پایان نامه رایگان درباره رضايت، رضايتاز، افزايش

دانلود پایان نامه ارشد

هستند ممكن است انعكاس اين باشد كه وضعيت ايشان در نتيجه جنبش زنان، تا حدي در سالهاي اخير بهتر شده است.
… ژاپن جامعه‌اي است كه زنان در آن به طور سنتي بسيار بيش از زنان غرب محروم بوده‌اند…زمينه يابي 1973 مردم ژاپن نيز با 73 درصد مردان” راضي” يا ” نسبتاً راضي” در مقايسه با 81 درصد زنان (آي وائو. 1976)، به تفاوتهاي نسبتاً زيادي در خصوص رضايت از زندگي ميان زنان و مردان دست يافت…ليكن اين با الگوي آرزو ـ تطابق موافقت دارد. زنان ژاپني براي قرنها در زندگي تابع پدرانشان در دوران كودكي، شوهرانشان در طول ازدواج و سپس از آن تابع پسرانشان بوده‌اند. سطوح آرزوهايشان بازتاب اين واقعيت است. ]لذا به نظر مي‌رسد[ پديدة‌ جديد بهبود يافته] است [با آنكه هنوز از برابري بسيار دور است ـ موجب سطوح نسبتاً بالاي رضايت از زندگي شده باشد(همان:251). جمهوري ايرلند از اين لحاظ تا حدي شبيه ژاپن است…( همان:253). يك فراگرد تطابق رواني هم توسط “زاجونك” (1968) مطرح گرديده است. وي نشان داده است كه ميزان علاقه مشخص به يك خواسته معين تابعي از آگاهي وي نسبت به آن مي‌باشد كه خود تابعي است از مدت زماني كه شخص در معرض آن هدف قرار داشته است(همان:254).
گرايش كلي سعادت ذهني اين است كه در شهرهاي كوچك كمي بيشتر باشد. ازدحام، آلودگي، سروصدا ميزان بالاي تبهكاري مشخصه بسياري از شهرهاي بزرگ است؛ اينها بر سعادت ذهني تأثير منفي مي‌گذارند(همان:258). دينداري با سعادت ذهني ارتباط دارد، كساني كه مرتباً به كليسا مي‌روند و يا ايمان مذهبي دارند خوشبختتر از آنهايي هستند كه به كليسا نمي‌روند و ايمان مذهبي هم ندارند.
… تفاوت در سعادت ذهني با تفاوت در دينداري به طرز قابل توجهي بزرگتر از تمام تفاوت‌هايي است كه تا كنون مشاهده كرديم. در ميان شانزده كشور اروپايي به طور كلي آنهايي كه به طور ميانگين هفته‌اي يكبار به كليسا مي‌روند 8 درصد بيش از آنهايي كه هرگز به كليسا نمي‌روند از زندگيشان راضي هستند و 9 درصد بيش از آنان خوشبخت هستند.
… بيشتر آئين هاي مذهبي شخص را به محدود كردن سطوح آرزوهايش تشويق مي‌كنند ـ كه براي به حداكثر رساندن سعادت ذهني رهيافت درستي است، به ويژه در جوامع ما قبل صنعتي كه اقتصاد‌هاي ثابتي داشته و تحرك اجتماعي در آنها بسيار محدود است(همان:259).
… به نظر مي‌رسد تحصيلات به نسبت سن، جنس، يا اندازه اجتماع تأثير بيشتري بر احساس سعادت داشته باشد، اما تاثير آن (6 درصد) تا حدي كمتر از گرايش مذهبي است(همان:260). در کل آثار سن، جنس، نژاد، تحصيلات و حرفه تنها موجب 8 درصد پراكنش (واريانس)در شاخص كاملاً معتبر رضايت كلي از زندگي است(همان:242). نتايج نشان مي‌دهد كه رضايت از زندگي به طور كلي و خوشبختي يك چيز نيستند، اولي يك برآورد شناختي‌تر و دومي يك حالت بيشتر عاطفي است. (كمبل، كانورس و راجرز 1979 , “اندروز”و “وايتي”1976). ليكن هر دو پرسش احساس كلي سعادت ذهني و نه جنبه‌هاي خاص زندگي شخصي را نشان مي‌دهد و ظاهراً اين پرسش اول است كه با الگوي آرزو ـ تطابق كاملاً منطبق است. از اين گذشته، پاسخهاي داده شده به اين دو سئوال كاملاً بهم ارتباط دارند زيرا همبستگيهاي مورد مشاهده ميان آنها در جوامع مورد تحليل پيوسته بين 5/0 تا 7/0 است)…همان:248).
جدول 2-19خلاصه مهمترين نتايج پيشينه تجربي
منبع
متغير وابسته
نوع اثر
متغير مستقل
رديف
David Lackland. 2000 . P: 315,338
به نقل از قهرمان،1384
رضايتاز زندگي
کاهش
احساس تبعيض
1
David Lackland. 2000 . P: 315,338
به نقل از قهرمان،1384
رضايتاز زندگي
افزايش
تعداد دوستان
2
David Lackland. 2000 . P: 315,338 و نيز با اقتباس از وضعيت و نگرش جوانان .1380
رضايتاز زندگي
افزايش
رضايت مالي
3
(Turksevcretal,2000 p:163)ونيز فردوسي پور.1381
رضايتاز زندگي
کاهش
افزايشسطح انتظارات از زندگي
4
Mcintosh, 2001 p :38)) به نقل از (chang et al 1997 ,…) نيز مراجعه شود به (گلزاري . 1381)
رضايتاز زندگي
افزايش
مثبت نگري
5
اقتباس از : (Ryan and Dziurawiec . 2000 p:185)نيزمراجعهشودبه (گلزاري . 1381 : 6)
رضايتاز زندگي
کاهش
دنيا گرائي
6
عظيمي،1382
رضايتاز زندگي
افزايش
دينداري
7
lisaRayan and Suzane Dziurawiec.2000.P:193
رضايتاز زندگي
افزايش
سلامت جسماني
8
lisa Rayan and Suzane Dziurawiec.2000.P:191
رضايتاز زندگي
کاهش
بيکاري
9
نيکجو1377
رضايتاز زندگي
افزايش
رضايت از خانواده
10
نيکجو1377
رضايتاز زندگي
افزايش
گرايش به معنويت
11
اقتباس از وضعيت نگرش به جوانان
رضايتاز زندگي

جنس
12
David Lackland.Sam.2000.P:315&330
رضايتاز زندگي
کاهش
احساسنابرابري اجتماعي
13
ارزشها و نگرشهاي ايرانيان ويژه مشهد
رضايتاز زندگي
افزايش
تاهل
14
مقايسه بلژيك و آلمان در دهه 1980مراجعه شود به اينگلهارت ،. رونالد . 1373، ترجمه مريم وتر
رضايتاز زندگي
افزايش
رشد اقتصادي
15
اينگلهارت. 1373، ترجمه مريم وتر
رضايتاز زندگي
افزايش
امنيت اقتصادي
16
اينگلهارت. 1373، ترجمه مريم وتر
رضايتاز زندگي
افزايش
رضايت از تحصيلات
17
نايبي. 1375
رضايتاز زندگي
افزايش
رتبه شغلي بالا
18
نايبي. 1375
رضايتاز زندگي
افزايش
درآمد بالا
19
نايبي. 1375
رضايتاز زندگي
افزايش
اعتماد اجتماعي
20
نايبي. 1375
رضايتاز زندگي
کاهش
از خود بيگانگي
21
محسني.1379
رضايتاز زندگي
افزايش
رضايت از سواد
22
محسني.1379
رضايتاز زندگي
افزايش
رضايت از درآمد
23
دوركيم به نقل از رفيع پور.1378 (ب) :18
رضايتاز زندگي
کاهش
آنومي اجتماعي
24
(رفيع پور.1377 :373
رضايتاز زندگي
افزايش
ميل به ارتقا
25
كريزبرگ.به نقل از صفدري.1374
رضايتاز زندگي
کاهش
احساس محروميت
26
كريزبرگ.به نقل از صفدري.1374
رضايتاز زندگي
کاهش
انتظارات بالا
27
صفري شالي، 1383: 135
رضايتاز زندگي
افزايش
احساسعدالت توزيعي
28
رابينسون، 1976 :11
رضايتاز زندگي
افزايش
پايگاهاقتصادي -اجتماعي بالا
29
هيوستون ،2001 :25 وصفري شالي،1389: 4
رضايتاز زندگي
افزايش
احساس امنيت
30
مازلو بهنقل از مندوزا ،1995 :156
رضايتاز زندگي
افزايش
ارضاي نياز، رفع نياز
31
محسني تبريزي، 1373 :73 نقل از گودرزي1374
رضايتاز زندگي
کاهش
احساسبيگانگي اجتماعي
32
رفيع پور،1378 ب :30
رضايتاز زندگي
کاهش
مقايسه اجتماعي
33
رفيع پور،1377 :365
رضايتاز زندگي
کاهش
حرص و ولع
34
دورکيم،1369 :21 نقل از گودرزي،1388 :208
رضايتاز زندگي
افزايش
رابطه اجتماعي بالا
35
زيمل،1372 :52 نقل از گودرزي،1388 :212
رضايتاز زندگي
کاهش
دلزدگيزندگي شهري
36
شاملو به نقل از عسکري،1390: 54
رضايتاز زندگي
افزايش
رضامندي زناشوئي
37

ارزيابي پيشينه تجربي
دو روش کاملا مجزا در تحقيقات “رضايت از زندگي” وجود دارد که هر کدام از اين روش ها به شيوه متفاوت و در تقابل با يکديگر به مقوله رضايت از زندگي نظر ميپردازند. اين دو روش را به طور کلي رويکرد سازه گرايانه و کل گرايانه را شامل مي شوند. رويکرد نخست به رضايت از زندگي به مشابه نگاهي سازه گرايانه است. در بيشتر تحقيقات نيز از اين شيوه استفاده شده است. در اين نگاه رضايت داراي ابعادي چند است. به عبارتي در اين ديدگاه به قلمروهاي زندگي اشاره دارد و رضايت از زندگي به سازگاري با حيطههاي زندگي از قبيل کار، ازدواج، درآمد و غيره مي باشد. آنچه در اين رويکرد به عنوان ابعاد سازه ذکر مي گردد نمي توان جزء اجزاي رضايت از زندگي محسوب نمود بلکه بايد جزء متغييرهاي پيش بيني کننده آن محسوب گردد. رويکرد دوم بر رضايت از زندگي، نگاه کل گرايانه دارد. در اين ديدگاه که قضاوت درباره رضايت از زندگي وسيعتر بوده و شامل قضاوت درباره درک فرد از کل زندگي و احساس فرد به زندگي خود مي باشد(دانون و هالپرن، 2002: 29). علاوه بر اين در نگاه کل گرايانه وضعيت کنوني زندگي پاسخگو مستقيما پرسش مي گردد نه اينکه ابتدا حوزه هاي متفاوت زندگي را تک تک مورد پرسش قرار دهيم و آنگاه به جمع آن بپردازيم(قهرمان، 1384). در زير خلاصه اي از نتايج تحقيقات رادر چهارچوب اين دو رويکرد را مي‌آوريم.
الف: نگاه سازه گرايانه : در اين نگاه رضايت از زندگي سازه‌اي است كه داراي ابعادي چند است، هر چند در ذيل اين رويكرد نيز تنوعي حاكم است.
1- در برخي كارهاي انجام شده ابعاد رضايت از زندگي عبارتند از: رضايت از زندگي خانوادگي، رضايت از مسكن، رضايت از شغل و رضايت از تندرستي.(نايبي، 1375 : 20).
2- در اثري ديگر ابعاد رضايت از زندگي عبارتند از: رضايت از خود،‌رضايت از دوستان،‌ رضايت از خانواده،‌ رضايت در محيط زندگي،‌ رضايت از محيط كار -كه در آن تحقيق خاص كه مربوط به دانش آموزان مدرسه است (عظيمي هاشمي، 1382 : 116) همچنانكه ملاحظه مي‌گردد در اين دو پژوهش ابعاد رضايت از زندگي از جنس رضايت است.
3- در اثري ديگري ابعاد رضايت از زندگي از جنس غير رضايت است؛ مثلاً عبارت است از رغبت به زندگي، تناسب ميان اهداف دست‌يافته و آرزوها، شاد و مثبت‌بين بودن، ثبات قدم وشكيبايي و تصور از خود به لحاظ زيستي،‌ رواني و اجتماعي (آدامز،1969 :470نقل از قهرمان،1384 :140).
4- اثر پژوهشي ديگر متعلق به رين55 و همكارانش است. در پژوهش مذكور به رابطه بين رضايت از زندگي و دنيا گرايي مي‌پردازد كه شرح آن به تفصيل ذكر شده است. در مقاله مذكور به ابعادي همچون اسكان, زندگي خانوادگي, شغل, سلامتي و … اشاره شده است. (Ryan Lisa & Dziurawiec , Suzanne. 2001:191-193نقل از قهرمان،1384 :138 ).
ب: نگاه کل گرايانه
در اين نگاه” رضايت از زندگي “فاقد ابعاد است و اگر در تحقيقات از گويه‌هاي متعددي براي سنجش آن استفاده شده قصد محقق ارتقاء سطح سنجش آن از ترتيبي به فاصله‌اي بوده است, هر چند در بسياري از تحقيقات براي سنجش از يك گويه استفاده شده است:
1- در يك اثر تحقيقي براي سنجش رضايت از زندگي مستقيماً‌ از خود فرد خواسته مي‌شود كه ميزان رضايت از زندگي خود را در قالب يك طيف چند گزينه‌اي ليكرت علامت بزند ” آيا بطور كلي از زندگي خود راضي هستيد؟ ” (محسني، 1379 : 259 ).
چنانكه مشاهده مي‌شود محقق در اينجا براي سنجش رضايت از زندگي خود واژه رضايت از زندگي را به كار مي‌برد. گرچه اينگونه گويه‌سازي غالباً امري نارواست به ويژه اينكه بخواهيم در تعريف يك واژه از خود آن واژه بهره بگيريم. ولي بنظر مي‌رسد در مورد متغير رضايت از زندگي به علت عام و گويا و كلي بودن مفهوم آن،‌رواست. در موارد ديگري نيز اين رويه ملاحظه شده است.
مثلاً‌ در اثر پژوهشي رونالد اينگلهارت گرچه رضايت فرد از كل زندگي را بازتاب مجموع رضايت وي در زمينه‌هاي گوناگون همچون درآمد،‌ مسكن، شغل،‌ فعاليتهاي فراغت،‌ زندگي خانوادگي و مانند آنها مي‌داند. (اينگلهارت، رونالد، 1373، ترجمه مريم وتر: 247) .امّا در آنجا هم همچنان كه ملاحظه شد مانند مورد قبل در گويه‌سازي هيچ تعريفي را از رضايت رساتر از آن نمي‌دانند كه از خود واژة‌ رضايت استفاده نمايند. (اينگلهارت. 1373: 248- 247).
تحقيق ديگري از آقاي ديش وهمکاران با موضوع سنجش خوشبختي ذهني56 انجام گرفته است.در اين اثر محقق هيچ تعريف خاصي را براي خوشبختي ذهني ارائه نمي‌كند تا پاسخگو از يك گسترة وسيع و كلي به ارزيابي ميزان خوشبختي خود بپردازد….. دراين تحقيق رضايت شخصي از طريق يك گويه ـ در قالب طيف پنج گزينه‌اي ليكرت ـ‌ آورده شده و از پاسخگويان پرسيده شده كه ” شما به عنوان يك شخص چقدر از خودتان رضايت داريد؟” (ديش وهمکاران،2000 :53 نقل از قهرمان،1384 ،141). در نمونه‌اي ديگر از پژوهشهاي انجام پذيرفته براي سنجش رضايت از زندگي از پنج معرف و گويه كه در قالب طيف پنج گزينه‌اي ليكرت است،‌ استفاده نموده است. برخي از اين گزينه‌ها عبارتند از
الف ـ من در زندگيم خشنودم.
ب ـ چنانچه قرار باشد به زندگيم ادامه دهم هيچ چيزي را تغيير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره درآمد سرانه Next Entries پایان نامه رایگان درباره سلسله مراتب، اوقات فراغت