پایان نامه رایگان درباره دفاع مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

شنونده، به دنبال يك مفهوم محض، از مختصات آن است. مثل يك نقاش از رنگ ها به تناسب فضاي شعرم استفاده مي كنم. اشياء برايم هيچ وقت همان نيستند كه در ظاهر به آن نگاه مي كنم. سمبل ها هم در شعرم ارزش خاصي دارند.”10 و اين نقاش ساني و نقاش واري توصيه ايست كه بزرگان به خيل شعرا كرده اند ” ارسطو توصيه مي كند كه شاعران نيز روش نقاشان را در پيش گيرند، و همچون آنان وقتي مي خواهند اصل چيزي را تصوير نمايند، تصويري سازند شبيه به اصل اما بهتر از آن.”11 يعني اصل چيزي را ديدن و آن اصل را به تخيل و فن شعر آميختن و زيباتر عرضه كردن اين مقوله را اگر به مثابه يك اصل بپنداريم بايد گفت درديگر هنرها و از جمله در خود هنر نقاشي هم وضع به همين منوال است يعني استاد نقاش به هنرجوي خود مدام گوش زد مي كند كه جور ديگر ببين، آن چه را كه ديگران نمي بينند تو بايد ببيني، ظرافت ها، سايه ها و هر آن چيزي كه به اعتلاي تصوير ترسيم شده عينيت مي بخشد.
سيمين در جاي ديگري باز در باب تصوير گفته است:” من كمتر به تصوير، صرفاً از جنبه تصويري آن فكر كرده ام، بلكه هميشه در جست و جوي چيزي براي عينيت بخشيدن به عاطفه بوده ام و شايد هميشه همين عاطفه موجب تداعي تخيل شده است و شايد به همين علت تصوير هاي من كمتر انتزاعي هستند و بيش تر رشته عاطفه من است كه آن ها را به سويم مي كشد. از طرف ديگر تصوير يا تخيل را هميشه در تقارن و تضاد يا تشابه به كار گرفته ام و شايد از همين جهت است كه تصويرهايم ابعاد مختلفي دارند.”12 عاطفه دقيقاً همان عنصري است كه عينيت و تجسم خارجي ندارد و شاعر ما در اشعار خود آن بخشي را برجسته مي كند كه ديگر چشم ها قادر به ديدن و تجسم آن نيست گرچه احساسش مي كند.
نمونه را، اين شعر مي آوريم تا عاطفه پنهان در قلب آدمي را به عينه در شعر سيمين بازخواني و يا به ديگر سخن بازبيني كنيم:

* باغ مهتاب
ديشب، اي بهتر ز گل! در عالم خوابم شكفتي / شاخ نيلوفر شدي در چشم پر آبم شكفتي
اي گل وصل از تو عطرآگين نشد آغوش گرمم / گرچه بشكفتي ولي در عالم خوابم شكفتي
بر لبش، اي بوسه ي شيرين تر از جان! غنچه كردي / گل شدي، بر سينه ي هم رنگ سيمابم شكفتي
شام ابر آلود طبعم را دمي چون روز كردي / آذرخشي بودي و در جان بي تابم شكفتي
بستر خويش از حريري نرم چون مهتاب كردم / تا تو چون گل هاي شب در باغ مهتابم شكفتي
خوابگاهم شد بهشتي، بسترم شد نو بهاري / تا تو، اي بهتر ز گل! در عالم خوابم شكفتي .
(سيمين بهبهاني- مجموعه اشعار- مرمر- شعر باغ مهتاب – صفحه 324)
اين نمونه شعر عاطفي كه سرشار از عواطف زنانه است پر است از تشبيهاتي كه شاعر براي ملموس كردن مقصود خود بدست داده است.
در باب ارائه اثر مختص به بانوان در آثار سيمين بايد گفت:” هر چند سيمين اثر مستقلي از وضعيت زنان در جامعه ايراني ننوشته، ولي براي زن مي نويسد. زيرا مي داند زن موجودي نيرومند و از ناتواني مبراست؛ زن به اعتقاد او محور هستي و شگفتي عظيم خلقت است. زن سازنده جامعه و شريك و همكار مرد است و اگر در جامعه اي مرد عقب مانده و ستم ديده و بدبخت باشد، طبعاً زن هم همين حالت را دارد.”13 اين نگاه زنانه، زباني است براي بيان رنج ها و شادي ها و هر آن چه كه در خصوص زن نياز به بيان دارد.
براي بررسي حس حماسه پردازي درآثار سيمين ناگزيرگريزي به نظريهي روانشناسي يونگ مي زنيم و روان آنيموسي سيمين را تحليل مي كنيم و البته بايد گفت به همين ترتيب روان آنيمايي سرشك را نيز بررسي خواهيم كرد. روان و روحيه اي كه مي توان دراشعار حماسي سيمين از مجموعه شعر ” خطي زسرعت و از آتش” سراغ گرفت. تا به اكنون بر اين باور بوده ايم و بوده اند كه سرودن حماسه و اشعار حماسي عرفاً به زبان مردان جاري است و زباني مردانه دارد لكن آنجا كه زني حماسه سرايد و ساز حماسه كوك كند، روح مردانه ي او بر وجودش محيط گشته و مسلط؛ چندان كه در آثار سيمين اشعاري كه براي جنگ و جبهه و ايام دفاع مقدس دارد اين روحيه به خوبي ظهور و بروز مي يابد.
از آن جا كه ” سيمين طبيعت گرا نيست وغالباً مضامين آن حول انسان شهر نشين دور مي زند.”14 و درست در اين خصيصه شعر او با شعر شفيعي كدكني متفاوت و متمايز است لذا او ” در غزل خود به فرم و زباني رسيده است كه مي تواند در آن به راحتي از مشخص ترين موضوعات اجتماعي حرف بزند.”15 موضوعاتي چون جنگ، ايثار، جانبازي كه مبتلا به يك دوره زماني مشخص يعني دهه شصت تاريخ معاصر ايران است .ذكر نمونه اي از زبان خود سيمين به آشنايي مخاطب با روح حماسي وي كمك شاياني خواهد نمود.

* برويد تا بمانم
برويد تا بمانم برويد تا بمانم / كه من از وطن جدايي به خدا نمي توانم
چو مجال تن شود طي چو بريزدم رگ و پي / تو همان ” حكايت ني ” شنوي ز استخوانم
شب غربت ار چه رنگينز بلور و نور و آذين / به چه كار آيدم اين كه در او نه شادمانم؟
ز گدازه هاي آتش شب و روز در كشاكش / چو خيال من مشوش شده ذهن آسمانم
گل روشني نهان به خفه در چراغدان به / كه به گوشها سنان به ز خروش گزمگانم
حرمي كه سايه مي زد به سرم اگر بريزد / دل من كجا گريزد كه مقيم آستانم؟
من و كودكان و پيران غم جنگجو دليران / به همين خموش ويران كه دروست آشيانم
من و كنج اين پريشان به ديار سفله كيشان / نروم كه مهر ايشان به گداوشي ستانم
اگر اين كبود ايوان نه گشاده است و خندان / زمن است و شهروندان نه به وام سايبانم
به اميد روز بهتر پي گام، گام ديگر / زده ام به سوي باور برويد تا بمانم….
( مجموعه اشعار، شعر خطي ز سرعت و از آتش، صفحه 621)
و يا اين شعر سيمين كه آن را به مدافعان دلير ” خونين شهر ” و همه شهرهاي خونين وطنش هديه كرده است:

* بنويس! بنويس! بنويس!
بنويس! بنويس! بنويس: اسطوره ي پايداري / تاريخ، اي فصل روشن! زين روزگاران تاري
بنويس: ايثار جان بود غوغاي پير و جوان بود / فرزند و زن، خان و مان بود ار بيش و كم، هر چه داري
بنويس: پرتاب سنگي حتي ز طفلي به بازي / بنويس: زخم كلنگي حتي ز پيري به ياري
بنويس: قنداق نوزاد بر رسيمان تاب مي خورد / با روز، با هفته، با ماه بر بام بي انتظاري
بنويس كز تن جدا بود آن ترد ، آن شاخه ي عاج / با دستبندش طلايي با ناخنانش نگاري
بنويس كانجا عروسك چون صاحبش غرق خون بود / اين چشم هايش پر از خاك آن، شيشه هايش غباري
بنويس كانجا كبوتر پرواز را خوش نمي داشت / از بس كه در اوج مي تاخت رويينه باز شكاري
بنويس كان گربه د رچشم اندوه و وحشت به هم داشت / بيزار، از جفت جويي بي بهره از پخته خواري
نستوه، نستوه، مردا! اين شير دل، اين تكاور / بشكوه، بشكوه، مرگا! اين از وطن پاسداري
بنويس از آنان كه گفتند:- يا مرگ، يا سر فرازي / مردانه تا مرگ رفتند بنويس! بنويس! آري…
( مجموعه اشعار، خطي ز سرعت و از آتش، بنويس! بنويس! بنويس! صفحه 618)
سيمين در اين اشعار با روح مردانه ي خويش دست به خلق اثر زده و سخن خود را سلحشورانه، آمرانه ومغرورانه به گوش هموطن جنگ زده خويش رسانده است. سيمين در اغلب شعرهايش ” نه شعار داده و نه به دام ايدئولوژي هاي ابتدايي افتاده كه هر چه بدوي تر، عوام پسند تر.”16 اين يعني همان كه مي گويند ” سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند ” ساده، صميمي و بي تكلف سخن گفتن يا همان سهل ممتنع، كه عوام بفهمند و خواص بپسندند.
” در برخي سروده هاي بهبهاني، از همه امكانات تازه ي بياني – كه در شعر آزاد معاصر مطرح است- بهره برده شده است. در اين گونه غزل ها زبان، ساختار، خيال و مفهوم، همگي مربوط به جهان معاصرند و از سنت هاي شعر گذشته، در اين شعرها، جز وزن و قافيه چيزي بر جاي نمانده است. ديگر گونه نويسي قالب غزل و گسسته نويسي مصراع ها، نشانه هاي آشكارتري از تلاش بهبهاني در نزديك شدن به شعر آزاد است.”17 يعني رهايي از هر گونه تكلف كه مزاحم بيان ساده و صميمي شاعر شود از خصيصه هايي است كه هم خود سيمين و هم آنان كه شعر او را تحليل و بررسي كرده اند بدان اشاره هاي مبسوط داشته اند.
سيمين با جهاني كه در آن زندگي مي كند و با همه عوامل خوب و بد آن سخن مي گويد و اين برههي زمان يعني حال را به تصوير و بيان مي كشد ” از دنياي ذهني گذشتگان به تدريج فاصله گرفته و خود را غرق در عينيت هاي دنياي پيرامون خود مي كند. او در اين رهگذر به بسياري از واژه ها، خصلت شاعرانه داده و مضامين و موضوعات مختلف امروز را با زباني تازه و بياني نو به شعر در آورده است.”18
در خصوص اين طرز گفتار و نوع خاص سخن سيمين بهاء الدين خرمشاهي شعري سروده است كه ذكر آن را هم به لحاظ بيان نظر خرمشاهي در باب شعر سيمين و هم به لحاظ اين كه در رثاي سيمين سروده شده خالي از لطف نمي بينم. لازم به ذكر است كه اين شعر را خرمشاهي در كتاب نبض شعر خود ذيل توضيحاني كه بر ويژگي هاي وي نگاشته است مقرر نموده و بدين طريق اظهار نظر كرده است:
اوستـــاد غـــزل خانــم بهبهــــاني روح دارد همه شعرهاش از رواني
نكته سخت همواره هموار گـــويد داده طرز كهن را طراز جواني
انقلابيكه حافظ بهپا درغزل كرد بود محتاج اين گونه خانه تكاني
حرف گويـد، ولي هيچ حكمت نبافـــد نكته گويد در اين قحطي نكتـه دانـي
با كــليشه سر سازگـــاري ندارد هرچه تصويردارد همه ناگهاني
لحظه اي آني از يك نگه يك تبســــم گشته در شعــر جــادوي او جاوداني
بوده در بند آزادي از ديــــرها بــاز دســت او بر سر نبض دردِ جهـــاني
بس تسلي نمي يابد از همزبانـان اي خوشا همدلي هاي بي همزباني
سرد مهريعلاجشنهعشقونهعقلاست پاد زهري ندارد به جز مهرباني
او غزل را سخن گفتن تــازه آموخت شد رها زان هميني و از اين همـاني
گاه نجواي مهرستموسيقيشعر گاه مه بانــگ يا صيحه آسمـــاني
شعراين جايي اكنون خوب وخرّم بشكنــد قيــد هاي زماني- مكاني
شعر با روح ديروز، شعر روان بود شعر مجروح امروز شعر رواني
شعرتومايه خوشدلي، دلخوشيهاست سال ها، شاد زي، دير زي، بهبهاني
( نبض شعر، بهاء الدين خرمشاهي، صفحه 105 )
در اين شعر، بهاءالدين خرمشاهي نظرات خود را در قالب غزل دربارهي شعر سيمين بيان داشته وي سيمين را استاد غزل دانسته و غزل او را انقلابي در طرز غزل گفتن بيان داشته است و مجموع آن چه از خصايص شعر سيمين است را مانند گريز از كليشه، تصاوير غافلگير كننده، آزادي در سخن گفتن و بيان مسائل اجتماع و دردهاي مبتلا به مردم، بيان احساسات مهربانانه كه ناشي از زنانه بودن اثر است و نيز اشاره به حماسه هاي او با تعبير صيحه آسماني، تجزيه و تحليلي شاعرانه كرده است.
خصوصيت شعري ايجاز در شعر سيمين كمتر به چشم مي خورد اگر بخواهيم ويژگي هاي شعر سيمين را هم برشمريم شايد كمتر ردپاي مباني صور خيال را در آن بيابيم سيمين بيش تر به دنبال طرح مسئله و بيان مفهوم در قالب تصاوير است. در كتاب بررسي شعر بانوان در ادبيات معاصر، نقل قولي از علي محمد حق شناس است كه خصوصيات شعر سيمين را اين گونه بر مي شمرد:
“1. شعر او پويش نا مكرر است.
2. شعري است كه هم پاي حيات و هستي در تغيير است.
3. شعري است با سرشت روايي
4. شعري است مضموني و محتواي آن را مستقيماً از ساختار معنايي به ظاهر، هر تك لايه اي آن به دست مي توان آورد.
5. شعري است كه صرف سرشت روايي اش با جوامع عصر جديد، پيوندي اندام وار و ناگزير دارد.
6. شعري است كه در يكي از معاصرترين انواع زبان در تجلي است.
7. و سر انجام شعري است كه در خدمت تجربهي رخداد هاي نا منتظر بيروني است و نه در صدد تذكار و تزكيهي درون.”19

تصاوير شاعرانه از نظرگاه سرشك
در نگاهي به اشعار محمد رضا شفعي كدكني هم مي توان به تصاويري كه ساخته و پرداخته احساسي لطيف است دست يافت، كه به حق مي توان گفت يك تابلوي نقاشي زيبا از طبيعت خاطره انگيز پيرامون خود را نه با رنگ و قلم مو كه با خط و نوشته در برابر ديدگان مخاطب خويش ترسيم مي كند و به نمايش مي گذارد. محمد رضا شفيعي كدكني در كتاب صور خيال

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره فنون بلاغت، زبان زنانه، جهان خارج Next Entries پایان نامه رایگان درباره شعر زنانه