلفی نظیرخانه،کار، مدرسه وکلیسا است که فعالیت های انسان حول آنها صورت می گیرد.از تلفیق ساختار محلی ونوع فعالیت انسانی،بار احساسی مکان به وجود می آید که دارای هردوبعد جغرافیایی واجتماعی است.40
«با ایجاد حس مکان هویتی به نام هویت مکان در سکنه شکل می گیرد که در واقع نوعی ابراز وجود است که از معنای محیطی برای دلالت کردن یا تعیین هویت استفاده می کند .مانند دیگر انواع هویت ،هویت مکان به این پرسش که «من که هستم؟»، «من کجاهستم؟»، یا اینکه «به کجا تعلق دارم؟» پاسخ می گوید.»(میرشکاریان،75:1387)
«روابط شخصی درموقعیت های مکانی ویژه، خود را در قالب بار احساسی مکان نشان می دهند. موضوعی که توسط جغرافیدانان انسانگرا مطرح شده است.آیلز تاکید می کند که این بار احساسی مکان برگرفته از کلیت زندگی فرداست که درآن یک بخش زندگی برابر با تجربه واحساسات شخص در مورد مکان نیست. زیرا نیروهایی وجود دارد که برزندگی تاثیرگذاشته وآنرا شکل می دهد واین نیروها از چیزی فراتر از تجربیات آنی منشا می گیرد. بنابراین یک باردیگر میتوان تاکید کرد که اعمالی که وجود وتجربه را شکل می دهند را نمی توان تا رسیدن به مقیاس فردی کوچک کرد، اگرچه آنها خود رادر مقیاس فردی نشان می دهند.تجربیات شخصی در بعضی مواقع آنقدر عمیق است که عوامل کنش گرا نمی توانند از آنها به وجود آیند حتی اگر هدف از اجتماعی کردن ژئوپولیتیکی دولت خلق شکل های جدید از شناخت اجتماعی – مکانی باشد.» (Passi,1996:209)
«بنابراین هنگامی که از مکان ها به عنوان کانون های شخصی خاص

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه فضایی، محیط زیست Next Entries پایان نامه رایگان درباره ایدئولوژی، برنامه ریزی منطقه ای، زندگی روزمره، قدرت اجتماعی